eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
674 دنبال‌کننده
444 عکس
4 ویدیو
17 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖بستۀ محتوایی «ما و زن ایرانی» مجموعه محصولات مجله اقلیما پیرامون شناخت حرکت تاریخی و دستاوردهای زن ایرانی 📝 یادداشت: 🔸جنگ رمضان و رؤیت‌پذیرشدن زنان نامرئیِ همیشه حاضر فاطمه قاسمپور | [لینک] 🔸هزینه صفر مقاومت دکتر عاطفه خادمی | [لینک] 🔸از سنگر خانه تا میدان مقاومت؛ بازخوانی نقش زن ایرانی در روزهای بحران دکتر فاطمه درخشان | [لینک] 🔸نقش راهبردی زنان ایرانی در مدیریت بحران و هویت‌سازی تمدنی سحر قناعتی ملکی | [لینک] 🔸زنان و سیاست همبستگی دکتر ناهید سلیمی | [لینک] 🔸زنان ایران برای نوروز امسال جهان را تکان می‌دهند زهره حسنی خوشبخت | [لینک] 🔸تثبیت ولایت، زن ایرانی در متن میدان محدثه مولایی | [لینک] 🔸خصلت‌ها، تجربه‌ها و دستاوردهای اختصاصی زن ایرانی حمیده عرب‌سرخی | [لینک] 🔸 پارادوکس حیرت و نشناختن زن ایرانی فاطمه صادقی | [لینک] 🔸هیچ‌چیز برای زن ایرانی خطرناک‌تر از آمریکا نیست فاطمه صفدری | [لینک] 🎙 صوت: 🔸الگوواره‌های زن ایرانی دکتر میثم مهدیار | [صوت] 🔸زنان و حماسه دکتر فریبا علاسوند | [صوت اول] | [صوت دوم] 🔸زن ایرانی و تکثیر شجاعت حریرعادلی | [صوت] 📸 گزیده و عکس‌نوشته: 🔸[سری اول] گزیده عالمه غیر معلمه 🔸[سری دوم] گزیده تالیف ملت 🔁 بازنشر: 🔸زنان مسلمان ایرانی، پیشگام و پیشران حجت الاسلام دکتر سعید داوودی | [لینک] 🔸خداوند زنان را مبعوث کرد دکتر ابوالقاسم اجاقلو | [لینک] 🔸 حاضر غایب از نظر حجت‌الاسلام مجید دهقان | [لینک] 🔸زن‌ها معادلات را جور دیگر می‌چینند صفورا سادات امین‌جواهری | [لینک] 🔸بعثت زن مسلمان ایرانی، پیوند عقلانیت، عاطفه و شجاعت فاضله دهقانی | [لینک] 📂 ویژه‌نامه: 🔸 شمارۀ دوم جنگ‌ رمضان: [عالمۀ غیرمعلمه] 🔸شمارۀ سوم جنگ رمضان: [تألیف ملت] 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنانگی معطوف به مقامِ «شهادت خانوادگی» حجت الاسلام علیرضا ملااحمدی، دانش آموخته دکتری فلسفه تطبیقی و طلبه سطح چهارم 🔸️ «شهادت» حاصلِ «جهاد» است. وقتی جهاد فی سبیل الله تبدیل به یک «اصل» برای انسان می‌گردد و روح حاکم بر همۀ ساحت‌های زندگی‌اش می‌شود، بستر تکوینی برای نیل به «مقام شهادت» فراهم می‌شود. حادثۀ شهادت فقط مَظهری از این مقام است. چه‌بسا شهیدانی که مدّتها یا سالها قبل از حادثۀ شهادت به مقامش رسیده باشند و به تعبیر شهید سلیمانی (رضوان الله علیه) «شهید باشند قبل از اینکه شهید بشوند». امّا رسیدن به چنین موقعیّتی اصلاً آسان نیست. عزمی پولادین میخواهد که هرکسی را یارای آن نیست. امّا پدیدۀ شگفت‌انگیز وقتی است که شهادت نه در مورد افراد بلکه در مورد «خانواده» جریان می‌یابد. وقتی تمامِ یک خانواده به این مقام نائل می‌شود و اصلی‌ترین روحِ حاکم بر محیط خانواده، می‌شود جهاد فی سبیل الله! حتّی ممکن است این موقعیّت بلافاصله منجر به حادثۀ شهادت برای همۀ اعضای خانواده نشود؛ امّا چه‌بسیار خانواده‌هایی که در همین زیست خانوادگی‌شان به مقام شهادت نائل شده‌اند تا موعد آن حادثه فرابرسد. (حال یا به صورت خانوادگی و یا به صورت فردی) هرچه شهادتِ فردی انقدر غامض و سخت است که هرکسی سودای رسیدن به آن را ندارد، «شهادتِ خانوادگی» به‌مراتب سخت‌تر و پیچیده‌تر است. ده‌‌ها و صدها متغیّر خانوادگی باید در کنار هم «معطوف به جهاد» سامان بگیرند تا اینکه خانواده به این اوج نائل شود. امّا چنین وضعیّتی را کراراً در دیده‌ایم خانواده‌هایی را که همۀ مناسباتش معطوف به جهاد شکل گرفته است! چطور چنین چیزی ممکن شده است؟ این ممکن نشده است مگر به واسطۀ اینکه روحِ جهاد از مرکز ثقل خانواده که «زن/مادر» است، بر کلّ خانواده متصاعد می‌شود و بر همۀ مناسبات خانوادگی حاکم می‌گردد. اگر در محیط خانواده‌ای جنب‌وجوشی برای جهاد و انقلابی‌گری هست، بی‌تردید این بی‌قراری حاصل روحی است که «زنِ خانه» بر خانواده دمیده است. چرا که اساساً کار زن همین است. خانواده، جسمی دارد و روحی، عقلی دارد و قلبی. جسمِ خانواده را با همۀ الزاماتش مرد تأمین می‌کند و روحش را زن است که زنده نگه می‌دارد و بر آن می‌دمد. عقلانیتِ خانواده را مرد است که تدبیر و هدایت می‌کند و حبّ‌وبغض‌ها و گرایشات قلبی روی سرانگشت زن است که پیش می‌رود. روحیّۀ جهاد، هیچگاه با عقلانیّتِ تنها و با جسمانیّتِ صرف شکل نمی‌گیرد. زن است که در بسترِ کالبد خانواده و عقلانیّتِ انقلابی، این روح را در این کالبد می‌دمَد و خانواده را به «مقام شهادت» می‌رساند. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻حقیقت اتحادی محبت بررسی رابطۀ حبی از منظر الهیات و فلسفه مبینا پیشیار، دانشجوی ارشد الهیات و معارف اسلامی 🔹️ اگر حقیقتِ محبت را رابطه‌ای اتحادی تلقی کنیم، معرفت و اخلاق نیز دگرگون می‌شوند: معرفتِ ناشی از محبت، معرفتی حضوری و عملی است که در آن شناخت با مسئولیت و التزامِ عاطفی همراه است. اخلاقی که از این فهم برمی‌خیزد، اخلاقِ اشتراکی و التزام‌آور است؛ نه تنها قواعدِ بیرونی را حکمرانی می‌کند بلکه مناسباتِ درونیِ انسان‌ها را بازسازی می‌کند. گفتنِ اینکه «حقیقتِ محبت یک رابطه اتحادی است» یعنی بازشناختنِ محبت به مثابه فرایندی هستی‌ساز که مرزهای وجودی را در تجربه و حضور فرو می‌نشاند و پیوندی ایجاد می‌کند که عقلِ مجرد و تاکتیکِ هدف‌محور به‌تنهایی قادر به توضیح یا به بار آوردنِ آن نیستند. ➕️دانلود فایل شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان در مجله اقلیما 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻بی نقشی مطلق؛ پرداختی به دختران جوان در روز دختر حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه شناسی 🔸️ مراسم ولادت حضرت معصومه (س) با روز دختر همزمان است و در این مناسبت، توجهات نسبت به دختران بیش از سایر روزهای سال جلب می‌شود. با این حال، مسئله‌ای که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد، محدود بودن بازه سنی مورد توجه است؛ به این معنا که وقتی صحبت از تقدیر در روز دختر می‌شود، بازه سنی مورد نظر معمولاً از کودکان خردسال تا دختران نوجوان در نظر گرفته می‌شود. اگر دختری بیش از بیست یا سی سال سن داشته باشد، اساساً از این قشر مستثنی شده و وی را دیگر در زمره دختران محسوب نمی‌کنند؛ بلکه زنان یا در جایگاه مادر و یا در جایگاه دختر به مثابه دختر کوچک قرار می‌گیرد. در واقع، بازه سنی "دختر جوان" کمتر مورد توجه قرار گرفته و برنامه‌ها، مناسبت‌ها و مراسم‌های تکریم، عمدتاً معطوف به دختربچه‌هاست که این امر از نظر مثبت برای دختران جوان، نکته‌ای منفی تلقی می‌شود؛ گویی آنان از این قشر نادیده گرفته شده‌اند و اصلا در جامعه هدف قرار نمی‌گیرد. محتوا برای بازه کودک و نوجوان تولید شده و مخاطب هدف قرار می‌گیرند. قشر دخترانی که نه در سن نوجوانی هستند و نه ازدواج کرده‌اند تا به عنوان زن یا مادر مورد تکریم قرار گیرند، گویی به عنوان قشری رهاشده در نظر گرفته می‌شوند. این زنان در فضایی قرار می‌گیرند که نه ازدواج