🔻علوم اجتماعی ایران در محکمهٔ وجدان
مهدی حسینزاده یزدی
دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔁 #بازتاب_اندیشهها
بیش از یک دهه است که از ضرورت حضور «علوم اجتماعی ایران در دادگاه و محکمهٔ نقد» گفته و نوشتهام. نقد در این عبارت به معنای کانتی آن مدنظر است. کانت در کتاب نقد عقل محض (Critique of pure reason) به دنبال آن بود که حدود و ثغور عقل را روشن کند. از این رهگذر معلوم میشود که آیا عقل توان آن را دارد که در باب متافیزیک و امور متعالی به ما شناختی دهد یا نه.
با توجه به این مهم، مراد از نقد علوم اجتماعی، همان نگاه درجه دومی (second_order) است که دستکم از معرفتبخشی علوم اجتماعی میپرسد. آیا اساساً میتوان آنچه به نام علوم اجتماعی خوانده میشود، علم دانست؟ آیا گزارههای علوم اجتماعی معرفتبخش هستند؟ یا اساساً قصهها و رمانهایی را میمانند که در آن، سراغگرفتن از استدلال و معرفت امری بیمعناست؟ مسئله اینجاست که علوم اجتماعی دستکم در ایران پارادایم غالب ندارد. وقتی به ساحت علوم اجتماعی پا میگذارید، با پارادایمها و بالتبع نظریات گوناگون و گاه متناقضی مواجه میشوید که گاه جز سردرگمی چیزی نمیافزاید.
اما امروز میخواهم از همۀ این مجادلات نظری و هیاهوی پارادایمها و نظریهها گذر کنم. میخواهم در مقابل «وجدان» زانو بزنم. این روزها نه مسئلهٔ «معرفت» و «علم» که مسئلهٔ «خون» در میان است. خونی که بر خاک وطن میچکد و این پرسش را پیش روی همۀ ما مینهد: علوم اجتماعی در مقابل این جنگ تحمیلیِ ظالمانه و ددمنشانه، چه وظیفهای بر دوش دارد؟ اندیشمندان و روشنفکرانی که از مواهب و فرصتهای این سرزمین، متنعم شدهاند، در برابر تجاوز به این بوم و بر چه موضعی باید بگیرند تا شرمنده وجدانشان نشوند؟
هر چند، برخی از دانشمندان و متفکران، بیهراس از تهدیدها با غیرتی سترگ، در برابر تجاوز به مام میهن پا به میدان گذاشته و غیرتمندانه سینه ستبر کردهاند که بر ایشان میبالم، اما سکوت برخی از اصحاب علوم اجتماعی برایم اندوهبار و نامفهوم است.
از روشنفکرانی که نان و نام و اعتبارشان وامدارِ همین خاک پرگهر است، میپرسم: شما که سالها از «توسعه»، «مردم»، «حقوق زنان»، «حقوق کودکان»، «جامعهٔ مدنی» و «حقوق شهروندی» نوشتهاید و در محافل علمی علیه «خشونت » و «بازتولید سلطه» سخن راندهاید، امروز که خشونتِ بیپرده در کوچه و خیابان، «توسعه»، «مردم»، «حقوق زنان»، «حقوق کودکان»، «جامعهٔ مدنی» و «حقوق شهروندی» را سلاخی میکند، چرا زبانتان بند آمده است؟
علوم اجتماعی اگر قرار است معنایی داشته باشد، اگر قرار است جز قصه و رمان، جز بازیِ واژگان و تولیدِ متونِ پرشمارِ بیمخاطب و بیخاصیت و جز مقالات «استاد» برساختکُن چیزی باشد، باید در چنین روزهایی بخاری از آن بلند شود؛ نه در پشتِ میزهای صیقلخورده، که در میان مردم.
آسمانِ پرستارهٔ بالای سرِ این سرزمین، قانونِ اخلاقی درونِ شما، شما را به هیچ تکلیفی فرا نمیخواند؟ تجاوز به مام میهن، درخون غلطیدن عزیزترین داشتههایمان، پرپرشدن دانشآموزان و دخترکان معصوم میناب برای شما «مسئلهٔ اجتماعی» نیست؟ قرار نبود علوم اجتماعی صدایِ بیصداها باشد و نه نظام سلطه؟ امروز فریاد مظلومیت، چنان رسا و چنان دردمندانه از گلوهای آغشته به خون و افتاده بر روی زمین، برمیآید که سکوت در برابر آن، نه نقصِ دانش که نبود وجدان است.
