غزل اول حافظ.m4a
زمان:
حجم:
4.5M
اقتباس و تصرف حافظ در شعر یزید
هشتم محرم ۱۴۰۲
حافظ در ابتدای دیوان اشعارش شعر یزید را تکرار کرده است. شاعر عرشی به فاسد لعین چه کار دارد؟ جالب اینجاست که اقبال لاهوری هم به مصرع دیگر بیت یزید اشاره کرده است. میتوان نتیجه گرفت یزید قدرت ادبی بالایی داشته که حافظ و اقبال از شعرش اقتباس کردهاند. یزید را نباید یک فرزند ناخلف و عیاش معاویه تصور کرد. او گرچه مانند پدرش ظاهرساز و حیله گر نبود اما توانایی های شیطانی مخصوص به خود را داشت. شهید مطهری این نقل را که حافظ مال کافر را بر خورد حلال دانسته بیان کرده ولی ظاهراً آن را جدی نگرفته و نقد دیگران را هم بر آن نقل کرده است که ربودن لقمه از دهان سگ برای شیر عیبی عظیم است. اما تصرف اهل فرهنگ در فرهنگ بیگانه بهرهمندی از ظرفیتهایی است که مانند حکمت در سینه منافق، به دست نااهلان افتادهاند. اگر قبول کنیم غزل حافظ چند ارجاع به واقعه کربلا دارد، آن وقت بهتر میتوان گفت حافظ رندانه در شعر یزید تصرف کرده است و سخن آن ملعون را مال خود کرده و علیه او به کار گرفته است. نکته مهم دیگر این است که حافظ از یزید برای سخن گفتن از حقیقت گردش ساغر (تنازع کاسه) در قرآن لایقتر است.
یادداشت کامل:
http://r1001.blog.ir/1402/05/04
خبر ایبنا
https://www.ibna.ir/fa/gozaresh_poosheshi/343112
@rezakarimi
عاشورا؛ شادی یا غم؟
اشعار مولوی که روز عاشورا را وقت شادی امام و يارانش میداند، ناشی از نفهمیدن حقیقت اشک و بلاست:
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چون دریم ، چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
آیتالله میرباقری گفته است که: ادعای لزوم شادی از اساس باطل است چون هرگز نمیتوان با خنده از بلا بهرهمند شد (ضیافت بلا، ص۶۸). نقد ایشان از اینجهت درست است که انکار گریه غلط است ولی در شادی و سرور شهدای کربلا شکی نیست و نباید آن را پنهان کرد یا با گریه غیرقابل جمع دانست و گفت: کسی که چنین نگاهی دارد آن چه میبیند توهمات و تخیلات بیش نیست (ص۷۰). از مرحوم دولابی در کتاب مصباحالهدی نقل شده که میگوید: "عصر عاشورا پس از به شهادت رسیدن تمامی اصحاب و خود اباعبدالله «علیه السلام» و به آتش کشیده شدن و غارت خیمهها، در عالم حقیقت، مولایمان امام حسین «علیه السلام» بلند شدند و سر مبارکشان را به بدن خود ملحق فرمودند. سپس سرهای یک یک اصحاب را نیز به بدنها ملحق نمودند و آنها پیرامون حضرت نشستند. آنگاه حضرت کف یکی از دستان خود را به صورت پیاله در آورده و از انگشتان دست دیگرشان آبی درون آن جاری ساختند و همهی اصحاب را سیراب نمودند. آنگاه مجلسی برپا شد که پیامبر خاتم و امیرمؤمنان و حضرت زهرا و امام مجتبی و همهی انبیا و اولیا «علیهم السلام» در آن حضور داشتند و امام حسین «علیه السلام» به شکرانهی موفقیتی که خداوند در روز عاشورا نصیب آن حضرت و اصحاب بزرگوارش نموده بود، مهمانی برگزار کردند و از همهی انبیا و اولیا پذیرایی نمودند".
ولی آیا این شکر و شادی نافی اشک و زاریست؟ سید بن طاووس هم متوجه مسئله شادی در کربلا بود و در مقدمه لهوف گفت: اگر بیتابى و مصیبتزدگى برای از بین رفتن نشانههاى هدایت، تأسیس پایههاى گمراهى و ...از توصیههای پیامبر(ص) و کتاب خدا نبود، ما در مقابل این نعمت بزرگ، جامههاى سرور و بشارت به تن میکردیم، ولى چون در نالیدن به این مصیبت، رضایت صاحب روز معاد و منفعتی برای نیکوکاران به دنبال دارد، ما هم جامه گریستن پوشیدیم و با اشک ریختن انس گرفتیم».
سیدبن طاووس متوجه هر دو بعد غم و شادی عاشورا بود ولی مولوی فقط شادیاش را دید.
اما سیدبنطاووس اثر گریه را تحلیل نکرده و در سخنش به نحو تعبدی و نقلی گریه را اثبات کرده است. گریه اعتراف به اراده خداوند است و تضرع هدف ابتلائات است. اگر مولوی که گفت: در عشق زاریها نگر وین اشک باریها نگر، میدانست خداوند با بلا انسان را به تضرع وامیدارد و ما به عزای عاشورا برای تداوم زاری و اشک نیازمندیم.
گر ز جبرش آگهی زاریت کو
بینش زنجیر جباریت کو
بسته در زنجیر چون شادی کند
کی اسیر حبس آزادی کند
دولابی علت شادی در عاشورا را شکر میداند. جمع شکر و عزا در زیارت عاشورا هم هست. حمد و شکر در سجده بیان میشود نه در حالت عادی. شاید این نشانهای باشد بر این که ساحت شکر و شادی ورای ساحت عادی عاشوراست که مخصوص اشک و عزاست. وجود عوالم و ساحات ذومراتب در هستی در فلسفه و عرفان مورد توجه قرار گرفته و آیات و روایات آن را تایید میکند. مثلاً ملاصدرا خلق ارواح قبل از ابدان را به ساحت جمعی و کلی خلقت ربط میدهد و معتقد است در عالم کثرت خلقت برعکس است یعنی نفس جسمانیهالحدوث است. او بین اين دو تفسیر از نفس انسان جمع میکند. مثال دیگر، ساحت خلیفگی انسان است که ساحتی بالاتر از وسوسه او توسط ابلیس و ظلم و هبوط او بود. همانطور که این ساحات با هم منافاتی ندارند، شادی و عزای عاشورا هم قابل جمع است. درک این دو ساحت عاشورا با درک صحیح از عوالم و ساحات خلقت ممکن است.
مرحوم دولابی بین گریه و خنده جمع کرده است: "در این امت، امام حسین «علیه السلام» خالق گریه است.
در بارگاه قرب که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
و در عین اینکه خالق گریه است، ذات مؤمنین را میخنداند. عصر عاشورا بعد از همهی عزاداریها و گریهها، بچهها و جوانترها، اگر بزرگترها مانعشان نشوند، بی اختیار شوخی میکنند و میخندند، در حالی که عصر عاشورا آغاز مصائب اهل حرم و بازماندگان شهدای کربلاست و باید مغموم باشند. این بهجت و سرور ذاتی مال امام حسین «علیه السلام» است".
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۲۵.m4a
زمان:
حجم:
3.5M
معرفی دو کتاب عاشورایی از استاد میرباقری
تحلیل عزاداری عاشورا با نظریه «سلوک با بلای ولیّ»
مطالعه متن کامل در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا):
ibna.ir/fa/note/344486
@rezakarimi
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این تحلیل در مقایسه کربلا و مکه که با اشاره به حرکت امام از مکه، نسبت آنها را روح و جسم میداند، زیبا و صحیح است و ایشان مانند همیشه اطلاعات شنیدنی به ما اضافه میکند.
برخی مبانی این مقایسه را در یادداشت کربلا و قبله توضیح دادم.
https://eitaa.com/rezakarimi/266
فقط اینکه ایشان میگوید در راه کربلا خون از کسی نمیآید، با اساس کربوبلا نمیسازد و ممکن است حوادث احتمالی خلاف این ادعا، کل این مقایسه را به چالش بکشد. اینکه اکنون در کربلا و نجف امنیت برقرار است به این دلیل نیست که امنیت ظاهری در راه ولایت همیشه تضمین شده است. بلکه راه عاشقی با فداکاری و جانبازی همراه است.
عاشوراپژوهی شهید آوینی
شنبه۱۸ شهریور ساعت۱۷
https://www.skyroom.online/ch/researchpl/sb
فهرست تفصیلی (@varastgi).pdf
حجم:
7M
📗 فهرست تفصیلی کتاب بر نامه فیلسوف
متن و حواشی نامه دکتر داوریاردکانی به دبیرخانه هماندیشی علم دینی
(چاپ اول ۱۴۰۲، ۸۴۴ صفحه، ۳۹۵۰۰۰ تومان، نشر کتاب فردا، قم)
به همراه یادداشت اینجانب در ص۱۷۹
https://r1001.blog.ir/1396/12/07
📗 یادداشت دکتر داوری اردکانی به عنوان مقدمه کتاب بر نامه فیلسوف
https://eitaa.com/varastgi/514
@rezakarimi
موضوع مستند "سرپَتیها" مهجوریت تاریخ مشروطه در کرمانشاه است ولی سرشار از ناگفتههاست. در این مستند بافت ایلیاتی و عشایری کرمانشاه مانع موفقیت مشروطه معرفی میشود.
نگاه عمیق به مشروطه این است که افق پرسش از ماهیت غرب در آن مطرح شود یا حداقل نسبت مشروطه و مشروعه بررسی شود. ولی این مستند در این حال و هوا نیست!
در اواخر فیلم میبینیم که یارمحمدخان، به عنوان قهرمان مشروطه، اکنون گمنام مانده و مقبرهاش تعطیل و مخروبه شده است. البته زمانی قبل از تاریخ ساخت مستند مراسم یادبود او برگزار و خیابانی به نام او نامگذاری شد. در همان ایام نقاط منفی شخصیت او در رسانهها مطرح شد. اما مستندساز نه خواسته از تلاش برخی کرمانشاهیها برای بزرگداشت یارمحمدخان بگوید و نه نقدهای جدی وارد بر او را بررسی کند و ترجیح داده با ناگفتههای بسیار، با یک سکانس و نوای احساسی با موضوع "مهجوریت قهرمان مدنظرش" به کارش پایان دهد.
دانلود
نقد تفصیلی:
farsnews.ir/news/14020621000043
@rezakarimi
به مناسبت روز سینما و سالروز آوینی
بازنشر یادداشتهای سینمایی سالهای اخیر:
مروری بر مستند آن مرد دیگر در را باز نکرد
https://eitaa.com/rezakarimi/988
نقد مستند سرپتیها
https://eitaa.com/rezakarimi/1007
درباره فیلم هانا آرنت
https://eitaa.com/rezakarimi/980
درباره مستند بانوقدس
https://eitaa.com/rezakarimi/974
تحلیلی بر فیلم مصلحت
https://eitaa.com/rezakarimi/971
آوینی و کیومرث پوراحمد
https://eitaa.com/rezakarimi/946
دستشویی در آثار روستایی
https://eitaa.com/rezakarimi/942
سینماکتاب با موضوع غریب
https://eitaa.com/rezakarimi/967
نقد سریال پوستشیر
https://eitaa.com/rezakarimi/954
مفهوم آزادی فیلم راه بازگشت
https://eitaa.com/rezakarimi/941
هنر چگونه باید کرمانشاه را به تصویر بکشد؟
https://eitaa.com/rezakarimi/938
نسبت آکتور با شکسپیر و حقیقت بازی
https://eitaa.com/rezakarimi/937
مستند خط معلی
https://eitaa.com/rezakarimi/917
عنکبوت علیه عنکبوت مقدس
https://eitaa.com/rezakarimi/881
درباره مستند انحصار ورثه
https://eitaa.com/rezakarimi/870
وزیر و فیلم قرآنی
https://eitaa.com/rezakarimi/853
نقدهای جشنواره فجر۱۴۰۰ (هناس، عنکبوت و مردبازنده)
https://eitaa.com/rezakarimi/844
قهرمان فرهادی علیه قهرمان ملی
https://eitaa.com/rezakarimi/838
نقد مستند این رل
https://eitaa.com/rezakarimi/831
درباره فیلم خورشید
https://eitaa.com/rezakarimi/806
مستند مهرجویی کارنامه چهلساله
https://eitaa.com/rezakarimi/1068
فیلم احمد
https://eitaa.com/rezakarimi/1071
مستند اخراج شده
https://eitaa.com/rezakarimi/1100
تحلیل فیلم آپاراتچی
https://eitaa.com/rezakarimi/1102
هدایت شده از استنطاق
هیچ آیهای در قرآن صراحتاً درباره زیارت اهلالبیت سخن نگفته است. زیارت خروج از بیت خود و دخول در بیت الله است. دخول در بیتالله حج است ولی بیتالله یا البیت ظاهری دارد و باطنی. زیارت ظاهراً حج و باطناً ملاقات اهلالبیت است چون در قرآن بیت خانه ای است که با اهلش شناخته می شود. زیارت مشاهد شریفه، امامزادگان و مؤمنين همگی به قدر خود حج هستند. آیه فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعٰالَمِينَ (آلعمران٩٧) آیه زیارت هم هست چون در این آیه بیت مقام ابراهیم است. آیه دیگر حقیقت ابراهیم را توسعه میدهد چون اولیترین مردم به ابراهیم، نبی خاتم و مؤمنين هستند: إِنَّ أَوْلَى اَلنّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اِتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا اَلنَّبِيُّ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ اَللّٰهُ وَلِيُّ اَلْمُؤْمِنِينَ (آلعمران٦٨).
در آیه "حجالبیت" کلمه کلیدی فقط حج نیست، البیت هم هست. کلمه البیت در قرآن فقط در حج و درباره اهلالبیت آمده است و نيز استعمال اهلبیت با اهلالبیت متفاوت است؛ ال در البیت یعنی خانه خدا و پیامبر و ائمه و مؤمنين. یکی از دیگر نتایج این مبحث، باطنی دیدن حقیقت زیارت است؛ چون زیارت حجگونه که خدا نخواسته صریحاً بیان کند را باید اهل آن و محرمان به آن خود به حقیقت آن برسند. هر چند در زمانه ما درجهبندی علم به هم ریخته و کتمان اسرار معنای قدیمی خود را از دست داده است و بعضی عرفا سکوت و تقیه را شکستهاند. یکی دیگر از نتایج درک زیارت ذیل حج این است که میفهمیم بر اساس قرآن، زیارت پیاده بر زیارت سواره مقدم است: وَ أَذِّنْ فِي اَلنّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ (حج٢٧). ولی نتیجه اصلی این نوع تلقی این است که منظور از لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ را لزوم زیارت امام برای رسیدن به توحید معنا کنیم یعنی زیارت امام بدون توحید معنا ندارد.
@estentagh
هدایت شده از استنطاق
💠 تنقبت به چه معناست؟
🔶️ پرسشی قدیمی درباره زیارت عاشورا این است که در جمله لَعَنَ الله اُمّةً اسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ» واژه تنقبت یعنی نقاب زدن دشمنان امام در منابع تاریخی نیامده و دارای ابهام میباشد از اینرو برخی از بزرگان در مقام توضیح و تفسیر آن برآمدهاند و به توجیهاتی روی آوردهاند ولی این توجیهات تکلفآمیز بوده تا جایی که بعضی را واداشته که علم آن را به امام واگذار کنند. بعضی هم این سخن مبهم را در مقام معصوم نقص دانستند و گفتهاند تصحیف رخ داده یعنی نوشتن کلمات درست نبوده است. در این میان پاسخ عباس موزون از همه معقولتر است که میگوید منظور نقاب زدن بر اسب است. این پاسخ شواهد تاریخی دارد و با سياق جمله که توصیف زینزدن و لگامزدن اسبهاست هماهنگ است و لعن را در جمله مذکور مستدل میکند. حکمت نقاب زدن به اسب این بود که حيوان در برابر کار غیرانسانی دویدن بر پیکر امام مقاومت نکند! جنایت نقاب زدن شایسته لعن است چون آن ملعونین کاری کردند که حيوان نمیکرد!
🌐 مطالعه مصاحبه موزون
@abbas_mowzoon
@estentagh
هدایت شده از استنطاق
راههای قرآنی خواندن.m4a
زمان:
حجم:
12M
بخش اول نشست علمی #راه_های_قرآنی_خواندن
در کتابخانه آستان قدس رضوی
۲۸شهریور ۱۴۰۲
گزارش ایکنا از طرح آموزشی پژوهشی فوق در سال۱۴۰۰
https://iqna.ir/fa/news/3966955
@estentagh