کرده‌اند و نه فرزندی دارند که نقشی به آن‌ها نسبت داده شود؛ بدین ترتیب، آنان در نوعی "بی‌نقشی مطلق" به سر می‌برند. این بی‌نقشی، فضای زیست آن‌ها را در روزی که قاعدتاً باید نخستین گام برای تکریم دختران جوان باشد، متمایز و متفاوت می‌کند. با این حال، گویی برای این دختران تا پیش از ازدواج، نقشی قائل نیستند و آنان را قشری نمی‌دانند که باید در فضای تکریم و جشن، نسبت به آن‌ها محتوای تولید شده یا بحث‌هایی صورت گیرد. حداقل تفاوت در این است که برای یک کودک، رویکردی متفاوت در نظر گرفته می‌شود؛ اما گویی بازه زمانی نوجوانی تا پیش از ازدواج، بازه‌ای خاکستری تلقی شده که در آن، این دختر نادیده گرفته می‌شود. با ازدواج، مسئولیتی به این دختر جوان تفویض می‌شود، در حالی که پیش از آن، مسئولیتی به او واگذار نشده است. این بدان معناست که اگر فردی تا بازه طولانی‌ای، حتی پس از سی سال، ازدواج نکند، همچنان در همان وضعیت بی‌نقشی باقی می‌ماند. این بی‌نقشی نوعی آشفتگی در هویت او ایجاد می‌کند؛ چرا که وی نمی‌داند جایگاه دقیقش کجاست و در کجا باید خود را قرار دهد. او درگیر یک بی‌مرزی می‌شود و گویی از هر دو سو رانده و نادیده گرفته شده است. گفتار رایج در سطح جامعه، این بازه سنی را در نظر نمی‌گیرد. این دختران باید تا زمانی که شرایط ازدواج آن‌گونه که در عرف و شرع جامعه تعریف شده است؛ برای آنان فراهم شود، به عنوان "دختر جوان" شناخته شوند. بدیهی است که باید برای این قشر، فارغ از سایر مسائل، برنامه‌ریزی، تبیین‌گری و ملاحظات بسیاری در نظر گرفته شود؛ این قشر نباید از نظر محتوایی تهی بماند و بایستی برای آنان محتوای متناسب تولید شود. زیرا این قشر نیز، همانند سایر گروه‌های جامعه، در خیابان‌ها و تجمعات حضور دارد و از زمان آغاز جنگ، در فعالیت‌های مختلف مشارکت داشته است؛ از حضور در خیابان و مسجد گرفته تا سطح خانواده. با توجه به اینکه این افراد هنوز خانواده تشکیل نداده‌اند، با شکل و چارچوب متفاوتی در تجمعات حضور می‌یابند، اما با حضور فردی خود، نقش‌آفرینی لازم را ایفا می‌کنند؛ حتی پیش از آنکه وارد حیطه تاهل شوند. بنابراین، ضرورت دارد که پیش از ورود آنان به آن مرحله، برای این قشر برنامه‌ریزی‌های خاص خود صورت گیرد. فانتزی موجود در این حوزه، نوعی رویکرد گاها افراطی و بی‌مهابای "صورتی‌گرایی" است. حتی گاها تلاش می‌شود تا هر آنچه مربوط به تقدیر از دختران است، با رنگ صورتی عجین شود؛ به گونه‌ای که هرچه رنگ صورتی بیشتر باشد، تصور می‌شود که تقدیر و گرامیداشت بیشتری صورت گرفته است. با وجود اینکه در این روز، توجه وافری به کرامات حضرت معصومه (س) و دلایل مجرد ماندن ایشان و پیوند آن با خاندان موسی بن جعفر (ع) و وقایع مربوط به دختران ایشان معطوف می‌شود، اما تا حد امکان از برخی جنبه‌ها چشم‌پوشی شده و با استثنا قائل شدن برای حضرت معصومه (س)، کل موضوع به شکلی سطحی نگاه می‌شود. یکی از مصادیق این مسئله، صحنه‌هایی است که در تجمعات مربوط به این روزها شکل می‌گیرد که در آن‌ها، موضوع دختربچه‌ها در اولویت قرار دارد و تولید محتوا برای آنان است و همه جای تجمعات شبانه با رنگ صورتی پوشانده می‌شود. درحالی که این روزها زمان آن است که برای دختر ایرانی اعم از هر سنی کار انجام شود و سخن درحدود فانتزی‌گرایی به واقع‌گرایی صحنه خیابان تغییر پیدا کند. 📗 @Eqlima_Mag
