eitaa logo
اشارات
2.8هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 اکنون در کدام مرحله از جنگ ایستاده‌ایم؟! 🖋 وحید یامین پور متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/398 @esharat_57 ➕️ @Yaminpour
🌕 اکنون در کدام مرحله از جنگ ایستاده‌ایم؟! 🖋 وحید یامین پور ۱. شکست‌های آمریکا در میدان جنگ آنها را به درخواست مذاکره کشاند. بیش از دو هفته درخواست‌های مکررشان که به‌واسطه‌ی کشورهای مختلف به ایران می‌رسید، بی‌پاسخ ماند. نهایتاً جمهوری اسلامی ایران در زمانی که وضعیت میدان را مناسب دید به یکی از واسطه‌ها -پاکستان- شروطش را برای ابلاغ به آمریکا اعلام کرد. ترامپ که به دنبال پنجره‌ی خروج از باتلاق جنگ می‌گشت در توییتی اعلام کرد که شروط ۱۰‌گانه ایران مبنای مذاکره است! تحلیلگران این عقب‌نشینی را به عنوان پذیرش شکست مخابره کردند و ظرف ۱۲ ساعت آنچنان فضای سیاسی داخل آمریکا مشنج شد که ترامپ و اعضای دولتش مجبور شدند چندین بار مصاحبه کنند تا با رد حرف قبلی‌شان افتضاحی را که به‌بار آمده جبران کنند. ۲. رژیم صهیونیستی که عقب‌نشینی آمریکا از جنگ را به منزله‌ی نابودی خود می‌داند طرح حمله‌ی گسترده به لبنان را جلو انداخت ولی ایران مذاکره را منوط به آتش‌بس در همه جبهه‌ها کرد و ترامپ، نتانیاهو را مجبور کرد که حملات را متوقف کند(هرچند اسرائیل طرح آتش‌بس را تدریجی جلو میبرد). ۳. مذاکره در اسلام‌آباد برگزار شد.‌کاملآ روشن بود که پذیرش هر یک بند از شروط ۱۰ گانه ایران یک شکست بزرگ برای آمریکاست و مذاکرات چندین و چند ساله نمی‌تواند در یک شب به سرانجام‌ برسد. برخی شروط ایران برای مذاکره منعطف بود و برخی دیگر خطوط قرمز. ما حتی یک قدم از شروط اصلی‌مان عقب‌نشینی نکردیم و نیازی هم به این‌کار نداریم. سایه‌ی ما روی تنگه و انرژی منطقه و اقتصاد جهان برقرار است. ۴. آیا جنگ از سر گرفته می‌شود؟ ترامپ طبیعتا دوست ندارد تنها پنجره خروج را ببندد و بی‌نتیجه ماندن مذاکره ضرورتاً به معنای از سر گرفته‌ شدن جنگ نیست. ولی رژیم صهیونیستی تلاش بی‌وقفه‌ای برای نگه‌داشتن آمریکا در میدان خواهد داشت. محتمل است که دورانی مضطرب از وضعیت نه‌جنگ نه‌صلح در پی باشد تا زمان به طرفین امکان تغییر شرایط را بدهد. زمانی که برای دشمن امکانی برای اجرای ناگهانی ترورهای غافلگیرانه خواهد بود‌. ۵. ایران چه خواهد کرد؟ ما جنگ را آغاز نکردیم و با اینکه هم‌اکنون دست برتر را داریم طبق دکترین دفاعی‌مان بعید است ما برهم زننده‌ی سکوت صحنه‌ی نبرد باشیم ولی طبعاً انگشت‌های روی ماشه به انتظار نخستین نقض آتش‌بس از طرف دشمن خواهد بود. @esharat_57 ➕️ @Yaminpour
🌕 بعثت مردم؛ جمهوری محلات 🖋 امیر راقب متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/401 @esharat_57
