eitaa logo
نفوس مطمئنه
730 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
باغ این آیینه بی برگ و نواست آن بهارانگیزِ گل گستر کجاست سینه می‌جوشد ز درد بی زبان ای نوای بی نوا، نی را بخوان! نی حدیث حسرت و حرمان ماست نی دوای دردِ بی‌درمان ماست
31.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ (س) 📹 روایت تکان‌دهنده‌‌ی شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید کرکی -فرمانده بزرگ حزب‌الله- از امداد حضرت فاطمه زهرا(س) به رزمندگان اسلام در اوج محنت در جنگ ۳۳ روزه 🔹 حاج قاسم: حضرت زهرا(س) فرمودند «درست می‌شود» و یک دستمال از داخل روپوشی که داشتند بیرون آوردند و تکان دادند و فرمودند «تمام شد». یک لحظه بعد یک هلی‌کوپتر اسرائیلی با موشک زده شد... 🖥 Farsi.Khamenei.ir
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬دهه شصتی‌ها شدند و دهه هشتادی‌ها … 👌خوشا به سعادتشون
🌸 🌸 ✍️ با اینکه از گل خریدن و هدیه دادن و محبت کردن کم نمی‌گذاشت، ولی چند وقت یک بار می‌پرسید : «از من راضی هستی؟» بنای زندگی را گذاشته بود بر محبت. می‌گفت: «وقتی همسرت از تو راضی باشد خدا یک‌جور دیگری نگاهت می‌کند.» حرف‌هایش به دل می‌نشست. حتی اگر هزار بار هم حرفی را شنیده بودی، اما شنیدنش از زبان او لطفی دیگر داشت. اصلاً سخنران قابلی بود. منبرهایش همه گل می‌کرد. قبل از سخنرانی کلی مطالعه و تحقیق می‌کرد تا همه حرف‌هایش سند داشته باشد. موضوعی انتخاب می‌کرد که کارایی داشته باشد و دردی از مردم دوا کند. راوی؛همسر شهید https://eitaa.com/fatemi48/280
✍️به مناسبت هفته ی دولت 🌷روئسای جمهوری که شهید شدند محمدعلی رجایی(ترور) آیت الله رئیسی(سقوط هواپیما حین خدمت) 🍃روئسای جمهوری که ترور شدند شهید رجایی رهبری (آیت الله خامنه ای هنگام سخنرانی نماز جمعه تهران) ❌روئسای جمهوری که فرار کردند؟ بنی صدر( بالباس زنونه فرار کرده بود) https://eitaa.com/fatemi48/280
👆ساختمان محل شهادت شهید رجایی  خیابان پاستور، ساختمان نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران تاریخ :یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۶۰ ۳ بعد از ظهر گونه حمله بمب‌گذاری بااسلحه بمب جاسازی شده در کیف دستی زخمی‌ها۲۳ نفرقربانی۵ کشته (محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر عبدالحسین دفتریان، مدیرکل مالی اداری نخست‌وزیری هوشنگ وحید دستگردی، رئیس شهربانی ایران و یک عابر پیاده) مرتکبان سازمان مجاهدین خلق عامل اجرایی [[مسعود کشمیری]   https://eitaa.com/fatemi48/280
🌸🍃﷽🌸🍃 ✋ذکر شهدا 👌شهید مهدی باکری با اذکار و ادعیه آقا مهدی انس عجیبی با دعا و اذکار داشت. ⭕️برش اول: ۲۴ اسفند بود بود و قرار بود فردا به طرف اتوبان العماره بصره حرکت کنیم و در مسیر پلی را تصرف کرده و منفجرش کنیم. مهدی داشت پیش از غروب نصیحت هایش را می کرد. 👈می گفت: خدا یادتان نرود. یادم افتاد قبل از برگه هایی را آماده کرده بود. نوشته بود در زمان حرکت «لا حول و لا قوة الا بالله» بخوانیم و د رزمان درگیری «الله اکبر» و «لا اله الا الله». و حالا داشت یاد آوری می کرد. ⭕️برش دوم: پشت سیل بند دجله بودیم بدون هیچ جان پناه و سنگری و بدون مهمات. 🌹 از زمین و هوا آتش می بارید. حتی یک هواپیمای بزرگ آمد بالای سر ما. فکر کردیم مسافربری است؛ اما توپولف روشی بود. بشکه های بمب بر سر ما می انداخت. در این گیر و دار آقا مهدی کناری نشسته بود و زانوهایش را بغل کرده بود و می جنبید. رفتم پیشش. گفتم: چه کار کنیم آقا مهدی؟ گفت: ما که اینجا چیزی نداریم. فقط خدا را داریم. پس کن. ⭕️برش سوم: دم دمای شهادت هم آیه ای را که موقع سخنرانی می خواند را می گفت و شلیک می کرد: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه» که یک دفعه تیر خورد و افتاد. 🌹وقتی هم گذاشتیمش روی قایق که برش گردانیم عقب. دستهایش را به حالت دعا گرفته بود بالا و ذکر می گفت: یک چیزی مثل «الله الله الحمد لله» که موشک آرپی جی کل قایق را فرستاد هوا و آقا مهدی را رساند به خدا. 👈راوی: جمشید نظمی؛ هم رزم شهید کتاب به مجنون گفتم زنده بمان ؛ کتاب مهدی باکری، نوشته فرهاد خضری، نشر روایت فتح، صفحات ۲۷ @fatemi222
هدایت شده از منبرک فاطمی
🌸🍃﷽🍃🌸 ✍🏼 لیستی از کانال های اجتماعی ایتا تقدیم نگاه شما ═══✼🌷🍃🌷🍃✼═══ ♻️راهکار ترویج نماز (یاوران نماز) https://eitaa.com/namaz_gonabad/922 ♻️مهارت آموزی جهت زندگی موفق https://eitaa.com/fatemi24/13766 ♻️احکام شرعی و کاربردی https://eitaa.com/ahkam31/910 🔺سرمایه گذاری مطمئن در سال تولید https://eitaa.com/fatemi222/14647 ♻️مهدویت و آخر الزمان https://eitaa.com/fatemi311/5 ♻️معارف قرآن و روایات با حکایات https://eitaa.com/fatemi222/6618 ♻️جمعیت و فرزند آوری https://eitaa.com/qom1400qom/226 ♻️جهاد تببین همراه با تحلیل https://eitaa.com/ammaar_gonabad/145 ♻️دغدغه مندان عفاف و حجاب https://eitaa.com/Chastity/750 ♻️اشعار جالب و مرثيه https://eitaa.com/fatemi8/100 🔺داستانهای جذاب از شهدا https://eitaa.com/fatemi48/281 ♻️ تکلیف بزرگ(امربه معروف ) https://eitaa.com/fatemi5/2772 ♻️ حفظ موضوعی قرآن https://eitaa.com/abasali_fatemi/9805 ♻️حکمت و خطبه‌‌های نهج‌البلاغه https://eitaa.com/a_fatemi24/652 ♻️نکاتی درباره عمره و عتبات https://eitaa.com/fatemi414/795 ┅┄✧❁🍁🌸🍁❁✧═┅┄ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱 ✋
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 آقای ما اینجوریه؛ یه وقت فکر اشتباه نکنی در مورد امام زمان(عج)!
من در آمریکا زندگی خوشی داشتم اما... بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم   من در آمریکا زندگی خوشی داشتم، از همه نوع امکانات برخوردار بودم ولی همه لذات را سه‌طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم، با فقر و محرومیت آن‌ها آغشته شوم، قلب خود را برای دردها و غم‌های این دل‌شکستگان باز کنم. دائماً در خطر مرگ، زیر بمباران‌های اسرائیل به سر آورم، لذت خود را در آب دیده قرار دهم، تنها آسمان را در سکوت و ظلمت شب، پناهگاه آه‌های سوزان خود کنم. به طور مختصر اگر نمی‌توانم این مظلومین داغ‌دیده را کمکی کنم، لااقل در میان آن‌ها باشم، مثل آن‌ها زندگی کنم و دردها و غم‌های آن‌ها را به قلب خود بپذیرم. می‌خواستم که در این دنیا با سرمایه‌داران و ستمگران محشور نباشم. در جوار آن‌ها نفس نکشم از تمتعات حیات آن‌ها محظوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذت زندگی خوش به آن‌ها نفروشم. مصطفی چمران، لبنان، تهران، بنیاد شهید چمران، 1362، صص 104-88. اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم https://eitaa.com/fatemi48/280
خاطرات شهدا عباسعلی فتاحی بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود. سال شصت به شش زبان زنده ی دنیا تسلط داشت. تک فرزند خانواده هم بود. زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟ عباسعلی گفت: امام گفته. مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم… عباس اومد جبهه. خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته. اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست. گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه ، بزرگترین اشتباهه…. بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند. یه روز شهیدخرازی گفت:چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود… پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی فتاحی بود. قبل از رفتن حاج حسین خرازی خواستشون و گفت: ” به هیچوقت با عراقیها درگیر نمیشید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقیها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره… و تخریبچی ها رفتند… یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده ، یکی شونم برنگشته… اونایی که برگشته بودند گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقیها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر  خورد به پای عباسعلی و اسیر شد… زمزمه لغو عملیات مطرح شد. گفتند ممکنه عباسعلی فتاحی توی شکنجه ها لو بده. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده ، سرش بره زبونش باز نمیشه. برید عملیات کنید… عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلیه. گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه… اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته. اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند…. جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند. گفتند به مادرش نگید سر نداره. وقت تشییع مادر گفت:صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده ، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین. گفتن مادر بیخیال. نمیشه… مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم. گفتند: باشه ! ولی فقط ….. یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟ گفتند:مادر! عراقی ها سر  عباست رو بریدند. مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم… مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد و خم شد رگهای  عباس رو بوسید. و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد… راوی: محمد احمدیان از بچه های تفحص اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم https://eitaa.com/fatemi48/280
اگر مردم حلالمون نکنن چی؟ بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم موسسه جبل عامل در لبنان مخصوص پسر ها ومدینه الزهرا مخصوص دختر های یتیم شیعه بود، از چند ساله تا 16 – 17 ساله. مجتمعی بود فرهنگی که هم مدرسه بود وهم خوابگاه . دکتر چمران محبوبیّت خاصی در بین آنها داشت. یک بار با بی سیم خبر دادند که دکتر دارد برای دیدنتان با ماشین به مدینه الزهرا می آید . به محض شنیدن این مطلب بچه ها ومسئولان مجتمع رفتند و با اسلحه اتوبانی را که از بیروت به سمت دریا می رفت رو بستند . دکتر که از دور آمد و دید راه بسته است تعجب کرد و پرسید : مگه اتفاقی تو مدینه الزهرا افتاده ؟! چرا ماشین های مردم معطلند؟! او بلا فاصله خود را به افراد مسلح رساند وگفت : چرا اتوبان را بستین؟! کی قراره به این جا بیاد؟ وقتی جواب شنید به احترام شما اتوبان را بستیم ، هر دو دستش را بلند کرد و بر سر خود زد و گفت : وای بر من وای بر من ! اگر مردم حلالمون نکنن چی؟ بچه ها با تعجب پرسیند :مگه اشتباهی از ما سر زده ؟ دکتر گفت: برای همین چند دقیقه ای که به خاطر من از عمرشون تلف شده فردا باید جوابگو باشیم وبعد دوباره گفت :وای برتو مصطفی باید از تک تکشون حلالیّت بطلبیم او به سراغ ماشین ها رفت سرش را از شیشه تک تک ماشین ها داخل می کرد ومی گفت آقا منو حلال کنید؛ این بچه های منو حلال کنید ، نفهمیدن اشتباه کردن ؛ خاطراتی از شهید دکتر مصطفی چمران ، سیده هیام عطفی ، کتاب چمران مظلوم بود به کوشش علی اکبری ، چاپ هفتم ،زمستان 93 ، ص 11 اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم https://eitaa.com/fatemi48/280