هدایت شده از استنطاق
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَكَ مِنَ اَلْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَكُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ (آلعمران٦١)
مباهله ساحات مختلفی دارد یکی عالیترین بیان فضائل اهلبیت است که شیعیان به آن پرداختهاند از جمله اینکه علی علیهالسلام جان نبی و خود اوست. ساحت مهم دیگر، بیان مواجهه با کاذبین و کتمانکنندگان است. از این جهت مباهله منحصر به قصه مسیح و فقط توصیهای برای پیامبر نیست بلکه موضوع آن توحید است و ائمه آن را به اصحاب توصیه کردهاند. البته اولاً برای مباهله تعالی لازم است یعنی کسی میتواند مباهله کند که وجود خود را ارتقاء بدهد. هرکسی که خود را نماینده خدا و دین بپندارد اذن مباهله ندارد. تعالی در مباهله به معنی روزه و غسل و مقدمات معنوی است. ثانیاً مباهله در یقینیاتی است که مورد محاجه قرار میگیرد پس در ظنیات نباید فوراً دیگران را لعن کنیم. از آیه بعد میفهمیم تعالی به سمت کلمه مشترک است. کسی که اشتراکات را کتمان کند خودش را انکار کرده و شایسته لعن است.
مباهله واگذاری اختلاف به خداست نه عمل مستقیم خود انسان. پس مباهله تکفیر و قتل نیست. یک معنای دیگر مباهله این است که شهادت بدهیم ما تسليم بودیم و آنها رویگردان: فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اِشْهَدُوا بِأَنّٰا مُسْلِمُونَ.
قُلْ يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اَللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضاً أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اَللّٰهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اِشْهَدُوا بِأَنّٰا مُسْلِمُونَ (آلعمران٦٤)
@estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کار مهدی نصیری به توسل به حضرت! مهسا کشید!
چطور بعد از کتاب جایگاه اجتماعی زن که میگفت:زنان باید به طور حداکثری پرده نشین باشند، به این وضع دچار شد؟
او را بیشتر بشناسید:
https://eitaa.com/rezakarimi/960
مبنای سخن پرسروصدای نصیری اومانیسم است و مانند بسیاری غربگرایان آن را با انسانمحوری قرآنی یکسان میپندارد، این يادداشت را در تفاوت اومانیسم و توحید بخوانید:
https://eitaa.com/rezakarimi/671
سخنان ابن عربی با تدبر بیشتر در آیات ذبح اسماعیل و مدد از احادیث امام رضا علیهالسلام حقایق مهمی درباره عاشورا به ما نشان میدهد. او در اشعارش در فصوص الحکم می گوید ای کاش می دانستم که چگونه و با چه میزان کبش (گوسفند) جایگزین انسان خلیفه الرحمن می شود؟ او در ادامه مبحثی را مطرح می کند که معنایش این است چون موجودات بسیط، قید کمتری دارند به همان اندازه به خدا نزدیکترند. ابن عربی گوسفند را بالاترین درجه حیوانات می داند چون یک گوسفند فدایی نبی خدا شد ولی در جایی دیگر خدا صد شتر را فدای نبی کرد. امام رضا ع به ریان فرمود:فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ. سخن امام را معمولاً اینگونه می فهمند که امام را به سادگی یک گوسفند (بدون تردید در اینکه انسانی با این عظمت را نباید کشت) ذبح کردند یا اینکه همه مانند دیدن ذبح یک گوسفند، بی تفاوت نظاره کردند. اما پس از مقایسه با آیه فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ و حدیث امام، معنی عمیق تر این است که امام در اوج تسلیم بود. میتوان گفت: حضرت ابراهیم که در خواب دید که فرزندش را ذبح می کند، در حقیقت به جای فرزند دور (امام حسین) فرزند نزدیک را تصور کرد. امام در حدیثی دیگر آیه وَفَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ را طور دیگری تفسیر میکند و میفرماید: خونبهای پسر ابراهیم با بیتابیاش بر روضه حسین داده شد.
متن کامل:
https://estentagh.blog.ir/post/135
@estentagh
#زیارت_عاشورا
تحلیل تاریخی آقای حسن انصاری نباید وجه ثابت متن زیارت عاشورا را فدای وجه زمانمند آن کند. او متن این زیارتنامه را به عنوان مرامنامه شیعیان در دوره اموی و اوائل عصر عباسی میداند که لعنهای آن بازتاب دهنده باورها و اندیشه های ضد اموی شیعیان است و تداوم و مشروعیت اندیشه مذهبی و مبانی فکری و دینی و سیاسی بنی امیه را نشانه گرفته است.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
این تحلیل از این جهت که نامها را نماینده سلسله میداند نه فقط یک شخص، ارزشمند است. اما متن زیارت فراتر از این است و نکات بسیار ارزشمندی در جهت تبیین حقیقت کربلا وجود دارد که با این نوع تحلیل نادیده گرفته میشود. علاوه بر اینکه لعنها فقط به بنیامیه مربوط نیست و سه نوع لعن آل، لعن شخص و لعن اساس ظلم وجود دارد، نکات مهمی مانند کیفیت رابطه با امام و اصحاب امام، تحلیل مصیبتزدگی، شکر در عین عزاداری و... هیچ کدام در این تحلیل تاریخی حقشان ادا نمیشود.
@estentagh
نامه۳۱-۲۳-۱.m4a
زمان:
حجم:
5.5M
روح کلی نامه امام تفرد و میزانانگاری نفس است و نباید آن را وصایای پراکنده پنداشت.