🌕 بعثت مردم؛ جمهوری محلات 🖋 امیر راقب در روزهای اخیر و با عبور جنگ تحمیلی سوم از نقطه‌ی اوج خود و تثبیت نسبی وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور، سخن از چگونگی تثبیتِ ظرفیت مردمیِ فعال‌شده در قالب اجتماعات پرشور خیابانی روزها و شب‌های جنگ، در وضعیت پساجنگی، به دغدغه بسیاری از فعالان و ناظران اجتماعی تبدیل شده است. سخن از حفظ بهره‌مندی از «بعثت مردم» برای حل و فصل چالش‌های اداره کشور در روزها و سالهای پیشِ‌رو است. در این میان، آنچه در وهله اول به چشم می‌آید، شکل‌گیری یک گرایش کم‌وبیش عمومی، نزد تحلیلگران است که با نحوی بیش‌برآوردی از امکانات و ظرفیت‌های این حرکت مردمی، انتظارات بسیار و امیدهای دور و درازی را بر آن حمل می‌کنند و بیم آن می‌رود که با همین گرایش، آنچه حاصل شده، از کف برود. باید توجه داشت که پدیده های اجتماعی اگر بنا باشد پایداری داشته باشند، این اتفاق ضرورتا از ناحیه‌ی «هسته‌های اولیه» و «طبیعی» آنها رخ خواهد داد و اتفاقا هرچه تلاش شود که پدیده را از هسته‌ی اولیه‌اش دور و اصطلاحاً «مهندسی‌» کنیم، استمرار آن به خطر خواهد افتاد‌. اتفاقی که در جنگ اخیر از حیث حضور مردمی در روزهای نخست آن رخ داد، «قیام محله‌ها» بود. در غیاب و محدودیت ظرفیت‌های بزرگ ملی در روزهای اول، آنچه به میدان آمد، «ظرفیت‌های کوچک» بود که به میانجی یک «احساس نیاز واقعی» ناشی از ترس و اضطراب طبیعی روزهای اول و ضرورت کنار هم قرار گرفتن و دلگرمی دادن هسته‌های انقلابی محلات(هیأت‌ها و مساجد) حاصل شد. در ادامه و با عبور کشور از «بحران بی‌ثباتی» در روزهای میانی جنگ، روند حرکت‌های محلی، تحت‌الشعاع ضرورت ارائه‌ی «تصویر ثبات و اقتدار» در قاب‌های بزرگ رسانه‌ای قرار گرفت و این امر، به حاشیه‌ای شدن محلات و شکل‌گیری نقاط متمرکز «اجتماعات بزرگ ملی» در شهرها انجامید. به رغم این تحول شکلی که چه‌ بسا ناشی از اقتضائات میدانی و عملی رخ داد، آنچه می‌توان در مقام استمرار و تثبیت این «قیام مردمی» انتظار داشت، بازگشت به همان «هسته اولیه» و مراقبت از آن در برابر هرگونه سودای بار کردنِ چیزی «کلان» به این ظرفیت است. تا اینگونه نشود که با سودای «کلان‌نگری» برای به دست آوردنِ این ظرفیت، از دست برود. کارهای بزرگی می‌توان با این «ظرفیت کوچک» کرد. جمهوری اسلامی چیز‌ی را دوباره به دست آورده، که در سالهای اخیر، تقریباً از دست داده بود: امکان گسترش در سطح محله‌ها. این امکان را دیگر به راحتی نباید از دست داد. هویت های کوچک محلی که با تجمیع هیات‌های کوچک، حسینیه‌ها و مساجد محلی، حاصل شده، باید در همه مناسبت‌های ملی آینده، در همان بافت کوچک خودش فعال بماند. شاید بازسازماندهی مساجد از این ناحیه، اقدام مفیدی باشد و شاید هم اتفاقا «هیأت» و «موکب» باید فرم طبیعی این ظرفیت، باشد. هرچه هست، این «پلتفرم محلی» باید محلی بماند و محلی عمل کند. و در ادامه، اتفاقا باید با عبور از خصلت «خیابانی» و «کارناوالی»، متمرکز بر «خانه‌ها» شود و با نگرش و گرایش «حل مسأله»‌های کوچک مردم محله، از تداوم «زندگی روزمره» در همان محله‌ها محافظت کند. شاید تقدیر این است که جمهوری اسلامی، آن بخشی از جمعیت خود را که معمولا در آمارهای متمرکز و تجمیعی (دهک، صدک و...) اصلا به چشم نمی‌آیند و پایش نمی‌شوند، و مسائلشان یا گم می‌شود، و یا «انتزاع می‌شود» را دوباره پیدا کند. شاید «بعثت مردم» معنایش همین احیای «جمهوری محلات» باشد‌. البته این هویت اجتماعی-محلی ممکن است در ادامه بتواند مبنای برخی اصلاحات کلان ملی، خصوصاً در زمینه‌ی «نظام نمایندگی سیاسی» نیز قرار بگیرد‌. در سالهای اخیر، بسیاری از ناظران سیاسی از ضرورت بهبود نظام نمایندگی سیاسی در ایران در جهت تقویت جنبه‌های اجتماعی الگوی نمایندگی و کاسته‌شدن از بارِ سیاسی آن سخن گفته‌اند. این ضرورت خصوصا در انتخابات‌هایی نظیر شوراهای شهر و مجلس شورای اسلامی (در حوزه‌های جمعیتی بزرگ) وجود دارد و فعال‌سازی و تقویت عاملیت «پلتفرم‌های محلی» می‌تواند با ایجاد یک «مجرای پایین به بالا» در انتقال مسائل کوچک محلی به کوریدورهای تصمیم‌گیری کلان‌تر و ملی، در آینده، به مبنای برای بهبود نظام نمایندگی سیاسی و ارتقای قابلیت‌های دولت در ایران تبدیل شود‌. @esharat_57
🌕 درباره «نهادسازی»؛ فناوری حفظ حضور مردم 🖋 محمد پورکیانی 1. این شب‌ها شاهد حضور شگفت‌انگیز مردم در خیابان و نقش تعیین‌کننده آن‌ها در مهمترین مساله ایران یعنی جنگ هستیم؛ و سوال پرتکرار این روزها: «چگونه این حضور مردمی را برای روزهای پس از جنگ نیز حفظ و تثبیت کنیم؟» در میان پاسخ های متنوع و متعددی که می‌توان به این نگرانی داد، توجه خودمان را به یک قاعده تجربه‌شده که بیش از هر پاسخی تکرار شده است، جلب می‌کنم: «نهادسازی». نهادها یعنی جهان از پیش ساخته انسان‌ها که همه ما قبل از آنکه اطرافمان را نگاه کنیم و چیزی انتخاب یا ایجاد کنیم، در آن‌ها وارد می‌شویم. چرا که نهادها «طبیعی» انگاشته شده و افراد نهایتا میان آن ها انتخاب می کنند. تجربه‌های ما، برای اینکه از یک موقعیتِ محدودِ زمانی و مکانی و انسانی فراتر رفته و تکرار، تعمیم و فراگیر شوند، نیازمند چرخش از یک اتفاق یا رویداد به «نهاد» هستند. نهادها می‌مانند، هر چند ما نباشیم. ۲. نهادها از «سنت» و «سازه» ارتزاق می‌کنند. سنت به این معناست که با زمان‌مند، مکان‌مند و شکل‌دادن به رفتارها آن‌ها را از یک موقعیت «منحصر به فرد» به یک «روال تکرارپذیر» تبدیل کنیم. وقتی که تجربه عرفانی ما در فقه تبدیل به نماز و روضه و زیارت می‌شود یعنی شکل و زمان و مکان می‌گیرد. سنت‌ها در کنار سازه‌ها «قرار» می‌گیرند. سازه‌ها، بناها و نمادهایی هستند که به تعین یافتن سنت‌ها کمک می‌کنند. خانه و مسجد و محله و بازار و شهر و میدان و موکب و زیارت‌گاه و مناطق جنگی و حرم و خیابان و... ساخته و پرداخته می‌شوند تا سنت‌ها را در دل خود جای دهند. ۳. ایده کانونی امام برای پایدار کردن حضور مردم در سال‌های اول انقلاب، جایگاه و اعتبار دادن به این حضور در نهادهای انقلابی بود. به نحوی که ساختن و آبادانی ایران در عرصه‌های مختلف علمی و اقتصادی و نظامی و امنیتی با نهادهای گوناگون مانند نهضت سوادآموزی، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و امثالهم پیش می‌رفت. ایده‌ای که در سیره رهبر شهید انقلاب با نهادهای بسیج سازندگی، راهیان نور، پیاده‌روی اربعین، اعتکاف و امثالهم دنبال شد. بنابراین نهادسازی یک ایده آشنا و تجربه شده در تاریخ انقلاب است، ولی به دلیل عدم توجه دقیق به این فناوری، گرفتار در افراط‌ها و غفلت‌ها شده است. از یک سو ساده‌انگاری و افراط در ایجاد نهاد و در طرف دیگر غفلت و بسندگی به رویدادها! ۴. مهمترین امر مغفول در ایجاد نهاد توجه به وجه تاریخی