.
#شرح_زیارت_عاشورا
معنی سلام، یعنی من ولایت تو را میپذیرم و آزاری از من به شما نمیرسد، یعنی کارها و گناهانی که شما رو میرنجاند، انجام نمیدهم. مگه اعمال ما به امام زمان عرضه نمیشه. مگه حضرت گریه نمیکنه. پس باید جاصل سلام به امام، این باشد که من مطیع محض شمایم.لذا تا به حبیب بن مظاهر، نامه ی امام رسید، حبیب ۹۰ ساله با مسلم بن اوسجه از رود گذشتند و خودشان را به کربلا رساندند. لذا در روزی که فوج فوج لشکر به کربلا میرسید، وقتی به ابی عبدالله گفتن دونفر دارن از دور میان، حضرت فرمودند، لشکر ما هم آمد.
لذا مبنای دوستی ما میشه؛ دوستم با کسی که شما رو دوست داره،(انی سلم لمن سالمکم) مثل پذیرایی عراقی ها ،که علیرغم تعصبی که به عشیره و عرب بودن دارند، اما از سایر عشیره ها و غیر اعراب در اربعین پذیرایی مخلصانه میکنند..
و متقابلا امام هم ،با همه ،با محبت رفتار میکند.لذاست که امام حسین،مدام با سپاه دشمن احتجاج میکنن، و بهمین دلیل امیرالمومنین سفارشِ به مراعات با ابن ملجم را میکنند، و خود اباعبدالله به عبیدالله حر جعفی فرمودند؛ حالا که از ما حمایت نمیکنی، برو که صدای ما رو نشنوی ، که اگر بشنوی و حمایت نکنی، با رو به آتش جهنم می افتی.
پس علاوه بر دوست داشتن امام، باید ولایت حضرت را هم در عمل بپذیریم.
حتی برخورد حضرت رقیه با امام حسین، رفتارِ امام و مامون است. از کجا این حرف رو میزنم؟
اگه دختر بچه ای داشته باشی و سفر باشی، در ایام سفر شما ، مثلا دست بچه سوخته باشه ، اولین کاری که به محض بازگشت و ملاقاتِ با شما میکنه، اینه که میگه بابا ببین دستم سوخته....
اما #حضرت_رقیه به محض اینکه سر بابا رو دید ، نگفت بابا منو زدن ، موهام سوخته یا سفر بما سخت گذشت.....
بلکه ابتدا گفت ابتا من الذی قطع وریدک ، بابا کی رگای گردنت رو بریده ، یعنی اول به ولی خدا توجه کرد و بعد گفت :کی منو تو این سن یتیمم کرده....
محبت ما به اهلبیت باید با ولایت همراه باشد. دوست داشتن صرف بدون ولایت بی ارزش است.یعنی محبت ما از سر ولایت است.من کنت مولا فهذا علی مولا یعنی هرکس رو من ولی او (نه دوست او)هستم، علی ولی او خواهد بود.
#گریز_زیارت_عاشورا
.
.
#حضرت_حر
هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت کرد. اما به زیارت حُر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت. پرسیدند: «چرا؟»
استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمیماند.
توضیح دادند که: «شاها! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند.»

شاه گفت: «من میروم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره میسازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد.»
پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.
هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.
شاه اسماعیل گفت: این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست، اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.
به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حُر بست و گوشهای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.
مرقد حُرّ بن یزید ریاحی نزدیک منطقهای قرار دارد که به کمالیه معروف است. علت اینکه جنازه حر را به خارج از میدان معرکه منتقل کردند، این بود که قبیله او یعنی بنی تمیم، جنازه او را برداشت و به مکان فعلی آورد و به خاک سپردند.
💢محرم چه ماهی است؟💢
محرم الحرام ماه اول از سال قمری است.
در این ماه ابتدا به جنگ حرام بوده و حتی جاهلیت عصر رسول ص؛هم متعهد و پایبند به آن بودند.
