eitaa logo
گلچین شعر
15.9هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یواش ریشه دوانید و در دلم گل کرد به ساقه های نحیفش مرا تحمّل کرد شبی چو غنچه شکفتم به بوی صبح تنش تمام غمکده ام را سرای سنبل کرد غزل غزل به هوایش زبان دل وا شد دوباره چشمه ی شعرم از عشق ، قل قل کرد چو لب نهاد به لبهام ، پر در آوردم کلاغ طبع مرا همنوای بلبل کرد فدای روی چو ماهش، که روی آینه را هزار مرتبه شرمنده از تقابل کرد چه خوش خیال محالی! کنار سفره ی عقد قَبِلتُ گفت و غمم را به دل تقبّل کرد @golchine_sher
اولین بار تو را دیدم و ردّم کردی آه من منتظرم از تو پیامی برسد.. عاشقت هستم و عشقم به تو از عمق دل است کاش این عاشق مخمور به جامی برسد به خداوند قسم بی تو جهانم تار است کاش بر تاری من ماه تمامی برسد به خداوند قسم بی تو زبانم لال است کاشکی از تو مرا حرف و کلامی برسد.. به همین بغض قسم مال منی آخر سر... کاش این بغضِ مرا اشک مدامی برسد.. @golchine_sher
35.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من شک ندارم درد او تنهایی حیدر در التهاب لحظه های سخت تدفین بود @golchine_sher
می‌ریزد از این غم عرق شرم ز رویم دیگر چه بگویم که شکسته‌ست سبویم ِ ای کاش که بر آتش جان خاک بریزند! با گریه نشد از غم او دست بشویم حرفی نزد از ماندن و بستم چمدان را انگار خبر داشت که دلبسته اویم بگذر تو هم از قصه عشقی که گذشته‌ست مگذار که از آنچه گذشته‌ست بگویم! بعد از تو مرا هر نفسی آه کشنده‌ست مرگ است که آغوش گشوده‌ست به سویم @golchine_sher
🥀صلی‌الله‌علیکِ‌یافاطمةالزهراء🥀 مادری بیدار یعنی فاطمه(س) با تنی بیمار یعنی فاطمه(س) پای فرمان ولایت در نبرد با در و دیوار یعنی فاطمه(س) در میانِ جمله مخلوقاتِ رب نقطۀ پرگار یعنی فاطمه(س) یاسِ هجده سالۀ باغ رسول(ص) گلبُنِ گلزار یعنی فاطمه(س) نور چشمانِ نبیّ مصطفی(ص) بر پدر هم یار یعنی فاطمه(س) گفت نِعمَ العَون آن شیر خدا حیدر کرار(ع) یعنی فاطمه(س) همدم و همراز و همدرد علی(ع) محرم اسرار یعنی فاطمه(س) اسوۀ ایثار در درگاه حق جار ثُمَّ الدّار یعنی فاطمه(س) حُبّ زهرا(س)چون کلید جنت است ایمنی از نار یعنی فاطمه(س) سهم اغیار از کلام نافذش خشم در گفتار یعنی فاطمه(س) از عدویِ غاصبِ عهد غدیر جملگی بیزار یعنی فاطمه(س) تار و پود شعر ما زهرایی(س)است شهد این اشعار یعنی فاطمه(س) حیفم آمد ختم گویم این کلام نام بی‌تکرار یعنی فاطمه(س) @golchine_sher
می‌نشینی شعر می‌خوانی و من محو صدایت می‌نشینم دست زیر چانه پای حرف‌هایت شوق داری از غزل‌های قدیمی هم بخوانی دوست دارم بشنوم تا صبح از حال و هوایت می‌برد هر واژه ما را تا خیال دوردستی شعر می‌خوانی برایم اشک می‌ریزم برایت از چه می‌ترسانی‌ام ای عشق از اندوه فردا هرچه باداباد می‌دانی که می‌مانم به پایت سال‌ها از آخرین دیدار در باران گذشته روز وصل دوستداران یاد باد و های‌هایت @golchine_sher
آینه‌ای روی خاک‌ها... محکوم شد زمین به پیمبر نداشتن مجبور شد به سورۀ کوثر نداشتن افتاده بود آینه‌ای روی خاک‌ها این بود رسم، آینه را برنداشتن سیلی زدند تا که شود رسم بعد از این اسلامِ اعتقاد به کوثر نداشتن اسلامِ تیغ شعله‌ور طلحه داشتن اما زبان سرخ ابوذر نداشتن... از بس به راه و رسم علی اعتراض شد محکوم شد زمانه به حیدر نداشتن... می‌ترسم این‌که باب شود سال‌های سال رسمِ امام بودن و لشکر نداشتن... @golchine_sher
بی من خوشی، وگرنه از آن تو می‌شدم جان می‌سپردم آخر و جان تو می‌شدم ‌ گفتم که مردم از غم و گفتی به حرف نیست! ای کاش من حریف زبان تو می‌شدم... ‌ معشوق روزگار غزل‌های ناب! کاش هم‌عصر شاعران زمان تو می‌شدم ‌ ای عمر چندروزه‌ی دنیا! بدون عشق تا کی اسیر سود و زیان تو می‌شدم؟ ‌ پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی ای مرگ داشتم نگران تو می‌شدم @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هنوز داغ کهنه ای مرا به خانه می کشد هنوز شعله های فتنه ای زبانه می کشد هنوز صورت کبودِ در کسوف کاملت مرا به لحظه های درد تازیانه می کشد   ببین چگونه خواهرم پس از تو بی نوازشت به روی گیسوی غمش به بغض شانه می کشد سکوت کرده شهر در جواب بی عدالتی غمت مرا به کوچه ها به این بهانه می کشد میان قحطی سحر ببین که آفتاب را به روی دوش، آسمان چرا شبانه می کشد؟ صدای هق هقی مرا به سمت چاه میبرد پدر چگونه غربت تو را به شانه می کشد پس از گذشت سالها کسی درست مثل تو میان قتلگاه آه مادرانه می کشد @golchine_sher
به سفر می‌روم از خود که به خود برگردم عشق شهری‌ست که از یافتنش دلسردم گریه‌ی بی‌ثمری، خنده‌ی طاقت‌سوزی بیش ازین نیست ازین معرکه دستاوردم عافیت، عاقبتم بود اگر از روز نخست با خودم دغدغه‌ی عشق نمی‌آوردم گاه در بند کسی، گاه حریص هوسی من همه عمر به تنهایی خود بد کردم با لبی تشنه‌ی فریاد و دلی زخمیِ خشم خون دل می‌خورم و ساکتم و خونسردم سنگ از قله به جز درّه کجا خواهد رفت من چه بیهوده به دنبال خودم می‌گردم @golchine_sher