eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
◾️شب اول محرم از سرِ دار به دلدار نگاهی دارد https://eitaa.com/fatemi222/4018 کوفیان شعله به قلب و دل شیدا مزنید https://eitaa.com/fatemi222/4021 نیمه‌ی شب شده و تکیه به دیوار کنم https://eitaa.com/fatemi222/4023 حال و هوای کوچه، غم‌آلود و درهم است https://eitaa.com/fatemi8/1359 آمد محرم https://eitaa.com/fatemi8/1361 ای واسط فیض دو سرا، آجَرَکَ‌الله https://eitaa.com/fatemi8/1357 نی، ناله کرد و باز ترنّم، شروع شد https://eitaa.com/fatemi8/1358 من کوفه را چون مردگان بی‌درد دیدم https://eitaa.com/fatemi8/339 🔹روضه حضرت مسلم https://eitaa.com/fatemi222/4025 🔹شباهت حضرت مسلم با امام حسین https://eitaa.com/fatemi222/181 🔹روضه مسلم "جای شهدا خالی https://eitaa.com/fatemi222/178 🔹سختیها و مشقات تحول افرینی https://eitaa.com/fatemi222/1224 🔹کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین https://eitaa.com/fatemi8/341 🔹کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین https://eitaa.com/fatemi8/343 🔹ای خدا شب شده و من چه کنم https://eitaa.com/fatemi8/346 🔹بر سینۀ خود می‌فشارم زانوی غم را https://eitaa.com/fatemi8/482 🔹کوفه پُر است از مردم نامَرد، برگرد https://eitaa.com/fatemi8/483 🔹ای یار که درراهی و زینجاخبرت نیست https://eitaa.com/fatemi8/1356 🔹را ه را باز نمایید محرم آمد https://eitaa.com/fatemi8/2105
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله https://eitaa.com/fatemi8/425 دل شوره افتاده در جانم برادر https://eitaa.com/fatemi222/4052 متن روضه روز دوم محرم https://eitaa.com/fatemi222/187 قافله اینک رسید برآستان کربلا https://eitaa.com/fatemi222/186 زمین کربلا من ارمغان آوردم https://eitaa.com/fatemi222/183 در غریبی تا به خاک و خون سر خود.. https://eitaa.com/fatemi222/1579 باد به موی سرت افتاد دلم ریخت https://eitaa.com/fatemi8/1377 🔸الهی بهر قربانی به درگاه سر آوردم https://eitaa.com/fatemi8/1379 🔸آه از آن ساعت که سبت مصطفی https://eitaa.com/fatemi8/1380
◾️اشعار مصیبت شام اى عمه بیا تا که غریبانه بگرییم https://eitaa.com/fatemi222/1300 مرا که دانه اشک است دانه لازم نیست https://eitaa.com/fatemi8/494 منم آن گنج الهی که به ویرانه نهانم https://eitaa.com/fatemi8/495 با همین حال بد و پای پر آز آبله ام https://eitaa.com/fatemi8/759 دروازه ی ورودی شهر است و ازدحام https://eitaa.com/fatemi8/191 اشعار روضه ام حبیبه https://eitaa.com/fatemi8/192 دختر تحول افرین شام https://eitaa.com/fatemi8/193 بنال ای دل نوا دارد رقیه https://eitaa.com/fatemi8/194 درغریبی تا بخاک وخون سرخودراگذاشت https://eitaa.com/fatemi8/195 چه نعمتی است نشستن بروی بام حسین https://eitaa.com/fatemi8/196 مقتل حضرت رقیه https://eitaa.com/fatemi8/197 عشق کاری به قیل و قال ندارد https://eitaa.com/fatemi8/200 ندیدی اشک، زِ چشمم، مدام می‌آمد؟ https://eitaa.com/fatemi8/138 ای یوسف رسیده به کنعان من،سلام https://eitaa.com/fatemi8/139 شبی که عشق بدستش عنان راحله .. https://eitaa.com/fatemi8/140 هرگز نمیروم پی دلدار دیگری https://eitaa.com/fatemi8/142 به دخترت که غم و غصه بیکران دارد https://eitaa.com/fatemi8/143 صدای گریه شنیدی اگر صدای من است https://eitaa.com/fatemi8/144 از حرم رفتی و آتش زده شد بال وپرم https://eitaa.com/fatemi8/145 در جلوه، نور حضرت زهرا رقیه است https://eitaa.com/fatemi8/146 کنون که داغ تو بر سنگ‌ هم اثر بگذارد https://eitaa.com/fatemi8/147 ساکن روزهای بی نورم.. https://eitaa.com/fatemi8/148 دستت کجاست تا که بگیری به بر مرا https://eitaa.com/fatemi8/149 درغریبی تا بخاک وخون سرخودرا گذاشت https://eitaa.com/fatemi8/195 بنال ای دل نوا دارد رقیه https://eitaa.com/fatemi8/194 روضه https://eitaa.com/fatemi8/193 منم آن گنج الهی که به ویرانه نهانم https://eitaa.com/fatemi8/1394 مرا که دانه اشک است، دانه لازم نیست https://eitaa.com/fatemi8/1395
باسمه تعالی ⬅️روضه حضزت رقیه ▪️اى عمه بیا تا که غریبانه بگرییم https://eitaa.com/fatemi222/1300 ▪️بنال ای دل نوا دارد رقیه https://eitaa.com/fatemi222/1266 ▪️اگر دست پدر بودی به دستم https://eitaa.com/fatemi222/1579 اشعار https://eitaa.com/fatemi222/9493 کرامت حضرت رقیه https://eitaa.com/fatemi222/14848 سایر روضه ها https://eitaa.com/fatemi8/484
در زندگی. دارو ندارمن رقیه است تنها دلیل اعتبار من رقیه اس هرکس بنازد برکسی دراین زمانه ای اهل عالم افتخارمن رقیه اس لبیک می‌گویم به او از عمق سینه تازنده ام ذکر وشعار من رقیه اس درلحظه مرگم هراسی در دلم نیست جان میدهم راحت که یار من رقیه است اگر دردمندی بگو بارقیه اسیری به بندی بگو بارقیه بکارت گره گر فتاده بگو بکارت گره وا کند تا رقیه بابا دهان من زمشت زجر کج شد تمام دنده هایم رج ب رج شد دگر دستها و پایم حس ندارند رقیه جان تو. بابا فلج شد
مرحوم آیت الله العظمی میرزا جواد آقای تبریزی دررابطه با حضرت رقیه چنین فرمودند؛ حضرت رقیه(علیها سلام) قبرش در شام مشهور و فلسفه ی وجود آن قبر در شام،رسوا کردن دشمنان دین است که بعد ها قضایای شام را انکارنکنند. وقبرحضرت رقیه(علیها سلام) نشانه اسیر شدن زنها در این مکان مقدّس است وکسی دیگر نمی تواند قضایای شام را تکذیب کند. ودفن حضرت رقیه وقبر شان در این مکان خود سند گویایی آن است . ولذا نباید به تشکیک بعضی توجه کرد که در خصوص قبر و مقام آن حضرت القاء شبهه می کنند. آنان اغوا شدگان شیطا نند. زیارت این خانم (حضرت رقیه(علیها سلام))کسب معنویت است که می تواند انسان را از انحراف نجات دهد وهمه را تشویق به زیارت آن می کنیم وبرای همه دعا می کنیم.
شرح حال یوسف به یعقوب بعد از آن که یعقوب ع به وصال یوسف (ع )رسید به او گفت سرگذشت خود را برایم بگو.آن حضرت امتناع کرد که ای پدر تو را تاب شنیدن نیست، گفت اگر همه را نمی گویی بعضی از آنها را بگو. یوسف گفت ای پدر، بعد از آن که برادران با شمشیر به من روی آوردند، بدنم به لرزه درآمد از ترس گریختم و به زیر دامن یهودا (یکی از برادران) پناه بردم تا آن که از قتل من گذشتند اما پیراهنم را از تنم درآوردند و مرا در چاه انداختند. یعقوب دیگر طاقت شنیدن نداشت و نعره ای کشید و بی هوش شد
گریۀ پیامبر بر تورّم پای امیرالمؤمنین علی (ع) وقتی که قریش تصمیم گرفتند، رسول خدا (ص) در بستر به قتل برسانند جبرئیل آن حضرت را از نقشۀ آنها آگاه کرد. به پیشنهاد امیرالمؤمنین (ع)بنا شد که آن حضرت به جای پیامبر اکرم (ص) در بسترش بخوابد. قریش به خانه پیامبر(ص) ریختند ولی مشاهده کردند که پیامبر در بستر نیست و حضرت امیرالمؤمنین(ع) در جای آن حضرت خوابیده است. بعد از این جریان امام علی(ع) با پای پیاده از مکه به سوی مدینه به راه افتاد در حالی که پاهای آن حضرت در اثر پیمودن راه طولانی متورّم شده بود. وقتی به مدینه رسید چشمان پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) افتاد، او را در آغوش گرفت، و از سر محبت و دلسوزی، به خاطر تورم پاهای مولا گریه کرد و اشک از چشمانش جاری شد، و آن گاه دست مبارک خویش را بر پاهای علی (ع) کشید که حضرت پس از آن هیچ شکایتی از درد پا نکرد