eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌نویسم روایتی پر درد می‌نویسم حدیث پر اندوه می‌نویسم که‌ غم تلنبار است ذره ذره به روی دل چون کوه می‌نویسم که مرغ دل پر زد باز هم در هوای پاک بقیع می‌نویسم که مرغ دل افتاد باز از غم به روی خاک بقیع آنچنانی که داغ دخت نبی به دل و قلب شیعه آتش زد باز هم آتشی به دلها زد غم تخريب مرقد و گنبد شد بدست حرامیان تخریب مرقد پاک چار امام همام عرش گشته سیاه پوش ای وای از پلیدی نطفه های حرام می نویسم خدا دل آزرده ست باز هم از مصیبتی جانکاه می‌نویسم ملائک افسردند بسکه از این ستم کشیدند آه می نویسم دوباره رفت از هوش فاطمه در جنان ز بی‌تابی صحن و گلدسته ها ، ضریح و حرم خاک شد از جفای وهابی آسمان گوئیا به‌ خاک افتاد شد غمین زین عزا وجود زمین اشکهای علی در آمده‌ است اشک زهرا و اشک اُم بنین ناکسان از عناد لطمه زدند باغ پر لاله و شقایق را خاک کردند قبر سجاد و باقر و مجتبی و صادق را کاش میشد که جمعه ای نزدیک آید از راه تکسوار غریب تا که با دست با کفایت او شود آباد آن دیار غریب آیدو گردد او چو حاکم بر طائف و جده و دمام و ریاض عربستان به کل شود نابود حسنستان شود تمام‌ حجاز و به امر امام خود سازند با طلا نقره مردم ایران گنبدی زرد و چار گلدسته و ضریحی به طرح فرشچیان سمت باب الحسن بسوی حرم همره صاحب الزمان آنگاه ذکر یک دسته یا حسن جان است ذکر دیگر علی ولی الله @hadithashk
رویای سلسبیل به کامم سراب شد بالاتر از بهشت بهشتی خراب شد تسبیح اشک پاره شد و خون ز دیده رفت اسم مدینه باعث این التهاب شد از خانه سوختگان ، خانه سوخت باز جانی که نیمه بود دوباره عذاب شد وقتی شکست کنگره ها قلب ما شکست رویای صحن و گنبد و مرقد جواب شد نام غریب آمد و گفتند قرعه چیست؟ نام بقیع‌ و نام حسن انتخاب شد با چار قبر خاکی فرزند فاطمه در زیر آفتاب دل ما کباب شد از وضع قبر مادر سقای کربلا برعکس مشک ، چشم ترم خیس آب شد اینجا اگر که منع حرم شد ، به کربلا منع کفن به حضرت عالیجناب شد اینجا خرابه کردن گنبد ثواب داشت آنجا خرابه بردن طفلان ثواب شد اینجا به دفع زائر اگر ، سد شده طناب آنجا به دست طفل سه ساله طناب شد @hadithashk
یاد بقیع افتاده، یکسر گریه کردم با گریه‌ی زهرای اطهر گریه کردم در هشتم شوال قلب شیعه خون شد از داغ گلهای پیمبر گریه کردم نه گنبد وگلدسته نه صحن و رواقی از غربت اولاد حیدر گریه کردم شهر مدینه! مرقد بابا عیان است دیدم چو پنهان قبر دختر گریه کردم دختر چه دختر! مادر باباست زهرا از اینهمه ظلمِ به مادر گریه کردم ویرانیِ این قبرها را تا که دیدم با یاد نبش قبر اصغر گریه کردم ای شهر غم با ما بگو از داغ زینب یک خواهری شد بی برادر گریه کردم ای شهر غم وقتی که زینب آمد از راه تا گفت از بوسه به حنجر گریه کردم گفتم چرا پاشیده شد از هم گلویش می‌گفت از کُندی خنجر گریه کردم @hadithashk
آسودگی ز خاطر نام آوران مجو کاین منزلت به مردم گمنام داده اند @hadithashk
دیشب بغیر از ناله و شیون نکردم دیشب دعا جز در غمش مردن نکردم یاد بقیع افتادم و یاد قبورش... دیشب چراغ خانه را روشن نکردم @hadithashk
عشقم تویی و شُدَم آواره ی تو مدیونم‌ من زلُطفِ همواره ی تو حق بَر دلِ من حسن نوشته یعنی ای چاره ی من! مَنَم بیچاره ی تو @hadithashk
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نام غریب آمد و گفتند قرعه چیست؟ نام بقیع‌ و نام حسن انتخاب شد با چار قبر خاکی فرزند فاطمه در زیر آفتاب دل ما کباب شد از وضع قبر مادر سقای کربلا برعکس مشک ، چشم ترم خیس آب شد اینجا اگر که منع حرم شد ، به کربلا منع کفن به حضرت عالیجناب شد @hadithash
خشت اول گر بیفتد دست خواهان حسن تا ثریا می رود دیوار ایوان حسن @hadithashk
ز زخم‌های پیاپی به پیکرت جان نیست کسی شبیهِ تو زخمِ دلش فراوان نیست مرا ببخش برایت نکرده‌ام کاری کنون که خسته‌ای و وضعِ تو به‌سامان نیست تو را کشانده به خاک و تو را نشانده به خون و از شکستنِ تو دشمنت پشیمان نیست به طفلِ خویش بگو پا به چشم من بنهد که جای کودکِ تو گوشه‌ی خیابان نیست قسم به خونِ شهیدانِ بی ریا غزه! دلی شبیهِ دلم در غمِ تو ویران نیست به دستِ فتنه‌ی دوران، دچار خواهد شد کسی‌که حالِ تو را دیده و پریشان نیست به حکمِ حیدرِ کرار و قصه‌ی خلخال کسی‌که جان ندهد از غمت مسلمان نیست صبور باش که فصلِ قیام نزدیک است صبور باش اگرچه برایت آسان نیست به امرِ نور، شب از این دیار خواهد رفت که خاکِ قدسِ تو پاک است و جای دونان نیست بخوان دعای فرج را که منتقم برسد که مَأمنی بِهْ از آغوشِ گرمِ ایشان نیست... @hadithashk
پرچم به رقص می‌کشد آشوب باد را پرچم و دیده می‌شود از دوردست‌ها پرچم برای معرکه گردانی و هم‌آغوشی میان مجلس افلاک شد رها پرچم نشان و نام و جهانی ز مقصد و معناست درفش، رایت و بیرق، علم، لوا، پرچم کسی که آمده باشد زیارت حرمی نشسته در نظرش حتما ابتدا پرچم سلام می‌دهد آرام و باادب، اما نخست گفته به دل: وه چه دلربا پرچم! چه عاشقانه‌ی محضی! چه شور زیبایی! چه عطر دلکشی! احسنت! مرحبا پرچم! شبیه مطلع شعری که ناب و جذاب است شود برای دو عالم غزلسرا پرچم حریم حضرت حق در دل محبان است که اشک می‌شود از شوق ربنا پرچم ولی چه سود که این حرف‌ها برای بقیع خیال بود و بر آن نیست از قضا پرچم کنار خانه‌ی احمد برای فاطمه هم درست می‌کند آخر خودِ خدا پرچم شبیه مرقد زهرا زند امام زمان به قلب عاشق و حساس و باصفا پرچم و کنج شهر مدینه درست خواهد شد چهار گنبد زرد و چهار تا پرچم همین که قصه به اینجا رسید فهمیدم چرا هنوز نچرخیده در فضا پرچم! @hadithashk
شدم آغوش تا در بگیرم کودکانت را نوازش می‌کنم طفل یتیم بی‌امانت را کمک می‌خواهی از عالم ولی پاسخ نمی‌گیری غریبی در جهان، دنیا نمی‌فهمد زبانت را برای کودکم درباره تو قصه می‌گویم نخوابیده است از وقتی شنیده داستانت را کجا رفتند آخر ابرهای مملو از باران گرفته دود بمباران تمام آسمانت را بگو با آن پرستویی که کوچ از لانه‌اش کرده به دست خویش می‌سازیم از اول آشیانت را چنان از ظلم‌ها بر تو صدایی در نمی‌آید که درد تو درآورده صدای استخوانت را اگر ویران کند شیطان تمام مأذنه‌ها را چگونه می‌کند خاموش گلبانگ اذانت را؟! سلام الله بر سنوار و یاران وفادارش خدا رحمت کند فرماندهان قهرمانت را بگو با هرکه می‌گوید که اسرائیل پیروز است «به زودی می‌رسد روزی که می‌بندی دهانت را» فلسطین باز میگردد به تو، ما مطمئن هستیم محقق می‌کنیم ای غزه قطعاً آرمانت را @hadithashj
آقاجانم عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی از یاد برم عزت من از کجا بوده از بس به این سائل عطای بی ریا کردی غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی جانم فدای سفره ام البنینی که هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی  محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