eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.5هزار ویدیو
373 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 🎤 (ع) سلام الله علیها غزل، یکی از قالبهای شعری پرکاربرد در مداحی است. در قالب غزل اشعار زیادی از شعرای بزرگی چون و... در اختیار ذاکرین قرار دارد که در اینگونه غزلها، معمولا، مخاطبِ شعر به صورت صریح ذکر نشده است؛ به همین جهت این اشعار در جلسات مختلف قابل استفاده هستند. گاهی بدون هماهنگی قبلی، در جلساتی از مداحان عزیز، درخواست می شود که بخوانند، در حالیکه مطلب در مورد مناسبت جلسه به همراه ندارند؛ اینجاست که اینگونه غزلها بسیار به کار می آید؛ چراکه یک غزل مناسبِ روضه، در تمامی مناسبتهای شهادت، برای مداح کاربرد پیدا می کند و یک غزل مناسب اعیاد، در تمامی محافل شادی قابل استفاده است. ✅در فایل زیر، نمونه ای از غزلهای حافظ را ببینید، که توسط حاج حسن آقای خلج در شب وفات حضرت خدیجه(س) به کار رفته است. 📌دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت مثل دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد📌 در بیت چهارم، با توجه به تناسب عبارات(نازکی طبع لطیف) به این روایت اشاره شد که، به چه علت حضرت زهرا(س) را حورا نامیدند؟ به این علت که صورت مبارک آن حضرت به قدری لطیف بود که نسیم حرکت برگ گل روی آن اثر می گذاشت. با توجه به همین تناسب، به روضه کوچه و سیلی، اشاره کردند که، مناسب محتوای غزل و بیتِ مناسب ورود به روضه آن بود. از این نکته نتیجه می گیریم که، در ورود به روضه در اینگونه غزلها باید دنبال کلید واژه هایی باشیم که نوعی حلقه ارتباط باروضه مورد نظر ماست. .👇
4_5884053771876565146.mp3
7.12M
تحلیل روضه خوانی 🎤 شهادت حضرت خدیجه سلا الله علیها موضوع: ✍ نحوه استفاده از غزلهای حافظ ،سعدی و صائب در روضه
زمینه؛ اُمّنا یا خدیجه.mp3
1.77M
علیهاالسلام 🔹امّنا یا خدیجه🔹 تا تو بودی غصه‌ای نبود توی دل پیمبر همه جا براش تو بودی یار و یاور یار پیمبر تا تو بودی برای فاطمه بودی سایۀ سر با تو آروم بود همیشه قلب کوثر یار پیمبر هستی‌تو واسه دین حق گذاشتی نذر راه خدا شد هر چی داشتی یا خدیجه جبرئیل اومده داره پیامی از سوی حق برات داره سلامی یا خدیجه آروم قلب مصطفی، ای بی‌همتا دار و ندار فاطمه، اُمّ الزّهرا از تو می‌خونیم، مثل پیمبر دم می‌گیریم با زهرای اطهر «اُمّنا یا خدیجه» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا تو رفتی غرق درد و غصه قلب مصطفی شد فصل غربت پیمبر خدا شد فصل عزا شد تا تو رفتی دل فاطمه اسیر غصه‌ها شد چقَدَر زود با یتیمی آشنا شد فصل عزا شد رفتی و اومد از راه سال غم‌ها رفتی و شد پیمبر خیلی تنها یا خدیجه بی‌تو بارونیه چشمای زهرا بی‌تو غرق غمه دنیای زهرا یا خدیجه رفتی چه زود ای بهترین یار طاها دار و ندار فاطمه، اُمّ الزّهرا از تو می‌خونیم، مثل پیمبر دم می‌گیریم با زهرای اطهر «اُمّنا یا خدیجه» شاعر: نغمه‌پرداز: .
. بسم الله الرحمن الرحيم یا رحمن و یا رحیم السَّلاَمُ عَلَى الْمَهْدِی وَ عَلَى آبَائِهِ 🔸مگر نه فصل بهار آمده، بهار کجاست 🔸بهار ماست گل روی یار، یار کجاست یا بن الحسن... کجایی آقا جانم... 🔸دل پیاده ام از پا فتاد و رفت ز دست 🔸ندیدم عاقبت، آن یار تک سوار کجاست یک سال دیگه ام از عمرم تمام شد... یک سال دیگه ام گذشت... میترسم آخر دفتر عمرم به پایان برسه و... امام زمانم رو نبینم... 🔸ندیدم عاقبت، آن یار تک سوار کجاست 🔸نوشته افضل اعمال انتظار فرج 🔸زهی حدیث، ولی مرد انتظار کجاست 🔸به بی قراری دل های بی قرار قسم 🔸قرار این همه دل های بی قرار کجاست آقا...شیعیان شما... از اول سال... به همدیگه ميگفتند... ان شاء الله امسال سال فرج باشه... اما آقا... سال ما به آخر رسید و... بازم شما نیومدید... ای قرار دل شیعه...کجایی... 🔸به برگ برگ شقایق نوشته این مصراع 🔸که باغبان گلستان روزگار کجاست یا بن الحسن ، یا بن الحسن ( برای ورود به روضه حضرت زهرا سلام الله علیها)👇 توی این روزهای اخر... بزار سفره سال مون رو با مدینه جمع کنیم... 🔸امید گمشدۀ اهل بیت رُخ بگشا 🔸بگو که مادر سادات را مزار کجاست (: استاد_سازگار) یا بن الحسن... 👇
. سالی که بی حضورتو تحویل می شود داغی به جان ما همه تحمیل می شود تنها به وصل طلعت ایزد نمای تو ازجمعه های هجرتو تجلیل می شود درآخرالزمان که جهان درتلاطم است آیات وصل توست که تنزیل می شود آقا تو را ندیده ام و شعرمن هنوز پابند استعاره و تمثیل می شود بازار ظالمان ستم پیشۀ جهان با ذوالفقار عدل تو تعطیل می شود بی شک که با ظهور تو فصل خزان ما بر نوبهار عاطفه تبدیل می شود یا ایهالعزیز بیا و شتاب کن اسلام با ظهور تو تکمیل می شود چشم انتظار مانده«وفایی» که سال ما گویند با ظهورتو تحویل می شود ✍ .
. سرچشمه كرم سرلوحه ايمان وامان است خديجه بر روی زمین عرش مکان است خديجه بانوي حرمخانه وحي نبوي اوست درچشم نبي گوهر جان است خديجه گنجينه پُرگوهر تقوا و شرافت آئينه توحيد نشان است خديجه سرچشمه ناب کرم و فضل وسخاوت احیاگر ايثارگران است خديجه سرسبزترين سرو سرافراز فضيلت درفصل بهاران وخزان است خديجه درگلشن ارزنده توحيد و نبوت چون كوثرجوشنده روان است خديجه گرفاطمه اش بانوي زن هاي بهشتي است نوردل گل هاي جنان است خديجه پيداست شب آخرعمرش ، زنگاهش برفاطمه خود نگران است خديجه درحسرت بي مادري فاطمه خويش آزرده دل واشك فشان است خديجه آمد كفن ازسوي خداوند برايش محبوب خداوند جهان است خديجه قدرش به خدا هيچ نيايد ز «وفایی» زيرا كه فراتر ز بيان است خديجه ✍ ................ . گوهرشناس وقتي كه دیدگان بشر ناسپاس بود تنها خديجه بود كه گوهرشناس بود تاسرنهدبه پاي رسول اميـن زشوق دربارگاه عشق پُر از التماس بود اين افتخاراوست كه درطول عمرخويش بابهترين پيمبرحق درتماس بود گنجينة معارف ايمان و منزلت آئينـه ی کرامت پُر انعكاس بود مال ومنال رابه فقيران مكه داد كي دركمند نفس وطعام ولباس بود خوف ورجاي اوبه ره دين حق گذشت ازجاهلان مكه كجادرهراس بود غفلت نكرد لحظه اي ازحق،خداگواست تاآخرين نفس به جهان حق شناس بود روز وداع خويش «وفایی »از اين جهان آزرده دل ،به خاطر احوال ياس بود ✍ .
. به شیوه ی غزل   به شیوه ی غزل اما سپید می آید صدای جوشش شعری جدید می آید چه آتشی غم تو باز زیرسر دارد که باغ شعرٍ تر از آن پدید می آید دوباره سبز شده خاک سرزمین دلم مگر زخطّه ی چشمت شهید می آید؟   نفس نفس به امید تو عمر می گذرد امید می رود آری ، امید می آید برای درد دل تو مفید نیست کسی وگرنه نامه برای مفید می آید   مردّدم که تو با عید می رسی از راه و یا به یُمن قدوم تو عید می آید کلیدداری کعبه نشانه ی حق نیست کسی است حق که در آن بی کلید می آید و حاجیان همه یک روز صبح می گویند: چقدر بر تن کعبه سفید می آید  .
. |⇦•خاک این در.... ومناجات با خدا ویژه ماه مبارک رمضان اجرا شده رمضان ۱۴۰۲به نفسِ استادحاج منصور ارضی ●━━━━━━─────── "الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ.. لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.. أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ، مِنْ جِمیعِ ظُلْمی وَ جُرْمی و إِسْرافی عَلی نَفْسی وَ أَتُوبُ إِلَیْه...اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ...وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ.الهی العفو...." اینقدر این دست خالی را پر از گوهر مکن خاک این در کیمیای ماست آن را زر مکن برکتت را از زمینِ اهل آبادی مگیر نهر دنیا را پراز آبی بجز کوثر مکن تا سحر در وا مکن من هم به در سر میزنم حالِ این دیوانه ی آشفته را بهتر مکن از همه جا بیخبر دیدم که دعوت بوده ام پس دگر من را اسیر این در و آن در مکن کیف کردی آمدم فوراً بغل کردی مرا بنده ی رسوای خود را طرد تا آخر مکن آبرو دار، آبروریزی عبدت را بخر صحبت پرونده ام را پیشِ پیغمبر مکن *موسی عرض کرد: خدایا این بنده ای که گنهکار و مانع باران بود و بعد باران اومد. گفتی توبه کرده میشه بمن نشونش بدی؟ خطاب رسید موسی! اون وقتی که گنهکار بود من نشونت ندادم حالا که اومده درخونه ی من آبروشو ببرم!!* من به زهرا قول دادم زود آدم میشوم طفل بازیگوش را شرمنده ی مادر نکن سهمِ انگور مرا هم از ضریح او بده سیرمانی مرا بشنو ولی باور نکن چشم خیسم را برای تو فقط رو میکنم چشم من را نزد شخصی جز حسینت تر مکن ای نسیمی که سحرگاهان در عالم میوزی جز نسیم کربلا را قسمتِ نوکر نکن من فقط زانو زدم پایین پاهای حسین پس مرا محتاج جز شهزاده اش اکبر مکن با سرِ زانو حسین آمد در آغوشِ علی گفت: ناله هر چه کردی پیش من دیگر مکن در عبا میچینمت میریزی از اطرافِ آن انقدر من را اسیر قوم غارتگر مکن عمه ات گیسو پریشان میکند پاشو علی فکر او کن فکر من را پیش این لشکر نکن .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