eitaa logo
استنطاق
132 دنبال‌کننده
83 عکس
40 ویدیو
65 فایل
نوشتارها و گفتارهای قرآنی و حدیثی رضاکریمی لینک گروه مطالعاتی المیزان: http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a ارتباط: @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
استنطاق
🔺 تفسیر سوره حمد امام خمینی چگونه تعطیل شد؟ 🔸 تذکر میرزاجواد تهرانی به امام خمینی درباره تعطیل کردن
این مطلبی که راجع به تفسیر سوره حمد امام در استنطاق گذاشتید نیاز به توضیح داره ... منظورم اینه که ماجرا چیه؟ مگه تفسیر امام چه ایراداتی داشته که میرزا اشکال گرفته و چرا دیگران چیزی نگفتند؟؟ و آیا امام این کار رو کردند امثال ما و دیگران از معارف علمی محروم نشدیم؟؟ و محروم شدن ما از ادامه تفسیر امام بر عهده میرزاست. میرزا میتونست یه جور دیگه برخورد کنه مثلا سوال یا اشکال علمی میگرفت نه اینکه پیشنهاد تعطیلی بدند 1. تفسیر امام ایراد نداشت، ظرفیت و فهم میرزاجواد در این حد بود. مراتب فهم علما مختلف است. مثل ابوذر که درک سلمان را نداشت. امام هم مثل انبیاء به قدر عقول آدمها حرف زد و رفتار کرد. 2.محروم نیستید. جوینده یابنده است. امام تفسیر حمدش در کتاب سرّالصلوه و آداب الصلوه تا آخر سوره است. میرزا جواد یک مخالف صالح عرفان بود! به قول امام یکی از صلحاء بود.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه می گوییم: «خدایا! نمی دانم بیماری بیشتر شایسته شکر است یا سلامتی؟» (فَمَا أَدْرِي، يَا إِلَهِي، أَيُّ الْحَالَيْنِ أَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ). تفاوت این متن با ادعیه رفع حاجت و گرفتاری و بیماری این است که معرفت ما به بیماری را افزایش می دهد. چرا که می گوییم: در سلامتی روزی ات گواراتر است و برای تلاش در راهت نشاط به من می دهی و در بیماری خالصم می کنی و از آلودگی ها پاکم می کنی! آیا در دوران ترس و اضطراب بیماری ترویج این مضمون مناسب است؟ آیا برای کسی که ترس از بیماری دارد خواندن این دعا شیرین است؟ بلکه این دعا سوءتفاهم برانگیز نیست؟! حقیقت این است که اسباب و اراده ها به دست خداست و به خواست ما نیست که بخواهیم همیشه سالم باشیم. پس چاره این نیست که فقط به دنبال سلامتی باشیم. باید نگرش توحیدی را در زندگی جاری کنیم. باید تسلیم باشیم. اگر خود را با معرفت این دعا آشنا نکنیم در زندگی متوسط و با وسواس، مدام با بیماری می جنگیم و زندگی خود را در سطح تقلاهای مادی دنیا پایین می آوریم و از خدا غافل می شویم. باید متوجه باشیم که این دعا دو سوءتفاهم احتمالی دارد: اولاً هدف این دعا این نیست که از خدا عافیت نخواهیم و به دنبال سلامتی نباشیم. اینجا نگاه بالاتر از این است و این دعای طلب سلامتی نیست دعای توحید است و هدف این است که تسلیم باشیم برای همین در ادامه می خوانیم که خدایا آنچه تو راضی هستی را محبوب من بگردان (حَبِّبْ إِلَيَّ مَا رَضِيتَ لِي). روانشناسان امروزه به دنبال درمان اضطراب هستند و بهترین راه حل تمرین تسلیم است که بهترین آمادگی را در زندگی به وجود می آورد. ثانیاً این دعا نه طلب بیماری است نه طلب سلامتی! بلکه مثل مصیبت ،که در عین آثار مثبت آن کسی حق ندارد آن را از خدا طلب کند، کسی هم حق ندارد بیماری را به خاطر آثار مفیدش بطلبد. در واقع «طلب» بیماری غیر از «شکر» آن است. ما نمی دانیم رضایت خدا در چیست. برای همین امام باقر ع دیدگاه جابر را اصلاح کرد و فرمود: من این چنین نیستم که چیزى را بر چیز دیگر ترجیح دهم، پس ... اگر مرا مریض کند مرض را دوست دارم و اگر شفایم دهد شفا و سلامت را دوست مى دارم. به قول باباطاهر: یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد. @rezakarimi @estentagh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
جلسه هشتم تأویل چیست؟ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۹۸ @estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
My Recordingghalb210497.MP3
زمان: حجم: 27.8M
جنگ و قلب در سوره انفال جلسه المیزان 21 تیر1397 http://estentagh.blog.ir/post/83
هدایت شده از استنطاق
امی طبق معنای مشهور یعنی کتاب نخوانده و بر اساس آیات قرآن امیون مقابل اهل کتاب هستند و در آیه وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاٰ يَعْلَمُونَ اَلْكِتٰابَ إِلاّٰ أَمٰانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَظُنُّونَ (بقره٧٨) امی یعنی کتاب ندان و طبق همین آیه در میان میان افراد مشهور به اهل کتاب هم امیون وجود دارند. اگر کتاب را در اهل الکتاب معنی کنیم امی یعنی فارغ از ادیان دیگر. اگر کتاب را به معنی علم‌‌مدون بدانیم امی یعنی انسان پاک از علوم و دانشها اگر کتاب را به معنی هر نوع علم و ایمان بدانیم، امی یعنی نادان مطلق:  وَ اَللّٰهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَيْئاًَ (نحل٧٨). علامه طباطبایی می گوید نفی کتاب نفی علم تفصیلی است و فردید می گوید امی بودن از ریشه amathos به معنی پاک بودن از علم حصولی و خروج از تأثیر مذاهب و ایدئولوژی ها (مشهور است که آماتور فرد غیرحرفه ای است اما این تعریف ناقص است بلکه آماتور یعنی کسی که کاری را به صورت غیرعلمی از روی عشق و‌علاقه انجام‌می دهد). آیه نفی تلاوت و خط در سوره عنکبوت معنای اولیه امّی را بیان می کند:  وَ مٰا كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لاَرْتٰابَ اَلْمُبْطِلُونَ (عنکبوت٤٨) آیه نفی کتاب و ایمان در سوره شوری امی بودن پیامبر را در معنای عمیق تری بیان می کند.   وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا...(شوری٥٢). رسول الله فقط امی نبود بلکه هر جا این صفت در مورد او آمده وصف نبی نیز آمده است: َ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ (اعراف١٥٧). رسول همزمان بی خبر و با خبر است و مصداق لاعلم لنا الا ما علمتنا. تفسیر از نبی امی نتایج مهمی دارد. اول اینکه امی بودن نبی فقط برای اعجاز و شک‌نکردن مردم نیست بلکه اساساً وحی و نور نبوی به علت امی بودن اوست. بلکه خدا نبی را ضالّ یافت پس هدایتش کرد:  وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدىٰ (ضحی٧).  چرا که ظرف خالی است که پذیرنده است و بهترین قلبها با ظرفیت ترین آنهاست. دوم اینکه امی بودن و عدم رابطه ابوت با مردان قوم شخصیتی از رسول نبی معرفی می کند که زمانمند و‌مکانمند نیست بلکه برای جمیع مردم است و خاتم الانبیاء می شود. چرا که کسی می تواند از محدودیتهای فرهنگ زمانه و‌محیط آزاد شود که امی باشد و تعلق انسانی محدودش نکند. رسول الله گرچه ظاهرا من انفسکم بود اما باطناً در زمان و مکان جریان پیدا کرد و از ام القری، من حولها را به تمام زمین گسترش داد و‌مخاطبش ناس و عالمین شد. امی بودن و جاهلیت وضلالت تیغ دولبه است و شاید همین جاهلیت و ضلالت امیون عرب بود که موانع علمی و حجب نوری را برای دریافت حقیقت نهایی توسط فردی از میان آنان، کنار زد (خاطره هیچکاک که از تعلیم کودک توسط کشیش وحشت کرد در اینجا تحلیل می شود). در آیه  قُلْ يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ...فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ اَلنَّبِيِّ اَلْأُمِّيِّ... (اعراف١٥٨) بین امی بودن و رسول جمیع الناس بودن تناسب وجود دارد و در آیه  مٰا كٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِكُمْ وَ لٰكِنْ رَسُولَ اَللّٰهِ وَ خٰاتَمَ اَلنَّبِيِّينَ (احزاب٤٠) بین نفی پدری و خاتمیت تناسب وجود دارد. پس قرآن خُلق نبی است اما این خلق محدود نیست بلکه عظیم است و عظمت آن به ظرفیت وسیع  قلب اوست که عرش الرحمن شده است. @estentagh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
