eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
دین من را فقط قوام ، رضاست عشق یک حرف ، والسلام ، رضاست صبح و شب ذکر من مدام ، رضاست نام اصلی من غلام رضاست هرچه دارم من از امام رضاست خلقتم را غلامی اش مقصود مادرم نذر او مرا بنمود پدرم صبح و شام میفرمود کوری چشمِ کینه توز و حسود هرچه دارم من از امام رضاست نور چشمِ پیمبر است و بتول معدن رحمت است و اصلِ اصول شکر حق که مرا نموده قبول به غلامی او شدم مشغول هرچه دارم من از امام رضاست رونق افتاده گر به بازارم عزت و آبرو اگر دارم یا اگر که ز عشق سرشارم تا ابد من به او بدهکارم هرچه دارم من از امام رضاست دل خود را به دستِ او دادم او سه جا میرسد به فریام هر زمان که به یادش افتادم این مهم آمده است در یادم هرچه دارم من از امام رضاست شمس تابان من ، امام رضا شرط ایمان من ، امام رضا جان و جانان من ، امام رضا سر و سامانِ من ، امام رضا هرچه دارم من از امام رضاست (یونس) @hadithashk
از اینکه باز، مرا خوانده ای خدا را شکر دوباره پای گدا مانده ای خدا را شکر مرا ز غیر خودت رانده ای خدا را شکر دلم شکسته، تو نشکانده ای خدا را شکر دوباره مشکل من را نگفته حل کردی مرا میان حرم، باز هم بغل کردی پر شکسته و زخم، التیام می خواهد کسی که خسته شده، همکلام میخواهد فقط گدای حرم، احترام میخواهد همیشه درگه سلطان، غلام میخواهد شبیه چشم حسن، کارِ چشم تو کرم است برات کرببلا رزق من در این حرم است نمانده از کرمت، دست بینوا خالی دلم گرفت و نکردی دل مرا خالی نشد کنار تو از خادم الرضا خالی شلوغ شد حرم و شد برام، جا خالی برای لحظه ی آخر، خودت همیشه بسی تو قول داده ای آنجا به داد من برسی بنازم آن کرمت را که بار نوکر بُرد مرا از آتش دوزخ، زیارتت در بُرد مَلَک نه! در حرمت باز هم کبوتر بُرد مرا اذان سحر، بین صحن حیدر برد دلت نیامده انگوری از نجف نخورم مرا ببر که غم دوری از نجف نخورم دوا رسیده به تو، تربت شفا به حسین مرا ببر حرم علقمه ترا به حسین ببین که دلهره دارد کمی ربابِ حسین همیشه می رسد اینجای روضه ها به حسین دو دست خالی من را به پرچمش برسان مرا به گریه ی ماه مُحرّمش برسان نشسته ای دم در، پرچم عزا بزنی جواد، را وسط روضه ات صدا بزنی تو سوختی که در آن حجره دست و پا بزنی وَ ناله ی جگر از روضه ی قفا بزنی طنین ناله ی یابن الشبیب ... ما را کُشت کسی که بوده سه ساعت غریب ... ما را کُشت صدا زدی نفسم سوخت، از نفس زدنش گرفت ضرب لگدها و نیزه را دهنش در آمد از تن او پاره پاره پیرهنش کفن نداشت و شد خاک کربلا کفنش صدای خواهر او را سنان نمی فهمید و شمر لعنتی آنجا زبان نمی فهمید @hadithashk
خوب است گاهی در غمت دیوانه بودن با مثل تو بر سفره ی شاهانه بودن خاکم به سر، پای تو خاکستر نباشم باید بیاموزم دگر پروانه بودن سهمم شده جای لبانت را ببوسم خوب ست گاهی با تو هم پیمانه بودن تو یاد زلفت داده بودی دلبری را من یاد دستم داده بودم شانه بودن من حرف ها را میزنم با چشم هایم سخت است پیش چشم تو پُرچانه بودن من چون خودم مجنون،هزاران دیدم اما قدری بگو با ما تو از دُردانه بودن هفتاد شهر عشق هم قطعاً ندارد یک لحظه کِیْفِ نوکر این خانه بودن شاید،گمانم حسرت کوثر در این ست یک چند روزی آب سقاخانه بودن.... جان میدهم با عشق در راه خراسان من را قبولم کن تو ای شاه خراسان میریزد از کنج لبت لؤلؤ و مرجان جانانی و باید به پای تو دَهَم جان از برکت اولاد موسیٰ ی قبیله ست این عزت و امنیت امروز ایران ممنون لطف حضرت پروردگاریم دارد به ما ایرانیان لطف فراوان