برایم روش است که این روزهای سخت با سربلندی مردم غیور و پاک این سرزمین، تمام میشود، برایم واضح است که ایران و ایرانی از این میدان نیز سربلند بیرون میآید و برایم روشنتر است که بعد از این، آنان باز هم طلبکار میشوند و قصه پر غصه عوضکردن جای جلاد و شهید را میآغازند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻مجموعه پادکست موقعیت زینبی و مدیریت زنانه در خیابان
دکتر انسیه برومندپور، دکترای تفسیر تطبیقی
🔶موقعیت زینبی(۱)
🔶موقعیت زینبی(۲)
🔷مدیریت زنانه در خیابان(۱)
🔷مدیریت زنانه در خیابان(۲)
🔷مدیریت زنانه در خیابان(۳)
🔷مدیریت زنانه در خیابان(۴)
📝فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن و مسأله زیبایی در جنگ
سیدیاسر تقوی، روزنامهنگار و دانشآموخته جامعهشناسی
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
مهمترین پیامد اجتماعی جنگ «ترس» است. ترسِ از دست دادن آینده، زندگی، عزیزان، داراییها و دستاوردها و هر آنچه که به زندگی ما معنا میدهد و سامان میبخشد. طبیعتا در برابر «ترس» نمیشود مواجهه استدلالی و معقول داشت.
جنگ هرگونه خطری را محتمل میسازد و انسان در برابر اضطرابها بهراحتی دوام نمیآورد. اما همین ترس سرسخت، پادزهرهایی دارد که میتواند تابآوری جامعه را افزایش دهد. از جمله این پادزهرها مسأله زیبایی است. اگر مقاومت در برابر ترس و مخاطرات موجود به زیبایی آراسته شود، تابآوری جامعه افزایش پیدا میکند.
خوب است توجه داشته باشید که جبهه باطل نیز برای رویارویی با ما نیز نیازمند آراستن جنایات خود است. قرآن تصریح میکند یکی از عوامل حضور دشمن در میدان نبرد، آراستن شدن آن جنایتها توسط شیطان برای دشمنان است. اما مقصود زینت در «اذ زین لهم الشیطان اعمالهم» فریب است. زیبایی وقتی در مسیر باطل به خدمت گرفته میشود، ابزاریست برای فریب انسان از حقایق هستی تا او (دشمن) را مجاب کند در برابر حق صفآرایی کند.
از آنجا که جبهه حق برای پاسداری از حقایق هستی، ایمان، اخلاق و انسانیت پا به عرصه نبرد میگذارد، آراستن مقاومت و ایستادگی در برابر آن «ترس» منجر به خلق شجاعتی میشود که از آن به «حماسه» تعبیر میکنیم.
امروز جامعه ایران بر ترس خود غلبه کرده است. شبهای ایران روشنترین لحظات تاریخ را به نمایش میگذارد. این حماسه نه تنها لحظهای کمفروغ نمیشود که شب به شب بر شکوه و عظمت آن افزوده میشود.
این شکوه ایستادگی که خیلی وقت است جامعه ایران به این شکل آن را تجربه نکرده است در حالی هر شب اوج میگیرد که حضور زنان چه به عنوان نیروی اجتماعی مستقل و چه به عنوان محرک اصلی خانوادهها در میدان به شکل غیرقابل انکاری پررنگتر است. خیابان این شبهای ایران در تسخیر زنانی است که با حماسهآفرینی، مهمترین پیامد جنگ یعنی ترس را موضوعا منتفی کردهاند.
خیابانهای رمضان ایران مؤید این نگاه است که اگر مهمترین عامل تربیت انسان، اشتیاق برآمده از زیبایی و محبت است، زن تنها رکن پرورش حیات بشری به سمت «خیر» فردی و عمومی و نیز مقاومت در برابر «شر» است. ما برای کشف نقش زن در جنگ رمضان نیازمند نظریات پیچیده جامعهشناختی نیستیم.
کافی است این سوال را در تمام سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی زن ایرانی مطرح کنیم که چگونه مخاطب او با درک زیبایی مقاومت، شوق به ایستادگی پیدا میکند؟ پاسخ به این پرسش برای هر کسی، در هر نقطهای که هست میتواند سنگری برابر ترسها و اضطرابها و نگرانیهای ایجاد شده توسط دشمن باشد.