و تعیّنی آن است. اگر نهادها نسبتی با حال امروز(روح زمانه) نداشته و عطش عصر خود را سیراب نکنند، تبدیل به فرمی بدون محتوا و کالبدی بدون روح و نهایتا نوعی از قشری‌گرایی عادت‌وار خواهند شد. مساله‌ای که در برخی از الگوهای نظام‌سازی از نهضت‌ها و تمدن‌سازی از فرهنگ‌ها مورد نقد اندیشمندان بوده است. اگر سازه نهادها در خیابان‌ها، موکب‌ها، محله‌ها و مسجدها بوده است، تخطّی از این میدانِ طبیعی دشوار است. اگر احوال روزگار ما تشنه جهاد با زورگویان، پیشرفت برای ایران، دست‌گیری از مستضعفان است، به این حال تاریخی باید اعتنا کرد. مساله عطش عصری فراتر از ویژگی‌های «کارآمدی» و «زیبایی» به آئین‌های ما جان می‌دهد. امر کارآمد به روشنی نیازها و حاجت‌های عینی ما را پاسخ می‌دهد؛ و امر زیبا ما را مجذوب خود می‌کند. هر دوی این ها از ضروریات نهادسازی است، ولی آغاز به کار نهاد، نیازمند نوعی از شور حماسی است که جان و دل ما را درگیر خود کند. همان است که ما را از وضعیت روزمره خارج کرده و پایبند نوعی از حضور جهادی(بسیجی) می‌کند. پ ن: دوگانه‌های نهاد-سازمان، مردم-دولت، کلان-خرد و امثالهم دوگانه‌های کاملی برای توضیح شرایط ما نیستند. لذا باید فارغ از این دوگانه‌ها به نهادینه‌سازی حضور مردم توجه کرد. @esharat_57@mpourkiani
🌕 مذاکره با آمریکا در چه نقطه‌ای تبدیل به تجربه می‌شود؟ 🖋سید علی موسوی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/407 @esharat_57
🌕 مذاکره با آمریکا در چه نقطه‌ای تبدیل به تجربه می‌شود؟ 🖋سید علی موسوی 🔷 بخش اول : عملیات روانی خسارت‌های جنگ، تکمیل پازل ترامپ برای تسلیم 1. خسارت‌های جنگ ابتدا حدود 200 میلیارد دلار اعلام شد. این رقم بعدها تا 500 میلیارد دلار نیز افزایش یافت. سخنگوی دولت عدد 270 میلیارد دلار خسارت را فعلا اعلام کرده است. این اعداد برای دریافت غرامت از دشمن ، می تواند با همان 500 میلیارد دلار و حتی بالاتر از آن مورد محاسبه قرار گیرد. معیار محاسبه می تواند قیمت ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها در امریکا یا منطقه خلیج فارس باشد و حتی خسارت ناشی از عدم‌النفع را نیز شامل شود. 2. عدد واقعی هزینه بازسازی در ایران امروز ما، بسیار بسیار پایین‌تر از این اعداد و ارقام نجومی است. در میان واحدهای صنعتی فولاد مبارکه بیشترین خسارت را دیده است. به این معنا که دشمن به نقاط کلیدی آن آسیب رسانده است. در دست بالاترین برآوردها خسارت 5 میلیارد دلار است. هزینه بازسازی بسیار بسیار پایین تر از این است. هزینه کل واحدهای مسکونی خسارت دیده در دست بالاترین حالت حداکثر به 200 ملیون دلار می رسد. برای گرفتن خسارت از دشمن طبعا هرچه برآوردها بالاتر باشد بهتر است اما برای فاکتور کردن برای مردم خودمان این اعداد به شکل اغراق آمیزی در حال شکل دادن به «گفتمان تسلیم» است. 3. آنچه بیش از این اعداد، پروژه تکمیلی عملیات روانی دشمن را آفتابی می‌کند، اظهارات برخی از عناصر خط سازش در ایجاد وحشت از ادامه جنگ است. «ما ده سال باید مشغول ساخت کشور باشیم و دولت نیز توان مالی تأمین این هزینه را ندارد» این گزاره که پس از مقاله محمد جواد ظریف به صورت