.
|⇦•من امام هدایتم...
#روضه حضرت #امام_باقر علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا بذری
●━━━━━━───────
من امام هدایتم مَردم
من مسیر سعادتم مَردم
من دلیلم به کل این خلقت
من امامم به پاکی و عصمت
دورم از زشتی و پلیدیها
دورم از هر چه رجسِ این دنیا
حق به ما داده این چُنین عزّت
رزق عالم ز ما رسیده فقط
*رزق عالم.."بِیُمنِه رُزِقَالوَری و بوجوده ثَبَتَتِ الارضُ وَ السَّماء" اومد محضر امام باقر پای تاول زدشو به امام باقر نشون داد
گفت: آقا این همه راه به عشق شما اومدم
حضرت فرمود: اگر به سنگی محبت داشته باشی فردای قیامت با همون سنگ محشوری تو ما رو دوست داری فردا هم با مایی..*
کار و بار جهان به شانهی ماست
در و دیوار آن نشانهی ماست
منم از نسل حیدر و زهرا
از تبار خدیجهی کبری
گرچه ما اهل بیت زهراییم
آه! اما غریب و تنهاییم
*همه عالم، نگاهشون به دست امامه.حتی کسی که مریضه.. شَفا پیدا میکنه استشفاء به برکت وجود امام معصومه.
اما خودِ امام باقر فرمود: ما وقتی تب میکنیم یه مقدار آب خنک به تنمون میزنیم بعد مادرمونو صدا میزنیم..*
همسایهها به مُردنم انگار راضیان
دلگیر از این محله و این همجواریام
"لَزِمَتِ الفِراش نَحِلَ جِسمُها"یا امام باقر سه روز توو بستر بودی بعدِ سه روز جان دادی..قربون اون مادری برم اینمدت هر نَفَس میزد از سینهش خون میریخت.دیگه گوشتای بدنش آب شده بود.*
زخمم به یک اشاره، دهن باز میکند
شب تا سحر مراقبِ این زخمِ کاریام
*یا امام باقر تو بستر افتاده بودی دو سه روز آخر بیمار شده بودی، توو شدتِ تب میسوختی..اما شاگردات میومدن سر میزدن همه نگران حال شما بودن وقتی امام باقر از دنیا رفت. نوشتن مدینه کنفیکون شد همهی شهر بهم ریخت.اما مادرِ ما که از دنیا رفت هیچکسی از دفنش خبردار نشد..چند عیادت برا مادر ما اتفاق افتاد امسلمه اومد. کیف اصبحتِ؟ فرمود: اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَدٍ وَ کَرْبٍ چهجوری شب رو به صبح رساندی؟فرمود: شب رو به صبح رساندم در حالیکه دو تا غصه داره منو از پا در میاره فرمود: "فَقدِالنبی و ظلمِ الوصی" فقدان پیغمبر و این ظلمی که به علی کردن منو شب تا صبح، بیقرار کرده منو بیقرارِ علی کرده..ام سلمه اومد عیادت بیبی دیگه کی اومد؟نوشتن عباس عموی پیغمبرم اومد. اومد عیادت وقتی رفت منزل برا مولا پیغام فرستاد.گفت: یا علی خبری شد ما رو بیخبر نذار. زنای مدینه هم اومدن عیادت بیبی،زینب تا دم در همراهیشون کرد.. رفتن..دیدن زینب نشست یه گوشه، داره گریه میکنه.هر کی میگفت چته.. حرف نمیزد زینب.تا ابی عبدلله اومد شروع کرد گریه کردن گفت: داداش تو گریه نکن. ابی عبدالله گفت چی شده؟گفت: زنا اومدن.. میرفتن، بههم میگفتن دیگه کارش تموم شد..*
همسایهها به مُردنم انگار راضیان
دلگیر از این محله و این همجواریام
پیریِ زودرس به سراغِ من آمده
برگ و بری ندارم اگرچه بهاریام
گرچه ما اهل بیت زهراییم
آه اما غریب و تنهاییم
زیر این چرخ و گنبد مینا
نیست از ما غریبتر ابدا
گرچه از داغِ زهر، تب دارم
روضهی دیگری به لب دارم
گرچه از دل غمم جدا نشود
هیچ جا مثل کربلا نشود
کربلا بودم و ستم دیدم
من هزاران هزار، غم دیدم
به زمین خوردنِ علم دیدم
دستهایی که شد قلم دیدم
مَشک خالی و آب را دیدم
گریههای رباب را دیدم
بدنِ پارهپاره را دیدم
آخ گوشِ بیگوشواره را دیدم
لحظههای غروب یادم هست
نیزه و سنگ و چوب یادم هست
جد ما را غریب کشتندش
آه مردم، عجیب کشتندش
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_امام_باقر
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حاج_محمد_بذری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
4_5933646758516100692.mp3
27.03M
|⇦•من امام هدایتم....
#روضه وتوسل به راوی دشت کربلا حضرت امام محمد باقر علیه السلام اجرا شده به نفس حاج محمد رضا بذری
Untitled207.mp3
8.31M
|⇦•شب های حرم...
#سینه_زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام ویژهٔ شب جمعه اجرا شده به نفسِ حاج عباس طهماسب پور
●━━━━━━───────
شبهای جمعه حرم غوغا می شه
درای آسمون، رو صحنت وا می شه
آخه زائر شیش گوشه خود زهرا می شه
صدای مادرت میاد عالمو غم بر می داره
حرم قُرُق می شه براش تا فاطمه پا میذاره
میگه پسرم لب تشنه با دشنه تو رو کشتن
آبت ندادن می سوزه دلم از این غم
یه مرهم واسه دلِ بی تابت ندادن
تو رو کشتن آبت ندادن
«بُنَیَّ قَتَلوکَ عطشانا... »
اربابِ بی سر، سر و سامونمی
مریض عشقم و خودت درمونمی
به خدا که قراره این دله دیوونمی
طاقت من سر اومده، دلم بهونه گیر شده
نوبت کربلای ما، خدایی خیلی دیر شده
حرفه حرمت تا می شه
همیشه دلِ من بدجوری میلرزه
زیارته صحنت آقا یک لحظه اش
به همه ی زندگیم می ارزه
«بُنَیَّ قَتَلوکَ عطشانا... »
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شب_جمعه #امام_حسین
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_شب_جمعه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
4_5834923421934289154.mp3
3.22M
#تحلیل_مداحی
#استاد_حاج_محمود_کریمی
تحلیل 👈 #دکتر_محمد_فراهانی
تحلیل مداحی حاج محمود کریمی
#موضوع : روش اتصال روضه به سینه زنی✅
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
#متن_روضه 🔻
مردم به چشم آب مرا بنگرند و لیک
من از سراب نزد تو بی آبروترم
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را
#نکات 👇
🔴روش اتصال روضه به سینه زنی
یکی از دغدغه هایی که ذاکرین کم تجربه دارند، نحوه اتصال روضه به سینه زنی است و گاهی در این بخشِ خواندنشان خلأ دیده می شود.
در فایلی که به پیوست ارسال می کنیم نمونه ای از این کار صورت گرفته است و در آن بعد از روضه، ابتدا زمزمه(حسین آرام جانم...) دم داده می شود و بعد از آن ذاکر محترم، بخشی از یک زمزمه محرمی را، که مستمع از آن خاطره زیادی دارد، می خواند.
بعد از آن از اشعار حدیث نفس و عاشقانه خوانده می شود، تا فضا برای سینه زنی آماده شود و در نهایت با زمزمه(حسین علیه السلام) مستمع خود را برای سینه زنی آماده می نماید.
✅این نمونه ای از نحوه ورود به سینه زنی بعد از روضه است که می تواند الگویی برای عزیزان ذاکر باشد تا با فراگیری آن جلسه شان را از خلأ در این بخش حفظ کنند.
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
#آموزش_مداحی
مردم به اعتبار نگاهم کنند لیک
"من از سراب نزد تو بی آبروترم"
.
.
