ثانیه های مهدوی 5.mp3
3.64M
نجواهای شبانه با امام زمان (عج)
شبها قبل از خواب، با گوش دادن به این فایل ها، با امام خود درد دل کنیم و با انتشار آن، دیگران را هم تشویق به صحبت با حضرت کنیم.
زیاد وقتت رو نمی گیره...
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#زمزمه
وصیتم بهت اینه، که وقتِ غسل و کفنم
بشور امّا آهسته تر. اونم زیرِ پیراهنم
بهت دلیلش و میگم ، بس که تو رو دوسَت دارم
نمیخوام اصلاً ببینی، کبودیِ روی تنم
اگه نشونت ندادم، جای غلاف و نیزه رو
اسما میدونه علّتِ، این راز و این نگفتنم
آقا فقط منو ببخش، داره تنم تب میکنه
ردََِّ غلاف و نیزه ها، مونده هنو رو بدنم
خدا نکنه که چِشت، بیوفته رو پهلویِ من
مبادا آزرده بشی، تو گیر و دارِ شستنم
اگه تو آزرده نشی، دردِ منم دوا میشه
دارم بهت قسم میدم، جونِ حسین و حسنم
میخ و دیگه دسَش نزن ، اصلاً بزارش بمونه
خودم یه جوری با بابام، آهسته اونو می کنم
اگه دوسَم داری آقا، معجرمو بالا نزن
تا اینکه با خاطرِ جمع، ببندی بندِ کفنم !
AUD-20200111-WA0010.opus
1.04M
صحبت های شنیدنی و قابل تامل در خصوص ماجرای هواپیمایی اکراینی از زبان یک خانم
تیمم در وقت کوتاه
یکی از موارد تیمم، تنگ بودن وقت برای نماز است و نمازگزار باید درچنین شرایطی تیمم کند، اما بسیاری از مردم درچنین شرایطی هم وضو می گیرند.
مساله: هر گاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، بایدتیمم نمود.1
1. توضیح المسائل مراجع ص 181 م 280
KHAMENEI.IR.mp3
1.81M
#بشنوید
🔹 از نشانه هایِ آخرالزمان این است که هنوز فتنه ای تمام نشده فتنۀ بعدی می آید .. آنقدر فتنه ها زیاد میشود که مردم میگویند خدایا فرصتی برای نفس کشیدنُ و هضم فتنۀ قبلی عنایت کن که کار سخت شده ..
#در_فتنه_سکوت_نکنیم
پ.ن:
قلمت بشکند ای تاریخ
اگر از فراموش کاری شهر من ننویسی ...
#سایه_ماه_مستدام
#بنزین
#شهادت_حاج_قاسم
#سوگ_پرواز
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
راهنماییهای استاد در شرایط بعد از انتقام_13981022.mp3-1.mp3
10.03M
#تلنگر
🎯نکات دقیق #استاد_مؤیدی
(ازشاگردان عارف بزرگ آیت الله سعادت پرور)
❌ درباره شرایط کنونی...
👌حتما گوش کنید🌹
#فتنه
#امتحان_الهی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
4_5929024523302076850.mp3
11.65M
💔نماهنگ بسیار زیبای فاتحان آسمان
🎤🎤 حامد زمانی
◾️ #انتقام_سخت
◾️ #حاج_قاسم_سلیمانی
◾️ #سردار_حاجی_زاده
#زنگ_تفکر
رنج نبايد تو را غمگين كند، اين همان جايی است كه اغلب مردم اشتباه میكنند
رنج قرار است تو را هوشيارتر كند، چون انسانها زمانی هوشيارتر میشوند كه زخمی شوند. رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند. رنجت را تنها تحمل نكن، رنجت را درك كن...
اين فرصتی است براى بيداری، وقتی آگاه شوی بيچارگیات تمام ميشود...
اگر كه به جاى محبتی كه به كسی كرديد از او بی مهری ديدهايد، مأيوس نشويد، چون برگشت آن محبت را از شخص ديگری، در زمان ديگری، در رابطه با موضوع ديگری خواهيد گرفت.
💕💕💕
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#غزل_مرثیه
این روزها شب وسحرت طول می کشد
حتی دقیقه در نظرت طول می کشد
تا دست ها به هم برسد لحظه قنوت
در پیش چشم های ترت طول می کشد
از کنج خانه تا دم در غصه می خورم
از بس که راه مختصرت طول می کشد
اینگونه پیش گر برود ای کبوترم
درمان زخم های پرت طول می کشد
با هر قدم که تکیه به دیوار می دهی
از بین کوچه ها گذرت طول می کشد
بگذر از این محله که در وقت حادثه
تا مجتبی شود سپرت طول می کشد
تنگ غروب می رسی و درک می کنم
درد دل تو با پدرت طول می کشد
گیرم به گریه دخترت آرام شد ولی
آرام کردن پسرت طول می کشد
گفتی مجال شرح دل شرحه شرحه نیست
افسوس ..قصه جگرت طول می کشد
تو می روی و تازه شروع غم من است
گفتم به بچه ها سفرت طول می کشد
گودال بود و روضه ی تو مادرانه بود
مادر چقدر ذبح سرت طول می کشد
|⇦• ذکر توسل زیبا ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها تقدیم به روح شهدا و جانباختگان حادثۀ سقوط هواپیمای مسافربری با نوایِ گرم حاج سید مجید بنی فاطمه •✾
«السلام علَی الجوهرةِ القُدسیَّة فی تعیُّنِ الإنسیّة ، صورةِ النَّفسِ الکُلیّةِ ، جوادِ العالمِ العَقلیّةِ ، بِضعَةِ الحَقیقةِ النَّبویّةِ ، مطلع الأنوارِ العلویّةِ ، عینِ عیونِ الأسرارِ الفاطمیّة ، النّاجیةِ المُنجیّةِ لِمُحبّیها عن النّار ، ثمرة شَجَرة الیقین ، سیدة نساء العالمین ، المعروفة بالقَدْر ، المجهولةِ بِالْقَبرِ ، قُرّةِ عین الرَّسولِ ، الزَّهراءِ البتول ، علیها الصّلوة و السّلام»
ای آسمان عاطفه ؛ پرواز بی کران
بعد از تو ناتوان شده بالِ کبوتران
خیر النساییُ به خودت می شناسمت
دنیا نداشت غیر خودت از تو بهتران
دینم حرام اگر که به غیر تو رو کنم
تو مالِ ما بهشت خدا مالِ دیگران
شایسته است بعد بیابان نشینی ات
گوشه نشین شوند تمام پیمبران
دستش شکسته باد هر آنکه تورا شکست
نانش حرام باد هر آنکه تورا در آن ..
