eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
149 دنبال‌کننده
165 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
853.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا واقعاً هیچ راهی برای آن‌که از آینده باخبر شویم وجود ندارد؟ آنچه که سیدمرتضی آوینی آینده می‌نامد را اگر همان فردا بدانیم می‌توانیم سخنش را با قرآن تصدیق کنیم. در قرآن یکی از علم‌های پنجگانه غيب علم فرداست و می‌گوید نگو فردا کاری می‌کنم مگر خدا بخواهد. امید به فردا بدون یاد خدا امید به آینده نامعلوم است. به قول آوینی: ای نفس پس بر خدا توکل کن. مطالعه بیشتر مبحث "غد در قرآن" (تفسیر سوره حشر): https://eitaa.com/estentagh/404 @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۲۱.m4a
زمان: حجم: 4.6M
آرزو و رزق سیری در نامه ۳۱ قسمت۲۱ ۱۶تیر۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستند "آن مرد دیگر در را باز نکرد" درباره انزوا و گوشه‌گیری و خیال‌پردازی مهدی آذریزدی است که تا آخر عمر مجرد ماند و در بزرگسالی کودکی‌اش را در کتاب‌ها بازیابی کرد. سختی‌های دوران کودکی به جای اینکه موجب پرخاش او شود، او را به یکی از مشهورترین نویسندگان کودکان تبدیل کرد؛ نویسنده‌ای آرام و با شرم که مانند صمد بهرنگی چپ گرایانه ننوشت. او در شخصیت فردی منزوی و کم‌ارتباط بود اما در کتاب‌هایش رام و تسلیم ادب و فرهنگ. مستندساز می‌توانست بیشتر از اين، دنیای آثارش را کندوکاو کند و باید بداند زندگی و آثار مشاهیر همیشه تطبیق ندارد. مونس او کتاب‌هایش بودند که به آنها بسیار وابسته بود تا اینکه خواب دید پدرش صدایش می‌زند که طناب را بگیر و بیا بالا. می‌گوید پس کتاب‌هایم چه؟ پدر می‌گوید اینها را بذار و دست خالی بیا که این‌طوری راحت‌تری! بعد از این خواب است که دیگر با درخواست اهدای کتابخانه‌اش مخالفت نمی‌کند. کتاب‌ها می‌توانند حجاب علم باشند و بلکه خود علم حجاب نورانی است. نویسندگان در زندگی به کتاب و کتابخانه پناه می‌برند اما این پناهگاه تا حدی پناه می‌دهد. آثار او به کودکان ما ارث رسید و دست او خالی ماند. توشه او اثری است که بر کودکان ما می‌گذارد. دانلود نسخه کامل مستند: https://www.aparat.com/v/Udu3Y @rezakarimi
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کار مهدی نصیری به توسل به حضرت! مهسا کشید! چطور بعد از کتاب جایگاه اجتماعی زن که می‌گفت:زنان باید به طور حداکثری پرده نشین باشند، به این وضع دچار شد؟ او را بیشتر بشناسید: https://eitaa.com/rezakarimi/960 مبنای سخن پرسروصدای نصیری اومانیسم است و مانند بسیاری غرب‌گرایان آن را با انسان‌محوری قرآنی یکسان می‌پندارد، این يادداشت را در تفاوت اومانیسم و توحید بخوانید: https://eitaa.com/rezakarimi/671
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۲۲.m4a
زمان: حجم: 3M
درباره آزادی سیری در نامه ۳۱ قسمت۲۲ ۲۴تیر۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi
یادداشت‌های عاشورایی تفسیر دولابی از راز عاشورا https://eitaa.com/rezakarimi/218 زیارت عاشورا https://eitaa.com/rezakarimi/888 زیارت عاشورای غیرمعروفه https://eitaa.com/rezakarimi/581 شهید مطهری و عاشورا https://eitaa.com/rezakarimi/886 کتاب فتح‌خون https://eitaa.com/rezakarimi/717 کربلا و قبله https://eitaa.com/rezakarimi/266 نقد کتاب عاشوراشناسی http://r1001.blog.ir/1395/07/17 حقیقت زیارت در قرآن https://eitaa.com/estentagh/414 نقد نگاه جامعه‌شناس به زیارت اربعین https://eitaa.com/rezakarimi/594 سیاست پیاده‌روی اربعین https://eitaa.com/rezakarimi/890 تاملی در روایت انه ذبح کما یذبح الکبش https://eitaa.com/rezakarimi/997 تصرف حافظ شعر یزید https://eitaa.com/rezakarimi/998 نقص تحلیل تاریخی از زیارت عاشورا https://eitaa.com/estentagh/411 معنای تنقبت در زیارت عاشورا https://eitaa.com/estentagh/417 دو کتاب از استاد میرباقری https://eitaa.com/rezakarimi/1002 عاشورا؛ شادی یا غم؟ https://eitaa.com/rezakarimi/1000 تحلیل واژه خروج در قرآن https://eitaa.com/estentagh/468 امام حسین قیام کرد یا فرار کرد؟ https://eitaa.com/estentagh/467 نقدهایی بر تفسیر سیاست‌زده و سطحی از عاشورا https://eitaa.com/rezakarimi/1116 حقیقت اربعین https://eitaa.com/estentagh/473
نقد امیرحسین ثابتی بر مهدی نصیری در برنامه حافظه تاریخی ایرانی بر این اساس بود که در سالهای گذشته تناقضات زیادی داشته، بدون آنکه توضیح قانع کننده ای در این باره به مخاطب بدهد. https://eitaa.com/sabeti/2939 او نصیری را نقد نکرده یا مواضعش را با استدلال به چالش نکشیده است. فارغ از ادبیات ثابتی که می‌توانست مستحکم‌تر باشد، او دقت نکرده که تناقض در سیر زمان می‌تواند تغییر در دوران‌های فکری نامیده شود و اینگونه تغییر ذاتاً نیازی به اقناع ندارد مگر اینکه وضع فعلی فارغ از تغییرات، قانع‌کننده نباشد. ولی اگر سخنان نصیری که در یک دوره فکری بیان شده را مقایسه کنیم تناقضات او را بیان کرده‌ایم. نصیری در گذشته در مورد آوینی تناقض داشت و اکنون در نظریه عصرحیرت خود تناقض دارد و از همه مهم‌تر استناد او به قرآن و حدیث تناقض دارد. https://eitaa.com/rezakarimi/989
اکنون عده‌ای عزای خود را جایگزین عزای حسین کرده‌اند و می‌گويند عزای ما محرم‌ نیست، آبان و شهریور و ... است. آنها که ایران را سیاه می‌کردند حالا می‌گویند مشکی نپوشید. عده‌ای دیگر عزاداری را مبارزه با ظلم می‌دانند و برای بیان مصداق ظلم هم فقط یکجا نشانه رفته‌اند. امام رضا فرمود اشک‌ها را به اشک بر حسین تبدیل کنید نه برعکس. این خودخواهی‌ها فقط لجاجت سیاسی نیست کوچک‌پنداشتن عظمت حسین به انداره ظرف کوچک ماست. البته همچنان عزاداری باید علیه فقر و فساد و تبعیض باشد و نباید اجازه داد سنت اصلاح و امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر اسیر مصلحت‌های دروغین شود. روضه‌خوانی که منصفانه در مورد شمر زمانه‌اش نگوید از وسعت امام بهره نبرده است. فقط باید جلاد و شهید را اشتباه نگیریم. @rezakarimi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرا به لاک سیاه همان زنی که پشت دسته‌های عزای تو میرود ببخش؟! اگر رحمت واسعه امام سبب شد از اشتباهات ما بگذرد، چرا او را به آن اشتباهات قسم بدهیم؟! رحمت واسعه گذشتن از خطا و اشتباه است نه تقدیس آن. شاعر نیستم ولی کاش به جای قسم دادن به این طور چیزها که بوی سوءتفاهم و اباحه‌گری می‌دهد، شاعری با این مضمون شعری بگوید: با آن گذشت از لاک سیاه زن دسته عزا، سیاهی من مدعی عزا را هم ببخش. @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
