eitaa logo
امام حسین ع
22.1هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ←من به این پرده پوشی ات، در آخرت محتاج ترم...😔 ✏️ إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ .إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ الْأَشْهادِ 💠 ترجمه : «خدایا گناهانم را در دنیا پوشاندی و من به این پرده پوشی ات، در آخرت محتاج ترم... در دنیا، حتی نزد بندگان شایسته ات نیز، گناهانم را فاش نکردی، پس در روز قيامت هم، نزد آنان که شاهد هستند رسوایم مکن...» . ............. الهی ... دنیا که پوشاندی خطا را پس در آخرت رسوا مکن ما را .
2.98M
توسل به عج و روضه حاج مهدی ایروانی🎤 بیا که بی رخ تو طاقتی ندارم من به غیر دیدن تو حاجتی ندارم من گل همیشه بهارم تو هستی وبی تو به سیرباغ وچمن رغبتی ندارم من به غیر نقش ولای تو از ازل ای دوست به لوح سینه ی خود زینتی ندارم من تمام عزت من از طفیل مهر شماست بدون مهر شما عزتی ندارم من از آن زمان که مرا با تو آشنا کردند به غیر بندگیت عادتی ندارم من تویی که محرم راز دل غریب منی به جزتو با دگری صحبتی ندارم من گذشت عمرمن و چشم من به ره مانده بیا امید دلم فرصتی ندارم من اگر چه من زگناهم دل تو را خستم اگر چه غیر ریا طاعتی ندارم من به جان فاطمه هرگز مران مرا زین در که غیر تو به کسی الفتی ندارم من مرا به رسم غلامی قبول کن مولی اگرچه روسیه ام، قیمتی ندارم من وفائیم من وبرعشق تو وفادارم اگرچه درخور تو خدمتی ندارم من ✍ مناجات رحمت به مادرم که مرا مجلس تو برد این شوق نوکری اثر شیر مادر است لطفی که کردی تو به من مادرم به من نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین * یادم نمی رود که همه عزتم تویی من پای سفره ی تو شدم محترم حسین --- ای بی کفن سینه شکسته ارباب آرامش سینه های خسته ارباب وای از دل خواهرت که می دید بر سینه تو شمر نشسته ارباب --- آن گونه رخ به خاک منه، معجرم که هست حیف ازسرتو نیست بیفتد، سرم که هست گیرم مرا به قتلگهت ره نداد شمر تاسر به زانویش بنهی،مادرم که هست
. گفت داداش... چون زخم های روی تنت ؛گریه ام گرفت از پیرهن نداشتنت گریه ام گرفت با دیده های سرخِ جگر مثل مادرم هنگام دست و پا زدنت گریه ام گرفت جایی برای بوسه برادر نیافتم از نیزه های در بدنت گریه ام گرفت تا دیدم آن سواره ولگرد نیزه دار بر تن نموده پیرهنت گریه ام گرفت وقتی شنیدم از پسرت ای امام اشک یک بوریا شده کفنت گریه ام گرفت ✍ .
. خودم دیدم که صحرا لاله گون بود زمین از خون یاران غرقه خون بود خودم دیدم فضاى آسمانها پر از انا الیه راجعون بود خودم دیدم که نور چشم زهرا جراحات تنش از حد فزون بود خودم دیدم که بر هر برگ لاله نوشته این سخن با خط خون بود گلى گم کرده ام میجویم او را، به هر گل میرسم میبویم او را خودم دیدم گلوى اصغرش را خودم در بر کشیدم اکبرش را اگر چه از کنار نهر علقم زگریه منع کردم خواهرم را خودم دیدم که زهرا ناله میکرد خودم دیدم سرشک مادرم را مکن منعم اگر با اینهمه داغ زنم بر چوبه محمل سرم را گلى گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را خودم دیدم که دلها مرده بودند خودم دیدم همه افسرده بودند خودم دیدم کبوترهاى معصوم همه در زیر پر، سر برده بودند خودم دیدم که گلهاى نبوت زبى ابى همه پژمرده بودند همان جایى که فرزندان زهرا بجرم عشق سیلى خورده بودند گلى گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانه در بدن داشت یکى پیراهن کهنه به تن داشت .............═══✼✼═══ تشنه لب کربلا وای حسینم حسین بی کفن کربلا وای حسینم حسین .......... خبر داری شدم اُمُ المَصائِب؟ خبر دارم که رفتی دِیرِه راهت خبر داری مرا بازار بردن؟ به سوی مجلس اغیار بردن؟ خبر داری شده کارم صبوری؟ خبر دارم که مهمان تنوری خبر داری که رفتم بزم شامی؟ بگو رو نیزه ها اخا چرایی؟؟ خبر داری گلت نشکفته پژمرد؟ خبر داری سه ساله دخترت مُرد؟ خبر داری مرا بازار بردن؟ اونکه تورو کشت. دستامو بسته تنهای تنها. خسته ی خسته مثل ابالفضل دلم شکسته مثل ابالفضل دلم شکسته رباب خسته و آشفته حالی به دل دارد عجب درد و ملالی اگر گهواره را پس داده بودن دلش خوش بود با طفل خیالی گلی گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم اورا میبویم او را.... ابا عبدالله اباعبدالله.... .
