eitaa logo
گلچین شعر
15.7هزار دنبال‌کننده
942 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
‏بيا كه هر دو به نوعى به شانه محتاجيم دوباره موى تو و حال من پريشان است @golchine_sher
تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن دل اهالی این کوچه را تصرف کن قدم بزن وسط شهر با صدای بلند به عابران پیاده غزل تعارف کن و بی بهانه تبسم کن و نگاهت را شبیه آینه ها عاری از تکلف کن سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو و چشم های خودت را پر از تاسف کن صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن سلام دختر باران سلام خواهر ماه... بهشت را به همین سادگی تصرف کن! @golchine_sher
آغوش تو چقدر می آید به قامتم در آن به‌قدر پیرهن خویش راحتم می پوشمت که سخت برازنده‌ی منی امشب به شب‌نشینی خورشید دعوتم خوشوقتی صدای تو از دیدن من است من هم از آشنایی تان با سعادتم! با خود تو را به اوج، به معراج می برم امشب اگر به خاک بریزد خجالتم! بازار شام کن شبمان را به موی خود بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم! بر شانه ام گذار سرانگشت برف را کوهم ولی تمام شده استقامتم من سیرتم همان که تو می‌خواستی شده لب تر کنی، عوض شود این بار صورتم! جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم این است از تمامی دنیا غنیمتم با من بمان که نوبت پیروزی من است چیزی نمانده است به پایان فرصتم @golchine_sher
هرچند حیا می‌کند از بوسه‌ی ما دوست دلتنگی ما بیشتر از دلهره‌ی اوست الفت چه طلسمی‌ست که باطل‌شدنی نیست اعجاز تو ای عشق نه سحر است نه جادوست ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست یک‌بار دگر بار سفر بستی و رفتی تا یاد بگیرم که سفر خوی پرستوست از کوشش بیهوده‌ی خود دست کشیدم در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست @golchine_sher
شعر می گويم برايت اين از آن همواره هاست از تو می گويم اتاقم غرق كاغذ پاره هاست ناگهان می خواهمت ديوانه وار از هر جهت فرق عشق و عقل گاهی در همين يكباره هاست از تو ممنونم كه جانم را به لب آورده ای كار دنيا جان به لب آوردن بی چاره هاست صبر كردم تا بيايی چشم تو مستم كند غافل از اينكه خماری قسمت ميخواره هاست دير خواهد شد جهانم را در آغوشت بگير ارتعاش بازوانت بستر گهواره هاست قد كشيدم تا ببوسم يار را فرصت نبود سربه زيری موعد جان كندن فواره هاست @golchine_sher
مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانی ات سلام و حال پرسی و شروع خوش زبانی ات فقط نه کوچه باغ ما، فقط نه اینکه این محل احاطه کرده شهر را شعاع مهربانی ات دوباره عهد میکنی که نشکنی دل مرا چه وعده‌ها که میدهی به رغم ناتوانی ات جواب کن به جز مرا، صدا بزن شبی مرا و جای تازه باز کن میان زندگانی ات بیا فقط خبر بده مرا قبول کرده‌ای سپس سر مرا بِبَر به جای مژدگانی ات  @golchine_sher
در سینه‌ام کران تا کران عشق تو است... دریغ زبان گفتنش را نداده‌اند... @golchine_sher
ببخش! عاشق تو رازدار خوبی نیست میان کوچه اگر بی گدار می گریم! @golchine_sher
چشم تو مجموعه ی شعر و نگاهم ناشر است چشم هایت سوژه ی خوبی برای شاعر است بازوانت مثل یک منظومه ی شعر کهن بین آغوشت شب شعر عجیبی دایر است پند آموز و کمی طولانی و پر پیچ و تاب گیسوان مشکی ات یک مثنوی فاخر است سبک های مختلف را می شود با تو سرود چون لبت مثل دو بیتی های بابا طاهر است مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوه ی بیرون زده از باغ حق عابر است @golchine_sher
دست خطی دارم از او بر دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار @golchine_sher
دمشق چون صدف و ، گوهر است این بانو تمام دلخوشیِ اکبر است این بانو پیمبری به صبوری و حلم اگر باشد خدا گواست که پیغمبر است این بانو زبان الکن ما عاجز است از وصفش چه خوانمش؟ نوه ی حیدر است این بانو حسین کشتی عشق است و خوب می دانیم برای کشتی او لنگر است این بانو بدون خطبه هم او کوفه را به هم بزند‌.. چرا که فاتح صد خیبر است این بانو دوباره دست به سینه، به سمت گنبد او... سلام هر شب هر نوکر است این بانو کتاب زندگی او سه آیه داشت فقط شبیه مادرمان، کوثر است این بانو @golchine_sher
خانم جسارت است ببخشید یک سؤال با اخمتان کجای جهان را گرفته‌اید...؟! @golchine_sher