eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یتیم شدن بازم یتیما غمی نشسته رو دلاشون دیگه کسی تو‌ شهر کوفه دل نمی سوزونه براشون چند شبه که بازی نکردن با قهرمانِ زندگی شون دارن از این غم جدایی دق می کنن یکی یکی شون دیگه نمیاد اون آقایی که خنده رو لبا می آوُرد مهربونی که نیمه شب ها برا همه غذا می آوُرد یکی میگه ، گرمیِ خونه م نیومده ، دلم گرفته دل تموم بی پناها شکسته ، خیلی غم گرفته وامیکنه به سختی دیگه دیده هاشو حضرت مولا ذکر لب همه ، علیه ذکر لبِ علی، یا زهرا داره میره دیدن زهراش شب وصاله با نگاره بچه ها دیدن پای بستر شیر خدا چه بی قراره میخ درو یادش نمیره جلو چشاش روی کبوده دیده علی تو صحن خونه ش فاطمه تو آتیش و دوده @hadithashk
گرچه در عرشی و آنجا سرفرازی می کنی از گنهکاران، خودت مهمان نوازی می کنی سومین قدر آمده، دیر آمدم، سرگشته ام رفتم و با آبروی رفته ام برگشته ام نیستم دلواپسِ اینکه مرا رسوا کنی دعوتم کردی، چرا باید مرا دعوا کنی سختگیری که کنی، جمعی معطّل می شود یک نفر توبه کند، کار همه حل می شود برگه ی تضمین سلطان را بگیر و تا مکن آبروداری کن و پرونده ام را وا مکن من که گفتم از گنهکاری پشیمانم دگر پیش چشم دشمن زهرا نسوزانم دگر آنهمه سرمایه که دادی، ز کف دادم، ببخش دیگر امشب به علی قول شرف دادم، ببخش جای غمگین بودن، اظهار ارادت می کنم باز با ذکر علی امشب عبادت می کنم گرچه میدانم که فیض تو به عالم می رسد من فقط دستم به بی دست محرم می رسد مثل حُر، انداختم پائین، سرم را آمدم خسته از بیراهه ام! دیدم حرم را آمدم تشنه ی جام حسینم، کربلا لازم شدم لنگ لنگان، یا رقیه گفتم و عازم شدم دست من را دختری که بر زمین خورده گرفت او گناه نوکرش را باز نشمرده گرفت گفت بابا خسته ام از حرفهای سرسری پیر شد عمه! کجا بودی که پُر خاکستری چشم تارم از دو چشم خون، خجالت می کشد لکنت من از گلوی تشنه منّت می کشد کو تن و آن حنجر و انگشترت! حرفی بزن خورده ام زخم زبان، با دخترت حرفی بزن من که دندانم شکسته ... وای، دندان ترا! مو پریشانم ... ولی موی پریشان ترا! ای سر بالانشین، ویران نشین را ناز کن عمه مجروح است باباجان، بغل را باز کن @hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی ع میفرمایند اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما . با دوستت آرام بیا، چه بسا که روزی دشمنت شود و با دشمنت آرام بیا، چه بسا که روزی دوستت شود. @hadithashk
شب قدر سرنوشتم ، می بینی دلشوره دارم نکنه تموم شه امشب، رو زمین بمونه بارم نکنه که بین خوبا ، دست من خالی بمونه واسه من دوباره تنها ، بی پرو بالی بمونه قلم تقدیرم امشب ، توی دستای تو آقاس تیر آخرم همیشه ، قسم حضرت زهراس نکنه تو تقدیر من ، کم بشه رزق عبادت هرچی که نوشتی خیره ، ولی آخرش شهادت نکنه برا زیارت ، ازقلم بیفتم آقا اربعین.