در شهر رِی یک کربلا داده به ما وُ یک فاطمه در قم،علی را در خراسان تو از شروط اصلی توحید هستی حصن حصینی دوستت دارم به قرآن من نیستم آهو ولی بگذار باشم یک گوشه از صحن شما کلب نگهبان خیر کثیر و رحمت عامی ،رضایی تقلید کرد از رحمت تو ابر باران ما آمدیم اینجا فقط بهر تماشات آقا نیازی نیست بر دارو و درمان دیدم خودم لالی که آمد زیر ایوان در وقت برگشتش صدامیزد رضا جان... قربان تو ای ثامن آل محمد تو ضامنم شو ضامن آل محمد آقایی و یکتایی و بی مثل مانند از هر جهت خیلی شبیهی بر خداوند هر کار از دستم بیاید میکنم تا بر روی لبهایت بیاید طرح لبخند من هرچه دارم پای عشقت میگذارم لب تر کن آقاجان بگو ماه رخت چند فرهاد شیرینی عشقت را ندیده ورْنه فقط اسم تو را بر کوه میکند مجنون نفهمیده تو لیلای جهانی از روی غفلت گفته بر لیلاش دلبند حافظ نفهمیده جهان وقف شماهاست از کیسه ی تو داده بر یارش سمرقند همسایه ت هستیم و زیر سایه ی تو ما زندگی مان خورده بر عشق تو پیوند شد یارضاجان یارضاجان اشهد ما آقا چه شد قول و قرار مشهد ما... در صحن آزادی خود آزادمان کن. ما در گوهر شادیم آقا شادمان کن یا سنگ فرش یک شبستانم نما یا در پنجره فولاد خود فولادمان کن اهلا عسل یعنی نبات مشهد تو ما رو تو شیرین کام کن،فرهادمان کن گر عاقبت مارا ضمانت می‌کنی تو عیبی ندارد صید یک صیادمان کن ما هشت دفعه روزها یاد شماییم یک دفعه در روز قیامت یادمان کن اولاد ماها را دعا کن یابن زهرا هم رحمتت را شامل اجدادمان کن ما که در این دنیا نبودیم اهل مشهد محشر بیا اهل رضا آبادمان کن... اهل توییم اهل خراسان رضاییم ای اهل عالم ما مسلمان رضاییم..... @hadithashk
راه من حیدر است و اولادش سمت بیراهه ها کج نشوم شیر مادر حرامِ من گر که مستِ ثامِنَ الحُجج نشوم روبه رویت نشسته ام ای شاه حال من با تو مهربان خوب است بنده ای که نشد غلامِ تو نیست بنده که خلق معیوب است نه پیِ این نه در پیِ آنم مست مست از نگاه جانانم صبح و شب ذکر من رضا جان است فخرم اینست غلام سلطانم دل بستم به مهربانی تو پادشاها بزرگواری کن مثل یخ بندی زمستانم حالِ من را بیا بهاری کن من یقینم به تو بی عدد است مرهَمِ سائلانِ دلگیری و به مانندِ مادرت زهرا دست افتاده را تو میگیری غرق نعمت نما غلامت را بر من خسته تو نگاهی کن بده مُزدِ نوکریِ مرا در حَقم لطفِ پادشاهی کن حال من خوب نیست قَسَم به خودت طاقتم را مَحَن سر آورده قسمت من اینکه کرببلا! نشُد اشکِ مرا در آورده گرچه رنجانده ام تو را گاهی آقاجان ببخش خطایِ مرا گر که بد کرده ام غلط کردم بده دیگر کربلایِ مرا تا ابد من به تو بدهکارم هرچه خواستم تو بی کران دادی در هجوم تمام ظلمت ها تو همیشه مرا امان دادی خواهشم تا ابد همین باشد پیشِ مَردُم بَدَم نکن آقا جان زهرا مادر تو قَسَم از در خود رَدَم نکن آقا شاد و خرسندم امشب از عشق ات گویم عالم امانم آمده است گل بریزید به مقدم یارم که رضا سلطانم آمده است @hadithashk
۳۹ روز مانده تا عیدالله الاکبر عن عائشةَ قالت : قال رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله و سلّم : ذِكرُ عَلىٍّ عبادة عایشه نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ذکر علی بن ابیطالب عبادت است. 📚مناقب خوارزمی ص۲۵۲ به هنگام کراماتش بشر حیران، ملک مات است به لب نام علی بردم دلم گرم مناجات است اگر با مرتضی باشی یقینا با خدا هستی که فرموده پیمبر حبّ حیدر از عبادات است @hadithashk
در رواقِ عشق روشن می کنی فانوس را آسمانی می کنی پروانه ی محبوس را کنجِ خلوتگاهِ خود آرام خوابیدی ولی ... نور باران کرده ای ویرانه های توس را در میانِ پیچِ گیسوی پریشانِ تو چیست ؟ میدهد بر عاشقان آرامشی محسوس را قطره را می پروری در جویبارِ صحنِ خود ... تا بفهمد لذّتِ آغوشِ اقیانوس را آسمان با گنبدِ زردت تلاقی می کند ... تا ببوسد دم به دم این قبّه ی مرصوص را شک ندارم لطفِ حق اصلاً شما را آفرید ... تا که باشی مرهمی این مردمِ مأیوس را هر کسی را در جهان سهمی مقدّر داده اند قسمتِ ما کرد گردون هشتمین طاووس را @hadithashk
ای که امید به آهویِ بیابان دادی به تنِ خشکِ زمین نرمیِ باران دادی به رعایایِ جگر سوخته میدان دادی به گدایانِ درت حالِ فراوان دادی دلِ سرگشته شان را سر و سامان دادی به منِ بی سر و پا هم نظری کن جانم چون تهیدست تر از کلّ تهیدستانم کرمت هست تمنّایِ حقیقت جوها آرزومندِ شمیمِ حرمت شب بوها عطرِ گیسویِ تو مافوقِ همه گیسوها می شتابند به پابوسیِ تو مه روها نظرِ لطفِ تو بهتر ز همه داروها تو چه کردی که چنین خاص شده دلبریت ؟ صف کشیدند همه در طلبِ نوکریت ... به تو بخشید خدا جوهرِ آقایی را تا به تصویر کشی اوجِ دل آرایی را به چه تشبیه کنم این همه زیبایی را که اگر تاب دهی زلفِ چلیپایی را ... بنده ی خویش کنی هر دلِ شیدایی را در رکابند به کویِ تو چه لیلی هایی آرزویِ دلِ سرگشته یِ خیلی هایی در شگفتم به خداوند من از خلقتِ تو هر چه انوارِ الهیست شده قسمتِ تو کلِ دنیاست به زیرِ علمِ قدرتِ تو همه ذراتِ جهان مستِ میِ رحمتِ تو چشمِ امیدِ همه دوخته بر رافتِ تو به حقیقت تو همه عیشی و من عیاشم حق بده اینهمه دلتنگِ خراسان باشم ... این منم آنکه گرفتارِ تو مادرزادم این تویی آنکه از آغاز به او دل دادم کرده اند از جهتِ نوکریت ایجادم "فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم" "من از آن روز که در بندِ توام آزادم" بگذارید بگویند طرف مُرتد است ... چه کنم جاذبه یِ عشقِ تو بیش از حد است @hadithashk
جانِ جهان ز آمدنش جان گرفته است عمري دوباره واژه ی احسان گرفته است باران عشق بر سر ایران گرفته است ایران چه برکتی ز خراسان گرفته است موسای اهل بیت به دستش ستاره داشت با او خبر ز معجزه های دوباره داشت تو آمدی و زندگی ما شروع شد با تو علی برای عجم ها شروع شد ایران نفس گرفت و تولا شروع شد پرچم زدی، محرم دنیا شروع شد ای گفتن از علی همه ی اهتمامتان نوری بده به معرفت این غلامتان هر جا که می روم به شما ختم می شود دنیای ما به صحن رضا ختم می شود راه رضا به راه خدا ختم می شود مشهد تهش به کرببلا ختم می شود عمری به این محیط کرم خو گرفته ایم مثل کبوتری به حرم خو گرفته ایم ای آسمان مسافر پایین پای تو رضوان کجاست؟ عابر پایین پای تو خضر نبی مجاور پایین پای تو ای خوش به حال زائر پایین پای تو صحنت بهشت آرزوی ما غلام هاست نامت همیشه آبروی ما غلام هاست با افتخار خادم این آستانه ایم از لطف هم جواری تان جاودانه ایم مثل کبوتران حرم بی کرانه ایم روزی خور همیشه ی این آب و دانه ایم ما بی نیاز از همه محتاج این دریم روزی خور کرامت موسی ابن جعفریم دریاب روزگار مرا ایها الرئوف این قلب بی قرار مرا ایها الرئوف روشن کن اعتبار مرا ایها الرئوف جانی بده بهار مرا ایها الرئوف دستی برار و باز قضا را رقم بزن بر صحن چشم شیفتگانت قدم بزن در گوش من پدر فقط از عشق دم زد است اینگونه شد که قبله ی من سمت مشهد است دست توسلم همه شب رو به گنبد است دور از حرم خرابم و حال دلم بد است صحن تو دیده عشق مرا با نگاه تو من آمدم ز کودکی ام در پناه تو باب الجواد با کرمت آشنا تر