#شب_اول_محرم
#مدح_و_مرثیه_حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام
نام مسلم در دلِ عاشق، وفا میآورد
در صفوفِ شیعیان، عشق و صفا میآورد
عصمت و تقوای مسلم، در ردیف انبیاست
چون سرِ تعظیم را، بر اولیا میآورد
سیرهی علم و عمل در خصلتش، رَه توشهای است
کز پِی اَش، حقِّ شجاعت را بجا میآورد
کِسوتِ اول سفیریِ حسین از آنِ اوست
عزتِ رزمندگی را، تا کجا میآورد
حقِّ سربازیِ حیدر هم، چنین سرداری است
حالِ سر را پای چوبِ دار، جا میآورد
او دعاگویی، چنان زهرای اطهر داشته
که به بامِ کوفه، اسمِ کربلا میآورد
یاحسین از لعلِ او یکدم نشد هرگز جدا
نامِ مولا را، بزیرِ تیغها میآورد
تا نگردد طعمه ی سمِّ ستوران، سَروَرش
زیرِ دست و پای اسبان، دست و پا میآورد
او فناءِ فِی الحسین است و سرِ دروازهها
راسِ خود را، پیشوازِ نینوا میآورد
گفت: ای مولا به زینب رحم کن، کوفه میا
بی تو او را کوفه، شمرِ بی حیا میآورد
طفل را اینجا بجای شیر، شمشیرش دهند
حرمله تیرِ سهشعبه، بیهوا میآورد
گوشواره بس گرانقیمت در این بازارهاست
کودکی میگفت: بابایم طلا میآورد
همسرِ یک ساربان، با هرزه های شهر گفت:
شوهرم از این سفر خرج مرا میآورد
حرفِ معجر، کوچه و بازار را پُر کرده است
خولیِ ملعون سخن از آن، چرا میآورد
کشتهی گودال اینجا، طعمهی نامردهاست
پیرمردش هم پِیِ ضربه، عصا میآورد
جسمها را اِرباً اِربا میکنند این کوفیان
راسها را لشکری از نيزه ها میآورد
شکلِ سنگِ کوفه از تیزی، شبیهِ خنجر است
چون به خنجر میرسد، سر در قفا میآورد
من یقین دارم، که زین العابدین جای کفن
جسمِ قطعه قطعه را، در بوریا میآورد
#حضرت_مسلم
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#نوحه
#شهادت_امام_باقر
سلام علی اهل خاک بقیع
شویم جملگی سینه چاک بقیع
دلم پرزند دردیار نبی
حریم پیمبر سرای بقیع
قبور غریبان مزار حبیبان
بقیع ای بقیع
سلام ای امام غریب وطن
توئی پنجمین حجت ممتحن
توئی باقرعلم آل نبی
مثال گلی در میان چمن
قبور غریبان مزار حبیبان
بقیع ای بقیع
الهی بمیرم که بی زائری
نه صحن و نه مرقد نه یک حائری
نه مداحی و نی بود روضه خوان
نه شمع و نه پروانه و طائری
قبور غریبان مزارحبیبان
بقیع ای بقیع
شما دیده ای صحنه ی کربلا
شما دیده ای راس از تن جدا
تودیدی که زینب اسیروغریب
به یکباره برغم شده مبتلا
قبور غریبان مزارحبیبان
بقیع ای بقیع
#امیرحسین_زمانی ✍
...........
#سبک_خدا_مادرم_راکجا_میبرند
.👇
.
#روز_عرفه
به بهانه #روز_ترویه، درد دل با #امام_زمان ارواحنافداه
دوباره محضرِ تو، سربزیر آمدهام من
برای درکِ حضورِ تو، دیر آمدهام من
منم همانکه نکرده، اَدای حقِّ تو جانان
نمک ز خوانِ تو خورده، ولی شکسته نمکدان
نشد چنانچه تو خواهی، ترا بخواهم عزیزم
نشد چنانچه تو گویی، سری بپای تو ریزم
ترا نخواندهام آنگونه ای، که باید و شاید
ترا نخواسته ام با، همه نباید و باید
بجای امر تو، خود محوری شده کارم
بجای حال و هوای تو، فکرِ باغ و بهارم
کجاست با تو دلِ من، کجاست با تو هواسم
چرا ز دوری تو، واقعاً نهراسم
صدای پای تو یکدم، بگوشِ بسته نیامد
تبِ دعای تو یک شب، به چشم خسته نیامد
اگرچه نامه سیاهم، اگرچه غرق گناهم
به قلهی جبلُ الرّحمه، مانده نگاهم
ز هرچه شرّ و بدی، دادهای تو نجاتم
به هرچه خیر و خوشی، دادهای تو براتم
منی که منتظر از قدر، تا شبِ عرفاتم
نه صاحبِ حسناتم، نه در غمِ عرصاتم
اگرچه نیستم آقا زهیر و حر و حبیبت
من و امید به این، روضه های جدِّ غریبت
صدای پای محرم، رسد بگوشِ حریفان
و من نمیشنوم، زنگِ کاروانِ غریبان
بحقِّ معجر زینب، بحقِّ چادر زهرا
مرا بخوان که بگردم، فدای عصمت کبرا
به کودکی که، در آغوشِ اهلِ قافله گردد
به دختری که، کفِ پایش آبله گردد
به خواهری که، نگاه از برادرش نکند دور
به مادری که، دلش دمبدم بزند شور
به اشک دیدهی قاسم، تعارفِ عسلم کن
بحقِّ کشتهی گودالِ خون، بیا بغلم کن
بخر مرا که ندارم، به غیرِ گریه امیدی
ببر مرا و به مادر، بگو رسیده شهیدی
به سیدالشهدا، جان نثارِ بی کفنم کن
بیا و جامهی اِحرامِ سرخ را به تنم کن
#محمود_ژولیده ✍
.