کربلا حتما ،  نگی که نگفتم آقا نکنه محرم امسال ، زیر خاک خوابیده باشم بنویس قربون دستت، نوکر تو روضه ها  شم خلاصه هرچی صلاحه، هرچی تو بگی روچشمام تو اجازه دادی گفتم ، خط به خط از آرزوهام میدونم چقد تو خوبی ، میدونم که  پست و خوارم درخونه ی خدا و ، شما واسطه میارم واسطه میارم اونکه ، صبر عالمو ربوده بسکه مشت و سیلی خورده، سرتاپاش همه کبوده بارقیه اومدم تا  ، تو نگام کنی دوباره گوش بده به دردو دلهام، توروحق  گوش پاره میخونم یه روضه حالا، میخونم با آه و ناله دل شب سرو آوردن ، واسه دختر سه ساله... @hadithashk
هیچ هیچم، پوچ پوچم من که مقداری ندارم سکه ی از رونق افتاده که بازاری ندارم از تمام عالم و آدم به جز تو ناامیدم غیر تو با هیچکس اصلا سر و کاری ندارم آنقدر بر من مسلط گشته نفسانیتم که نای جنگیدن برای هیچ پیکاری ندارم روی از من برنگردانی که بی حصن حصینت باغ بیرون از دهی هستم که دیواری ندارم بار اعمال پریشانم چنان سنگین شده که خاطر آسوده و قلب سبک باری ندارم یا ببخش و راحتم کن یا بسوزانم به قهرت پیش امرت بنده ای تسلیمم اصراری ندارم هر چه بد کردم به خود کردم،«ظلمت و نفسی» یارب من برای هیچ کس جز خویش، آزاری ندارم می تکانم چشم ها را در زلال ماه باران جز تمنای وصالت، شوق دیداری ندارم قدری آگاهم کن امشب تا بفهمم قدر خود را سوخت‌ فرصت هام یارب، وقت بسیاری ندارم @hadithashk
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ   حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ بر همه نمازها و به ویژه نماز میانه [که بر اساس پاره ای از روایات، نماز ظهر است] محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید @hadithashk
لحظه لحظه می شود آرام قلبم با علی از همین اول مبارک کرده سالم را علی روز من با دیدن شاه نجف نو می‌شود در حقیقت می دهد نوروز را معنا علی سفره نوروز را امسال او انداخته هفت سین جمعند زیر سایه مولا علی هفت پشتم را امیرالمؤمنین نان داده است بر تنور خانه ما می‌دهد گرما علی حتم دارم در جواب هر زیارت رفتنم بازدید از من کند در روز وانفسا علی لحظه ای که نامه اعمال من را می‌دهند هیچکس گردن نمی‌گیرد مرا الا علی بهترین پایان برای هر کلامی نام اوست یا علی و یا علی و یاعلی و یاعلی @hadithashk
جز به ذکر یا علی این کهکشان پیدا نشد جز به یمن مرتضی دنیای ما دنیا نشد آدم از آب و گل آل محمد خلق شد «یا علی» را تا نگفت از خاک هرگز پا نشد نوح ، قبرش را کنار قبر خود آماده کرد چون بدون ایلیا ، آرام بر دریا نشد کس نمی دانست جز عیسی بن مریم راز را مرده ای هرگز بدون یا علی احیا نشد با تولای علی ، موسی به کوه طور رفت نام او را تا نبرد آرام در سینا نشد زادگاه مرتضی را ساخت ابراهیم ، پس جانِ کعبه جز علیِ عالی اعلا نشد جاودان اسلام از جهد و جهاد حیدر است مصطفی جز با علی پیروز میدان ها نشد جز علیِ مرتضی در کل ابناء بشر همسری هم شأن ، با انسیة الحورا نشد یا علی خون گریه باید کرد بر مظلومی ات قدر یک تشییع هم سهم تو از دنیا نشد در فریبستان دنیا و غریبستان قبر هر که دل را داده بر او لحظه ای تنها نشد @hadithashk
