eitaa logo
گلچین شعر
15.9هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
در چشم تو آیات خدا اعجاز است در آرزویت حماسه ی پرواز است از پر زدن چلچله ها فهمیدم دروازه ی آسمان همیشه باز است @golchine_sher
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری‌ست... @golchine_sher
در این زمانه ی تاریک رو سپیدم کن در این بمیر بمیر ای خدا شهیدم کن @golchine_sher
خون می چکد از زائران بی قرارت از لاله های پرپر روی مزارت باران بگیرد کاش در کرمان خونین از شدت آن چشم های سوگوارت صد دانه شد پاشید در پیش نگاهت وقتی خزان زد بر دل باغ انارت دیشب پرستوی میان خواب میدید در آسمان ها آشیان دارد کنارت قالی سرخی پهن شد از خون گلها در زیر پای زائران داغدارت موجی که می آمد به سوی تو پریشان آرام می گیرد به زودی در جوارت @golchine_sher
قصه‌ ات بوی کربلا دارد آنچنان‌ از‌ حماسه‌ سرشاری‌ داستانت‌ به سر‌ نمی‌آید بین دلها‌ همیشه سرداری‌ بین‌ دلها دوباره‌ طوفان‌ شد دست‌و پاهای‌ عشق‌ بی‌جان‌ شد گریه‌ ی خیمه ها نمایان شد‌ یا اخا‌ آمد از علمداری‌ ماجراهای‌ علقمه‌ رو‌ شد‌ چون حبیبش‌ سفید رو شد‌ اِربا‌ً اِربا‌ً چو‌ اکبر او‌ شد فاش‌ کرده دوباره‌ اسراری‌ مرد‌ شبگرد‌ سالیان‌ دور‌ می‌شود با تمام‌ جان مامور‌ ‌ بلکه بردار‌د‌ از نشاط‌ نور‌ شبنمی‌ از نگاه‌ رخساری‌ حاج قاسم سرود مانایی‌ درس عشقی‌ و خط‌ خوانایی‌ مکتبی‌ را که‌ داده‌ دانایی‌ جان‌فشان سپاه ایثاری شاعری‌ شد‌ اگر غزلخوانت‌ دیده‌ پهنای‌ سبز‌ عرفانت‌ یک مسمان‌ شبیه‌ سلمانت‌ بین قول و قرار‌ و کرداری‌ یک جهان را به حیرت آوردی افتخاری به ملت آوردی جان سپردی و غیرت‌ آوردی ای علمدار عصر بیداری‌ @golchine_sher
ما دور و بَرِ خانه ی تنهایی خویشیم جز غم کَسِ دیگر نَبُود دور و بَرِ ما @golchine_sher
با حالِ خوش، براتِ زیارت گرفت و رفت پرواز قسمتش شد و حاجت گرفت و رفت أمن یُجیب هایِ دلش کارساز شد در سیلِ خون؛ کلیدِ اجابت گرفت و رفت گلزار، مملو از قطَرَاتِ گلاب شد گلبرگِ تازه؛ راهِ سعادت گرفت و رفت رزقی رسید و باز شد آغوش آسمان یک جرعه از زلالِ بشارت گرفت و رفت بر دستهای زخمیِ سردار بوسه زد با افتخار آمد و رخصت گرفت و رفت یک عمر با عزیزترین یارِ رهبرم با جان و دل بنایِ رفاقت گرفت و رفت بر خاک، جان سپرد و به دیدارِ حق شتافت کامش عجیب مزّهٔ تربت گرفت و رفت دنیا به کام ِ هر که از این فیض جا نمانْد دنیا به کام ِ هر که شهادت گرفت و رفت فرقی میانِ مقتلِ کرمان و فکّه نیست وقتی شهید اجرِ اطاعت گرفت و رفت زیباست لحظه ای که از اربابِ تشنه لب آبِ حیات و برگِ رضایت گرفت و رفت حتی برای دیدنِ آن جسم ِ بی کفن از چشم هایِ فاطمه(س) مهلت گرفت و رفت مهمانِ تازه واردِ شب های جمعه شد در کربلا جوازِ اقامت گرفت و رفت چشم دلش به روضهٔ مکشوفه باز شد آن ساعتی که شمر(لع) غنیمت گرفت و رفت- از پیکری که نیزه به نیزه توان نداشت آمد عقیق را؛ به جسارت گرفت و رفت زینب(س) تمام ِ هستیِ خود را رها گذاشت با دستِ بسته؛ رنجِ اسارت گرفت و رفت! @golchine_sher
دوباره آمده آن شب، شب جدایی او سرم فدایی او شد، دلم هوایی او دوباره نیمه‌شب قدر و ساعت یک و بیست سکوت ثانیه در لحظۀ رهایی او تمام خاطره را بُرد با خودش ناگاه چقدر گریه کنم از غم جدایی او چه حال و روز خوشی داشت آن یگانه‌ترین که بود رشک ملک حال ربنایی او چقدر مردم دنیا هوایی اویند چقدر خاطره دارند از آشنایی او.. هنوز هم که هنوز است پی نبرده کسی به خُلق اَحسَن و اخلاق مصطفایی او به زهد حیدری و شور مرتضایی وی به صبر زینبی و داغ کربلایی او.. کسی ندیده‌ام این‌گونه بی‌ریا هرگز کسی سراغ ندارم به با صفایی او هزار پنجره واکرده دست غیبی وی هزار عقده گشوده گره‌گشایی او نشسته‌ام به تماشای صبح لبخندش کجاست عکس غریبی به دلربایی او شبی به فطرت دیرین خویش برگشتم گرفت شهر دلم حال روستایی او.. بلند مرتبه پرواز سربلندی داشت در آسمان شهادت دل هوایی او میان این همه سردار و آن همه سرباز ندیده‌ایم کسی را به بی‌ریایی او نرفته است ز خاطر، نمی‌رود پس از این به روی خاک وطن عشق جبهه‌سایی او کنار صحن غریبی هنوز می‌سوزد چراغ نیمه‌شب خادم‌الرضایی او.. بیا و روضۀ قاسم بخوان در این پایان به شرحه شرحۀ آن جسم کربلایی او @golchine_sher
هدایت شده از گلچین شعر
😊اگه حوصله نداری شعرهای طولانی بخونی یکسر به کانال ما بزن 👌 🌷فقط رباعی و تک بیت حتما حالت خوب میشه یکبار امتحان کن🌷 ❤️کاش جای بوسه‌اش می‌ماند بر پیشانی‌ام با خدا بودن نشان از مِهر می‌خواهد نه مُهر!❤️ https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
هدایت شده از رباعی_تک بیت
به لب آمد، هزاران بار، جانِ قاصد از شوقت نمی دادم به دستش کاشکی من نامه یِ خود را @robaiiyat_takbait
صبح است و بخیر بودنش فقط بستگی به این دارد که تو یک لیوان چای بریزی و لبخند بزنی که به همین سادگی با دست خالی عشق را در آغوش بگیریم @golchine_sher
درسینه ی من مِهر تو حاکم شده است آن وعده ی انتقام لازم شده است دیوارنگاره ها سرودند به خون "یک شهر شبیه حاج قاسم شده است" @golchine_sher