موضوع شهادت پیامبر بر امت ها بر اساس آیاتی مانند آیه وَ يَوْمَ نَبْعَث فى كلِّ أُمَّةٍ شهِيداً عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَ جِئْنَا بِك شهِيداً عَلى هَؤُلاءِ (نحل89)بحثی ظریف و مفید است که می تواند رازهایی را بر ما بگشاید. بحث از چگونگی و کیفیت شهادت پیامبر هم چالش برانگیز است. پیامبر که میان همه مردم تاریخ نبوده چگونه بر انبیاء بلکه امم تاریخ شهادت می دهد؟! نتیجه این است که پیامبر از نظر گستره هستی به مرحله ای رسیده که بر همه موجودات پرتو افکنده و آنها را می بیند. بحث های مفیدی درباره چگونگی گواهی پیامبران بر غایبان به ما یاد می دهد. از آثار مهم بحث شهادت تبیین تبیان همه چیز بودن قرآن و نیز دلالت بر خاتمیت پیامبر است. به عبارت دیگر شخصیت پیامبر در زمان خودش محدود نیست همانطور که شاهد بودن او متعلق به همه شهدا و امم است و لازمه این شهادت اشراف و حضور نبی در آنهاست. کسانی که قرآن را خلق نبی می دانند درست می گویند اما خُلق نبی تاریخی و منحصر به حجاز صدر اسلام نیست او وجودی به وسعت تاریخ دارد. پس قرآن هم تبیان کل شیء فی الامم است. تفصیل بحث: http://estentagh.blog.ir/post/118
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاپولا سوره حمد را تفسیر می کند. 🔺‌فرانسیس فورد کاپولا، فیلمساز و کارگردان آمریکایی که پنج جایزه اسکار و دو نخل طلای کن را در کارنامه خود دارد، در جریان نشست خبری جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم مراکش در سال ۲۰۱۵، که ریاست هیئت داوران را برعهده داشت، در جواب سوال یکی از حاضران درباره اوضاع کنونی جهان و نقش سینما، به شعار اصلی اسلام یعنی بخشندگی و مهربانی پروردگار اشاره می‌کند و می‌گوید که قرآن با مهربانی خداوند شروع می‌شود و ما به این خدا اعتماد داریم؛ این خدا می‌تواند ما را از فتنه‌هایی که جهان با آن روبه‌رو است نجات دهد. ‌ کاپولا در طول عمر خود فیلم‌های زیادی را کارگردانی و نویسندگی کرده است که سه‌گانه‌ «پدرخوانده» و اینک آخرالزمان از آثار اوست.
1308_lobolmizan.ir_890_Jaygahe Tafsire Almizan Va Raveshe Estefade Az An(vergen2-1391) .doc.docx
حجم: 171.9K
جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن اصغر طاهرزاده
آیه ۱۱۲ انعام را رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی مطرح کردند: «وَ کَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیٰطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ یوحی بَعضُهُم اِلیٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورا» و گفتند:« هم دشمنان جنّی، هم دشمنان انسی وجود دارند و اینها به هم کمک هم میکنند؛ سیستم‌های اطّلاعاتیِ خیلی از کشورها علیه ما با همدیگر همکاری میکنند؛». منظور صحیح این تفسیر که با آیه هماهنگ باشد این است که اجنه و انسانهای شیطانی با کمک‌هم علیه جمهوری اسلامی‌همکاری می کنند. ولی قید شیطان‌نشان می دهد این کمک از جنس کار شیطانی است. اینجا بعضی مسئله جنّ و علوم غریبه علیه جمهوری اسلامی را مطرح کردند ولی این هم با ادامه بحث رهبری که به جنگ احزاب (همکاری اهل کتاب و کفار) می پردازند ربطی ندارد چون در جنگ‌احزاب بحث بر سر دشمنان انسانی است نه اجنّه. پس نقش شیطان اینجا الهام‌شیطانی است. به‌عبارت دیگر، نکته مهم این است که این آیه درباره شیاطین است نه اجنه به طور کلی. بر فرض اثرگذاری علوم غریبه، موضوع این آیه شیطان است که تسلط آن بر بشر فقط با دعوت است: وَ مٰا كٰانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ إِلاّٰ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاٰ تَلُومُونِي... (ابراهیم٢٢) طبق آموزه های قرآن شیطان بر انسان تسلطی ندارد مگر اینکه انسان بخواهد، پس جنگ ما نهایتاً با انسانهای پذیرنده شیطان است نه جنگ مستقیم با شیاطین.‌ کید شیطان ضعیف است و‌باید با اولیاءالشیطان جنگید نه با خود او: فَقٰاتِلُوا أَوْلِيٰاءَ اَلشَّيْطٰانِ إِنَّ كَيْدَ اَلشَّيْطٰانِ كٰانَ ضَعِيفاً (نساء٧٦). پس تصرف مادی اجنه بر امور مادی انسان، حداقل موضوع این آیه نیست. وحی را کمک سیستم اطلاعاتی معنا نباید کرد چرا که وحی بیشتر به القای سریع (الهام) نزدیک است تا انتقال اطلاعات و اسناد. ادامه‌آیه این است که اینها را بگذار َو رها کن: لَوْ شٰاءَ رَبُّكَ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا يَفْتَرُونَ. به قول علامه طباطبایی بحث این است تا خدا نخواهد کسی نمی تواند کاری کند. پس ما باید خود را به خدای قادر نزدیک کنیم و علوم غریبه (به معنای تصرف مستقیم در امور مادی) را با بینش توحیدی و قرآنی تقریر و تبیین کنیم. تنها تفسیری که این آیه تاب و‌تحمل آن را دارد این است که شیاطین جنی و ‌انسی با القای وسوسه (وحی شیطانی) بازار دشمنی را داغ می کنند. @estentagh
ماه ماه دعاهای عاشقانه است. و دیگر دعاها مانند (که‌در شب نیمه شعبان هم توصیه شده است) بر اين مضمون هستند که امل از عمل مهمتر است. البته عمل مهم است ولی بدون امل، انسان مدارانه و متکبرانه است. امل امید ما به خداست و عمل امید ما به خود است. کسي كه به عمل خود مي نگرد متکبر يا مستکبر (کسي که تمايلش به رويگرداني از دعاست:مؤمن/60) است اما کسي که به امل و اميد و آرزويي که به کسي که تسليمش شده دارد، مي نگرد اهل نياز است. کسي که تسليم نيست به عمل خود تکيه دارد پس بايد خواهان اجراي عدالت باشد اما کسي که به جاي اعتماد به خود به فضل او چشم دوخته مي گويد: من را بر عفوت سوار کن نه بر عدلت(خطبه۲۲۷ نهج البلاغه). اين دو کلمه ومشابه آنها (مثل مغفرت وفضل درمقابل عمل يا گناه) بسيار تکرار شده اند. با امید و دعاست که انسان به مقام فنا می رسد. عبارات زيبايي که در مناجات شعبانيه آمده است همگي از «کمال انقطاع به سوي خدا» مي گويند: «اگر من اهل اين نيستم که رحمتم کني تو اهل اين هستي که به من جود کني... جودت از اميدم و عفوت از عملم،افضل است...اگر مرا به جرمم بگيري تو را به عفوت مي گيرم. اگر در وقت طاعتت عملم کوچک است در وقت اميدت املم بزرگ است...»! امید در مناجات شعبانیه آنقدر قوت دارد که عبد خدا را عاشقانه تهدید می کند: خدا یا اگر من را در جهنم بیندازی به اهل آن اعلام می کنم که دوستت دارم. دعا سلاح مؤمن است و بلکه تنها سلاح او! اگر لطف یار نبود سعي وزياد عمل کردن،خون دل خوردني بيشتر نبود. دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ورنه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست
با کسانی که به راه پروردگار دعوت‌می کنیم، سه روش لازم است: ۱-دعوت با حکمت ۲- دعوت با موعظه حسنه ۳- جدال احسن با دعوت شدگان اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(نحل125) چرا در دعوت سخن از سه روش است؟ چرا موعظه برخلاف حکمت به صفت حسنه متصف شده است و جدال به صفت احسن؟ چرا جدال با فعل جدا از فعل دعوت بیان شده است؟ چرا خداوند در انتها می گوید: إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ...؟ این آیه برای فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی چگونه باید سرمشق باشد؟ http://estentagh.blog.ir/post/119
نظر شما در مورد کلیپ سخنرانی رهبری که سازنده آن تحریف قرآن را نتیجه می گیرد چیست؟ در سایت دفتر حفظ و نشر آثار، آیه به صورت صحیح بیان شده است:  کشورهای اسلامی، امروز با توطئه مواجهند؛ این را میفهمیم یا نه؟ امروز نه علیه شیعه، نه علیه ایران، نه علیه فلان مذهب خاص، [بلکه‌] علیه اسلام توطئه است. چون قرآن مال اسلام است؛ آن مرکزی و کانونی که فریاد میزند «لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکٰفِرینَ عَلَی المُؤمنینَ سَبیلاً» (نساء۱۴۱) که تشیّع نیست؛ آن قرآن است، آن اسلام است؛ لذا با آن مخالفند. (بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌، ۳۱مرداد۹۴ http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=30562) *** بین واژه مؤمنین و‌ مسلمین مطمئنا تفاوت هست که در اینجا محل بحث نیست اما این دو از لحاظ نتیجه بحث فعلی (توطئه علیه همه اسلام است نه فقط تشیع) فرقی ندارند. چون ایشان منظور از مؤمن در قرآن را فقط شیعیان نمی داند و هرکس‌در هر مرتبه ای که قلباً ایمانی داشته باشد مؤمن محسوب می شود. بر این اساس است که در قرآن حتی بر برخی از اهل کتاب هم اصطلاح مؤمن اطلاق شده است. بنابراین بیان آیه به این شکل تحریف نیست و نهایتاً فقط یک سهو لسان است. لذا می بینیم که در متن منتشره از آیه صحیح همان نتیجه مورد نظر در فیلم گرفته می شود.