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن حالم بد است ! حال مرا روبراه کن سویت مُجیر ، از همه جا رانده آمدم یا رب ! نظر به بنده ی بی تکیه گاه کن فرصت بده به راه بیایم ، اگر نشد !؟ باشد قبول ، زندگی ام را سیاه کن بخشندگیت دست مرا در حنا گذاشت ! فکری به حالِ متهم بی گناه کن دارم شکست می خورم از لشکر گناه سرباز بی سلاح و سپر را نگاه کن یا اَیُها العزیز ! مَسَنا و اَهلَنا رحمی بر این شکسته دلِ بی پناه کن طفل چموش نفس مرا زودتر بگیر ! با ترکه ی محبت خود سر به راه کن باید تو را به ذکر "علی جان" قسم دهم ای مهربان به این دل من هم نگاه کن @hadithashk
امر کردی، تکه ابری آمد و باران گرفت بر گل گندم دمیدی، سفره بوی نان گرفت تک درخت تشنه تا بال دعایش باز شد با دم خورشید، برف از کوه ها جریان گرفت اشک از چشمی چکید و چشمه ساری سبز شد خاک نم برداشت، بوی پونه و ریحان گرفت غنچه لب وا کرد و زنبوری لب گل را گزید آدم از شیرینی اش انگشت بر دندان گرفت بر کویر مرده جان بخشیدن از آیات توست ای که در روز ازل بر گل دمیدی جان گرفت @hadithashk
بنده ای سرگشته در بحر گناه افتاده ام همچو کور بی عصا در بین چاه افتاده ام کشتی بی بادبان در موج و طوفانها شکست غرقِ در موج تباهی بی پناه افتاده ام ناخدا را با خدا عمری گرفتم اشتباه مانده ام عمری چرا در اشتباه افتاده ام موج عصیان و گنه میرفت تا غرقم کند در میان موج غم یاد اِله افتاده ام کای خدایا بار دیگر رحم کن دستم بگیر پای کوه لطف تو مانند کاه افتاده ام داشتم امّید عفو و گفتم آندم یا علی تا به ساحل باز زیر نور ماه افتاده ام توبه کردم در مه شعبان و در ماه صیام در پی نورم اگر چه رو سیاه افتاده ام هم گدایم هم چو ریگی بی بها با لطف حق چون بها گیرم به زیر پا ی شاه افتاده ام دست افشان پای کوبان سوی ایوان نجف بار دیگر از خوش اقبالی به راه افتاده ام @hadithashk
در آتش جهنم مشغول  سوختن بود این حق یک گنهکار یعنی که حق من بود ممنون که لطف کردی دست مرا گرفتی گر تو نمیگرفتی پایم ته لجن بود من خورده ام به بن بست راه نجات من کو گفتی که گریه کن باش گریه قرق شکن بود هی توبه کردم و باز هی توبه را شکستم جنگ من و گناهم یک جنگ تن به تن بود ای کاش های و هویم قدری به درد میخورد تا کس نگویدم این تنها لب و دهن بود نگذار بعد مرگم در آتشم کشانند جان علی بگو این یک روز سینه زن بود کلا مرا بسوزان ، قلب مرا ولی نه این خانه‌ی شکسته جای ابالحسن بود کشتی دل شکسته‌م دور از حرم نشسته‌م در روضه‌ای که اشکش تنها پناه من بود گفتی اگر عدا هم باشد قبول دارم این گریه کمترین کار در حق بی کفن بود آسایش دو عالم در قتلگه به هم خورد وقتی که چکمه‌ی شمر بر روی آن بدن بود در زلف چون کمندش رفته‌ست پنجه‌ی شمر خنجر نمیبرید و مشغول کوفتن بود با ساربان بگویید انگشت را نبرّد زهرا دلش به رنگ انگشتر یمن بود در کوی نیک نامان آن زینب شریفه عصر دهم اسیر یک مشت بد دهن بود @hadithashk