در این ماه در سال 61 ق ؛امام حسین ع به کربلا رسیده و طی درگیری هایی که با لشکر یزید؛داشتند روز دهم (عاشورا)به شهادت رسیدند.
بهتر است؛توضیف این جریان را از زبان امام رضا ع بخوانیم:
🔴ريان بن شبيب گويد روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا رسيدم بمن فرمود:
اى پسر شبيب به راستى محرم همان ماهى است كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم و قتال را بخاطر احترامش در آن حرام مىدانستند و اين امت حرمت اين ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پيغمبرش را در اين ماه ذريه او را كشتند و زنانش را اسير كردند و اموالش را غارت كردند خدا هرگز اين گناه آنها را نيامرزد.
اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين (ع) گريه كن كه چون گوسفند سرش را بريدند و هجده كس از خاندانش با او كشته شد كه روى زمين مانندى نداشتند و آسمانهاى هفتگانه و زمين براى كشتن او گريستند و چهار هزار فرشته براى ياريش بزمين آمدند و ديدند كشته شده و بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (ع) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها يا لثارات الحسين است اى پسر شبيب پدرم از پدرش از جدش برايم باز گفت كه چون جدم حسين (ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد...
📚الأمالي (للصدوق) ص129
#پرسمان
#یابن_شبیب
.
.
✅ روضة الاصحاب
♦️جون غلام ابوذر غفاری
جَون از شهدای واقعه کربلا است. او فردی سیاه پوست اهل نوبَه (منطقهای در آفریقا) و غلام فضل بن عباس بود که امیر المومنین علیه السلام او را خریده به ابوذر غفاری بخشید. او تا زمان وفات ابوذر در ربذه همراه او بود و سپس به نزد امام علی علیه السلام برگشت و در خدمت اهل بیت علیهم السلام ماند.
در نقلی از امام سجاد علیه السلام آمده است: شب عاشورا جون در چادر امام حسین علیه السلام بود و شمشیر او را آماده میکرد.۱
روز عاشورا خدمت امام حسين عليه السلام رسید و اجازه جهاد خواست. حضرت به او فرمود: «تو از من اجازه داری كه نجنگى زيرا تو براى عافيت در پی ما آمده اى، پس خود را درگير گرفتارى ما مكن».
جون عرض کرد: «اى فرزند پيامبر خدا! من به گاه راحتی از شما بهره ببرم و به هنگام سختی رهايتان كنم؟ به خدا سوگند، بوى من بد و تبارم پست و رنگ پوستم سياه است. آيا بهشت را از من دريغ مى دارى تا بويم خوش و تبارم نيكو و رويم سپيد شود؟ به خدا سوگند از شما جدا نمى شوم تا اين خون سياه با خون هاى شما در آميزد».۲
سپس به ميدان آمد به صف دشمن، حمله ور شد و چنین رجز خواند:
«فاجران ، چگونه مى بينند شمشير زدن سياهى را كه با شمشير مَشرَفى بُرَنده تيز مى زند؟
با شمشيرى آخته، از فرزندان محمّد دفاع مى كنم.
از آنان با زبان و دستم دفاع مى كنم
با اين كارها رستگاری روز قیامت را از معبود يگانه اميد دارم
زمانى كه شفاعت كننده اى همانند احمد ص در پيشگاه او نيست».۳
اين پیر غلام امام حسین و این خادم اهل بیت علیهم السلام نيز جنگيد تا به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
در گزارشی آمده كه امام عليه السلام بر سرِ جنازه او ايستاد و براى او ، اين چنين دعا كرد: «اللّهُمَّ بَيِّض وَجهَهُ وطَيِّب ريحَهُ وَاحشُرهُ مَعَ الأَبرارِ ، وعَرِّف بَينَهُ وبَينَ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ»
خداوندا! صورت او را نورانى و بويش را خوش گردان و او را با نيكان محشور كن و ميان او و محمّد و خاندانش صلى الله عليه و آله، آشنايى برقرار نما.