Sh01Ramazan1401Poianfar [Mohjat_Net] (1).mp3
3.94M
چگونه شکرگزارم که باز بخشیدی برای ماه ضیافت مرا پسندیدی گدای خسته ی تو ورشکسته آمده است به سمت خانه ی تو سرشکسته آمده است کویر بودم و ابر بهاری ات برگشت به سوی میکده عبد فراری ات برگشت نشسته ام درِ میخانه ات بگو چه کنم نمانده است برای من آبرو چه کنم منی که خط به خط نامه ام سیاه شده میان معصیت عمرم تباه شده منی که دامنم از اشتباه آلوده است جوانی ام پی جُرم و گناه فرسوده است منی که غفلت و عصیان امان نمیدهدم ضیافت رمضان هم تکان نمیدهدم چگونه وارد مهمانی شما بشوم میان این همه عاشق چگونه جا بشوم اگر چه از من و اعمال من تو دلگیری برای بار هزارام ندیده میگیری دلم گرفته عزیزم مرا نوازش کن برای من به امام زمان سفارش کن گمان کنم که کسی پیش تو شفاعت کرد حسین آمد و امسال هم وساطت کرد دوباره معصیت من شده فراموشت حسین گفتم و دیدم که وا شد آغوشت بیا همین شب اول بگیر دست مرا به حق روضه ی مقتل بگیر دست مرا به حق ساعت آخر که پشت و رو شده بود عزیز فاطمه با شمر روبرو شده بود به آن دمی که لب تشنه اش ترک میخورد مقابل نظرش خواهرش کتک میخورد به لحظه ای که محاسن به دست قاتل بود جواب تشنگی اش چکمه ی ارازل بود به حق ساعت سختی که سینه سنگین شد سری به نیزه شد و قتلگاه خونین شد عنایتی که در این روضه ها بمیرم من به یاد کشته ی کرب و بلا بمیرم من استقبال از ماه رمضان شب اول رمضان 1401 .
. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ غروب بود که "حی علی ..." رسید به ما * چه زود حال دعا و بکاء رسید به ما دوباره بوی خوش ربنا رسید به ما هزار شکر که ماه خدا رسید به ما چقدر دل نگران رسیدنش بودم دو ماه بود که مشتاق دیدنش بودم سلام گفتم و دیدم بشارتم دادی نفس کشیدم و اجر عبادتم دادی دعا نکرده، تو قول اجابتم دادی دگر بس است عزیزم ... خجالتم دادی کسی به جز تو پی دردسر نمی‌گردد صدا زدیم ... کسی جز تو برنمی‌گردد ندا رسیده: «بیایید» و آمدم یا رب اگر که بی سر و پایم، اگر بدم، یا رب بیا و پیش بقیه نکن ردم ... یا رب به مهربانی و لطف تو، رو زدم یا رب بدم ولی تو به خوبی خود قبولم کن نشد که پاک بیایم ... نشد ... قبولم کن برای پاک شدن، چشم تر به ما بدهید درِ قفس بگشایید و پر به ما بدهید طلیعه ی رمضان، یک خبر به ما بدهید میان صحن نجف، یک سحر به ما بدهید اذان صبح نجف را ز عرش می‌گویند به پشت بام تو، آغاز عرش می‌گویند به عشق کیست تمام عبادتم؟ حیدر! به حب کیست جواز شفاعتم؟ حیدر! به دست کیست برات زیارتم؟ حیدر! خلاصه‌ی همه‌ی حرف و حاجتم: "حیدر" مسافران نجف را علی دهد توشه علی ز گوشه‌ی صحنش بَرَد به شش گوشه خوش است سجده به پایین پای شش گوشه دلم گرفته - خدایا - برای شش گوشه میان روضه نشستم به جای شش گوشه صدای گریه و حال و هوای شش گوشه بخوان ز تشنه لبی که ز آب محروم است حسین، تشنه و تنها؛ حسین مظلوم است چه آمده به سر پیکرش؟! نمی‌دانم چه آمده به دل خواهرش؟! نمی‌دانم تنور کیست انیس سرش؟! نمی‌دانم کجا نرفته دگر دخترش؟! نمی‌دانم بماند آنچه که در مجلس شراب رسید خدا به داد یتیمان بوتراب رسید ... (*) بردیا محمدی .