درگوشی در میان نخبگان رد و بدل می‌شد و اکنون به صورت رسمی بیان می‌شود، به وضوح غلط انداز است. متاسفانه وارد عملیات روانی دشمن شده‌ایم. عملیات روانی با پروژه‌ای اغراق آمیز برای ایجاد ترس از آغاز دوباره جنگ و زمینه سازی دوباره تسلیم شدن در مذاکرات با امریکا. اینجاست که به هوشمندی امام شهیدمان در خسارت بار بودن مذاکره با امریکا به دلیل تأثیر مخرب آن در نظام محاسبات مسئولان و به تبع مردم پی می‌بریم. 4. اظهارات سخنگوی دولت در رفع تکلیف از پرداخت هزینه بازسازی منازل تخریب شده خود مهمترین سیگنال دولت است. سینگالی که به وضوح سر باز زدن از دستور رهبر انقلاب بر «جبران خسارتهای مالی وارد آمده به امکنه و اموال شخصی» است. دستوری که ایشان صراحتا فرمودند «به منزله تکلیفی لازم الإجرا برای مسوولین محترم است که باید آن را اجرا کرده و گزارش آن را به بنده بدهند» بنابر اعلام شهرداری کمتر از 40 هزار واحد در تهران خسارت دیده اند که کمتر از 1000 واحد آن نیازمند بازسازی کامل است. (32 هزار واحد خسارت جزئی دیده اند که 50 درصد بازسازی شان تمام شده است.) متوسط هزینه ساخت کامل در سال گذشته متری 16 ملیون بوده است. برآورد دست بالا برای هزار واحد با هزینه متری 35 ملیون ساخت در امسال و با فرض 120 متر متوسط واحدها 4.2 میلیارد تومان می شود . بازسازی جزئی و کمتر از 8 هزار بازسازی متوسط را جمعا دست بالا برابر 5 هزار واحد بازسازی کامل بگیریم به علاوه هزار واحد یعنی حدود 6 هزار واحد بازسازی کامل یعنی حدود 25 همت هزینه. با دلار 150 هزار تومانی یعنی 166 ملیون دلار خواهد بود. 5. این رفتار سخنگوی دولت خواسته یا ناخواسته در حال انتقال فشار روانی ادامه جنگ به توده مردم است. آن هم در حالی که دولت در این جنگ تا به اینجا افزایش در آمد خوبی داشته است. درآمد دلاری دولت از محل نفت بشکه‌ای حدود 45 دلار بسته شده و در حال حاضر قیمت نفت ایران به حدود 140 دلار رسیده است و حداقل 3 برابر شده است. علاوه بر این فروش نفت ما افزایش 700 ملیون بشکه‌ای داشته است و به 1.7 ملیون بشکه در روز رسیده است. ایران روی کمتر از 20 ملیارد دلار درآمد نفتی حساب کرده بود که در وضعیت جنگی کنونی 4 برابر شده است. برآوردهای کارشناسان انرژی به خلاف توییت‌های ترامپ، عدم کاهش جدی قیمت نفت و گاز در سال پیش رو است. از این رو همین امر در درآمدهای گازی نیز مصداق دارد. ضربه دشمن به 4 فاز 3 تا 6 از 24 فاز پارس جنوبی به معنای به نابودی کامل این فازها نیست. طبق اعلام وزارت نفت در مورد این فازها: بخشی از آسیب‌ها تا کنون ترمیم شده و آماده تولید شده‌اند. حتی اگر فرض را به از دور خارج شدن این 4 فاز و مواردی دیگر بگذاریم، باز هم افزایش قیمت جهانی گاز، معادله درآمد را ترمیم می کند. مسئله در پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها نیز از همین دست است. مثلا بخش‌هایی از پالایشگاه لاوان تا ده روز آینده راه‌اندازی می‌شود. بازسازی پتروشیمی بوعلی در ماهشهر با تولید با حداکثر ظرفیت بقیه واحدهای پتروشیمی تا حدی قابل جبران است. طبعا تا راه‌اندازی برخی فازهای خاص، با واردات برخی مواد پتروشیمی می‌توان چرخه را تکمیل کرد.