سیری در نامه ۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۲۴
۱۴مرداد۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
هیچ آیهای در قرآن صراحتاً درباره زیارت اهلالبیت سخن نگفته است. زیارت خروج از بیت خود و دخول در بیت الله است. دخول در بیتالله حج است ولی بیتالله یا البیت ظاهری دارد و باطنی. زیارت ظاهراً حج و باطناً ملاقات اهلالبیت است چون در قرآن بیت خانه ای است که با اهلش شناخته می شود. زیارت مشاهد شریفه، امامزادگان و مؤمنين همگی به قدر خود حج هستند. آیه فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعٰالَمِينَ (آلعمران٩٧) آیه زیارت هم هست چون در این آیه بیت مقام ابراهیم است. آیه دیگر حقیقت ابراهیم را توسعه میدهد چون اولیترین مردم به ابراهیم، نبی خاتم و مؤمنين هستند: إِنَّ أَوْلَى اَلنّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اِتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا اَلنَّبِيُّ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ اَللّٰهُ وَلِيُّ اَلْمُؤْمِنِينَ (آلعمران٦٨).
در آیه "حجالبیت" کلمه کلیدی فقط حج نیست، البیت هم هست. کلمه البیت در قرآن فقط در حج و درباره اهلالبیت آمده است و نيز استعمال اهلبیت با اهلالبیت متفاوت است؛ ال در البیت یعنی خانه خدا و پیامبر و ائمه و مؤمنين. یکی از دیگر نتایج این مبحث، باطنی دیدن حقیقت زیارت است؛ چون زیارت حجگونه که خدا نخواسته صریحاً بیان کند را باید اهل آن و محرمان به آن خود به حقیقت آن برسند. هر چند در زمانه ما درجهبندی علم به هم ریخته و کتمان اسرار معنای قدیمی خود را از دست داده است و بعضی عرفا سکوت و تقیه را شکستهاند. یکی دیگر از نتایج درک زیارت ذیل حج این است که میفهمیم بر اساس قرآن، زیارت پیاده بر زیارت سواره مقدم است: وَ أَذِّنْ فِي اَلنّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ (حج٢٧). ولی نتیجه اصلی این نوع تلقی این است که منظور از لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ را لزوم زیارت امام برای رسیدن به توحید معنا کنیم یعنی زیارت امام بدون توحید معنا ندارد.
@estentagh
راههای قرآنی خواندن.m4a
زمان:
حجم:
12M
بخش اول نشست علمی #راه_های_قرآنی_خواندن
در کتابخانه آستان قدس رضوی
۲۸شهریور ۱۴۰۲
گزارش ایکنا از طرح آموزشی پژوهشی فوق در سال۱۴۰۰
https://iqna.ir/fa/news/3966955
@estentagh
💠 تنقبت به چه معناست؟
🔶️ پرسشی قدیمی درباره زیارت عاشورا این است که در جمله لَعَنَ الله اُمّةً اسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ واژه تنقبت یعنی نقاب زدن دشمنان امام در منابع تاریخی نیامده و دارای ابهام میباشد از اینرو برخی از بزرگان در مقام توضیح و تفسیر آن برآمدهاند و به توجیهاتی روی آوردهاند ولی این توجیهات تکلفآمیز بوده تا جایی که بعضی را واداشته که علم آن را به امام واگذار کنند. بعضی هم این سخن مبهم را در مقام معصوم نقص دانستند و گفتهاند تصحیف رخ داده یعنی نوشتن کلمات درست نبوده است. در این میان پاسخ عباس موزون از همه معقولتر است که میگوید منظور نقاب زدن بر اسب است. این پاسخ شواهد تاریخی دارد و با سياق جمله که توصیف زینزدن و لگامزدن اسبهاست هماهنگ است و لعن را در جمله مذکور مستدل میکند. حکمت نقاب زدن به اسب این بود که حيوان در برابر کار غیرانسانی دویدن بر پیکر امام مقاومت نکند! جنایت نقاب زدن شایسته لعن است چون آن ملعونین کاری کردند که حيوان نمیکرد!
🌐 مطالعه مصاحبه موزون
@abbas_mowzoon
#زیارت_عاشورا
@estentagh
مقاله علمیپژوهشی/
تفسیر آیۀ «علیکم انفسکم» بر اساس خودباشی
چکیده:
در مورد مسئلۀ اساسی نفس، حداقل دو رویکرد شناخته شده و یک رویکرد گمنام وجود دارد: 1. رویکرد «معرفت نفس»؛ 2. رویکرد «دشمنانگاری نفس»؛ 3. رویکرد «میزانانگاری نفس» که با عنوان «خودباشی» در این مقاله به روش تحلیلی تبیین شده است. نتیجۀ اصلی این مقاله این است که آیۀ 105 سورۀ مائده (یا آیۀ علیکم انفسکم) عمیقتر فهمیده شود؛ چون به دلیل معنای لغوی، سیاق و دیگر آیات و روایات، قابلیت تفسیر بر اساس خودباشی را دارد. 1. اقتضای لغت این است که ملازمت با نفس فقط در مراقبت و حفظ نیست؛ بلکه میزان قراردادن آن هم هست؛ 2. سیاق آیه نشان میدهد، نفس در اینجا معنایی فردی و شخصی دارد و در مقابل غیر (دیگران) قرار دارد؛ 3. دیگر آیات قرآن که اطمینان نفس را میزان میدانند و نیز قلب را حریم امن الهی توصیف میکنند، مؤید این تفسیر هستند که میتوان آیۀ مذکور را بر اساس خودباشی (میزانانگاری نفس) توضیح داد. روایاتی که توصیه به میزان قراردادن نفس هم میکنند، از دیگر شواهد تفسیر آیه بر اساس خودباشی هستند.
دانلود متن کامل:
https://jqst.ut.ac.ir/article_94189.html
@estentagh