سخنان ابن عربی با تدبر بیشتر در آیات ذبح اسماعیل و مدد از احادیث امام رضا علیه‌السلام حقایق مهمی درباره عاشورا به ما نشان می‌دهد. او در اشعارش در فصوص الحکم می گوید ای کاش می دانستم که چگونه و با چه میزان کبش (گوسفند) جایگزین انسان خلیفه الرحمن می شود؟ او در ادامه مبحثی را مطرح می کند که معنایش این است چون موجودات بسیط، قید کم‌تری دارند به همان اندازه به خدا نزدیک‌ترند. ابن عربی گوسفند را بالاترین درجه حیوانات می داند چون یک گوسفند فدایی نبی خدا شد ولی در جایی دیگر خدا صد شتر را فدای نبی کرد. امام رضا ع به ریان فرمود:فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ. سخن امام را معمولاً اینگونه می فهمند که امام را به سادگی یک گوسفند (بدون تردید در اینکه انسانی با این عظمت را نباید کشت) ذبح کردند یا اینکه همه مانند دیدن ذبح یک گوسفند، بی تفاوت نظاره کردند. اما پس از مقایسه با آیه فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ و حدیث امام، معنی عمیق تر این است که امام در اوج تسلیم بود. می‌توان گفت: حضرت ابراهیم که در خواب دید که فرزندش را ذبح می کند. به جای فرزند دور (امام حسین) فرزند نزدیک را تصور کرد. امام در حدیثی دیگر آیه وَفَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ را طور دیگری تفسیر می‌کند و می‌فرماید: خون‌بهای پسر ابراهیم با بی‌تابی‌اش بر روضه حسین داده شد. متن کامل: https://estentagh.blog.ir/post/135 @estentagh
غزل اول حافظ.m4a
زمان: حجم: 4.5M
اقتباس و تصرف حافظ در شعر یزید هشتم محرم ۱۴۰۲ حافظ در ابتدای دیوان اشعارش شعر یزید را تکرار کرده است. شاعر عرشی به فاسد لعین چه کار دارد؟ جالب اینجاست که اقبال لاهوری هم به مصرع دیگر بیت یزید اشاره کرده است. می‌توان نتیجه گرفت یزید قدرت ادبی بالایی داشته که حافظ و اقبال از شعرش اقتباس کرده‌اند. یزید را نباید یک فرزند ناخلف و عیاش معاویه تصور کرد. او گرچه مانند پدرش ظاهرساز و حیله گر نبود اما توانایی های شیطانی مخصوص به خود را داشت. شهید مطهری این نقل را که حافظ مال کافر را بر خورد حلال دانسته بیان کرده ولی ظاهراً آن را جدی نگرفته و نقد دیگران را هم بر آن نقل کرده است که ربودن لقمه از دهان سگ برای شیر عیبی عظیم است. اما تصرف اهل فرهنگ در فرهنگ بیگانه بهره‌مندی از ظرفیت‌هایی است که مانند حکمت در سینه منافق، به دست نااهلان افتاده‌اند. اگر قبول کنیم غزل حافظ چند ارجاع به واقعه کربلا دارد، آن وقت بهتر می‌توان گفت حافظ رندانه در شعر یزید تصرف کرده است و سخن آن ملعون را مال خود کرده و علیه او به کار گرفته است. نکته مهم دیگر این است که حافظ از یزید برای سخن گفتن از حقیقت گردش ساغر (تنازع کاسه) در قرآن لایق‌تر است. یادداشت کامل: http://r1001.blog.ir/1402/05/04 خبر ایبنا https://www.ibna.ir/fa/gozaresh_poosheshi/343112 @rezakarimi
عاشورا؛ شادی یا غم؟ اشعار مولوی که روز عاشورا را وقت شادی امام و يارانش می‌داند، ناشی از نفهمیدن حقیقت اشک و بلاست: پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانک بد مرگیست این خواب گران روح سلطانی ز زندانی بجست جامه چون دریم ، چون خاییم دست چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند وقت شادی شد چو بشکستند بند آیت‌الله میرباقری گفته است که: ادعای لزوم شادی از اساس باطل است چون هرگز نمی‌توان با خنده از بلا بهره‌مند شد (ضیافت بلا، ص۶۸). نقد ایشان از این‌جهت درست است که‌ انکار گریه غلط است ولی در شادی و سرور شهدای کربلا شکی نیست و نباید آن را پنهان کرد یا با گریه غیرقابل جمع دانست و گفت: کسی که چنین نگاهی دارد آن چه می‌بیند توهمات و تخیلات بیش نیست (ص۷۰). از مرحوم دولابی در کتاب مصباح‌الهدی نقل شده که