eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صادق(علیه السلام) فرمود: با شفاعت او(حضرت معصومه سلام الله علیها)، همه شیعیان ما وارد بهشت خواهند شد. @hsdithashk
عشقی که به سینه بود بی همتا بود با لطف ولایتش سرم بالا بود ما هیچ نداشتیم و عاشق بودیم نان شب ما محبت مولا بود @hadithashk
بنویس که ساقی کوثر مرتضی بود دلداده زهرای اطهر مرتضی بود بنویس یار غار پیغمبر جز او نیست بنویس که نفس پیمبر مرتضی بود دیدم در عالم دستگیری هم اگر بود تا انتهای روز محشر مرتضی بود دزد لقب ها را بگو خاموش باشد از ابتدا صدیق اکبر مرتضی بود این اسم ها جز او نمی آید به شخصی فاروق اعظم حیدر و شیر خدا بود جانم فدای این دو القاب تو حیدر فاروق اعظم حضرت صدیق اکبر @hadithashk
تو ضمانت نکنی در شب قبرم چه کنم؟! بار عصیان مرا جز تو کسی ضامن نیست @hadithashk
گرچه وصال او به آسانی میسر نیست غیر از هوای کربلایش هیچ در سر نیست                                                                  ما را به وقتش گرم در آغوش می گیرد            ای گریه کن ها ! وضع ما از حُر که بدتر نیست                                                                    باید بمیریم از غمش امروز یا فردا نوکر نمیرد از غم ارباب ، نوکر نیست چون سوختیم از روضه های آن تن عریان   دیگر هراس از آفتاب داغ محشر نیست طبع بلندش گوشه ی گودال ما را کُشت حتی دلش از دستِ قاتل هم مکدر نیست ! از دشمنش شاید قیامت دستگیری کرد !    شاهی که انگشتر دهد ، دنبال کیفر نیست از قتلگاهش تا سرِ بازار زینب بود عشقی شبیه عشق این خواهر بردار نیست                                                                  با زحمت بسیار در گودال پیدا شد پیکر که شد پامالِ ده مرکب که پیکر نیست @hadithashk
علت نامگذاری روز جمعه عن ابى حمزه بن عن جعفر - عليه السلام - قال له رجل : كيف سميت الجمعة ؟ قال : ان الله - عزوجل - جمع فيها خلقه لولاية محمد و وصية فى الميثاق فسماه يوم الجمعة لجمعه فيه خلقه ابوحمزه مى گويد: مردى به امام صادق - عليه السلام - عرضه داشت : ((چگونه است كه روز جمعه ، جمعه ناميده شد))؟ حضرت فرمودند: خداوند عزوجل در روز جمعه ، خلق خويش را جهت گرفتن پيمان براى ولايت پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه وآله ) و وصى اش امیرالمؤمنین على صلوات الله علیه جمع نمود و سپس به خاطر گرد آمدن مخلوقاتش در آن روز، آن را جمعه نامگذارى كرد. 📚 اصول كافى ، ج 3، ص 415 @hadithashk
تاج و مسند نابِ تو رادزدیدند آیه هایِ جذّابِ تو را دزدیدند لعنت خدا و حضرت زهرا بر آن عِدّه که القابِ تورا دزدیدند @hadithashk
پیش تو هستیم و صدها فیض بر ما می رسد قطره ی ناچیز هم آخر به دریا می رسد ظرف عاشق بشکند یعنی که معشوق آمده حال مجنون خوب باشد نذر لیلا می رسد التماست می کنم این گریه را از من نگیر بر وصال یار، سائل با تمنا می رسد هر کجا هم رفته برمیگردد اینجا صبح زود نوکر بد آخرش به حرف مولا می رسد آن کسی که دوستش دارم همین نزدیکی است قول داده زودتر ... امروز و فردا می رسد از هوای شهر بیزارم، هوایت کرده ام کی به روی چشم تارم گرد صحرا می رسد یوسفی و من شدم سرگرم بازاری شلوغ در صف عشاقت از دستم تماشا می رسد یا ابانا! با همین اعمال زشتم آمدم زحمت من که گنهکارم به بابا می رسد یک نفر حال مرا می پرسد و آنهم تویی فکر من هستی که دائم لطف زهرا می رسد ریزه خوار سفره ی سلطانم و معصومه اش روزی من از کنار خوان آنها می رسد @hadithashk
آقای من تو بودی بهاری که پایان نداشت کسی مثل تو دست احسان نداشت تو احسانِ بارانی و این زمین به جز فیض چشم تو باران نداشت کرامت، سخاوت، سیادت،کسی شبیه تو این قدر، عنوان نداشت چنان می درخشی در آفاق ما که میلی به خورشید، ایران نداشت قرارست فردا نجاتم دهی زمانی که این نوکرت جان نداشت تو یک شهر را سائلت کرده ای چرا که گدایت غم نان نداشت تو تنها مسیر دُرست منی جهانم بدون تو سامان نداشت تو حصن حصین همه عالمی ندارد تو را هر که ایمان نداشت رواقت بهشت است و با تو دگر نیازی به جنت خراسان نداشت تو آرامش روزگار منی تمامی دار و ندار منی کسی از گدایت شدن بد ندید کسی بین ما با شما سد ندید جهان از فرشته به دور ضریح چنین جمع پر رفت و آمد ندید کسی زائری را ز سمت حرم که با دست خالی بیاید ندید کسی در مرام امام رئوف گنهکار اینجا نیاید ندید حرم بر دل زائرت نعمتی... که در آرزویش بماند ندید دلم تا کنون هیچ خیر از کسی بجز شخص آقای مشهد ندید کسی از زبان گدای درت بگوید که آقا، ندارد، ندید نگاهت هوادار هر زائر است و خواهش ز تو کار هر زائر است جهان مرا آبرو داده ای به آهوی قلبم تو رو داده ای تو از کودکی هر چه را در دلم... که من داشتم آرزو، داده ای امام من ای حامیِ مهربان به تقوایِ من رنگ و بو داده ای تن زیر بار گناه مرا به خاک حرم شستشو داده ای اگر اهل شعرم اگر عاشقم تو بر من چنین خُلق و خو داده ای اگر قطره ای معرفت خواستم سبو در سبو در سبو داده ای تو از آستان بوسی این حرم به زوّار روی نکو داده ای من و آرزوی شب آخرم بیا در دم مرگ بالا سرم حسن کردی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امام رضا(ع) با تو هر حرفی که ممکن بود و ‌می‌شد را زدم شاید و امّا و لازم هست و لابُد را زدم تو امام مهربانی بودی و‌ من بارها در بیان درد خود قید تقیُّد را زدم ای سلیمانی ترین! تا خود بگویم از خودم با کسی از تو نگفتم، بال هُدهُد را زدم تا نگویم شِکوه‌ام را روبروی گنبدت قید زائر بودن روز تولد را زدم در نمازم سمت مشهد گفتم اللّه الصمد پس بدین ترتیب زیرآب تَعَبُّد را زدم با ستاره هشت، آرامش گرفتم روز و شب هر تماسی که گرفتم قبلش این کُد را زدم تا بیایم زودتر پیش تو در حین نماز باز گیسوی سلام هر تشهد را زدم نفْس من از بس مسلط گشته بر رفتار من شاید این‌دفعه کنار تو رگ خود را زدم  مهدی رحیمی زمستان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حضرت عشق کار دارد در کنارت باز مشکل میشود پس کجا این صد دل بیچاره یک دل میشود من برای درد دل کردن که اینجا نیستم آمدم با این یقین که عشق حاصل میشود باب حاجات است هر چه در در این صحن و سراست بوسه بر هر در خودش طی منازل میشود هیچ کس از لطف بی پایان تو محروم نیست رحمت تو بر سر زوار نازل میشود هم تعز من تشائی هم تذل من تشا با تو سائل پادشه ، شه بی تو سائل میشود عالم آل محمد هستی و با این حساب بیسواد از بوسه بر این خاک فاضل میشود من سراپا نقصم و هستم دخیل این حرم نقص پشت پنجره فولاد کامل میشود شاعری هستم دهاتی ساده میگویم غزل این دهاتی عاقبت شاگرد دعبل میشود... محسن صرامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کویر تشنه‌ محتاج بارانم چون کویر تشنه‌ای محتاج بارانیم ما همتی ای‌دل که دل‌تنگ خراسانیم ما نیمِ‌دل مشتاق مشهد، نیمِ‌دل مشتاق قم بین این خواهر-برادر مثل سمنانیم ما پادشاهی دوعالم را به دست آورده‌ایم تا گدای کوچکی از خیل سلطانیم ما خلوتی داریم در کنج حرم با یاد او وقتی از چشم تمام خلق پنهانیم ما هر زمان در جمع حرف از آرزوها می‌شود جز زیارت حاجتی دیگر نمی‌دانیم ما از میان خیل القاب و عناوین در جهان آن‌چه سلطان می‌پسندد بی‌گمان آنیم ما تا که فهمیدیم می‌آید به استقبال‌مان از همان آغاز هم مشتاق پایانیم ما گنبد افلاکیان نور است و ما پروانه‌ایم ‌ساکنان آستان قدسی این خانه‌ایم بس که پرکرده فضای صحن را فریادها نیست پیدا در حریمت های‌وهوی بادها کور بینا شد، فلج پا شد، گدا روزی گرفت پشت هم رخ می‌دهد اینجا از این رخدادها جمله‌ای تکرار شد، هرصحن را پر کرده است؛ `کار من با گوشه‌ی چشم تو راه افتاد”ها می‌شود حس‌کرد از فیروزه‌کاری‌های صحن حسرت دیوارها را در دل شمشادها از شفای درد پشت پنجره فهمیده‌ام نرم شد از اشک زائرها دل فولادها ضامن آهوشدی، صیاد آهو را رهاند شک نمی‌کردند در خوش‌قولی‌أت صیّادها پایتخت کشور دل‌های عالم مشهد است مانده حسرت در دل تهران‌وعشق‌آبادها از فراق کربلا دیگر چه‌غم داریم ما چون‌که در هرگوشه‌ی ایران حرم داریم ما با همان شوقی که از آغاز روشن مانده است در دل ما حسرت پرواز روشن مانده است ” آمدم ای شاه” شد شیرین‌ترین آوای ما تا قیامت شور این آواز روشن مانده است ناامید از جا گرفتن در دل او نیستیم کورسوی کوچک ابراز روشن مانده است فاصله بسیار نزدیک است در دل‌ها به‌هم این معانی نزد اهل راز روشن مانده است کارهای غیر ممکن نیز ممکن می‌شوند پس در اینجا معنی اعجاز روشن مانده است سایه‌ی موسی‌بن‌جعفر بر سر ایران ماست نوری از این خانه در شیراز روشن مانده است بازهم امشب شب این‌شهر بی‌خورشید نیست چل‌چراغ گنبد او باز روشن مانده است در طواف است و مسیرش را نخواهد کرد گم دل کبوتروار بین مشهد و شیراز و قم در کنار خوب‌ها گمراه می‌آید حرم با تمام زائرانش راه می‌آید حرم هیچ‌فرقی نیست بین زائرانش، چون‌که هم بنده می‌آید حرم، هم شاه می‌آید حرم لحظه‌ای خالی نمی‌ماند اگر دقت کنیم روزها خورشید و شب‌ها ماه می‌آید حرم رتبه‌ها برعکس دنیا می‌دهد اینجا جواب کوه از ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