از امام باقر عليه السلام روايت شده كه پس از ده روز كه مردم براى دفن شهدا آمدند، از جنازه او بوى مُشك استشمام مى شد.۴
در «زيارت ناحيه مقدّسه» به این یار با وفای سیدالشهدا چنین سلام داده شده است:
«السَّلامُ عَلى جَونِ بنِ حَرِيٍّ مَولى أبي ذَرٍّ الغِفارِيِّ»۵
✍️ تحقیق ونگارش: سعید نسیمی
📚 منابع:
۱.ارشاد شیخ مفید ج۲، ص۹۳
۲.الملهوف : ص ۱۶۳
۳.مقتل الحسين عليه السلام خوارزمي : ج۲ ص ۱۹
۴.بحار الأنوار : ج ۴۵، ص۲۳
۵.اقبال الاعمال، ج۳، ص ۷۸
#روضة_الاصحاب
#جون_غلام_ابوذر
#سعید_نسیمی
#محرم_1401
#شب_چهارم_محرم #اصحاب
.
.
🔳 شهادت سیدالشهداء(ع) در نقل الفتوح
پس، روى به اهل كوفه آورد و فرمود:
اى اهل كوفه! واى بر شما. كشتيد اهل بيت پيغمبر خود را و بر برنا و پير ابقا نكرديد و در ريختن خون ما مبالغه و غلوّ كرديد حال آنكه شما جميعا مىدانيد كه ما كيستيم و مىدانيد كه دشمنى شما با كيست. نه شما مرا طلبيديد و عهدها كرديد؟ چون رضاى شما را بر جناح عجلت و قدم مسارعت پيش آمدم، شمشيرهايى كه به جهت اعداى دين نگاه داشته و مهيّا كرده بوديد، روى به من آورديد و با دشمنان من در ساختيد بى آنكه از جانب من در رعايت حقّ شما اهمالى رود و يا از من گناهى در وجود آيد. يا ليت كه پيش از آنكه با دشمنان يار شويد، مرا اعلام مىداديد و از كيفيّت نقض عهد اطلاع مىداديد تا من عزم آمدن بدين جانب فسخ كردمى. واى بر شما چون آمدم، خود را پروانهوار بر شمع بيعت زديد و چراغ ايمان خود را به دست خود خاموش كرديد.
آن حضرت اين سخنان مىفرمود و از كسى جوابى شنيده نمىشد. بعد از آن، آن حضرت شمشير بكشيد مانند كسى كه دل از جان برگرفته باشد و از حيات نوميد شده باشد، روى بدان قوم آورده مبارز خواست و جمعى را از آن طايفه به زخم شمشير به دار البوار فرستاد. آخر شمر ذى الجوشن با فوجى انبوه از سوار و پياده روى بدو آورد.
امير المؤمنين* حسين (ع) ساعتى به تنهايى با آن گروه انبوه جنگ كرد. ايشان در ميان او و اهل حرم جدايى افگندند و آنگاه روى به خيمههاى اهل بيت رسول خدا (ص) آوردند. آن حضرت از اين معامله برآشفت و آواز داد:
اى آل أبو سفيان، گرفتم كه شما را دين نيست آخر نه از عربيد؟ از عار نمىانديشيد كه تعرّض حرم من مىكنيد؟
شمر آواز داد: اى حسين! چه مىگويى و مقصود تو چيست؟
فرمود: چرا متعرض اهل بيت من مىشويد؟ مقصود شما كشتن من است اينک اينجا ايستادهام و با شما جنگ مىكنم نگذاريد كه كسى حوالى خيمههاى حرم من گردد.
شمر گفت: اى پسر فاطمه! التماس تو به اجابت مقرون است. پس، بانگ بر آن جماعت زد كه سوى خيمههاى او مىرفتند و گفت:
باز گرديد و بدان خيمه ها هيچ تعلّق مسازيد و روى به حسين (ع) آوريد كه غرض جز او نيست.
📚منبع:
ترجمه الفتوح، ص ۹۰۹
#ماه_محرم
#محرم۱۴۴۴
#شب_سوم
#عاشورا
.
.
🏴چرا شیعیان از شب اول محرم محزون میشوند؟
◾️به امام صادق صلوات الله عليه عرض شد: آقای من به فدایتان شوم، وقتی کسی می میرد یا کشته می شود جلسه نوحه ای برای او می گیرند؛ و من مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه عزا می کنید.
◾️حضرت فرمودند:این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود، ملائکه پیراهن امام حسین عليه السّلام را آویزان می کنند در حالیکه از ضربه های شمشیر پاره پاره شده و آغشته به خون است؛ ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم دل (و نه با چشم ظاهری) می بینیم، پس اشک های ما سرازیر می شود.
📚خصائص الزینبیة، ص 49 - ثمرات الأعواد
#محرم
.
.
#کرامات
یکی از مداحان تعریف میکرد چای ریز مسجدمون فوت کرد ، سر مزارش رفتم گفتم یه عمر نوکری کردی برای ارباب بی کفن حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ...،
بیا بهم بگو ارباب برات چه کرد ...!
ایشان میگفت دو سه شب از فوتش گذشته بود خوابش رو دیدم گفتم مشت علی چه خبر؟
گفت الحمدلله جام خوبه
ارباب این باغ و قصر رو بهم داده
دیدم عجب جای قشنگی بهش دادن.
گفتم بگو چی شد؟ چی دیدی ؟
گفت شب اول قبرم امام حسین علیه السلام آمد بالای سرم ،
صدا زد آقا مشهدی علی
خوش آمدی ..
مشهدی علی توی کل عمرت ۱۲ هزار و ۴۲۷ تا برای ما چایی ریختی ...
این عطیه و هدیه ما رو فعلا بگیر تا روز قیامت جبران کنیم ...
میگفت دیدم مشت علی گریه کرد .
گفتم دیگه چرا گریه میکنی ؟
گفت : اگه میدونستم ارباب این قدر دقیق حساب نوکری من رو داره
برای هر نفر شخصا" هم چایی میریختم ، هم چایی میبردم ...
عزیزانم : نوکری خود را دست کم نگیرید...
چیزی در این دستگاه کم و زیاد نمیشود... و هر کاری ولو کوچک برای حضرت زهرا سلام الله علیه و ذریه مطهرش انجام دهیم
استاد مظاهری
.
🔹🔷《اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سَيِّدَتَنَا رُقَيَّةَ(س)، عَلَيْكِ التَّحِيَّةُ وَاَلسَّلامُ》🔷🔹
✅حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرماید :
📋《غَسَلْتُ النَّبِیَّ(ص) فِی قَمِیصِهِ!
فَکَانَتْ فَاطِمَةُ(س) تَقُولُ : أَرِنِی الْقَمِیصَ!
فَإِذَا شَمَّتْهُ غُشِیَ عَلَیْهَا فَلَمَّا رَأَیْتُ ذَلِکَ غَیَّبْتُهُ》
♦️وقتی پیامبر اکرم(ص) را غسل می دادم، پیراهن مبارک را به عنوان تبرک نگه داشتم.
فاطمه(س) همواره از من می خواست که آن پیراهن را به نشان دهم.
و هنگامی که آن را می بویید، بیهوش می شد و من هم وقتی این جریان را دیدم، آن پیراهن را از فاطمه(س) پنهان کردم.(۱)
اما یه طفل سه چهار ساله ای هم هست که وقتی تو خرابه ی شام، بهانه ی پدرش رو کرد، سر بریده پدر رو روی دامن او گذاشتند.
🏴عمادالدین طبری می نويسد که؛
در شام از بچه های كوچك، شهادت پدرشان را مخفی می كردند و به آن ها می گفتند پدرتان به مسافرت رفته است.
بر همین وضع بود تا یزید آن ها را به منزلی در نزدیکی خود منتقل نمود.
📋《کانَ لِلحُسَینِ(ع) بِنتُ صَغیرَة لَها أربَعَ سِنینَ، قامَت لَیلةً مِن مَنامِها و قالَت :
أَینَ أبی الحُسَینِ(ع)؟》
♦️امام حسین(ع) دختر کوچکی داشت که چهار سال بیشتر نداشت، شبی از خواب بیدار شد وگفت :
پدرم حسین(ع) کجاست؟
📋《فَإنِّی رأیَتُهُ الساعةَ فی المَنامِ مُضطَرِباً شَدیداً》
♦️من اکنون او را در خواب دیدم!
📋《فَلَمَّا سَمِعنَ النِسوَةُ ذلکَ، بَکینَ و بَکَى مَعَهُنََّ سائرُ الَأطفالِ و ارتَفَعَ العَویلُ》
♦️چون زنان این سخن را شنیدند گریستند و کودکان دیگر هم، صدا به شیون بلند کردند.
📋《فَانتَبَهَ یَزیدُ مِن نَومِه و قالَ : ما الخَبَرُ؟
فَفَحَصَوا عَنِ الواقعَة و قَصُوها عَلیَه!》
♦️یزید بیدار شد و پرسید : چه خبر است؟
تفحّص کردند و قضیه را به او گفتند.
📋《فَأَمَرَ بأَن یَذهَبُوا بِرأسِ أبَیها إِلیها، فَأتُوا بِالرَأسِ الشَریفِ و جَعَلُوُه فی حِجرِها》
♦️یزید گفت : سر پدرش را نزد او ببرید.
پس سر مطهّر را آوردند و در دامن دخترش نهادند و تا نگاهش به سر افتاد.
📋《فَقالَت : ما هذا راسُ؟》
♦️آن دختر گفت : این سر کیست؟!
📋《قالُوا: رأسُ أبیک!》
♦️گفتند : سر پدرت!
📋《فَفَزَعَت الصَبیَّةُ وَ صاحَت فَمَرَضَت و تُوَفَّیَت فِی أیامِها بِالشَامِ》
♦️آن دخترک دلش کنده شد و فریادى زد و بیمار گشت و در همان روزها در خرابه شام در گذشت.(۲)
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}
📝شعر :
بلبلی امشب به ویران نغمه خوانی میکند
تلخکامی دیده و شیرینزبانی میکند
دعوت از مهمان بجا آورده در بزم یزید
و ز وفای عهد مهمان قدردانی میکند
اشک و مژگان آب و جارو کرده آن ویرانه را
بین چه با احساس طفلی میزبانی میکند
دیده ی اختر شمارش بر پدر روشن شده ست
مه به روی دامن و اختر فشانی میکند
گرچه طفل است و زمان جست و خیز او ولی
شکوه چون پیران زدرد و ناتوانی میکند
گفت: بهر دیدن تو زنده ماندم تاکنون
مرگ دیر است از چه با من سرگرانی میکند؟
بهر ره رفتن زطفلان دگر گیرم کمک
کودکت جان بر لب است و سخت جانی میکند
👤علی انسانی
📚منابع:
۱)بحارالانوار مجلسی، ج۴۳، ص۱۵۷
۲)کامل بهائی عماد الدین طبری، ج۲، ص۱۷۹
#شب_سوم_محرم
.
نامگذاری ایام دهه محرم به اسم یکی از شهدای کربلا سندی دارد؟
چنین نامگذاری و بزرگداشتی در سیره اهل بیت ع و فرمایش ایشان نبوده است و کاملا زاییده فرهنگ عرف مردمان محب اهل بیت ع و سلیقه و ذوق آنها می باشد.
لذا اینکه مثلا
شب اول: مسلم بن عقیل
شب دوم: ورود به کربلا
ﺷﺐ ﺳﻮﻡ: ﺣﻀﺮﺕ ﺭﻗﯿﻪ(ﺱ)
ﺷﺐ ﭼﻬﺎﺭﻡ: ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺮﹼ(ﻉ) حضرت زهیر(ع) و طفلان حضرت زینب
شب_پنجم_محرم حضرت عبدالله
ﺷﺐ ﺷﺸﻢ: ﺣﻀﺮﺕ ﻗﺎﺳﻢ(ﻉ)
ﺷﺐ ﻫﻔﺘﻢ: ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺍﺻﻐﺮ(ﻉ)
ﺷﺐ ﻫﺸﺘﻢ: ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺍﮐﺒﺮ(ﻉ)
و روز تاسوعا مختص علمدار کربلا ع باشد.فقط برای تعظیم و بزرگداشت آنهاست که این دهه را به نام یکی از شهدا مزین کنند و ایام عزاداری متبرک به آنها شود.
پس واضح است که معنای این نامگذاری این نیست که در این روز به شهادت رسیده باشند مثلا اختصاص روز هفتم به حضرت علی اصغر ع به معنای شهادت ایشان در این روز نیست....
..
.
امشب بفهمیم یرای چه امامی عزاداری میکنیم.
برای امامی که جانش رو برای هدایت ما فدا کرده.
شاید دوستی ما با دیگران، براساس منفعتی است که بما میرسونن
اما ولایت امام ؛خوب و بد رو شامل میشه و اهلبیت همه اینجوری بودن.
حضرت علی بهوش آمد گفت برو بگو ابن ملجم رو نزنن
یا شخصه امام حسین؛ چرا اینهمه احتجاج کرد؟
امام توی قتلگاه هم میخواد دست یکی رو بگیره لذا به طبیب مسیحی گفت برو تو کشنده ی من نیستی
امام حسین همه ی عزیزانش رو میده تا حتی اگر شده یه نفر رو نجات بده
میگیم ما که گناه حر رو نداشتیم پس ما رو هم ببخش، اما خدا کنه توفیق توبه پیدا کنیم.
نکنه بشیم عبیدالله حر جعفی
ما جنس معیوب و خراب نمی خریم، فقط دنبال جنس عالی هستیم.
ما روی جنس خوب سرمایه گذاری می کنیم
اما امام حسین روی دلهای شکسته و آلوده سرمایه گذاری میکنه.
مثل اون شاعر ، که امام مدام بهش کمک میکرد.یه شعر هم در وصف امام نگفت. حتی شنید امام رفته کربلا ، اما بی تفاوت گذشت. و فقط در ازای سفارش سلطان و امرا و ... شعر میگفت.
این گذشت تا سالها بعد ،هشام بن عبدالملک مروان اومد برای طواف، اما کسی بهش راه نداد ، اما امام سجاد اومد یه دفعه همه کنار رفتن و امام رفت به حجرالاسود دست کشید.
به هشام گفتن این کی بود که اینجوری همه احترام کردن؟ هشام گفت من نمیشناسم.(خودش رو به تغافل زد).
یکدفعه اون شاعر شروع کرد به شعر گفتن : که اینا کسایی هستن که بی منت میدن و ... انقدر از امام و اهلبیت شعر گفت که هشام دستور داد به زندان بندازن
✅ شب دوم: ورود به کربلا
🔻 مرحوم حاج اکبر ناظم
1️⃣ بند اول
اين قافله مظهر جاءالحق است
هفتاد و دو حقيقت مطلق است
بحق حق بحق حق ملحق است
شد دگر استوار/ دين پروردگار
رهبر قافله حسين است
به فاطمه ضياء عين است
2️⃣ بند دوم
مهجة قلب مصطفی زد ندا
الا گروه عاشقان الصلا
رسيده چون وعده قالو بلی
منم شاه شهيد/ بیمعين و وحيد
كرببلا باب نجات است
حسين سفينةالنجات است
#ورود_به_کربلا
#حاج_اکبر_ناظم
#نوحه