خدا رحمت کند شهید عزیز، مرتضی آوینی بزرگ را که گفت: «شیطان حکومت خویش را بر زخمها و ترسها و عادات ما بنا کرده است، و اگر تو نترسی و از عادات مضموم خویش دستبرداری و ضعف خویش را با کمال خلیفةالهی جبران کنی، دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست»
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻مجموعه پادکست
🔷️حجتالاسلام سید محمد شاهابراهیمی، عضو گروه تخصصی فقه و حقوق خانواده مشکات (أسرتنا) و طلبه سطح 4 رشته تخصصی فقه خانواده
🔸️قدرت خون و غرق فرعون
🔸️خاندان برگزیده
🔷️دکتر فریبا علاسوند، عضو هيئت علمی پژوهشکده زن و خانواده
🔸️زنان و حماسه بخش اول
🔸️زنان و حماسه بخش دوم
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
-162089191680696576_283799661662203.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🔻بعثت جهانی مردم
حجت الاسلام محمدرضا عابدینی
🔁#بازتاب_اندیشهها
همانطور که رهبر شهید وعده دادند که مردم ما مبعوث شدند، مردم جهان هم به تبع این مسئله چند قدم جلوتر آمدند و بعثتی هم در آنجا محقق شد منتها باید نسبت بعثتها را با خودشان بسنجیم.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻موقعیت زینبی؛ فلسفه تاریخ در آیینه یک نقش
درنگی بر معنای کلان حضور زن در میدان نبرد حق و باطل
حجت الاسلام مقداد اموری، فعال فرهنگی و پژوهشگر
🔸 #یادداشت_اختصاصی
تاریخ، این کتاب بزرگ و پرماجرا، همواره صحنه تکرارهاست. خداوند خود فرموده: «تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ»؛ این روزها را میان مردم میگردانیم تا عبرت گیرند. اما فهم این تکرارها و تطابق تاریخی، کاری بس دشوار و اجتهادی است. نمیتوان به سادگی یک رویداد را بر رویدادی دیگر منطبق ساخت. هر تطابقی نیازمند شناخت همه وجوه، همه نسبتها و همه ظرافتهاست. اما گاه، مسئله از جنس تطابق تاریخی نیست. گاه، پیش از آنکه به سراغ رویدادها برویم، باید از «قواعد عام» سخن گفت؛ از فلسفه تاریخ و قواعد همیشه جاری آن.
فلسفه تاریخ، از نگاه اندیشه دینی، روایت درگیری دائمی حق و باطل است. نبردی که جبههها را پیوسته روشنتر میکند و هر چه به ظهور نزدیکتر میشویم، تیزتر و آشکارتر میگردد. چنان که دیگر نه تنها کسی بیموضع نمیماند، که حتی موضعهای ضعیف نیز باید به کنش و حرکت تبدیل شوند.
این نبرد همیشگی، در تاریخ، یک نقطه کانونی و نمادین دارد: عاشورا. آنجا که حق و باطل در نهایت وضوح، رویاروی هم ایستادند. از همین روست که میگوییم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». این عبارت، یک ضربالمثل ساده نیست؛ تلاشی است برای تبدیل کردن تمام فلسفه تاریخ به یک موقعیت واحد. ما در این نگاه، تمام مسیر را در آینه عاشورا میبینیم، بی آنکه از حقیقت تاریخی آن بکاهیم. عاشورا، حادثهای است که در تاریخ رخ داد و تا ظهور ادامه دارد و ما در فضای آن نفس میکشیم.
در این نگاه کلان، «موقعیت زینبی» نیز معنایی فراتر از یک رویداد تاریخی مییابد. حضرت زینب کبری (سلامالله علیها) در یک مقطع خاص تاریخی زیسته و کنشهای مشخصی داشته است. اما آنچه از ایشان به جا مانده، فراتر از تاریخ است؛ یک «موقعیت» است، یک «قاعده عام».