✳️رهبری بانویی در دلِ تاریخ بدون تردید نقش حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها در قم شدن قم و عظمت‌ یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخی، یک نقش ما لا کلام فیه است. این بانوی بزرگوار... موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل‌بیت علیهم‌السّلام در آن دوره‌ی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل‌بیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند. ۱۳۸۹/۷/۲۹ | 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻غربت دختران جوان مجرد در گفتمان مرسوم روز دختر زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔁 ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با زن جدیدی روبه‌رو شدیم که دیگر مجاز نبودیم با ذهنیت‌ها و چارچوب‌های فکری قبلی درمورد او صحبت بکنیم. زنی که پیش از مبارزه با طاغوت حکومت پهلوی، دست طاغوت‌ورزی‌های مردانۀ شرقی و غربی را از پشت بسته بود و هم خودش در میدان مبارزه حاضر بود و هم به دنبال خود مردان را به تظاهرات کشانده بود. همین تقدم حرکت زنانه هم موجب شد تا رهبر شهید، پیش از بیانیه گام دوم عمومی، بیانیه گام دوم زنان را بدهد؛ یعنی آن چیزی که تحت‌عنوان «پیام به کنگرۀ هفت‌هزار زن شهید» می‌شناسیم؛دقیقا همانجا که از «ارائه تعریف جدیدی از زن» صحبت می‌کنند. با این‌حال، شاید چون تجربۀ انقلاب اسلامی و خصوصاً دقت‌های جنسیتی‌اش برای متفکران و اندیشمندان ما دور از ذهن می‌نمود، آنچنان که باید و شاید، گفتمان انقلاب اسلامی در مسئلۀ زن متناسب با کنش‌های این زن جدید در واقعیت میدان جلو نیامد و در سطحی فراتر، حتی با فهم‌های پیشاانقلابی خود، مانع اراده‌ورزی‌ و تشخیص‌های جهادی زنانه شد. اما دیگر بعد از آنچه از زنان مسلمان ایرانی در این چهل روز جنگ تحمیلی سوم مشاهده کردیم و به چشم دیدیم که چطور ارادۀ زنانه می‌تواند جامعه را از رکود به قیامی بکشاند که تعبیر «نوانقلاب» حقاً برازندۀ آن است، با جرئتی بیش از گذشته باید بگوییم حق نداریم از این لحظه به بعد با گفتار‌های عقب‌گرد گذشته از این زنان صحبت کنیم. یکی از مصادیق این گفتارهای عقب‌گرد، در نحوۀ تخاطب ما با دختران جوان مجرد خودش را نشان می‌دهد. ما هر ساله در روایت‌های رسمی با روز دختری مواجه می‌شویم که به روز «دختربچه‌ها» فروکاسته می‌شود و با فانتزی‌های صورتی‌رنگ خودش را نشان می‌دهد. از سوی دیگر وقتی به دختران جوان مجرد می‌رسیم، نقش‌آفرینی تاریخی آنها را منوط به ازدواجشان می‌کنیم. انگار که تا پیش از موقعیت تأهل، تصمیم‌ها و فعالیت‌های این دختران در معادلات تاریخ‌سازی جهان به حساب نمی‌آید بلکه تنها مقدمه‌ای برای هویت‌یابی اصلی(ازدواج) است. هویت آنها تازه از جایی شروع می‌شود که وارد یک پیوند زناشویی بشوند و نقش‌های مادری و همسری را برعهده بگیرند. مقدمۀ این حرف‌ها هم پیش‌ از این چیده شده است: زمانی هم که داشتیم از حضور زنان در خیابان می‌گفتیم، این حضور را به «مقاومت خانوادگی» محدود می‌کردیم و در آنجا هم این دختران را مستقلاً نمی‌دیدیم. ندیدن به این معنا که نمی‌توانستیم توضیح بدهیم اینها خارج از بستر خانواده، چطور دارند زنانگی می‌ورزند؟ چطور اراده‌هایشان را در تاریخ‌سازی دخیل می‌کنند؟ درحالی‌که بخش اعظمی از حضور پرجمعیت این‌روزها به این دختران پرانرژی اختصاص داشت. البته بخش مهمی از این نپرداختن و ندیدن هم بخاطر بحران‌های موجود در جامعه از قبیل «بالا رفتن سن ازدواج» و «کاهش جمعیت» است که به ما اجازه نمی‌داد بتوانیم این مشکل را از ریشه‌اش حل بکنیم و درمورد علل اصلی آنها تأمل کنیم. بلکه ما را از دل این هراس‌ها به این سمت سوق داد که هرچه می‌توانیم از ارتباط زن و خانواده بگوییم تا شاید در حل این مسائل فرجی شود. غافل از اینکه این بی‌صبری و بی‌فکری نتیجۀ عکس می‌دهد. من به جد معتقدم که متأسفانه انقلاب اسلامی، ارتباط گفتمانی خود را با این قشر از دست داده است. چرا که نمی‌تواند هویت آنها را بدون بند کردن به ازدواج توضیح بدهد و آنها را تا پیش از رسیدن به این مرحله و برقراری این پیوند در یک خلأ هویتی و نقشی رها می‌کند. حتی نمی‌تواند در حالت بسیار جسارت‌مندانه نشان بدهد که گاهی ممکن است جهاد یک زن از مسیر تشکیل خانواده گذر نکند. کاراکتر حضرت معصومه(س) اصلا یک موهبت تاریخی و کلیشه‌شکن برای همین موقعیت است. در پایان لازم می‌دانم اشاره کنم که نگارندۀ این سطور، در پی دفاع از چیزی تحت عنوان «تجرد انتخابی دختران» نیست. چه اینکه بنده درخصوص خانواده که مستعد‌ترین بستر نقش‌آفرینی زنانه است چندین مطلب در همین کانال و بسترهای دیگر نوشته‌ام. اما متأسفانه چارچوب‌های ذهنیت شرقی و کلیشه زده به ما اجازه نمی‌دهد که بتوانیم گفتمان انقلاب اسلامی را با همان «اصول‌محوری‌اش در عین کلیشه‌بردار نبودن» درک کنیم و در قالب یک طرح جذاب و خواستنی به دختران جوان امروز ارائه بدهیم؛ این یادداشت درواقع توجهی به این مطلب است. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📌 | لیست ویژه‌نامه‌های مجله اقلیما 💢شمارۀ اول ویژه‌نامه «اساس ملت» 📂زندگی در قوارۀ جنگ | زن چگونه با خلق زندگی به مصاف جنگ‌طلبی و جنگ‌گریزی می‌رود؟ لینک دانلود 💢شمارۀ اول ویژه‌نامه جنگ رمضان 📂موقعیت زینب‌گونگی | زنِ مقاومت و فراخوانی زینب(س) در لحظۀ اکنون لینک دانلود 💢شمارۀ دوم ویژه‌نامه «اساس ملت» 📂زن معاصر و دنیای نوفرعونیان | مطالعهٔ اسرائیل از دریچهٔ جنسیت و نظم جنسیتی لینک دانلود 💢شماره دوم ویژه‌نامه جنگ رمضان 📂عالمه غیرمعلمه | زن ایرانی کیست؟ جنگ رمضان پاسخ می‌دهد. لینک دانلود 💢شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان 📂تألیف ملّت | آیا می‌توان گفت تحقق وحدت در جامعه مسئولیتی زنانه است؟ لینک دانلود 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
جنگ جمعیتی- حجت‌الاسلام بهرامی.oga
زمان: حجم: 3.4M
🔻 | جنگ جمعیتی و راهبرد قرآن 🎙‌حجت الاسلام بهرامی، مسئول مرکز راهبردی احیاء و پژوهشگر حوزه جمعیت و خانواده خداوند در قرآن، لجوج‌ترین دشمنان را کسی می‌داند که ارادۀ نابودی حرث و نسل را دارد. اگر راهبرد اصلی دشمن ما اهلاک نسل جبهه حق باشد، به‌دو‌صورت این هدف را می‌تواند محقق کند؛ حالت اول این است که در جنگ نظامی، ابدان را حذف کند؛ از عموم مردم گرفته تا دختران میناب و حمله به بانک جنین بیمارستان و.. حالت دوم این است که نسل جبهۀ حق را تضعیف کند... 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 تحولات بزرگ با کارهای کوچک درباره نقش زن‌ها در بعثت مردم فاطمه رایگانی در کانال اشارات 🔁 این شب‌ها زن‌ها در اجتماعات خیابان صدرنشین‌اند. این را حتما از زبان خیلی از رسانه‌ها و تحلیل‌گران شنیده‌اید. و البته پرسش از علتش را: این جلوه از بعثت مردم چرا انقدر پررنگ است؟ مثل بسیاری از جلوه‌های دیگر حضور مردم در این ایام و در ایام جنگ تحمیلی دوم، ما با یک پدیده جدید بی‌سابقه روبرو نیستیم، بلکه ظرفیتی همیشگی بنا بر موقعیت تازه‌ای ظهور جدیدی پیدا کرده است. چنانکه رهبری در روز ۱۲ بهمن وقتی حرف از مبعوث‌شدن مردم می‌زند به تکرار پدیده اشاره می‌کند و می‌گوید قبلا چنین شده این بار هم شد و دوباره هم خواهد شد! یعنی اساسا بعثت یک چنین اتفاقی است. در بخش نبوت طرح کلی، رهبر شهید انقلاب در توصیف بعثت گفته کسی مبعوث می‌شود که یک درونمایه قوی دارد که او را برای به دوش‌کشیدن مسوولیت مستعد می‌کند. به‌زعم من یکی از آن استعدادها که در زنان غلبه دارد، امکان خلق اثر بزرگ در میدان‌های کوچک است که پیش از این هم بوده اما چون در خیابان رقم نخورده به چشم نیامده اما دستاوردهای بزرگی داشته است. زن‌ها از خیر کوچک نمی‌گذرند برای همین مشمول سنت الهی هم می‌شوند و مسیر انجام کارهای بزرگ برایشان فراهم می‌شود. مثلا خیلی‌ها در روزهای اول تجمعات خیابانی به کمبود پرچم اشاره می‌کردند. در چنین موقعیتی زنان چه می‌کنند؟ وقتی دیدند هیچ نهادی دستشان را نمی‌گیرد از همان ظرفیت پیرامون با کمک‌های مردمی پول هر تعداد پرچمی که بتوانند را جور می‌کنند و از اولین بازار می‌خرند و با وسواس کامل دانه‌دانه توزیعش می‌کنند. و این کار وقتی ضریب می‌خورد در تعداد بیشتری از جمع‌های زنانه دو اتفاق رخ می‌دهد: افراد از درون احساس کنشگری و اثرگذاری دارند، در میدان هم باری از دوش نهادهای فرهنگی برداشته‌اند. یکی از بهترین مثال‌ها برای نشان‌دادن این ظرفیت که به تمامه ادا شد، اما هرگز صورت‌بندی نشد و به اشاره کامل درنیامد مربوط به ایام بحران کروناست. در آن ایام اغلب کشورهای صنعتی با مشکلات عمده‌ای مواجه بودند از جمله بحران کمبود ماسک؛ و دولت هم منتظر نشسته بود تا با ورود کرونا به ایران با این بحران مواجه شود. زن‌ها چه کردند؟ تا شنیدند ماسک در کشور نایاب شده به این فکر کردند که چطور مشکل را حداقل در خانه خودشان برطرف کنند. چرخ‌ خیاطی‌های خانه را راه انداختند و با پارچه‌های بلااستفاده خانه برای خانواده خودشان ماسک دوختند. الگو را در گروه‌های مجازی گذاشتند و بقیه هم همین کار را در خانه کردند. بعد چرخ خیاطی‌ها منتقل شد به مسجد و کم‌کم پارچه‌ها از بازارهای تعطیل به مسجدهای فعال منتقل شد و مشکل ماسک در حد محله رفع شد. بعد کار به دوختن گان پزشکی هم رسید. و از تجمع این‌ها یک مساله مهم در کشور حل شد. نکته این است که در نقطه صفر کسی نگفته بود چگونه مشکل ماسک مملکت را حل کنم. که اگر می‌گفت هرگز چرخ خیاطی خانه و تکه پارچه توی کمد به کار نمی‌آمد. اما هر زنی اول به محیط خودش فکر کرد، کوچک به کار آمد، بزرگ پشت سرش خلق شد. چنانچه با درمان‌های خانگی بار زیادی از هجوم به بیمارستان‌ها و صف بیماران در پیاده‌روها و تشدید بیماری از همین تجمعات برداشته شد. دولت محل خلق اثرهای کلان است که در مواقع بحران یا جنگ دچار برخی کج‌کارکردی‌ها می‌شود. هرچقدر بارش سنگین‌تر باشد در این مواقع امور بیشتری زمین ماند. اگر در موقعیت غیربحران از ظرفیت‌های کوچک حل مساله حفاظت شود در چنین شرایطی به هم می‌پیوندند و حل مساله می‌کنند. حالا که این استعداد به چشم آمده و در میدان دارد به بهترین شکل خودش را نشان می‌دهد، وقت آن است که بیش از گذشته به رسمیت شناخته شود و برای روزهایی که دیگر دفاع خیابانی لازم نبود مصادیق دیگری پیدا کند و هم‌چنان در امر وطن‌داری امکان مشارکت خلق کند و امتداد داشته باشد. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📌 | قالب‌های مجله اقلیما 📱با زدن بر روی هشتگ‌ها به محتواهای مربوطه دسترسی پیدا کنید: 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻از تحریف تا حقیقت ، پیروزی در میدان شناخت حمیده‌عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه شناسی 🔸️ ویدیویی توجه مرا جلب کرد و تصمیم گرفتم ادامهٔ آن را ببینم. در این ویدیو، یک شهروند آمریکایی دربارهٔ فریب خوردگی خود از تبلیغات و پروپاگاندای رسانه‌های ایالات متحده صحبت می‌کرد. او می‌گفت تا پیش از این نمی‌دانسته که در جمهوری اسلامی ایران، دختران اجازهٔ تحصیل دارند. با دیدن مدرسهٔ «میناب»، تازه متوجه شده که دختران ایرانی به مدرسه می‌روند؛ در حالی‌که پیش از آن تصور می‌کرده دختران صرفاً در فضای خانه زندگی می‌کنند، حق بیرون رفتن و تحصیل ندارند و باید در خانه بمانند. او همچنین دربارهٔ پوشش دختران ایرانی صحبت می‌کرد و می‌گفت تصورش این بوده که دختران در ایران برقع، پوشیه یا نقاب دارند، در حالی‌که نوع پوشش در ایران متفاوت از آن چیزی است که رسانه‌های غالب آمریکایی با تحریف واقعیت نمایش می‌دهند. در پی رویدادهایی که در جریان «جنگ رمضان سوم» رخ داد، دختران ایرانی بیش از گذشته در میان مردم آمریکا و کشورهای اروپایی شناخته شدند. پیشرفت‌های علمی آنان، میزان بالای تحصیلات، و حضور گسترده در دانشگاه‌ها (که بیش از نیمی از دانشجویان را شامل می‌شوند) همه بیانگر نقش مؤثر دختران ایرانی در عرصه‌های علمی، نخبگانی، فیزیک، موشکی و سایر حوزه‌هاست. آنان در جایگاه‌های گوناگون اجتماعی حضور دارند و اثرگذاری چشمگیری دارند. به گفتهٔ یکی از کاربران آمریکایی، درست است که در ایران محدودیت‌هایی برای پوشش وجود دارد، اما جامعهٔ ایران آن‌گونه که در رسانه‌های غربی به عنوان جامعه‌ای «سرکوب‌گر» و «دیکتاتور» تصویر می‌شود، نیست. نوع برخورد با زنان و دختران در ایران متفاوت است؛ این تفاوت در نگاه مردمان و کارشناسان غربی سبب بازنگری در برداشت آنان از جامعهٔ ایرانی شده است. کاربران و پژوهشگران آمریکایی اکنون دربارهٔ جایگاه زن در ایران سخن می‌گویند؛ زن ایرانی در ساحت‌های مختلف اجتماعی حضور دارد، به دانشگاه می‌رود و در عرصه‌های گوناگون نقش‌آفرین است. گویی این رویدادها نوعی بیداری جهانی نسبت به ایران را رقم زده و موجب شده فرهنگ غربی با فرهنگ ایرانی و اسلامی آشنا شود. در میان واکنش‌های کاربران انگلیسی‌زبان، حتی به حوزهٔ موشکی نیز اشاره شده است؛ جایی که نام «بی‌بی مریم بختیاری» به عنوان یکی از مبارزان زن ایرانی ذکر شده و پرتاب موشک‌ها با نام «دختران میناب» یادآور حضور زنان در عرصه‌های مقاومت است. این رخدادها در فضای غربی واکنش‌های گوناگونی ایجاد کرده و بسیاری از آنان شروع به نقد فرهنگ خود کرده‌اند؛ فرهنگی که در آن زن اغلب به عنوان کالایی یا ابزار تبلیغاتی شناخته می‌شود. در مقایسه‌ای قابل توجه، رفتار و تکریم مقام معظم رهبری نسبت به دختران در آیین جشن تکلیف با نوع رفتار نسبت به دختران در پروندهٔ اپستین مورد مقایسه قرار گرفته است؛ مقایسه‌ای که نشان می‌دهد فرهنگ ایرانی‑اسلامی در برابر فرهنگ غربی ایستاده و قدرت و عمق خود را آشکار کرده است. اکنون، در شرایط جنگ، یکی از پیروزی‌های بزرگ ملت ایران نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در عرصهٔ فرهنگی و شناخت جهانی رقم خورده است؛ جهانیان بیدار شده‌اند تا دریابند «دختر ایرانی کیست و چگونه زندگی می‌کند». در حالی که دشمن با حمله به مدرسهٔ میناب تلاش داشت چهرهٔ زن و دختر ایرانی را تحقیر کند، این حادثه موجب بیداری و آگاهی جهانی شد. زنان و دختران ایرانی در مسیر پیشرفت و حرکت به‌سوی قله‌های علمی و انسانی گام برمی‌دارند؛ همان‌گونه که رهبر انقلاب فرمودند: «ما به قله نزدیکیم» و در این مسیر، حضور زنان و دختران ایرانی در این قله روشن و محسوس است. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه دختران جان‌فدا - نقد نقدها و عبور از کلیشه‌های انتقادی و تحلیلی - بخش اول مهدی تکلو در کانال شخصی 🔁 اولین پیش‌فرض معرفتی و اخلاقی در تحلیل «رژۀ دختران جان‌فدا» در نظر گرفتن خاص‌بودگی پدیده است. ‌این خاص‌بودگی در نتیجۀ جنگ به ما گوشزد می‌کند مثل خیلی دیگر از پدیده‌ها، ما در اینجا با هم ‌پدیده‌ای جدید مواجه هستیم. هم جامعۀ ایرانی پیچیده است و همواره دانش اجتماعی را غافلگیر کرده ‌است و هم زن ایرانی به واسطۀ فقر شناختی ما و پیچیدگی شخصیتی ساده‌سازانه به چنگ نمی‌آید. اضافه ‌کنید که در جنگ که «برهۀ تسریع تاریخ است» ما با یک وضع جدید اجتماعی و البته تاریخی در سطح ‌جهانی مواجه هستیم. اگر در یک تحلیل مقدماتی در امتداد پیروزی‌های ملت مبعوث مقابل ابرقدرت ‌فرعونی، قبول کنیم وارد یک وضع و نظم تمدنی جدید شده‌ایم و قطب‌بندی قدرت در حال ویرایش است، به ‌حکم این خاص‌بودگی نمی‌توانیم پدیده‌های این سرآغاز را با کلیشه‌های ذهنی و صورت‌بندی‌های قبلی فهم ‌کنیم و توضیح بدهیم. مفاهیمی از قبیل جنسیت‌زدگی، فانتزی‌زدگی، مصرف‌زدگی، نمایش‌زدگی و... همگی ‌گرفتار انحائی از تقلیل هستند. مسائل زنان ایرانی غالباً گرفتار قضاوت از دورند و در مورد «رژۀ صورتی» هم ‌این ذهن‌زدگی و به عبارتی تحمیل ذهن بر واقعیت تشدید شده است. من در ادامه به برخی از این نقدها و ‌مغالطه‌ها تشکیک می‌کنم:‌ ‌ 1- خروج از هویت زنانه قضاوت دربارۀ اینکه زنان با انجام رژۀ نمادین نظامی از هویت زنانه خارج می‌شوند ‌پیچیدگی‌هایی دارد. باید هم این پیچیدگی‌ها را دید و هم زنانی که راجع بهشان بحث می‌کنیم. دست‌کم یک ‌مولفۀ تعیین‌کننده باید جدی گرفته بشود. اینکه آیا با زنانی مواجه هستیم که اهل اراده و واجد قدرتند یا ‌خیر؟ اینکه آیا با زنانی مواجه هستیم که تا کنون هویت زنانۀ خویش را بازیابی کرده‌اند یا خیر؟ اینکه آیا ‌انجام این رژۀ نمادین تحمیل بر آنان است یا خلاقیت آنان؟ اینکه جهان اجتماعی زنانه تا اندازه که ‌شکوفاکننده و تسهیل‌گر کنش زنان ایرانی باشد وجود دارد یا خیر؟ اینکه ذهن طراح و سیاست‌گذار چه ‌اندازه قادر بوده تمام جزئیات را رقم بزند؟ در یک قضاوت اولیه به گمانم ما داریم راجع به زنانی بحث می‌کنیم ‌که نه‌تنها اهل اراده و قدرتمندند بلکه در بسیار جنبه‌های اجتماعی توانسته‌اند ارادۀ خود را محقق کنند. داریم ‌راجع به زنانی مبعوث بحث می‌کنیم که از گذشته الگوی سایر زنان بوده‌اند، خیابان را تسخیر کرده‌اند و ‌جنگ را به صحنۀ اجتماعی بسط داده‌اند، خانواده را حفظ کرده‌اند و در صحنه‌های خرد و کلان جنگ ‌ایفای نقش کرده‌اند. در مورد چنین زنانی نمی‌توان از غلبۀ «فرم مردانه» بر «هویت زنانه» بحث کرد. اتفاقاً ‌به‌عکس این زنان هستند که دارند تلاش می‌کنند، فرم‌ها و عرصه‌های مردانه را به جهان اجتماعی خود ‌جذب کنند و دلالت‌های آن را ویرایش کنند. زنانی که جنگ را دلالتاً ویرایش کردند با سوار شدن بر چیپ ‌و گرفتن اسلحه مردواره نمی‌شوند بلکه کار جامعه‌شناسی وفادار به متن واقعیت این است که این لحظه و این ‌پدیده را فهم کند. پوشش نمادین نظامی زنان و اسلحه‌دست‌گرفتنشان کاملاً همان معنایی را که در جهان ‌مردانه می‌دهد واگویه نمی‌کند. این زنان دارند به مردان و به دشمن اعلام می‌کنند، «حتی اگر شرعاً دفاع ‌نظامی تکلیف زنان نیست، ما زن‌ها آمادۀ نبردیم». این یعنی مردان که مکلفند به طریق اولی آماده‌اند/باید ‌باشند و این یعنی زن‌ها در سایر جنبه‌های جنگ به‌طریق اولی آماده‌اند.»‌ 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag