eitaa logo
استنطاق
132 دنبال‌کننده
83 عکس
40 ویدیو
65 فایل
نوشتارها و گفتارهای قرآنی و حدیثی رضاکریمی لینک گروه مطالعاتی المیزان: http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a ارتباط: @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک کتاب برای ایام‌ خانه نشینی
استنطاق
یک کتاب برای ایام‌ خانه نشینی
بعد از توصیه رهبرانقلاب، دعای هفتم این روزها بیشتر خوانده می شود خلوت این روزها سبب شده بیشتر این کتاب را بخوانیم جالب است که امام سجاد علیه السلام بعد از واقعه کربلا این دعاها را دوران خفقان بعد از مصیبت کربلا حین خانه نشینی با خدای خود زمزمه کرد. امام در آن دوران سخت دعا را انتخاب کرد. بلکه‌دعا سلاح همیشگی و‌تنها سلاح ماست و اعمال ما هم باید روح‌دعا داشته باشند. صحیفه سجادیه معروف به زبور آل محمد و اخت القران است. چند دعا درباره رفع گرفتاری ها دارد. ۵۴دعای اصلی در این کتاب در زمینه های مختلف وجود دارد و‌دعاهای غیرمعروف دیگری هم گاهی به آن ضمیمه شده است. علاوه بر دعای هفتم ، دعای پانزدهم صحیفه سجادیه رو معرفی می کنم که معرفت ما به بیماری را زیاد می کند. در این دعا می خوانیم: «نمی دانم کدام حال بیشتر شایسته شکر است؛ وقت سلامتی که رزق طیب را بر من گوارا می کنی و به من نشاط عبادت می دهی... یا وقت بیماری که با آن من را پاک می کنی...». شرح چهارجلدی عالم کرمانشاهی، آیت الله ممدوحی، با عنوان «شهود و شناخت» برای شروع به فهم ادعیه و شرح معروف و معتبر «ریاض السالکین» از سید علی خان مدنی شیرازی برای اهل تحقیق توصیه می شود. مقدمه این کتاب روایت گفتگوی امام صادق ع درباره شأن و‌اهمیت این دعا پیش از قیام قائم است. این کتاب را به نیت شفا و به نیت ظهور بخوانیم.
هدایت شده از شبکه افق
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 تفسیر سوره حمد امام خمینی چگونه تعطیل شد؟ 🔸 تذکر میرزاجواد تهرانی به امام خمینی درباره تعطیل کردن تفسیر سوره حمد، که به واسطه حاج احمدآقا به امام منتقل شد. امام در آخرین جلسه تفسیر حمد گفت: «یکی از صلحاء از من خواهش نموده است که فعلا بحث را تعطیل کنم» ⏯ #مستند #جیم_تهرانی را ببینید 👇🏼 🔗 youtu.be/F1tFPmt0o8Q 🔗 aparat.com/v/FWR6q 🆔 @ofogh_tv
استنطاق
#محکم_و_متشابه جلسه هفتم با محکمات و متشابهات چگونه روبرو شویم؟ (۴) تبعیت چیست؟ چهارشنبه ۱۴اسفند
سلام. آیه 7آل عمران تبعیت ازمتشابهات رو نقد میکنه یا کسیکه به نیت فتنه و تأویل ازمتشابهات تبعیت میکنه؟ سلام. سؤال دقیقی است. فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ به نظر می رسد که تبعیت از متشابهات ناگزیر به دو عاقبت سوء یعنی فتنه جویی و تأویل جویی منتهی می شود پس هر کس از متشابهات اتباع و پیروی کند ، فارغ از اینکه نیت فتنه و تأویل جویی داشته باشد ، جزو کسانی است که در قلبشان انحراف است؛ «فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ». مگر اینکه قبل از عمل متشابه را محکم کرده باشد. روایات در این زمینه هم نشان می دهد محکم و متشابه با عمل کردن/نکردن از هم متمایز می شوند: فأما المحكم فتؤمن به و تعمل به و تدين، و أما المتشابه فتؤمن به و لا تعمل به. چرا که در پیروی از متشابهات انسان باید یکی از احتمالات را بدون علم لازم برای عمل انتخاب کند و این همان تفسیر به رأی است که هم فتنه گمراهی را در پی دارد و هم منجربه تأویل زودهنگام می شود. خب اگر فرد فقط به متشابه نگاه نکند و با ایمان به محکمات سراغ متشابهات برود بازاین خطر برای او وجود دارد؟ مثل راسخون که معتقدند"کل من عند ربنا" از متن آیه و روایت می فهمیم بین ایمان و عمل (اتباع) تفکیک شده است. یعنی ایمان به متشابهات نه تنها خطری ندارد بلکه لازم و ضروری است ولی تبعیت و عمل به این متشابهات تا زمان برگردانده شدن به محکمات باید متوقف شود که این همان کار راسخون است.
دکتر در اولین یاداشت خود را ویروس تکنولوژی نامید و در دومین یادداشت خود برای شیوع بر روی مسئله تمرکز کرده است. او در پایان یادداشت اول راه حل را در تکریم جامعه پزشکان در سایه نیروی اخلاق دانست، ولی اکنون نوشته است: «فیلسوفان اگزیستانس آدمی را موجودی ترس آگاه می‌دانند. با ترس تفاوت دارد. ترس از بیرون و از شیئی معین است، ولی ترس آگاهی احساس ترس توأم با درد است و دردمند نمی‌داند ترس و دردش از کجاست. این ترس، ترس از نیستی است. اگر ترس از کرونا به ترس آگاهی برسد، می‌تواند مایه تذکر مؤثر و راهگشا باشد. بشر همواره این استعداد را داشته است که به غرور مبتلا شود، اما عصر جدید به خصوص آنجا که ناتوانی با توانایی اشتباه می‌شود، آدمی بر مرکب سرکش غرور نشسته است و می تازد، بی آنکه از خطرهای راه چیزی بداند. اگر ویروس کرونا ناتوانی ما را به ما بنماید و موجب شود که زمام مرکب غرور را نگاه داریم و از دعوی‌های بیهوده اندکی رو بگردانیم درس بزرگی به ما داده است.» داوری در این پیام بین ترس و ترس آگاهی که در فلسفه اگزیستانس مطرح شده است تفاوت قائل می شود. ترس آگاهی بر خلاف ترسیدن، از شیءنامعین است و موجب لرزش کل وجود انسان می شود. ترس آگاهی فقط انسان را نمی ترساند بلکه غرور او را می شکند و به اضطرار می کشاند. داوری بر این اساس امیدوار است کرونا غرور بشر را مهار کند تا به مقام تذکر برسد. بر اساس تفسیر در ادبیات قرآنی هم دو نوع خوف وجود دارد. همیشه ترس نشانه خطاکاری فرد نیست گاهی به علت عظمت مقابل و به اصطلاح قرآن خوف من فوق است. ترس دوم بالاتر از اولی است و در ملائکه و در اولیاء آزاده هم دیده می شود. بر اساس آیه 50 سوره نحل(يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ) ، علامه می نویسد: «حقيقت ترس عبارت است از: تأثر و انكسار و كوچك شدن، و خلاصه پريدن رنگ روى ضعيف در مقابل قوى‌اى كه با قوتش ظهور يافته و شناخته شده، و تپش قلب زير دست در قبال بالا دست كبير متعال كه با كبريائيش بر همه چيز قاهر شده، پس ترس ملائكه همين تاثر ذاتى ايشان است. مؤيد گفتار ما هم قيد"من فوقهم" در جمله‌ "يَخافُونَ رَبَّهُمْ" است. یعنی مافوق بودن علت خوف است پس مساله عذاب مطرح نيست و ملائکه خوف و رجا ندارند». ترس دنیایی مصداق خوف است و شاید بتوانیم بگوییم «عبادت از ترس جهنم» که در احادیث «ترس برده وار» نامیده شده است غیر از ترس و خوف من فوق است. پس عبادت از خوف خدا هم دو معنا دارد. دو تعبیر خوف از مقام رب و خوف از وعید رب هم این تفکیک را به وضوح نشان می دهد: َ لِمَنْ خافَ مَقامي‏ وَ خافَ وَعيدِ (ابراهیم14). در سوره نحل سخن از ترس ملائکه است. در حالی که آنها موجودات معصومی هستند پس از چه می ترسند؟ ناگزیریم این ترس را ترس ذاتی و وجودی همه ماسوی الله بدانیم. تعبیر «لاخوف علیهم» که در مورد اولیاءالله در قرآن آمده است می تواند به ترس های بیگانه ‌از ذات انسان مانند ترس در امور دنیوی اشاره داشته باشد نه خوف از پروردگار که در حقیقت ذات انسان فانی در اوست. پس ترس اگر «بر انسان» (علیهم) باشد بیگانه از وجود اوست و متعلق آن موجودات محدود عالم هستند ولی ترس از رب یک ترس درونی و ذاتی وجود انسان است که با تجربه آن، انسان به حقیقت خود واقف می شود. ترس در قرآن خوف است و ترس آگاهی مدنظر فیلسوفان اگزیستانس به «خوف از من فوق» که خوف در برابر عظمت و موجب انکسار ذاتی می شود، نزدیک است. برای تطبیق این دو مفهوم می بایست «ترس از نیستی» را «خوف از من فوق» معنا کنیم. یعنی احساس نیستی در تذکر انسان به فقر در اثر مواجهه با رب فوق انسان دست می دهد. در غیر اینصورت این ترس از نیستی نیهیلیستی و پوچ گرایانه است و نقض غرض اگزیستانسیالیستها می شود که به دنبال تجربه «وجود» هستند. @estentagh
استنطاق
🔺 تفسیر سوره حمد امام خمینی چگونه تعطیل شد؟ 🔸 تذکر میرزاجواد تهرانی به امام خمینی درباره تعطیل کردن
این مطلبی که راجع به تفسیر سوره حمد امام در استنطاق گذاشتید نیاز به توضیح داره ... منظورم اینه که ماجرا چیه؟ مگه تفسیر امام چه ایراداتی داشته که میرزا اشکال گرفته و چرا دیگران چیزی نگفتند؟؟ و آیا امام این کار رو کردند امثال ما و دیگران از معارف علمی محروم نشدیم؟؟ و محروم شدن ما از ادامه تفسیر امام بر عهده میرزاست. میرزا میتونست یه جور دیگه برخورد کنه مثلا سوال یا اشکال علمی میگرفت نه اینکه پیشنهاد تعطیلی بدند 1. تفسیر امام ایراد نداشت، ظرفیت و فهم میرزاجواد در این حد بود. مراتب فهم علما مختلف است. مثل ابوذر که درک سلمان را نداشت. امام هم مثل انبیاء به قدر عقول آدمها حرف زد و رفتار کرد. 2.محروم نیستید. جوینده یابنده است. امام تفسیر حمدش در کتاب سرّالصلوه و آداب الصلوه تا آخر سوره است. میرزا جواد یک مخالف صالح عرفان بود! به قول امام یکی از صلحاء بود.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه می گوییم: «خدایا! نمی دانم بیماری بیشتر شایسته شکر است یا سلامتی؟» (فَمَا أَدْرِي، يَا إِلَهِي، أَيُّ الْحَالَيْنِ أَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ). تفاوت این متن با ادعیه رفع حاجت و گرفتاری و بیماری این است که معرفت ما به بیماری را افزایش می دهد. چرا که می گوییم: در سلامتی روزی ات گواراتر است و برای تلاش در راهت نشاط به من می دهی و در بیماری خالصم می کنی و از آلودگی ها پاکم می کنی! آیا در دوران ترس و اضطراب بیماری ترویج این مضمون مناسب است؟ آیا برای کسی که ترس از بیماری دارد خواندن این دعا شیرین است؟ بلکه این دعا سوءتفاهم برانگیز نیست؟! حقیقت این است که اسباب و اراده ها به دست خداست و به خواست ما نیست که بخواهیم همیشه سالم باشیم. پس چاره این نیست که فقط به دنبال سلامتی باشیم. باید نگرش توحیدی را در زندگی جاری کنیم. باید تسلیم باشیم. اگر خود را با معرفت این دعا آشنا نکنیم در زندگی متوسط و با وسواس، مدام با بیماری می جنگیم و زندگی خود را در سطح تقلاهای مادی دنیا پایین می آوریم و از خدا غافل می شویم. باید متوجه باشیم که این دعا دو سوءتفاهم احتمالی دارد: اولاً هدف این دعا این نیست که از خدا عافیت نخواهیم و به دنبال سلامتی نباشیم. اینجا نگاه بالاتر از این است و این دعای طلب سلامتی نیست دعای توحید است و هدف این است که تسلیم باشیم برای همین در ادامه می خوانیم که خدایا آنچه تو راضی هستی را محبوب من بگردان (حَبِّبْ إِلَيَّ مَا رَضِيتَ لِي). روانشناسان امروزه به دنبال درمان اضطراب هستند و بهترین راه حل تمرین تسلیم است که بهترین آمادگی را در زندگی به وجود می آورد. ثانیاً این دعا نه طلب بیماری است نه طلب سلامتی! بلکه مثل مصیبت ،که در عین آثار مثبت آن کسی حق ندارد آن را از خدا طلب کند، کسی هم حق ندارد بیماری را به خاطر آثار مفیدش بطلبد. در واقع «طلب» بیماری غیر از «شکر» آن است. ما نمی دانیم رضایت خدا در چیست. برای همین امام باقر ع دیدگاه جابر را اصلاح کرد و فرمود: من این چنین نیستم که چیزى را بر چیز دیگر ترجیح دهم، پس ... اگر مرا مریض کند مرض را دوست دارم و اگر شفایم دهد شفا و سلامت را دوست مى دارم. به قول باباطاهر: یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد. @rezakarimi @estentagh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
جلسه هشتم تأویل چیست؟ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۹۸ @estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
My Recordingghalb210497.MP3
زمان: حجم: 27.8M
جنگ و قلب در سوره انفال جلسه المیزان 21 تیر1397 http://estentagh.blog.ir/post/83
هدایت شده از استنطاق
امی طبق معنای مشهور یعنی کتاب نخوانده و بر اساس آیات قرآن امیون مقابل اهل کتاب هستند و در آیه وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاٰ يَعْلَمُونَ اَلْكِتٰابَ إِلاّٰ أَمٰانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَظُنُّونَ (بقره٧٨) امی یعنی کتاب ندان و طبق همین آیه در میان میان افراد مشهور به اهل کتاب هم امیون وجود دارند. اگر کتاب را در اهل الکتاب معنی کنیم امی یعنی فارغ از ادیان دیگر. اگر کتاب را به معنی علم‌‌مدون بدانیم امی یعنی انسان پاک از علوم و دانشها اگر کتاب را به معنی هر نوع علم و ایمان بدانیم، امی یعنی نادان مطلق:  وَ اَللّٰهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَيْئاًَ (نحل٧٨). علامه طباطبایی می گوید نفی کتاب نفی علم تفصیلی است و فردید می گوید امی بودن از ریشه amathos به معنی پاک بودن از علم حصولی و خروج از تأثیر مذاهب و ایدئولوژی ها (مشهور است که آماتور فرد غیرحرفه ای است اما این تعریف ناقص است بلکه آماتور یعنی کسی که کاری را به صورت غیرعلمی از روی عشق و‌علاقه انجام‌می دهد). آیه نفی تلاوت و خط در سوره عنکبوت معنای اولیه امّی را بیان می کند:  وَ مٰا كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لاَرْتٰابَ اَلْمُبْطِلُونَ (عنکبوت٤٨) آیه نفی کتاب و ایمان در سوره شوری امی بودن پیامبر را در معنای عمیق تری بیان می کند.   وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا...(شوری٥٢). رسول الله فقط امی نبود بلکه هر جا این صفت در مورد او آمده وصف نبی نیز آمده است: َ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ (اعراف١٥٧). رسول همزمان بی خبر و با خبر است و مصداق لاعلم لنا الا ما علمتنا. تفسیر از نبی امی نتایج مهمی دارد. اول اینکه امی بودن نبی فقط برای اعجاز و شک‌نکردن مردم نیست بلکه اساساً وحی و نور نبوی به علت امی بودن اوست. بلکه خدا نبی را ضالّ یافت پس هدایتش کرد:  وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدىٰ (ضحی٧).  چرا که ظرف خالی است که پذیرنده است و بهترین قلبها با ظرفیت ترین آنهاست. دوم اینکه امی بودن و عدم رابطه ابوت با مردان قوم شخصیتی از رسول نبی معرفی می کند که زمانمند و‌مکانمند نیست بلکه برای جمیع مردم است و خاتم الانبیاء می شود. چرا که کسی می تواند از محدودیتهای فرهنگ زمانه و‌محیط آزاد شود که امی باشد و تعلق انسانی محدودش نکند. رسول الله گرچه ظاهرا من انفسکم بود اما باطناً در زمان و مکان جریان پیدا کرد و از ام القری، من حولها را به تمام زمین گسترش داد و‌مخاطبش ناس و عالمین شد. امی بودن و جاهلیت وضلالت تیغ دولبه است و شاید همین جاهلیت و ضلالت امیون عرب بود که موانع علمی و حجب نوری را برای دریافت حقیقت نهایی توسط فردی از میان آنان، کنار زد (خاطره هیچکاک که از تعلیم کودک توسط کشیش وحشت کرد در اینجا تحلیل می شود). در آیه  قُلْ يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ...فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ اَلنَّبِيِّ اَلْأُمِّيِّ... (اعراف١٥٨) بین امی بودن و رسول جمیع الناس بودن تناسب وجود دارد و در آیه  مٰا كٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِكُمْ وَ لٰكِنْ رَسُولَ اَللّٰهِ وَ خٰاتَمَ اَلنَّبِيِّينَ (احزاب٤٠) بین نفی پدری و خاتمیت تناسب وجود دارد. پس قرآن خُلق نبی است اما این خلق محدود نیست بلکه عظیم است و عظمت آن به ظرفیت وسیع  قلب اوست که عرش الرحمن شده است. @estentagh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
موضوع شهادت پیامبر بر امت ها بر اساس آیاتی مانند آیه وَ يَوْمَ نَبْعَث فى كلِّ أُمَّةٍ شهِيداً عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَ جِئْنَا بِك شهِيداً عَلى هَؤُلاءِ (نحل89)بحثی ظریف و مفید است که می تواند رازهایی را بر ما بگشاید. بحث از چگونگی و کیفیت شهادت پیامبر هم چالش برانگیز است. پیامبر که میان همه مردم تاریخ نبوده چگونه بر انبیاء بلکه امم تاریخ شهادت می دهد؟! نتیجه این است که پیامبر از نظر گستره هستی به مرحله ای رسیده که بر همه موجودات پرتو افکنده و آنها را می بیند. بحث های مفیدی درباره چگونگی گواهی پیامبران بر غایبان به ما یاد می دهد. از آثار مهم بحث شهادت تبیین تبیان همه چیز بودن قرآن و نیز دلالت بر خاتمیت پیامبر است. به عبارت دیگر شخصیت پیامبر در زمان خودش محدود نیست همانطور که شاهد بودن او متعلق به همه شهدا و امم است و لازمه این شهادت اشراف و حضور نبی در آنهاست. کسانی که قرآن را خلق نبی می دانند درست می گویند اما خُلق نبی تاریخی و منحصر به حجاز صدر اسلام نیست او وجودی به وسعت تاریخ دارد. پس قرآن هم تبیان کل شیء فی الامم است. تفصیل بحث: http://estentagh.blog.ir/post/118
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاپولا سوره حمد را تفسیر می کند. 🔺‌فرانسیس فورد کاپولا، فیلمساز و کارگردان آمریکایی که پنج جایزه اسکار و دو نخل طلای کن را در کارنامه خود دارد، در جریان نشست خبری جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم مراکش در سال ۲۰۱۵، که ریاست هیئت داوران را برعهده داشت، در جواب سوال یکی از حاضران درباره اوضاع کنونی جهان و نقش سینما، به شعار اصلی اسلام یعنی بخشندگی و مهربانی پروردگار اشاره می‌کند و می‌گوید که قرآن با مهربانی خداوند شروع می‌شود و ما به این خدا اعتماد داریم؛ این خدا می‌تواند ما را از فتنه‌هایی که جهان با آن روبه‌رو است نجات دهد. ‌ کاپولا در طول عمر خود فیلم‌های زیادی را کارگردانی و نویسندگی کرده است که سه‌گانه‌ «پدرخوانده» و اینک آخرالزمان از آثار اوست.