آسیب فولاد مبارکه کاملا جدی است و کشور ناچار از واردات ورق فولاد است که با افزایش دیگر درآمدها قابل جبران می‌باشد. تنها دریافت هزینه ترانزیت روزانه 20 ملیون بشکه عبوری از تنگه هرمز به ازای هر بشکه 1 دلار ، سالانه 7.5 ملیارد بشکه است. در صورت پایان جنگ و بازگشت تنگه به حالت عادی و دریافت عوارض از کلیه کالاها، برآوردها از مجموع درآمدها حدود 25 میلیارد دلار سالانه است. 6. اینگونه است که بدنه کارشناسی می تواند پیروزی را به تصویر پنهان شکست برساند. برخی از بدنه انقلابی ما به حق نیروهای انقلابی را از متهم کردن مسوولین و شکستن وحدت باز می‌دارند . نباید مسوولین را خائن بدانیم اما نباید فراموش کنیم که جریان نفوذی که یک ماه قبل از آغاز جنگ با فرمان امریکا و اسرائیل به تعبیر رهبر شهیدمان به دنبال «کودتا» بود، در بدنه اداره کننده کشور، نفوذ کرده و هنوز از شرش خلاص نشده‌ایم. مذاکره با امریکا برای این سلول های خفته در دوران شلیک موشک ها، فرصت جولان نمی‌داد. اکنون که نوبت به سکوت میدان جنگ رسیده است، این جماعت مشغول نقشه کشیدن اند. @esharat_57
🟡 ضرورت پرهیز از تصویر ضعف 🖋شهاب اسفندیاری متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/409 https://ble.ir/Shahab_Esf
🟡 ضرورت پرهیز از تصویر ضعف 🖋شهاب اسفندیاری خبرنگار شبکه ۱۴ رژیم صهیونسیتی اخباری جعلی به نقل از «منابع نزدیک به رئیس جمهور ایران» نقل کرده است. فارغ از محتوای این گزارش که نشانه‌های فراوانی حاکی از ساختگی بودن آن است یک نکته مهم از آن می‌توان برداشت کرد که برای سیاست رسانه‌ای جنگ ما بسیار اهمیت دارد. وقتی شبکه رژیم صهیونسیتی متوسل به جعل اخبار می‌شود تا از قول رئیس‌جمهور ایران پیام ضعف و ناتوانی ایران را منتقل کند مشخص است که آنها چقدر نیازمند برساخت تصویر ضعف از ایران برای وادار کردن ایران به تسلیم در برابر زیاده‌خواهی‌ها و زورگویی‌های خود هستند. نکته دوم این است که همه‌ی مقامات سیاسی و دولتی ما باید مراقب باشند آنچه اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها می‌خواهند را از سر غفلت پیش‌دستانه به آنها تقدیم نکنند. هرگونه پیام ضعف از داخل هدیه به صهیونیست‌ها است. هرگونه پیام اشتیاق برای توافق توسط دشمن نشانه‌ی ضعف تلقی می‌شود. برآوردهای بی حساب و کتاب و بدون منبع و مأخذ از خسارت‌های وارده به تأسیسات زیربنایی و املاک و ابنیه خصوصی و دولتی که متاسفانه در روزهای اخیر توسط برخی مسئولان دولتی در برابر رسانه مطرح شده می‌تواند بازی در زمین دشمن باشد. اگر دستگاه مشخصی محاسبات دقیق و مستندی از خسارات دارد بهتر است شفاف و دقیق به نحوی که قابل ارزیابی توسط کارشناسان و صاحب‌نظران باشد بیان کند. اینکه ناگهان اعداد ۲۰۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیارد دلار از محافلی نامعلوم در می‌آید و بر زبان برخی مسئولین جاری می‌شود یک بازی خطرناک و ضد منافع