eitaa logo
زندگی در فرهنگ
476 دنبال‌کننده
884 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
بخش ۱ از ۲ خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی سعید اشیری یک. سخنان اخیر آقای سید محمدباقر خرازی درباره‌ی استعفای رئیس‌جمهور و واکنش دفتر رهبر گرامی، فارغ از صحت اصل روایت، یک اثر سیاسی قابل تأمل داشت: موضوعی را که در فضای شایعه و ابهام می‌چرخید، به سطح «تصریح» آورد و طرف‌های اصلی را به واکنش واداشت. رئیس‌جمهور اصل ماجرای استعفا را تکذیب کرد و دفتر رهبر گرامی انقلاب نیز روایت خرازی از واکنش معظّمٌ‌له را نادرست دانست. با نگاهی همدلانه، شاید بتوان این افشاگری را به نیشتر زدن به یک دُمل تشبیه کرد: خارج‌کردن یک شایعه‌ی مزمن از منطقه‌ی خاکستری. از این جهت، اندکی می‌توان با آقای خرازی همدلی کرد ــ‌از باب پیامد و نتیجه‌ی این افشاگری ــ بی‌آنکه صورت کار او را تأیید کرد. دو. اهمیت این ماجرا در شرایط کنونی بیشتر است. اگر آن را در کنار مباحث مربوط به «علی‌الأصول» و نیز شروط تفاهم با آمریکا و مطالبه‌ی رهبری از شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری شروط توافق قرار دهیم، با پدیده‌ی خاص و کم‌سابقه‌ای روبرو هستیم: «وزن‌کشی نیروهای سیاسی و جریان‌های نهادی». شواهد متعددی را می‌توان برشمرد که به نحو «کاملاً واضح» این وزن‌کشی را فریاد می‌کشد! آغاز دوره‌ی جدید رهبری، خواه‌ناخواه دوره‌ی بازتعریف موقعیت‌هاست: شخصیت‌ها، مدیران و نهادها می‌کوشند وزن خود را بسنجند و قواعد نظم جدید را از همان ابتدا شکل دهند. ازاین‌رو کنش‌های نامتعارف و «برهم‌زننده»ی امروز ــ مثل استعفاء یا افشاگری و از این قبیل ــ معنای گفتمانی و تحلیلی فراتری دارند. سه.بازگردیم به اصل بحث. همین‌جا نخستین پرسش درباره‌ی آقای خرازی آغاز می‌شود. او مدعی است حدود شصت جلد برنامه و اسناد سیاستی برای اداره‌ی کشور در اختیار دارد؛ و فراتر از این، تا جزئی‌ترین ساختارهای حاکمیتی هم «طرح» دارد و هم «برنامه»؛ ورای این، او حتی از الگویی برای «گذار از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی» سخن می‌گوید. این دعوی بزرگ، پرسش‌هایی هم‌سنگ خود می‌طلبد: این اسناد محصول کدام خِرد جمعی‌اند؟ روش‌شناسی، شواهد و مبانی آن‌ها چیست؟ چه متخصصانی آن‌ها را آزموده‌اند؟ چقدر در دسترس نقد عمومی‌اند؟ بگذریم که حجم برنامه، جای اعتبار برنامه را نمی‌گیرد. چهار. مسئله‌ی دوم، اتکای مکرر آقای خرازی به اطلاعات محرمانه و غیرعمومی است. کنشگر سیاسی نمی‌تواند اعتبار گفتارش را پیوسته از اخباری بگیرد که مخاطب هیچ راهی برای سنجش آن‌ها ندارد. اهمیت تکذیب اخیر دفتر رهبری نیز از همین‌جا بیشتر می‌شود. افشاگری وقتی فضیلت سیاسی است که اطلاع، مصلحت، زمان و پیامد آن سنجیده شده باشد؛ وگرنه مرز میان «اطلاع داشتن» و «تولید اقتدار از طریق ادعای دسترسی به امر محرمانه» باریک می‌شود. این سنّت سیئه‌ای است که سال‌هاست برخی از متنفذان سیاسی از آن بهره می‌جویند و انگل‌وار از خون اعتماد مردم می‌مکند! بارها و بارها، همین جماعت، رهبر شهید را مجبور کردند که تصریح کنند سخن درِگوشی با کسی ندارند! 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
بخش ۱ از ۲ خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی سعید اشیری یک. سخنان اخیر آقای سید محمدباقر خرازی درباره‌ی ا
بخش ۲ از ۲ خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی سعید اشیری پنج. این مسئله هنگامی جدی‌تر می‌شود که ادعای اطلاع از امور محرمانه با ادعای اطلاع از «عوالم غیب» درآمیزد، مثل: سخن‌گفتن از وضعیت برزخی اشخاص درگذشته یا مشاهده‌ی اجنّه و حالات آنان. مسئله، انکار باور دینی به غیب نیست؛ مسئله، تبدیل ادعای شخصی درباره‌ی دسترسی به غیب به بخشی از گفتار عمومی یک کنشگر سیاسی است. ادعایی که اصولاً در معرض سنجش مشترک قرار نمی‌گیرد، نمی‌تواند به‌آسانی پشتوانه‌ی اقتدار سیاسی قرار گیرد. شش. سوی دیگر مسئله، تصور آقای خرازی از بسیج اجتماعی است. از برخی سخنان او چنین برمی‌آید که با گردآوردن جمعیت‌هایی با ضرایب معین در شهرها و آوردن آنان به خیابان‌های تهران می‌توان مسائلی چون «حجاب» را حل کرد. اینجا با نوعی ساده‌سازی مسئله‌ی اجتماعی مواجهیم. حجاب در ایران امروز با تحولات نسلی، فرهنگی، خانوادگی، رسانه‌ای، دینی و رابطه‌ی جامعه و حکومت درهم‌تنیده است. قدرت بسیج اجتماعی در ایران، بنیاد اصلی پایداری ایران اسلامی است و نمی‌توان آن را با روش‌های غیرعالمانه و نادقیق و غیرمتناسب به‌کار برد و آن توان ارزشمند را به یک ابزار مبتذل اجتماعی بدل کرد. هفت. شاید بتوان مجموعه‌ی این نقدها را در دو میل در تاروپود سخنان ایشان خلاصه کرد: «میل به افشاگری» و «میل به جمع‌کردن نیرو». این هر دو نیرو، شاید برای سیاست لازم‌اند؛ اما هر دو بدون حکمت سیاسی می‌توانند به ضدّ خود تبدیل شوند. سیاست‌ورزی فقط دانستن نیست؛ دانستن این نیز هست: اینکه چه چیزی، چه هنگام، چگونه و با چه پیامدی باید گفته شود. سیاست فقط جمع‌ کردن نیرو نیست؛ تشخیص اینکه کدام مسئله با قدرت و کدام با اقناع، اصلاح نهادی و گفت‌وگو حل می‌شود نیز هست. ازاین‌رو حتی افشاگری اخیر آقای خرازی که در آغاز می‌شد با آن همدل بود، در پرتو این الگوی رفتاری دوباره محلّ پرسش می‌شود. با این نشانه‌ها، دشوار است بتوان بی‌تحفظ از آقای خرازی به‌عنوان یک استراتژیست، راهبردنگر و کنشگر برخوردار از درایت در سیاست انقلابی یاد کرد؛ زیرا راهبرد، پیش از کثرت اطلاعات و برنامه‌ها، هنر تشخیص نسبت میان حقیقت، مصلحت، زمان و عمل است. 🌐@drAshiri
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 محمدجواد لاریجانی: نباید قانون تنگه هرمز مثل لایحه حجاب شود
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
‍ 🗒 خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی ▪️ گزارش یادداشت | سعید اشیری: در فضای سیاسی ایران، گاه یک سخن یا افشاگری می‌تواند موضوعی را که ماه‌ها در لایه‌های شایعه و ابهام جریان داشته، ناگهان به سطح تصریح و واکنش رسمی بکشاند. سخنان اخیر سیدمحمدباقر خرازی درباره‌ استعفای رئیس‌جمهور و روایت او از واکنش رهبر معظم انقلاب، دقیقاً چنین اثری داشته است: طرف‌های اصلی را وادار به موضع‌گیری کرد و پرونده‌ای نیمه‌پنهان را به عرصه‌ عمومی آورد. ➖ اشیری، این رخداد را نه صرفاً به‌عنوان یک خبر سیاسی، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از تحولات عمیق‌تر تحلیل می‌کند. نویسنده با نگاهی همدلانه اما نقادانه، افشاگری خرازی را به نیشتر زدن به یک دمل تشبیه می‌کند و در عین حال، آن را در بستر «وزن‌کشی نیروهای سیاسی» در آغاز دوره‌ جدید رهبری قرار می‌دهد؛ دوره‌ای که شخصیت‌ها، مدیران و نهادها می‌کوشند موقعیت خود را بازتعریف کنند و قواعد نظم تازه را شکل دهند. ➖ نویسنده سپس از سطح این رویداد فراتر می‌رود و به الگوی رفتاری و فکری خرازی می‌پردازد: ادعای در اختیار داشتن ده‌ها جلد برنامه و اسناد سیاستی، اتکای مکرر به اطلاعات محرمانه و غیرقابل‌سنجش، آمیختن ادعای دسترسی به غیب با گفتار سیاسی، و تصور ساده‌انگارانه از بسیج اجتماعی برای حل مسائل پیچیده‌ای چون حجاب. همه‌ی این‌ها را در نهایت به دو میل بنیادی «افشاگری» و «جمع‌کردن نیرو» فرو می‌کاهد و نشان می‌دهد که چگونه این دو نیرو، بدون «حکمت سیاسی»، می‌توانند به ضد خود تبدیل شوند. 🔗 مطالعه متن کامل یادداشت 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از مُحَلِّل
پس از کنار رفتن آقای ذوالقدر از نمایندگی رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و استعفای ایشان از دبیری شورا که با عدم قبول این استعفا از سوی آقای پزشکیان همراه بوده، لذا رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در این مرحله حکم نمایندگی را برای آقای رضایی و مشاور سیاسی را برای آقای ذوالقدر صادر کردند و امیدواریم که آقای پزشکیان نیز به ملاحظات جایگاه و شانیت دبیر خصوصا با توجه به معیار حق رای افراد در جلسات شورا نیز توجه کنند. @Muhallel
زندگی در فرهنگ
پس از کنار رفتن آقای ذوالقدر از نمایندگی رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و استعفای ایشان از دبیر
:: پیش‌تر و در یادداشت «خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی» عرض شد افراد و جریان‌ها و حتی نهادها در حال «وزن‌کشی» در دوران شکل‌گیری نظم جدید قدرت در سیاست داخلی کشور هستند. پیام‌ها‌ و مصاحبه‌های اخیر روحانی، خاتمی، باهنر و… از همین باب است. در شرایط شکل‌گیری نظم جدید، جریان‌های قدرت، تلاش می‌کنند با «نقطه‌گذاری‌هایی» خود را در فضای گفتمانی جدید، بازسازی کنند. لازم به تصریح نیست که در چهارچوب ناهماهنگی «علی‌الاصول»، در انتصاب جدید شعام نیز رئیس‌جمهور نمره‌ی قبولی نگرفت و با آبروداری رهبر گرامی این گام را گذراند. منتقدان این وضع باید بدانند: اکنون راهی بجز تبیین نیست. باید مردم را قانع کرد که انتخاب‌های درست‌تری انجام بدهند. آقای پزشکیان، بزرگْ‌پرچمدار تضعیف ناموس جامعه‌ی ایران: «پول ملّی» است و باید جبران مافات کند. آن تضعیف بزرگ، جری کردن و حمله‌ی دشمن را در پی داشت. این جماعت اهل سیاست باید بدانند میدان وزن‌کشی آنها در برابر رهبری، چیزی جز این نیست: «عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!» 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
فرض کنید شما مدیر گروه خانواده در یکی از دانشگاه‌های مطرح ایران ــ دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام) ــ هستید و قرار است یک همایش بزرگ بین‌المللی را مدیریت کنید. این همایش سه‌روزه با مهمانانی از سراسر کشور و چندین کشور خارجی برگزار خواهد شد. بجز برگزاری منظم و بدون حاشیه‌ی اجرایی همایش، بسیاری از کارهای اجرایی مثل بلیت رفت و برگشت مسافرین، اسکان در هتل، آمدوشد، پذیرایی، ده‌ها هماهنگی و کار اجرایی و مسئله‌ی دیگر را باید فهرست کرد که این‌همه بر دوش آن مدیر گروه ارجمند است. حالا در چنین حال‌وهوایی، ابداع احتمال بفرمایید که بخش مالی دانشگاه، عمدتاً ناهماهنگ با این دبیر گرامی، عمل کند! فاکتورها را دیربه‌دیر پرداخت کند، به فاکتورها گیر بدهد که استعلام‌ها انجام نشده؛ گاهی بگوید موجودی حساب دانشگاه کافی نیست و از این قبیل؛ نهایتاً مدیر گروه شکایت می‌برد نزد رئیس دانشگاه و گلایه میکند؛ و‌ آنجا رئیس دانشگاه تأکید میکند که این همایش باید با آبروداری برگزار شود و بخش مالی دانشگاه باید همراه باشد... اما باز همان آش‌ و همان کاسه ادامه می‌یابد! «چنان که افتد و دانی»! در این وضعیت بغرنج، این مدیر گروه گرامی، میتواند استعفاء کند و نامه‌ی تندی بنویسد و بگوید با این وضعیت نمیشود کار را پیش برد یا اینکه با همه‌ی این صعوبت‌ها و رنج‌ها، کج‌دار و مریز بماند و کار را ادامه دهد، چون آن همایش، قرار است کار بزرگی در جهان علم به ثمر برساند. محسن رضایی از آن آدم‌هاست که همیشه پای کار می‌ماند. مدیر ماندن در روزهای سخت و بحرانی است؛ آدم پرحوصله‌ای که میتواند با قفس آهنین و سرد بوروکراسی ایرانی، کنار بیاید و حوادث بحرانی را به زبان این دیوان، ترجمه کند؛ حوصله کند و از چاره‌سازی‌های مختلف، راهی برای گذار از این سنگلاخ‌ها و صخره‌ها بگشاید. دعوی حقیر این است که ایشان، «مدیر تثبیت و توسعه» نیست؛ اما یکی از بهترین انتخاب‌ها برای «دوره‌های بحرانی و گذار» است. سختی‌های جنگ هشت‌ساله او را چنان فشرده و رزمنده کرده است که میتوان به حزم و درایت‌های او اعتماد کرد و هم‌سخنی مکرّر او با دو امام بزرگوار انقلاب اسلامی، او را به مراتبی از تناوردگی فهم و درایت رسانده است که برای شرایط امروز، یکی از بهترین انتخاب‌ها باشد. اگر گفتم ایشان مدیر توسعه و تثبیت نیست، نکته‌ای در نقد او نیست بلکه از سه جهت دیگر است: اولاً سبک‌های مدیریتی و رهبری، همه‌جانبه‌گرا نیستند؛‌ ثانیاً چه کسی میتواند ارزشمندی تدابیر یک مدیر بحران و گذار را کمتر از مدیر توسعه بداند؟! و ثالثاً حضرت ایشان، بارها خود را در موضع انتخاب عمومی قرار داد ولی اکثر مردم، تشخیص دیگری دادند؛ ‌این به‌معنای ضعف مدیریتی ایشان نیست بلکه حاکی از هم‌افق نبودنِ انتخاب و دغدغه‌ی عمومی با دغدغه‌ها و تدابیر و برنامه‌ی او برای شرایط تثبیت و توسعه است. باری، «آقا محسن» به‌مثابه‌ی یک مدیر ملّی و مقاومتی، دوباره امین سومین رهبر انقلاب می‌شود و باز همان سخنان جاوید امام راحل (ره) را به یاد می‌آورد: «من امروز بر این عقیده‌ام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن همه توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ افروزى‌هایى که در جهان علیه انقلاب اسلامى است، معلوم نبود موفقیت بیشترى از افراد موجود به دست مى‌آوردند. در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزى باید عرض کنم که انقلاب اسلامى ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است و به یارى خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌اى مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتى در جنگ پیروزى از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزى به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مى‌نگریستیم و مى‌رسیدیم ولى این بدان معنا نیست که در هدف اساسى خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‌ایم.» (صحیفه‌ی نور، جلد ۲۱، صفحه‌ی 94) 🌐@drAshiri
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 جنونِ «خِرَدِ مدرن»؛ چرا تمدن غرب ماشین کشتار غزه و ژاپن شد؟ 👤 دکتر ▪️دکتر غمامی در این گفت‌وگو، با استناد به مطلعِ شاهنامه فردوسی، به جایگاه مقوله‌ی «خون» در خرد ایرانی می‌پردازد. مصاحبه اختصاصی فکرت در حاشیه «شهادت امام خامنه‌ای(ره) و بازتاب آن در جهان اجتماعی» 📍 | 🌱 فکرت | گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅 @fekratmedia 🔅