موقعیت زینبی، آن لحظه نفسانی و اجتماعیای است که در دل نبرد دائمی حق و باطل شکل میگیرد. لحظهای که رنجها و ابتلائات، اوج میگیرند؛ ابتلائاتی چون از دست دادن ولی خدا، از دست دادن عزیزان، از دست دادن یاران. این رنجها، زمینهساز یک موقعیت نفسانی ویژه میشوند؛ موقعیتی که در آن، کنش جهادی زن به نقطه موضعگیری میرسد.
این کنش، ویژگیهایی دارد: بصیرتی تیز، حکمتی بالغ، بیانی هنرمندانه و خلاقیتی که در دل میدان جوشیده است.
موقعیت زینبی، آن لحظه کلانی است که زن میخواهد «عقلانیت معنوی» را وارد معادلات زمینی کند. او میخواهد منطق غیرماتریالیستی عالم را - که بر پایه وحی، ایمان و معنویت استوار است - به قواعدی تبدیل کند که در تمام ساحتهای زندگی جاری و کارآمد باشند...
➕مطالعه متن کامل
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻ایمان، راز پیچیدگی امیدواری انسان ایرانی
حجتالاسلام دکتر حبیباله بابائی – دکترای تمدن و ملل اسلامی، عضو انجمن بینالمللی مطالعات تطبیقی تمدنها در آمریکا
🔹️ #گزارش_متنی_صوت
وقتی از «امید» صحبت میکنیم، میتوان دستکم چهار رویکرد مختلف را از هم تفکیک کرد. یک رویکرد، نگاه آمریکایی و نظریه اسنایدر است که امید را بر اساس محاسبه عقلانی تعریف میکند: انسان زمانی امیدوار است که هدف مشخصی داشته باشد، راه رسیدن به آن را ببیند و ابزار لازم را در اختیار بداند. مشکل این نگاه آن است که اگر نظم شرایط به هم بخورد یا بحران ایجاد شود، امید هم بهراحتی فرو میریزد.
رویکرد دوم بیشتر در سنت فکری اروپا دیده میشود. در اینجا امید الزاماً محصول شرایط خوب نیست؛ حتی در دل رنج، بیثباتی و دشواری هم میتوان امیدوار بود. امید در این معنا بیشتر به نوعی ایستادگی در برابر وضعیت سخت شبیه است، نه صرفاً نتیجه یک محاسبه خوشبینانه.
رویکرد سوم به تجربه تاریخی و فرهنگی ایران مربوط میشود. در این نگاه، امید از ریشهدار بودن یک جامعه میآید. وقتی یک ملت به تاریخ، زبان و سنت خود متصل است، در برابر بحرانها و هجومهای بیرونی هم دوام میآورد. در طول تاریخ، ایران با موجهای مختلفی از قدرتها و فرهنگها روبهرو شده، اما در عین پذیرش برخی عناصر جدید، هویت خود را حفظ کرده است. نمونه روشن آن حفظ زبان فارسی در کنار ورود فرهنگ اسلامی است.
در کنار اینها، یک رویکرد دینی هم وجود دارد. در اینجا امید بر پایه ایمان شکل میگیرد؛ ایمان به خدا، به وعدههای الهی و به معنایی فراتر از زندگی محدود دنیوی. وقتی امید از چنین منبعی تغذیه میکند، وابسته به یک عامل یا یک شرایط خاص نیست و میتواند در موقعیتهای دشوار نیز تداوم پیدا کند. به همین دلیل فهم امید در جامعه ما بدون توجه به این لایههای فرهنگی، تاریخی و ایمانی کامل نخواهد بود.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻جنس پیشران در متن زندگی
دکتر مریم منصوری، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
سالیان سال است که در ادبیات غرب، به خصوص مکاتب فمینیستی، مسالهی جنس و جنسیت، به دعوایی تقابلی مطرح شده است. به نحوی که در مدرنیتهی اولیه، مرد نماد عقل است و نظم مردانه درسایهی پیشرفت، با جنس اول رقم خورده است.
در تقابل با این رویکرد، به خصوص در مدرنیتهی متاخر، ادبیات مقاومت، علیه نظم پیشین، با برافراشتن زندگی به جای پیشرفت، تلاش میکند تا از سرکوبگری سوداگرایانهی مدرنیته، زن را به کانون محوری یک جنس مطلوب تبدیل سازد و البته در اواخر قرن بیستم، اساسا نظم مبتنی بر زوجیت زیر سوال میرود.