و امنیت ملی است. فعلا واقعیت این است که بودجه سال ۱۴۰۵ با نفت ۵۰ دلار بسته شده و با نسبت وابستگی بسیار اندک به نفت، در حالی‌که نفت ایران هم‌اکنون بالای صد دلار در حال فروش است. وقتی ملت پرافتخار ایران چهل و پنج شبانه‌روز در میدان‌ها و خیابان‌ها زیر بمباران دشمن حماسه‌ی حضور سروده‌اند، هر مقام و مسئولی که پیام ضعف و ناتوانی به دشمن بدهد در واقع تصویر این ملت را در این برهه‌ی سرنوشت‌ساز و تاریخی تحریف کرده است. https://ble.ir/Shahab_Esf
🌕 خدایش بخشایش آرد آنکه قدر خود را بداند و از حد خود تجاوز نکند. رَحِمَ اللّه ُ امرَءً عَرَفَ قَدرَهُ وَ لَم يَتَعَدَّ طَورَهُ 🖋 سید حسین شهرستانی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/411 @esharat_57
🌕 خدایش بخشایش آرد آنکه قدر خود را بداند و از حد خود تجاوز نکند. رَحِمَ اللّه ُ امرَءً عَرَفَ قَدرَهُ وَ لَم يَتَعَدَّ طَورَهُ 🖋سید حسین شهرستانی در ماجرای ادامه جنگ و آتس‌بس، پرسش اصلی برای چون منی چیست؟ اینکه اکنون باید چگونه جنگید پرسشی در خور طاقت دانش و احاطه چون منی نیست. پرسش اصلی این است که من به مثابه نیروی اجتماعی، تا کجا می‌توانم مطالبه‌ای مفید و معتبر داشته باشم؟ اصل تعیین دوست و دشمن و راهبرد کلان رویارویی با خصم و موضوع جنگ و صلح و طرح کلی ایستادن بر کلیت منافع ملی، قطعا موضوعی است که به هر سوژه سیاسی آگاه مربوط است و می‌تواند/باید در آن، صاحب رأی و نظر باشد و مطالبه‌گری کند. اما تاکتیک‌های این مصاف، تیراژ شلیک و بانک اهداف موشکهای شلیکی، گامهای جزئی نبرد، زمان آتش‌بس (که برخلاف مفهوم راهبردی «صلح»، مفهومی صرفا تاکتیکی است) و شیوه معین تعامل محورهای نبرد (در اینجا مسئله نسبت محور ایران و لبنان)، موضوعی فنی و فراتر از کلی‌گویی‌های نظرورزانه یا مطالبه گری‌های آرمانخواهانه است. در اینجا مثل منی ترجیح می‌دهم حد و قدر خود را بسنجم و از مرزهای آن درنگذرم. حدشناسی مسئولانه در قبال جزئیات فنی و وجوه تاکتیکی سیاست درست به اندازه‌ی مشارکت فعال در مسائل اساسی سیاست، نشانه‌ی بلوغ سیاسی است. عواطف و مطالبات مردم نه‌تنها روا که ستایش‌انگیز است. مسئله بیشتر نخبگان یا شبه‌نخبگانی هستند که فراتر از حد و قدر خود سخن می‌گویند و جنجال می‌کنند. مثلاً اگر کسی در اندک زمانی به واسطه ذوق و قریحه سرشارش، منبری محبوبی شد، چرا باید گمان کند که می‌تواند در اموری که بیرون از احاطه آگاهی اوست نظر دهد؟! آنهم نه بصورت پرسش و مطالبه، بل به قواره نظر قطعی و جزمی. مگر نقدمان به سلبریتی های کذایی چه بود، جز اینکه تقوای شهرت را مراعات نمی‌کنند؟! پس بهتر است به جای ایجاد سرخوردگی و اختلاف‌افکنی و یاس‌پراکنی، انرژی مردم را در جهات سازنده و مفید هدایت کنیم. البته قاطبه مردم خود در همین مسیر هوشیارانه و امیدوارانه و عاقلانه و متحد گام برمی‌دارند. نخبگان باید بیشتر مراقب هیجانات خود باشند. @esharat_57