.. کوچه فقط بخاطر یک قطعه خاک زد
باید از این به بعد بمیرند نوکران
*من زود میگم رد میشم .. چون شماها خیلی غیرتی اید ..*
این روز ها که حرمت رویت شکسته شد
خوب است گوشواره درارند مادران
*آخه گفت یه جوری زد گوشواره شکست ..*
اینها تورا زدند ، غرورِ علی شکست
آری شکستنی است غرور دلاوران
بعد از تو احترام ندارد قبیله ات
مادر که رفت وای بر احوال دختران
*من نمیدونم سِرِّش چیه عزیزانم ، برادرانم سِرِّشُ نمیدونم ماهِ محرم ده شب مقدمه داری تا میرسی به عاشورا یا شب تاسوعا ، اما فاطمیه شب اول وقتی شروع میکنی باید روضۀ در و دیوار بخونی ..
نانجیب برای شیرین کاری نامه نوشت برای معاویه ، گفت همچین که در و آتش زدیم .. (آی بچه سیدا ، غیرتیا ..) گفت صدایِ فاطمه رو میشنیدم ، صدای نفس هاشو دیگه میشنیدم به قدری نزدیک شدم گفت مگه منو یادتون نیست؟ بابام چقدر بالا منبر از من حرف زده ؟..گفت یه طوری فاطمه سخن میگفت گفتم الان دلم نرم میشه .. به محض اینکه قلبم داشت نرم میشد یادِ کینه ای که از علی داشتم افتادم .. گفت همچین که یاد علی افتادم چنان لگد به در زدم صدای شکستن استخوانشو شنیدم .. چنان صدا زد مادر .. چنان باباشُ صدا زد .. یه وضعی درست شد که فاطمه صدا زد یا فضه خُذینی ...
بین در و دیوار افتاد
*از اینجا به بعد روضه زنانه ست .. همچین که اومدم بالاسرش آروم آروم چشماشُ باز کرد نگفت محسنم .. نگفت بازوم .. نگفت صورتم .. فقط یه نگاه کرد گفت علی رو کجا بردن؟..
گفتم علی رو بردن ، گفت مگه زهرا مرده علی رو پا برهنه ببرن؟ ..
علامۀ امینی یه عمر گریه میکرد وقتی سوال کردن علتُ ؟.. یه مرتبه دیدن به سر و صورت میزنه ؛ گفتن آقا چیشد؟ فرمود الان تو این فکر بودم اگه یه اتفاق برا مادر بیفته بچه ها پناه میبرن به بابا .. اگه برا بابا اتفاق بیفته بچه ها پناه میبرن به مادر .. (متوجه شدی چی گفتم؟) بچه ها تو کوچه به کی پناه بردن؟.. یکی میگه بابامُ نبرید .. یکی میگه مادرمُ نزنید .. یه بیت بخونم صدا ناله ت بلند بشه ..*
میزد مرا مغیره و یک تن به او نگفت
زن را کسی مقابلِ شوهر نمیزند ..
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#مرثیه
جز گُل که می فهمد غم پرپر شدن را
در آتشی از کینه خاکستر شدن را
زهراست آنکه نوح و ابراهیم و عیسی
مدیون او هستند پیغمبر شدن را
لحظه به لحظه با تمام عشق آموخت
زهرا به فرزندان خود حیدر شدن را
نالایقم اما خدا را شکر، چشمم
در روضه دارد افتخار تر شدن را
در عالم زر هر که چیزی از خدا خواست
ما هم طلب کردیم از او نوکر شدن را
با شوق خاک پای زهرا می شوم تا
پیدا کنم شایستگی زر شدن را
وقتی که زهرا در میان کوچه افتاد
حس کرد حیدر داغ بی لشکر شدن را
با کینه در می زد به خود می گفت باید
از او بگیرم لذت مادر شدن را
دریا به حال چشم هایت گریه می کرد
سجاده هنگام دعایت گریه می کرد
آن روز آتش شرمسار چادرت بود
آن روز میخ در برایت گریه می کرد
وقت قنوتت دست تو بالا نمی رفت
افلاک با هر ربنایت گریه می کرد
وقتی علی را سوی مسجد می کشاندند
جبریل آنجا پا به پایت گریه می کرد
جای تو خالی بود در گودال اما
زینب غریبانه به جایت گریه می کرد
پروانه ای روی مزارت عاشقانه
در حسرت صحن و سرایت گریه می کرد