eitaa logo
حدیث اشک
13.3هزار دنبال‌کننده
147 عکس
230 ویدیو
13 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
از آن روزی که با عشقت گره خورده ست دنیایم تو را حس میکنم در تار و پودِ روز و شبهایم به عشقِ دیدنت هر هفته صبحِ جمعه ها خوانده "بِنَفسي أنتْ" را در ندبه ها نذرِ تو؛ بابایم تمام آرزویت هست برگردم از آن راهی- که رفتم اشتباه و رفت حالِ خوب و زیبایم بلایِ غیبتَت تقصیرِ عصیان هایِ من بوده به دستت میزدم بوسه؛ نمی لغزید اگر پایم اگر غیر از تو را با جان و دل؛ بیرون کنم از دل یقیناً گوشه ای از خیمه گاهت میشود جایَم منِ آلوده را آسوده کن از نفْس ِ شیطانی نگاهم کن عزیزم که گدایی بی سر و پایم مریضِ لاعلاجَت را دعا کن نیمه ی شعبان شبِ میلادِ تو بسیار محتاجِ مداوایم دو چشمَم را به عشقِ دیدنت بستم به رویِ غیر تو آن عشقِ حلالم هستی و غرقِ تماشایم بیا و عیدی ام را با دعای خیر تزئین کن دعایی که زنَد امضایِ قطعی بر تقاضایم بدان مثلِ شهیدان عاقبت دل میبرم از تو فدایت میشوم! یکروز به چشم ِ تو می آیم!  @hadithashk
هجران به سر آمد شب دیدار رسیده ای منتظران فرصت گفتار رسیده حالا که به بازار، خریدار رسیده دل را به کف آرید که دلدار رسیده آمد گلی از نسل علی و پسرانش ای جان دو عالم به فدای پدرانش حور و ملک از عرش تماشاگر اویند ارواح مقدس همه دور و بر اویند هم خضر و هم عیسی به ادب محضر اویند سر تاسر دنیا همه زیر پر اویند نوری که به پا خواسته از سامره امشب وا می کند از کار دل ما گره امشب ما تشنگی خویش به دریا نفروشیم خاک در او را به گوهرها نفروشیم عطر نفسش را به مسیحا نفروشیم یک موی سرش را به دو دنیا نفروشیم این عشق عیان است نیازی به بیان نیست در طینت ما خصلت کوفی صفتان نیست شادند همه اهل زمین اهل سما هم لبخند نشسته است به لب های خدا هم به به همه اسباب جنون هست فراهم امشب شب مخصوص زیارت شد و ماهم در آرزوی رفتن بین الحرمینیم یارب سببی ساز که دلتنگ حسینیم آن گل که بود دیده نرگس نگرانش آن یوسف خوش نام که گمگشته نشانش آن را که زند نبض زمین با ضربانش یا رب برسانش برسانش برسانش مشتاق ظهور است خودش بیشتر از ما ای کاش در آن روز بسازد سپر از ما روزی که سوی مکه سپاهی بکشاند وقتی رجزی مثل ابالفضل بخواند کافی است که شمشیر علی را بتکاند از دشمن حیدر احدی زنده نماند تاریخ نشان داده که در عالم ایجاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد می آید و بر پا کند اسلام علی را بالا ببرد یک نفری جام علی را در کل جهان زنده کند نام علی را بیچاره کند دشمن ناکام علی را آن روز همان روز بد قوم یهود است پایان بدی منتظر آل سعود است @hadithashk
آخر این راه هر جا هست بی موسی چه فرقی میکند خلق سرگردان که باشد کوه با صحرا چه فرقی میکند آنکه هم صحبت شود با شعله ای در کوه کیست سر به سر آتش بگیرد سینه‌ی سینا چه فرقی میکند گفت رندی یوسف گمگشته باز آید به کنعان گفتمش گیرم آمد با وجود این برادرها چه فرقی میکند روزها را هفته ها را ماه را سالها و قرنها را بی تو طی کردیم پس امروز با فردا چه فرقی میکند روزها در برگه‌ی تقویم گرم سوگواری مانده اند تا نیایی نیمه‌ی شعبان و عاشورا چه فرقی میکند ما نمی بینیمت اما زندگی روشن ز نور مهر توست در نکاه کور خورشیدی که پنهان است با پیدا چه فرقی میکند سالها دنبال تو گشتیم دور خانه ای در مسجدی بی امام این کعبه با هر مسجد هر جا چه فرقی میکند در ظهور تو به دنبال چه میگردیم درمانی ز خویش ندبه میخوانیم آری صبح و شب اما چه فرقی میکند هر طرف در جستجوی یک نشان از روز موعود توایم مشهد و‌ بیروت و مکه، قدس یا صنعا چه فرقی میکند بی تو دنیا رنج بود و زجر بود و زهر بود و زخم بود منتظر ماندم ببینم با تو‌این دنیا چه فرقی میکند @hadithashk
رسیده‌ای به جلال خود از جمال خودت از انتهای اُفق‌ها از آن کمال خودت تو آمدی که حساب خدا درست آید رسیده‌ای که شوی پاسخ سوال خودت زمان وصل رسد فصل سرد بگریزد که غرق نور زمین سازی از وصال خودت تو آمدی که جهان را پُر از علی بکنی که حل کنی همه را در شکوه آل خودت بخوانی أشهَدُ أَنّ عَلی ولی‌َّالله نشان دهی به جهان جلوه‌ی جلال خودت ظهور کن که ظهورت دعای فاطمه است مبارک است شب مرتضی فاطمه است ادامه‌ی همه‌ی دعوت پیمبرها تجلی ثمرات حسین پرورها حواس فاطمه تنها به نام تو جمع است به التماس دعای تمام مادرها نشین بجای حسن بر گذر، تصدق کن که نوبت من و ما هم شود از آخرها نشسته آل امیه به جای پیغمبر قدم بزن شکند زیر پات منبرها تمام همت ما جمع می‌شود با تو که شیعه را برسانی به فتحِ سنگرها بیا که شیعه به رزمایش تو آماده است بیا به کشور ما ارتش تو آماده است به کعبه تکیه بزن که قیام نزدیک است کنار رُکن یمانی سلام نزدیک است نشانه‌ها همه جا پر شده‌است می‌گویند که ظهر عشق ظهور امام نزدیک است بگو به جمع جهالت به جهل، جولان ده کمی نمانده دگر فتح شام نزدیک است نفس بزن که بریزند زور و ظالم و ظلم بگو به این همه غم التیام نزدیک است مدینه منتظر یک تقاص کهنه‌ی توست مدینه منتظر است، انتقام نزدیک است ورق ورق دل تقویم‌ کربلا با توست چه غم از اینهمه غم تیغ مرتضی با توست بگیر تیغ بنوشند اقتدارِ تو را که تب کنند و ببینند تا تبار تو را بگیر تیغ، خدا را به حال آوری و.. ..میان رزم ببیند علی، وقار تو را به روی گردن گردنکشان قدم بگذار که مُهر خویش کنند آتشین غبار تو را زمین به زیر قدمهای توست می‌شنود شکوه نعره‌ی لایمکن الفرار تو را احُد گذشت محال است تا که در بروند بزن که تا بچشد ضرب ذوالفقار تو را بتاب ای سحر شب فروز ماهستیم قسم به چفیه‌ی آقا هنوز ما هستیم مرا ببخش که با تو قمارها دارم از انتظار خودم انتظارها دارم مرا ببخش که نام تو گفتم و پسِ ذهن برای منتظرانت شعار‌ها دارم مرا هزار امید است و هر هزار تویی ولی ببخش که جز تو هزارها دارم به یاد تو که نیفتاد هرکه من را دید از ادعا و نبودن عیارها دارم مرا به خویش نشان دِه که خسته از قفسم تنیده‌ام به تنِ خود حصار‌ها دارم نگاه توست که تقدیر ما بگرداند دعای گوشه نشینان بلا بگرداند بس است این همه اندوه در جهان برخیز دمیده حضرت خورشید، آسمان برخیز صدای کودک غزه صدای گریه‌ی قدس دعای ضایحه یا صاحب الزمان برخیز صدای حجت حق می‌رسد به تک تک ما برای جمع جهان ،جانِ جمکران برخیز بپا بخیر تویی سیصد و چهاردهم بپا بخیز رسیده قرارمان برخیز میان یار و من و تو حجاب ما هستیم تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز مباد آنکه بمانی که یار بسیار است به پا بایست برادر که کار بسیار است بیا که دیده‌ی ما را به گریه وا کنی و برای مادر خود خیمه‌ای به پا کنی و نشسته‌ام سر راهت برای من کافیست دو لقمه نان و گلیمی که دست و پا کنی و میان مسجد سهله کنار خانه‌ی خود چه می‌شود که کمی عشق نذر ما کنی و برای ام بنین و برای فاطمه و برای چهار امامم حرم بنا کنی و به درد کارگری می‌خوریم بین بقیع سپس حواله‌ی ما را به کربلا کنی و میان کرببلا زخم مشترک داریم بیا که نعره‌ی یا لَیتنا معک داریم @hadithashj
آخر این راه هر جا هست بی موسی چه فرقی میکند خلق سرگردان که باشد کوه با صحرا چه فرقی میکند آنکه هم صحبت شود با شعله ای در کوه کیست سر به سر آتش بگیرد سینه‌ی سینا چه فرقی میکند گفت رندی یوسف گمگشته باز آید به کنعان گفتمش گیرم آمد با وجود این برادرها چه فرقی میکند روزها را هفته ها را ماه را سالها و قرنها را بی تو طی کردیم پس امروز با فردا چه فرقی میکند روزها در برگه‌ی تقویم گرم سوگواری مانده اند تا نیایی نیمه‌ی شعبان و عاشورا چه فرقی میکند ما نمی بینیمت اما زندگی روشن ز نور مهر توست در نکاه کور خورشیدی که پنهان است با پیدا چه فرقی میکند سالها دنبال تو گشتیم دور خانه ای در مسجدی بی امام این کعبه با هر مسجد هر جا چه فرقی میکند در ظهور تو به دنبال چه میگردیم درمانی ز خویش ندبه میخوانیم آری صبح و شب اما چه فرقی میکند هر طرف در جستجوی یک نشان از روز موعود توایم مشهد و‌ بیروت و مکه، قدس یا صنعا چه فرقی میکند بی تو دنیا رنج بود و زجر بود و زهر بود و زخم بود منتظر ماندم ببینم با تو‌این دنیا چه فرقی میکند @hadithashk
باده بریز ساقیا از خُم می به جام ما خوش بنواز مطربا گشته جهان به کام ما مرغ هما ی خوش نشین خوش بنشین به بام ما خوش بخرام از شعف آهوی خوش خرام ما غنچه به باغبان بزن ، خنده ی نوبرانه را ابر ببار بر زمین گوهر دانه دانه را بلبل خوش نوا کنون عزم به شاخسار کن باز شکاری از وفا تیهو ی غم شکار کن ماه و ستاره، آسمان به مقدمش نثار کن عاشق پاکباز جان نذر رخ نگار کن مژده که یار نازنین چون مه مجلس آمده صبا به باغبان خبر ده گل نرگس آمده در خُم می به شوق او باده به جوش آمده خشت به خشتِ میکده ، وه به خروش آمده به مدحتش ز هر طرف بانگ سروش آمده روح الامین به کسوت باده فروش آمده جمله ی کائنات مست از می ناب سرمدی هوش ز سر پرانده این دسته‌گل محمدی قامت دلربای او کرده‌ بپا قیامتی چهره ی دلگشای او دارد عجب حکایتی خال مه جمال او دارد عجب حلاوتی هیبت با شکوه او دارد عجب صلابتی چهار قل بخوان و بر چهره ی او نظاره کن آیه ی وانیکاد خوان نگه به ماهپاره کن نظاره چون پدر به رُخسار مَه پسر کند حضرت شمس بوسه‌ای حواله ی قمر کند لحظه به لحظه دیده را ز اشک شوق تر کند پسر ز شوق خنده بر روی گل پدر کند برده قرار عالمی نرگس چشم مست او چشم تمام سائلان خیره به سوی دست او جلوه ی تابناک او جلوه ی حُسن داوری صولت او محمدی ، هیبت اوست حیدری سیرت اوست فاطمی ، طینت اوست عسکری از حسنین دارد او عادت بنده پروری سجده کنند عرشیان بر رُخ بس نکوی او این رُخ مهدی است یا شمایل عموی او روی مهش ز یوسف مصر بسی ملیح تر وان دم روح پرورش ز مسیح، مسیح تر نطق و کلام و صوت او زهر کسی فصیح تر منطق و حکم و عدل او ز داوران صحیح تر آمده کفر و ظلم را ز بیخ ریشه کن کند آمده تا که خلعت عدل و وفا به تن کند به جاده خیره مانده ام منتظر سپاه تو بیا که بسته ایم ما طاق ظفر به راه تو بیا که طی شد عمر در حسرت یک نگاه تو کاش که دیده بیند آن جلوه ی همچو ماه تو منتظر است شیعه کی صبح ظهور میرسد ز جاده ی امید کی سپاه نور میرسد @hadithashk
پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله میفرمایند المَهديُّ رَجُلٌ مِن وُلدِي وَجهُهُ كَالكَوكَبِ الدُّرِّيِّ مهدي مردي است از فرزندان من كه چهره‌‌اش چون اختر تابناك است ميزان الحكمه ، ح ۱۱۶۴ @hadithashk
امام صادق عليه السلام میفرمایند لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي اگر او [امام زمان‌عليه السلام] را در يابم ، تمام عمر به او خدمت مي‌كنم الغيبه ، نعماني ، ص ۲۴۵ @hadithashk
امام زمان علیه‌السلام را در شب نیمه شعبان با این کلمات زیارت کنیم اَللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا هَذِهِ وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا اَلَّتِي قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ وَ لاَ مُعَقِّبَ لِآيَاتِكَ نُورُكَ اَلْمُتَأَلِّقُ وَ ضِيَاؤُكَ اَلْمُشْرِقُ وَ اَلْعَلَمُ اَلنُّورُ فِي طَخْيَاءِ اَلدَّيْجُورِ اَلْغَائِبُ اَلْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ شُهَّدُهُ [شهدائه] وَ اَللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَيِّدُهُ إِذَا آنَ مِيعَادُهُ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ أَمْدَادُهُ سَيْفُ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ يَنْبُو وَ نُورُهُ اَلَّذِي لاَ يَخْبُو وَ ذُو اَلْحِلْمِ اَلَّذِي لاَ يَصْبُو مَدَارُ اَلدَّهْرِ وَ نَوَامِيسُ اَلْعَصْرِ وَ وُلاَةُ اَلْأَمْرِ وَ اَلْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمُ اَلذِّكْرُ وَ مَا يَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ وَ أَصْحَابُ اَلْحَشْرِ وَ اَلنَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلاَةُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ اَلْمَسْتُورِ عَنْ عَوَامِلِهِمْ [عوالمهم] وَ أَدْرِكْ بِنَا أَيَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اِجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اِقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ وَ اُكْتُبْنَا فِي أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْيِنَا فِي دَوْلَتِهِ نَاعِمِينَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِينَ وَ بِحَقِّهِ قَائِمِينَ وَ مِنَ اَلسُّوءِ سَالِمِينَ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ اَلصَّادِقِينَ وَ عِتْرَتِهِ اَلنَّاطِقِينَ وَ اِلْعَنْ جَمِيعَ اَلظَّالِمِينَ وَ اُحْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ اَلْحَاكِمِينَ . مصباح المتهجد، ج۲، ص۸۴۲ المزار الکبير، ج ۱، ص۴۱۰ إقبال الأعمال، ج۲، ص۷۰۵ مصباح الزائر، ج۱، ص۳۱۵ البلد الأمین، ج۱، ص۱۸۷ المصباح (للکفعمی)، ج۱، ص۵۴۵ زاد المعاد، ج۱، ص۵ ۵ @hadithashk
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم ای یوسف زهرا خریدار تو باشم هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد آقای من بگذار بیمار تو باشم سربازی تو آرزویم بوده و هست دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم تا لحظه‌ی مردن گرفتار تو باشم کی می‌شود ای آنکه شرح «هل اتا»یی مهمان یک خرمای افطار تو باشم با واژه‌های ناحیه آتش گرفتم تا هم‌نوای آه غمبار تو باشم @hadithashk
رسیده نیمهٔ شعبان و بازم تموم شهر و کردن ریسه بندون شده میلادت و با خونِوادم به عشقِ تو زدم از خونه بیرون گرفتن توو خیابون جشن امّا ندارم به جهانِ بی تو مِیْلی پریشونم! نشسته توو چشام، اشک... بدون تو هوا دلگیره خیلی شدم خیره! چه حسّ خوبی داره گمونم با نوکِ بالِ فرشته با خطّ و نقش ِ آبی و طلایی رو پرچم ذکرِ "یا مهدی(عج)" نوشته برام "خیر" و همیشه خواستی-امّا نفهمیدم! دلم دنبالِ "شر" رفت خودت که شاهدی پایِ جهالت جَوونی و همه-عمرم هدر رفت زبونم سرکش و بی بند و باره اسیرم کرده حرفایِ اضافه م چقد زخم زبون و لغو و غیبت... من از دستِ خودم خیلی کلافه م یه روزایی خصوصا عصرِ جمعه با هر کی جز خودت کمرنگ میشم میرم کز میکنم ساکت! یه گوشه شبایی که برات دلتنگ میشم پشیمونم پشیمونم پشیمون نگو دیر اومدی! هر چند دیره ازش بیزارم و بد ضربه خوردم نذار "دنیا" تو رو از من بگیره یِوقت از من نگاهاتو نگیری آخه من هیچکی و جز تو ندارم لبالب میشه از عشقت وجودم... به قران! هر چی اسمت رو میارم الهی قسمتم باشه شهادت بشم پرپر الهی در حضورت تموم ِ خونواده م! هر چی دارم به قربونِ تو و صبحِ ظهورت ببین آوردم اونا رو با حاجت برآورده کن آقاجون دعام و الهی که فداییِ تو باشن ببین نذر تو کردم بچه هام و خرابش کردم و حالم خرابه خودم رو باید از اوّل بسازم بشه تا شاملِ حالم نگاهت نشستم قاطیِ خوبات-بازم تا که امضا بشه برگِ ظهورت همین دیشب واست احیا گرفتم قسم دادم خدا رو...بین گریه- سراغ از مادرت زهرا(س) گرفتم بیا و انتقامش رو علَم کن که از داغش پُر از سوز و گدازم تموم دلخوشیم اینه میای و کنارِ تو حرم واسش میسازم!  @hadithashk