Shab 1 Ramazan 1400 Taheri - Mohjat_net (2).mp3
2.14M
یه ساله که چشم به راهم آ خدا ممنونم دوباره امشبو دیدم انقدر گره به کارم بوده که سراسیمه دره خونت رسیدم آره من خیلی بدم همه دورامو زدم بعد یک سال دوباره جای اول اومدم ربنا اغفر لنا **** شب اول اومدم قسم بدم به اونی که ضامن بیچاره هاست وقتی ترس دارم از اینکه بزنی بهترین پناه من امام رضاست سی شب امسال کنار سفره امام رضام یا امام رضا فقط خوده آقامو میخوام یا علی موسی الرضا **** یا امام رضا گدای تو منم عمریه سوخته دل از غمت آقا روی خاک حجره دست و پا زدی ولی پر میزد دلت تا کربلا تشنه جون دادی ولی سر تو جدا نشد روی خاکا بدنت دیگه بوریا نشد استقبال از ماه رمضان شب اول رمضان 1400 .
. السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کجایی ای تمام هست ما یابن الحسن ای امید شیعیان ،ذُخر ِخدا یابن الحسن ماه قرآن آمده، ای تالی اش بنما ظهور کن تلاوت با نوای جان فزا یابن الحسن دیده ی آلوده ام،یک لحظه رویت را ندید لایق دیدار خود کن دیده را یابن الحسن من گنه کردم ولی توبه نمودی جای من چشم پوشیدی همیشه از خطا یابن الحسن با نگاه تو رود بالا دعای نوکرت بر ظهور خود تو هم بنما دعا یابن الحسن چشم دریایی بده بر من که در شب های قدر خون بگریم در عزای مرتضی' یابن الحسن اولین مظلوم عالم بود و در بین نماز شد سرش بشکسته از تیغ جفا یابن الحسن در حقیقت کشته ی مسمار درب خانه بود قاتلش شد کوچه و چل بی حیا یابن الحسن غسل بازوی شکسته جان حیدر را گرفت درد هجر فاطمه شد بی دوا یابن الحسن آخرش راحت شد از درد فراق فاطمه با شهادت حاجتش گشته روا یابن الحسن گفته ای هر جا شود حرف از عمویت حاضری پس به بزم روضه ی سقّا بیا یابن الحسن بر زمین خورده به صورت در کنار علقمه چون که دست او شده ازتن جدا یابن الحسن بعد از آن که کشته شد تنها علمدار حسین در یم خون جدّ تو زد دست و پا یابن الحسن ارباً اربا شد تنش با نیزه و شمشیر و تیر پیکرش شد زخمی از سنگ و عصا یابن الحسن رأس او از تن جدا و بر روی سرنیزه رفت پیکرش در بین صحرا شد رها یابن الحسن ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دردها دارد دلم در حسرت دیدار تو شد تمام آرزویم دیدن رخسار تو درد عشقت را به سینه دارم ومرهم تویی شکر ایزد که شدم از کودکی بیمار تو ای گل نرجس تو خوب عالمی اما منم بدتر از خار و گرفتم عزّت از گلزار تو لطف اعجاز نگاهت از ازل من را خرید خود گرفتی دست من گر که شدم دلدار تو عفو کن این نوکرت را که ندارد جز تو کس عفو کن این نوکری را که شده سربار تو با نگاهی قلب رسوای مرا تطهیر کن تا که شاید من شوم خاک در دربار تو ای غریب فاطمه راهم بده در خیمه ات تا شوم صبح و مسا با اشک هایم یار تو خوب می دانم که در گوش تو مانده همچنان ناله های مادر ِ بین در و دیوار تو (آمده ماه صیام و می دهد هر روز وشب)* غصّه های غربت جدّت علی آزار تو چون سر بشکسته اش در بین محراب نماز می چکد خون از نگاه خسته و غمبار تو *(آمده شب های قدر و می دهد شب تا سحر) علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)✍ .