می‌گوید: "عصر عاشورا پس از به شهادت رسیدن تمامی اصحاب و خود اباعبدالله «علیه السلام» و به آتش کشیده شدن و غارت خیمه‌ها، در عالم حقیقت، مولایمان امام حسین «علیه السلام» بلند شدند و سر مبارکشان را به بدن خود ملحق فرمودند. سپس سرهای یک یک اصحاب را نیز به بدنها ملحق نمودند و آنها پیرامون حضرت نشستند. آنگاه حضرت کف یکی از دستان خود را به صورت پیاله در آورده و از انگشتان دست دیگرشان آبی درون آن جاری ساختند و همه‌ی اصحاب را سیراب نمودند. آنگاه مجلسی برپا شد که پیامبر خاتم و امیرمؤمنان و حضرت زهرا و امام مجتبی و همه‌ی انبیا و اولیا «علیهم السلام» در آن حضور داشتند و امام حسین «علیه السلام» به شکرانه‌ی موفقیتی که خداوند در روز عاشورا نصیب آن حضرت و اصحاب بزرگوارش نموده بود، مهمانی برگزار کردند و از همه‌ی انبیا و اولیا پذیرایی نمودند". ولی آیا این شکر و شادی نافی اشک و زاریست؟ سید بن طاووس هم متوجه مسئله شادی در کربلا بود و در مقدمه لهوف گفت: اگر بی‌تابى و مصیبت‌زد‏گى برای از بین رفتن نشانه‌هاى هدایت، تأسیس پایه‌هاى گمراهى و ...از توصیه‌های پیامبر(ص) و کتاب خدا نبود، ما در مقابل این نعمت بزرگ، جامه‌هاى سرور و بشارت به تن می‌کردیم، ولى چون در نالیدن به این مصیبت، رضایت صاحب روز معاد و منفعتی برای نیکوکاران به دنبال دارد، ما هم جامه گریستن پوشیدیم و با اشک ریختن انس گرفتیم‏». سیدبن طاووس متوجه هر دو بعد غم و شادی عاشورا بود ولی مولوی فقط شادی‌اش را دید. اما سیدبن‌طاووس اثر گریه را تحلیل نکرده و در سخنش به نحو تعبدی و نقلی گریه را اثبات کرده است. گریه اعتراف به اراده خداوند است و تضرع هدف ابتلائات است. اگر مولوی که گفت: در عشق زاری‌ها نگر وین اشک باری‌ها نگر، می‌دانست خداوند با بلا انسان را به تضرع وامی‌دارد و ما به عزای عاشورا برای تداوم زاری و اشک نیازمندیم. گر ز جبرش آگهی زاریت کو بینش زنجیر جباریت کو بسته در زنجیر چون شادی کند کی اسیر حبس آزادی کند دولابی علت شادی در عاشورا را شکر می‌داند. جمع شکر و عزا در زیارت عاشورا هم هست. حمد و شکر در سجده بیان می‌شود نه در حالت عادی. شاید این نشانه‌ای باشد بر این که ساحت شکر و شادی ورای ساحت عادی عاشوراست که مخصوص اشک و عزاست. وجود عوالم و ساحات ذومراتب در هستی در فلسفه و عرفان مورد توجه قرار گرفته و آیات و روایات آن را تایید می‌کند. مثلاً ملاصدرا خلق ارواح قبل از ابدان را به ساحت جمعی و کلی خلقت ربط می‌دهد و معتقد است در عالم کثرت خلقت برعکس است یعنی نفس جسمانیه‌الحدوث است. او بین اين دو تفسیر از نفس انسان جمع می‌کند. مثال دیگر، ساحت خلیفگی انسان است که ساحتی بالاتر از وسوسه او توسط ابلیس و ظلم و هبوط او بود. همانطور که این ساحات با هم منافاتی ندارند، شادی و عزای عاشورا هم قابل جمع است. درک این دو ساحت عاشورا با درک صحیح از عوالم و ساحات خلقت ممکن است. مرحوم دولابی بین گریه و خنده جمع کرده است: "در این امت، امام حسین «علیه السلام» خالق گریه است. در بارگاه قرب که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است و در عین اینکه خالق گریه است، ذات مؤمنین را می‌خنداند. عصر عاشورا بعد از همه‌ی عزاداریها و گریه‌ها، بچه‌ها و جوان‌ترها، اگر بزرگترها مانعشان نشوند، بی اختیار شوخی می‌کنند و می‌خندند، در حالی که عصر عاشورا آغاز مصائب اهل حرم و بازماندگان شهدای کربلاست و باید مغموم باشند. این بهجت و سرور ذاتی مال امام حسین «علیه السلام» است". @rezakarimi