است اینجا دلی که می شکند پر بها تر است فریاد اشک سوختگان بی صدا تر است دنیای بی حرم ز جهنم فراتر است ای با خبر ز ماتم زخم عمیق من ای در خوشی و نا خوشی ام هم رفیق من ای بهترین ستاره ی بخت و حیات ما مرهم ترین توسل و راه نجات ما واجب تر از اقامه ی صوم و صلات ما اشک زیارت است شکوه نشاط ما تنها مجال راحتی ام در کنار توست این قلب بی قرار قرارش مزار توست شمس الشموس، نور به کاشانه ام بده گرد ضریح خود پرِ پروانه ام بده دستی به التیام، سرِ شانه ام بده آرامشی به زندگی و خانه ام بده بیچاره آنکسی که نشد مستمند تو خوشبخت آنکه هست اسیر کمند تو با گوشه گوشه ی دلِ در غم نشسته ام چشم امید بر تو و این خانه بسته ام اندازه ی تمام جهان دل شکسته ام آغوش مهر باز کن آقا که خسته ام شیرین ترین خیالِ من آغوش مهر توست من زندگانیم همه بر دوش مهر توست رزق حلال سفره ی ما با دعای توست ایران بلند مرتبه از خاک پای توست در گوش ما ترنّمِ یا مرتضای توست هر کس که دل دهد به حسین آشنای توست فرموده ای به هر نفسی فبکِ لِلْحسین خواهی به قرب حق برسی فبکِ لِلْحسین یابن الشبیب گفتی و دلها کباب شد یک خط حدیث خواندی و آن، یک کتاب شد در عالمِ حسینیه ها انقلاب شد تو روضه خوان شدی و، مخالف جواب شد با اشک چشم و خون جگر گفته ای حسین ای پیر روضه خوان چقدر گفته ای حسین... مانند نیزه زار تنش زخم خورده بود با تیر بی شمار تنش زخم خورده بود با سنگ های هار تنش زخم خورده بود از نعل آب دار تنش زخم خورده بود تا قبل کربلا غم غارت نداشتیم قبل از حسین داغ اسارت نداشتیم @hadithashk
با نگاهِ لطفِ بی اندازه‌ات اعجاز شد بی‌سوادی در حرم آمد غزل پرداز شد ‌ ‌می‌شود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم هر زمان آوایِ نقاره طنین انداز شد هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت یک توسل کرد و بعد از آن گره ها باز شد "خوش به حال آن کبوتر بچه‌ای" که در حرم بال هایش را گشود و قسمتش پرواز شد شیعه مدیون است بر چشمانِ عالم پرورت گوشه‌ی چشمانِ تو شیخِ بهایی ساز شد مرکزِ ثقلِ دیار عشق تنها مشهد است یا رضا جان بر لب آمد عاشقی آغاز شد از نگاهِ مهربان و نورِ الطافِ تو بود "آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد زائرِ کویِ تو ای شاهِ خراسان تا ابد در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد @hadithashk
مرقد او بهشت رضوان است پیش او خوش به حال مهمان است بی نیاز دوعالمی با او هرکه شد زائرش سلیمان است کوچه باغ از نگاه ما اینجاست عشق ما کوچه های نوغان است رعیتم شاه من امام رضاست شاه تاریخ من، رضا جان است حال من در کنار او خوب است مقصدم هر سفر خراسان است سجده ی من نشان شرکم نیست جنتم زیر پای سلطان است روز محشر که روز حسرت هاست هرکه خاکش نشد پشیمان است عقب افتاده کربلای کسی ... اشک در چشم او پریشان است اصلا آغوش پنجره فولاد جای جامانده های گریان است زائر او حسین را دیده .... مشهدش کربلای ایران است @hadithashk
هیچ جا چون مرقدت با خویش راحت نیستم آمدم زائر بمانم؛ فکر حاجت نیستم خوب می‌دانم خودت آورده‌ای مشهد مرا من وگرنه آنقَدَرهم بالیاقت نیستم آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کرده‌است رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم گفته‌ای آخر به داد زائرانت می رسی قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم می شود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟ تا سخن‌چینان نگویند آشنایت نیستم... @hadithashk