در این میان، اما، در فضای نظری اندیشمندان انقلاب اسلامی، تمام آنچه در غرب میگذرد ذیل هستیای قرار میگیرد که منقطع از خدا و حقیقت الهیاتی انسان و فطرت وی برساخت شدهاست و هرآنچه میگذرد، سرکوب جدی حقیقت انسانی است.
همانگونه که انقلاب اسلامی، به عنوان ایدهای ایجابی با پسزدن شرق و غرب، الگوی سومی خلق کرد، در فضای نظم جنسیتی نیز، ذیل نظم جنسی زوجیتمحور، الگوی سومی خلق کرد که زنان را نه سرخورده از سودگرایی و لذتجویی غربی و شرقی، که برآمده از فطرتی معناگرا در نظر میگیرد.
زن در این معنا، همانگونه که آیت الله جوادی آملی در کتاب زن در آیینه جمال و جلال او را بر اساس رحامت، جامعهساز میداند، به نظر میرسد در میانهی حیات جمعی به "جنس پیشران" تبدیل میشود.
آنچه که امروز در فضای جنگ شاهدیم، حکایت از تناوردگی این نگاه دارد. آنگاه که سخن از تجاوز به ایران ایمانی میشود، تجاوزی که جنگ دوجانبه را رقم زده، زن در دو سو، همچنان سرزنده حضور مییابد و استقامت میورزد.
در تجاوز بیرونی و جنگ سخت، زنان، با نگهداشت متن زندگی مردان جنگنده را راهی و همراهی میکنند و در تجاوزی که هرآن، احتمال شعلهکشیدن از درون است، پرقدرت، میدان را به دست گرفتهاند.
حضور پرشور و چندبرابری زنان در نسبت با مردان به صورت مستمر و شبانه و خلاقیتهایی که در این شبها شاهدیم، حاکی از نظمبخشی خلاقانهای توسط زنان، در متن زندگی و در جنگ داخلی و خارجی دارد.
نظمی که زنان، پیشرانند. به خوبی میدانند که ظهور در خیابان، پشتیبان و به بیان بهتر حضور نامرئی در جنگ سخت است و محکم و مقاوم، تا دفع شر، ایستادگی میورزند. این نظم در جنگیدن توسط زنان در کنار مردان، دیگر نه تقابلی است و نه سوداگرانه یا لذتجویانه.
مقاومت زنانه، آنگونه که در ادبیان غرب جایگرفته، مقاومت بدنمند و لذتمدار نیست. مقاومتی از جنس "رحامت برای نگهداشت حیات جمعی و هویت آن" است.
زن، پیشران نگهداشت زندگی امن و مهربانانهای است که به نظر میرسد به حدود آن از درون و بیرون تجاوز شده است. معرفی زن ایرانی به مثابه پیشران مقاومت، جامعهی جهانی را ملزم میکند تا رویکردهای استعمارگرانهی غرب را بیش از استعمار زمین، استعمار زندگی ببیند و علیه آن بشورد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻متکفل معنا، متولی باطن
زن ایرانی منبع اصیل قدرت نرم و اراده جمعی جامعه است.
مبینا پیشیار، دانشجوی ارشد الهیات
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
حضور شجاعانه، فداکارانه و مبتکرانه زن ایرانی نه محصول تصادف تاریخی، بلکه ریشه در بنیانهای فلسفی ایمان به عنوان موتور محرک هستی او دارد که رقیب از آن بیبهره است.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻راز خانوادههای جبهه حق
زن ایرانی چگونه میجنگد که از خانواده فروگذار نمیکند؟
زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
زنی که به قدرتهای زنانۀ خودش التفات داشته باشد، میداند بیشترین اثرگذاری و عمیقترین کانالهای عاطفی پایدار برای مدیریت عواطف و ارادههای یک جمع را میتواند در بستر خانواده انجام بدهد. اگر دغدغهاش همراهی و نصرت ولی الهی باشد، این مستعدترین بستر برای شکوفایی زنانگی خودش را از دست نمیدهد. او تمام مدت با حضورش در خانواده داشت کار سیاسیاش را پیش میبرد و حالا که شرایط روز، به خیابان آمدن را میطلبد، همان قدرتهای جنسیتی که خانه را با آن اداره میکرد را از درون خودش به خیابانها و میادین شهر میآورد و در همین راستا فرزندان و همسرش را هم وارد میدان میکند.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻پارادایم نوین دفاع: بازخوانی جایگاه زنان در گذار از جنگهای کلاسیک به نبردهای ترکیبی
یادداشت زهره صداقت در وبگاه شهرآرانیوز:
🔁 #بازتاب_اندیشهها
امروز ما شاهد تولد الگوی نوینی از منازعه هستیم که نه تنها در ابزارهای نظامی، بلکه در مبانی هستیشناختی «جنگ» تحولی بنیادین ایجاد کرده است. جنگی که اکنون تجربه میکنیم، فراتر از الگوهای قرن بیستمی، یک «جنگ تمامعیار مدرن» است؛ عرصهای که در آن مرزهای سنتی میان جبهه و پشتجبهه، نظامی و غیرنظامی، و بهتبع آن، نقشهای جنسیتیِ کلیشهای در حال فروپاشی است.
امروز شاهد واسازی مفهوم «مرز» و «سنگر» هستیم. در دکترین جنگهای کلاسیک، امنیت در گرو حفظ «خط مقدم» بود و زن در ادبیات این دوران، نماد «چشمانتظاری در خانه» و محافظت از حریم پشت جبهه تلقی میشد. اما در نبرد مدرن، با حذف مرزهای فیزیکی و نفوذ آتش به عمق استراتژیک شهرها، «خانه» که تاریخیترین ساحتِ زنانگی تلقی میشد، خود به قلبِ هدف تبدیل شده است. وقتی موشکها و پهپادها بدون تمایز، فضای زیست عمومی و خصوصی را هدف قرار میدهند، امنیت به یک مقوله «فراجنسیتی» تبدیل میشود. در این فضا، هر شهروند، فارغ از جنسیت، در خط مقدم دفاع از بقای خویش و جامعهاش قرار دارد.
عاملیت زنان در جنگ شناختی و رسانهای
جنگ مدرن، جنگی «ترکیبی» (Hybrid) است؛ نبردی که نیمی از آن در میدان نظامی و نیم دیگر آن در میادین شهری و ساحتهای رسانهای، شناختی و اجتماعی جریان دارد. در این لایههای غیرنظامی، زنان نه به عنوان عناصر فرعی، بلکه به عنوان «کنشگران محوری» ظاهر شدهاند. مدیریت تابآوری اجتماعی، سازماندهی شبکههای حمایتی، و حضور موثر در خط مقدم جنگ روانی و رسانهای، عرصههایی هستند که در آنها زنان به دلیل برخورداری از سرمایه اجتماعی و توانمندی در بازتولید معنا، نقشی حتی تعیینکنندهتر از نیروهای نظامی کلاسیک ایفا میکنند.
از «ابژه جنگ» به «سوژه دفاع»
تحلیلهای نو در مطالعات زنان نشان میدهد که ماهیت فراجنسیتیِ جنگ مدرن، زنان را از وضعیت «قربانی منفعل» یا «منتظر» خارج کرده و به «سوژههای فعال دفاعی» بدل ساخته است. در نبردی که هدف آن فروپاشی ساختارهای سیاسی و اجتماعی است، حفظ انسجام جامعه و مقابله با گسستهای ناشی از جنگ، خود بخشی از استراتژی نظامی محسوب میشود. در اینجا، نقشهای رهبری زنان در ابعاد سیاسی و مدنی، مرزهای جنسیتی را درنوردیده و تعریفی نوین از «قهرمانی» ارائه میدهد که لزوماً با سلاح گرم معنا نمییابد، بلکه با «مدیریت بحران» و «تولید آگاهی» پیوند خورده است.
ما با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «دموکراتیزه شدن مخاطرات جنگ» نامید. این جنگِ بیسنگر، جایگاه زنان را در سلسلهمراتب قدرت نظامی جابهجا کرده است. اکنون دیگر نمیتوان از زن به عنوان حاشیهنشینِ جنگ یاد کرد؛ بلکه او در مرکز ثقل این نبرد ترکیبی، همدوش و گاه پیشرو در حفظ ارکان هویت ملی و پایداری اجتماعی ایستاده است. تحلیل جایگاه زنان در این برهه، مستلزم عبور از کلیشههای سنتی و پذیرش این واقعیت است که در جنگ مدرن، جبهه به وسعت تمام خانهها و تمام اذهان گسترش یافته و زنان، استراتژیستهای اصلیِ این میدان نوین هستند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag