eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱دلم افتاده می‌دانم که خیلی زود می‌آئی کجا یا کی؟نمی دانم! خلاصه زود می‌آئی 🌱برای بستن زخم قناری‌ها شده، حتی و از دنیا اگر یک لحظه باقی بود می‌آئی 🌱دلِ من هرچه می‌گردد، درونش گم شده چیزی و تو حتما برای رفع این کمبود می‌آئی 🌱سحر، دل خسته از این انتظارِ سرد و طولانی کسی آهسته زیرگوش من فرمود: می‌آئی 🌱اگر دستی بخشکاند تمام نیل نیلی را توباصندوق چوبی از فراز رود می‌آئی 🌱به دنبالت ورق، خواهم زد این تقویم خالی را دلم افتاده می‌دانم که خیلی زود می‌آئی ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
در حرم پیچید عطر سیب زائر فیض برد هر کسی در بارگاهت بود حاضر، فیض برد با بیان روضه‌هایت پلک من هم خیس شد چشم‌هایم چون زمین خشک و بایر فیض برد قطره‌های خون تو سهم زمین شد بیشتر بیشتر از آسمان‌ها، خاک حائر فیض برد منبرت شد گاه روی نیزه، گاهی بین طشت خواهرت با گریه پای این منابر فیض برد بر تن عریان تو این بیت‌ها مرثیه خواند اشک‌های مادرت تا ریخت، شاعر فیض برد بین اصحابت دو دفعه جان به تو تقدیم کرد بیشتر یعنی، حبیب بن مظاهر فیض برد گرم در آغوش تو، بیش از طلاهای ضریح بوریای کهنۀ بیت عشائر فیض برد ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/100
من دست خالی آمدم دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم درد من و درمان تو 🌴جانم رضا جانم رضا تو هر چه خوبی من بدم بیهوده بر هر در زدم آخر به این در آمدم باشم کنار خوان تو 🌴جانم رضا جانم رضا من از هر دررانده ام من رانده ی وامانده ام یا خوانده یا نا خوانده ام اکنون منم مهمان تو 🌴جانم رضا جانم رضا پای من از ره خسته شد بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد جز درگه احسان تو 🌴جانم رضا جانم رضا گفتم منم در می زنم گفتی به تو سر می زنم من هم مکرر می زنم کو عهد و کو پیمان تو 🌴جانم رضا جانم رضا سوی تو رو آورده ام ای خم سبو آورده ام من آبرو آورده ام کو لطف بی پایان تو 🌴جانم رضا جانم رضا حال من گوشه نشین با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پر مهرتان جایی ندارم جان تو 🌴جانم رضا جانم رضا من خدمتی ننموده ام دانم بسی آلوده ام اما به عمری بوده ام چون خار در بستان تو 🌴جانم رضا جانم رضا https://eitaa.com/fatemi8/100
@Maddahionlinمداحی_آنلاین_قربون_کبوترای_حرمت_امام_حسن_طاهری.mp3
زمان: حجم: 4.7M
قربون کبوترای حرمت قربون این همه لطف و کرمت 🎙 ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
عمر سفر آمد به سر مدینه داغ دلم شد تازه‌تر مدینه فریاد زن، اعلام کن، خبر ده برگشته زینب از سفر مدینه از کربلا و شام و کوفه سوغات آورده‌ام خونِ جگر مدینه هم داده‌ام از دست شش برادر هم دیده‌ام داغ پسر مدینه از کاروان بی حسین و عباس ام البنین را کن خبر مدینه گردیده جسم یوسف پیمبر از قلب زینب پاره‌تر مدینه پیراهن او را بگیر از من بر مادرم زهرا ببر مدینه بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه جان مرا لب‌تشنه سر بریدند هجده عزیزم را به خون کشیدند هم پیکرش را پاره پاره کردند هم سینه‌اش را از سنان دریدند گه دور خیمه، گه به دور مقتل با کعب نی، دنبال ما دویدند با کام خشک از هیجده عزیزم بین دو نهر آب سر بریدند از کربلا تا شام لحظه لحظه رأس حسینم را به نیزه دیدند اعضای او گردیده سوره سوره آیات قرآن از لبش شنیدند حالا که آمد این سفر به پایان اکنون که از ره کاروان رسیدند بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه دادم ز کف گل‌های پرپرم را عبدالله و عباس و اکبرم را راهم مده، راهم مده که با خود نآورده‌ام گل‌های پرپرم را دیدم به روی شانه‌ی ذبیحم با کام عطشان ذبح اصغرم را تا سر بریدند از تن حسینم دیدم لب گودال مادرم را وقتی سکینه تازیانه می‌خورد کردم صدا جد مطهرم را دردا که با پیشانی شکسته دیدم به نی رأس برادرم را تا بر حسین خود کنم تأسی بر چوبه‌ی محمل زدم سرم را یک روزه یک باغ گلم خزان شد از دست دادم یار و یاورم را بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه عریان تنِ در خون شناورش بود پیراهنش گیسوی دخترش بود آبی که زخمش را به قتلگه شست در آن یم خون، اشک مادرش بود وقتی که جسمش را به بر گرفتم لب‌های من بر زخم حنجرش بود یک سوی او نعش علیِ اکبر یک سوی او دست برادرش بود من زائر جسمش کنار گودال زهرا به کوفه زائر سرش بود پیشانی‌اش را جای سنگ دشمن نقش سم اسبان به پیکرش بود با من بنال از داغ آن شهیدی کز نوک نی چشمش به خواهرش بود از نیزه و شمشیر و تیر و خنجر بر زخم دیگر زخم دیگرش بود بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
هدایت شده از منبرک فاطمی
✔️و پدر ◾️پیر شد و پیر شد،آنقدر پیر که دیگر لبخند از پشت آن چهره چروکیده معلوم نمیشد. تمام وجود او صبر و استقامت بود.. ◾️ولی امشب مشتقاق دیدار فرزند شهیدش بود تا به .انا لله و انا الیه راجعون برسد‌.. ◾️ تا نام شهید رو می‌شنید اشکش جاری می‌شد.وخودش را جامانده از قافله شهدا می‌دانست گرچه در رکاب شهدا و همراه آنها کم نگذاشت. ◾️حجت الاسلام شیخ عبدالجواد نصیری می‌گفت رفتیم به منزل پدر شهید خبر شهادت فرزندش را بدهیم غیر از شکر چیزی دیگر نمی‌گفت.. ◾️ مراسم این پدر صبور ، پدر شهید فاطمی امروز چهارشنبه ساعت ۱۴ از بهشت قاسم شروع و سپس تدفین در روستای نوده گناباد انجام می‌شود.. ◾️ضمنا مراسم روز اول ۴شنبه ساعت ۱۵ الی ۱۶ در حسینیه روستا و پنجشنبه از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در همان مکان برگزار می‌شود. 🇮🇷 @fatemi222
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا امام رضا جان... 🖤 دلــم هــوایــیِ دیــدارِ تــوست از نزدیک اگرچه لطف‌ِ تو بوده‌ست مستدام از دور
ای امت رسول https://eitaa.com/fatemi8/782 وداع پیامبر https://eitaa.com/fatemi8/783 نوه های پیامبر https://eitaa.com/fatemi8/784 راز خلقت https://eitaa.com/fatemi8/288
السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا حسن بن علی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 خدا حافظ پدر ، ای روح و جانم ، جان جانانم رسول الله حق و منتهای دین و ایمانم دلم شد غرق خون از داغ هجران و فراق تو کنار پیکرت بنشسته ام ، مشغول قرآنم تو رفتی زین سرا و ما به داغت مبتلا گشتیم ز جسمم پر‌گشوده جان ، الا ای جان جانانم نبی الله و ختم الانبیا بودی در این عالَم سفر کردی و تا عرش خدا رفتی پدر جانم ندارم طاقتی دیگر ز ظلم دشمنان یکدم برای چند روزی من در این غمخانه مهمانم جهان تاریک شد بعد از فراقت ای عزیز من بسویت پر گشایم تا بگویم شرح هجرانم من و حیدر ز هجرانت به دشمن مبتلا گشتیم به روح پاک و والایت قسم ، از غم پریشانم ز بعد از رفتنت بابا ، غم عالَم به ما رو کرد علی خانه نشین گشت و من از داغش نیستانم دلم می سوزد از بهر علیّ عالیِ اَعلی' که جانش را فدا کرده برای عهد و پیمانم تمام صورت ماهم ، سیه گردیده از سیلی به پهلویم لگد زد پشت در افتاده جانانم گهی با یادتان گریان ، گهی با یادتان نالان شده مسموم و خونین دل، تمام عشق و ایمانم فتاده در دلم داغی در این ماه صفر بابا گهی گویم حسن جانم ، گهی گویم رضا جانم شدم آغشته با داغ سه نور انور والا تمام عالَم هستی ، فدای جانِ جانانم 🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤 ۳۰ / ۵ / ۱۴۰۴ محمد صادق ربانی
هدایت شده از منبرک فاطمی
🌸🍃﷽🍃🌸 ✍🏼 جمعی از کانال های اجتماعی ایتا تقدیم نگاه شما ═══✼🌷🍃🌷🍃✼═══ ♻️راهکار ترویج نماز در خانه و جامعه https://eitaa.com/namaz_gonabad/922 ♻️مهارت آموزی جهت زندگی موفق https://eitaa.com/fatemi24/13766 ♻️احکام شرعی و ساده جهت بانوان و آقایون https://eitaa.com/ahkam31/910 ♻️فرصتی برای سرمایه گذاری در سال تولید https://eitaa.com/fatemi222/14647 ♻️مهدویت و آخر الزمان https://eitaa.com/fatemi311/5 ♻️معارف قرآن و روایات همراه با داستانهای زیبا https://eitaa.com/fatemi222/6618 ♻️جمعیت و فرزند آوری خوبه یا نه؟ https://eitaa.com/qom1400qom/226 ♻️جهاد تببین و تشخیص صحیح https://eitaa.com/ammaar_gonabad/145 ♻️دغدغه مندان عفاف و حجاب https://eitaa.com/Chastity/750 ♻️اشعار جالب جهت مرثبه و مداحی اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100 ♻️داستانهای جذاب از شهدا برای روایتگری https://eitaa.com/fatemi48/281 ♻️شصت نکته در باره تکلیف بزرگ(امربه معروف ) https://eitaa.com/fatemi5/2772 ♻️برنامه حفظ موضوعی قرآن https://eitaa.com/abasali_fatemi/9805 ♻️حکمت و خطبه‌‌های نهج‌البلاغه https://eitaa.com/a_fatemi24/652 ♻️نکاتی درباره عمره و عتبات https://eitaa.com/fatemi414/795 ┅┄✧❁🍁🌸🍁❁✧═┅┄ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱 ✋
✍ روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام مادرم دل شکسته می خوابید می شد از درد خسته می خوابید با سر نیمه بسته می خوابید اکثراً هم نشسته می خوابید مادرم رفت و پیر شد بابام بعد از آن سر به زیر شد بابام *صدا زد خواهرشو، زینبم تشتی برام بیار، چندین بار به امام حسن زهر داده بودند بی بی دوید تشتی آماده کرد جلو داداشش گذاشت. آقا شروع کرد سرفه کنه زینبم داره دعا می کنه ان شالله مثل همیشه زهر و بالا میاره راحت می شه، ولی یهو همینجوری که دعا می کرد چشمش به لبان حسنش افتاد دید دور این لبا خونی شده دلت کجا رفت؟ زینب ببینه دور لبای داداشش خونی شده، تازه کسی نزده، سریع حسین اومد عباس اومد، اومدن زیر بغلای زینبو گرفتن چه خبره؟ زینب خون دیده ،کمک این خانم کردن دیدی یه نفر که داغ میبینه یکی دوتا زیر بغلاشو میگیرن یکی شونه هاشو میمالونه، عباس شونه های زینبو داره میماله حسینم زیر بغلای زینبو گرفته هی میگن غصه نخور خوب میشه بهتر میشه، خدا رو شکر اینجا دو سه تا داداش بودن کمک زینب کردن خود امام حسن فرمود: "لا یوم کیومک یا اباعبدالله" کجا بودی اون لحظه ای که عمه ی سادات بالا تل ایستاده، اینجا لب خونی دیده، یه مرتبه یه نگاهی کرد دید دور گودال حلقه زدند یکی با شمشیر می زنه، یکی با نیزه می زنه، یه عده از دور ایستادن دارن سنگ می زنن دوتا دستشو رو سرش گذاشته هی می گه "وامحمدا.. واعلیا" داره بسمت گودال حرکت می کنه، اینجا لب خونی دیده، نمیدونم تو گودالم دیده یا نه، اون نامرد تا دید ابی عبدالله داره حرف می زنه مناجات می کنه "یا غیاث المستغیثین" میگه نیزه رو برداشت نمی دونم بی بی این صحنه رو دیده یا نه ، چنان با نیزه تو حلقوم حسین.....* خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا می زدن سنگ سرش شکسته بود خسته بود آقا تنهای تنها بود تنهای تنها رفت آرومِ جونِ من زیر دست و‌پا رفت «ای حسین......‌» (ع) (ع) ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100