eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا بن شبیب بشین تا که یه قدری روضه جدم و برات بخونم یه سال دعای من همین دعا بود الهی تا محرمش بمونم خداروشکر نمردم و رسیدم اشک برا غم حسین روزیم خداروشکر امسال و هم تونستیم یه چند تا پرچم سیاه بدوزیم سیاهیارو خود من میزنم تا که به چشم مادرم بیادش برای هر چی حدی هستش ولی گریه برا حسین خوبه زیادش خورده به زخم پلک من نگیرید چون که نمیدونید چیا میدونم خیلیاشو نمیشه گفت تو هر جا خیلی چیزا میاد روی زبونم یابن شبیب به قتل صبر کشتنش مونده بوده تو قتله گاه سه ساعت خداروشکر تا وقتی که زنده بود ندیده به خیمه بشه جسارت یابن شبیب عمه ما رو کسی تا روز عاشورا ندیده بودش حالا من از کجای روضه ش بگم از قل و زنجیر یا تن کبودش @hadithashk
روز ازل چو نقش به لوحش خدا کشید اول ز شوق نقشِ رُخ مصطفی کشید وانگاه از دم و نفس و لحم مصطفی نوری شگفت از رُخ شیر خدا کشید می خواست رو بروش نشیند سحرگهان نقشی عجب ز ساحت خیر النسا کشید با حُسن خویش خلقت نوری دگر نمود نقش حَسن به رایت این ماسِوی کشید معنا نداشت خلقت عالم بدون عشق معشوق خویش را شه کرب و بلا کشید انوار پنج تن که تجلی ذات حق در آن پدید بود ز شمس الضحی کشید یعنی محمد و علی و فاطمه،حسن همراه با حسین چو بدرالدّجی کشید یعنی مطهرند و مبرّا ز شرک و رِجس از نور خویش جلوه ی آل کسا کشید روز مباهله به سر اهل بیت خود بار دگر نبی ز سر مِهر عبا کشید آورده بود لشگر حق، اهل بیت را شمشیر نور با مدد کبریا کشید از دور دید اُسقف نجرانیان و گفت چین بر جبین ز خشم ، شه لا فتی کشید ما را چه با مباهله ی مصطفی و آل باید که دست از سرِ این ماجرا کشیدا پروا کنید از غضب مرتضی علی آنکس که ذوالفقار دو دم در غزا کشید باید که سجده کرد بر این پنج آفتاب باید به چشم سرمه ی آن خاک پا کشید زد بر زمین صلیبش و ترسا لقب گرفت از ترس مرتضی چه بگویم چه ها کشید هرچه کنیسه بود و کلیسا و دیر بود خاموش گشت و ناطق ناقوس را کشید وقتی که دید نفس نبی پای کار اوست نجران تماما از ته دل این ندا کشید ما خاک پای احمد و آل محمدیم از خوف این مباهله ما جزیه می دهیم این است قدر آل نبی و کمال او این است اقتدار محمد و آل او عالم تمام مات بر این پادشاهی است مات حکومت قَدَر و بی زوال او شد خال روی هاشمی اش قبله گاه خلق شد سجده گاه ابروی همچون هلال او سعدی ندیده قامت طوبی که گفت سرو کم آورد ز قامت و از اعتدال او یا بی سبب نبوده که هر صبح و شامگاه خورشید و ماه بوسه زند بر نِعال او بنهاده بر سرش ز کرامت عِمامه ای صلوات بر عبا و قبا و به شال او حُسنش نکو و خُلق نکو ، خوی او نکو صلوات اهل بیت به جمع خصال او صلوات جبرئیل و ملک ،جمع کائنات بر خُلق پاکِ بی بدل و بی مثال او شایسته است جان بدهم گر هزار بار یک بار گر به خواب ببینم جمال او شایسته است گر بفرستم هزار بار صلوات بر جمال و کمال و جلال او صلوات عاشقان محمد جدا جدا بر میم و حا و میم و در آخِر به دال او آندم که گُل ز بوی محمد صفا گرفت بلبل به لب ترانه ی یا مصطفی گرفت @hadithashk
اندوه ناتمام زمان را تمام کن ظلم از سر زمانه گذشته، قیام کن ما را برای صبح ظهورت نگاه دار ما را بیا نظاره گر انتقام کن حق تیره جلوه می کند اینجا بدون تو حق را به بانگ آمدنت صبح فام کن تزویر، مست بی خبریِ جهانی است بر کام جهل، خواب گران را حرام کن در گرگ و میش آدمیان ای همیشه صبح آیینه را به سمت خودت مستدام کن یک عمر ما به شوق شما زنده مانده ایم تا زنده ایم پس، به ظهورت سلام کن لات و هُبل دوباره به دولت رسیده اند ای ذوالفقار خسته بزن فتح شام کن @hadithashk
وارث ذوالفقار می‌آید فاتح کارزار می‌آید صاحب افتخار می‌آید وعده‌ی حقِ یار می‌آید می‌رسد نجل حیدر و بر راه، چشم مستضعفین نمی‌ماند (این علم بر زمین نمی‌ماند) بغض مانده به سینه می‌گوید کربلا و مدینه می‌گوید بانوی بی‌قرینه می‌گوید به رقیه، سکینه می‌گوید به ولای علی که بی‌پاسخ بانگ هَل مِن مُعین نمی‌ماند (این علم بر زمین نمی‌ماند) اِشفِ صَدرِالحُسَین و جان حسن چاره‌ی زَینَبَین و جان حسن روح بدر و حُنَین و جان حسن کعبه‌ی عالمین و جان حسن دست مشکل‌گشای غم‌های شیعه در آستین نمی‌ماند (این علم بر زمین نمی‌ماند) لطف پروردگار می‌آید رحمت بی‌شمار می‌آید باغ دل را بهار می‌آید نخل ایمان به بار می‌آید می‌رود شام و صبح می‌آید روزگار این چنین نمی‌ماند (این علم بر زمین نمی‌ماند) ما و فردای بی‌علی هرگز ما و دل‌های بی‌علی هرگز ما و دنیای بی‌‌‌علی هرگز ما و عقبای بی‌علی هرگز بی‌ولای علی و اولادش به خدا آن و این نمی‌ماند (این علم بر زمین نمی‌ماند) @hadithashk
حال ما پیش تو خوب است دمت گرم حسین رحمت واسعه ی حق ، کرمت گرم حسین ما ندیده ، همگی عاشق و مجنون توایم تا ابد عشق اویس قرنت گرم حسین به تو محتاج ترم تا به نفس های خودم دم من بوده به زیر علمت ، گرم حسین خرجی سال مرا اشک محرم داده کیمیاییست عجب روضه ، غمت گرم حسین هر دری جز در این خانه زدم ، طرد شدم بین سردی زمانه ، حرمت گرم حسین بانی روضه ی گودال حرم ، مادر توست در دلش مانده غم پیرهنت گرم حسین آبرودار دو عالم تن تو عریان است به پریشانی تو شد بدنت گرم حسین تشنه بودی و سنان نیزه به خوردت می‌داد از عطش شد جگر چون حسنت گرم حسین @hadithashk
بزم عزای او نه تنها در زمین است وقف بساط روضه اش؛ عرش برین است هفت آسمان از غصه مشکی پوش هستند آوازه ی ماه محرم بیش از این است مرثیه خوان وقتی رسول الله باشد سردسته ی گریه کنان روح الامین است پیراهنش را بر فراز نیزه کردند ماه محرم آمد و دل ها غمین است تا ارمنی ها هم سر این سفره هستند آن بار عامی را که می گفتم همین است اجر رسالت در رفاقت با حسین است این دوستی دستور قرآن مبین است درسایه سار پرچمش آسوده هستیم این خیمه ها این تکیه ها حصن حصین است اسباب این وادی شفیع روز حشراند فرش حسینیه خودش حبل المتین است هرکس نشسته روی فرش روضه ی او با حضرت زهرا یقینا همنشین است سینه زنی ها مورد تحسین زهراست سینه زن او مستحق آفرین است باید براتم را شب اول بگیرم وقتی تمام فکر و ذکرم اربعین است آغاز راه کربلا غیر از نجف نیست روزی من دست امیرالمومنین است ما را برای گریه کردن آفریدند با اشک در روضه سرشک ما عجین است ما و جدایی از حسین امری محال است این حرف ؛ حرف اولین و آخرین است اصرار دارد دستگیر شمر باشد باب نجات خلق عالم اینچنین است دردی که دارد می کشد از نیزه ها نیست دردی که در گودال دارد درد دین است مثل سرش ؛ انگشترش را هم بدزدند تنها نه خولی ساربان هم در کمین است @hadithashk
دنیا ندارد قیمتی وقتی که آقا نیست در عصر غیبت زندگی کردن که زیبا نیست باید بسوزیم و بسازیم از فراق یار هرکس نمی سوزد در این هجران که از ما نیست باید به قصد فتح ؛ سمت قله راه افتاد پس جابماند هرکسی اهل تقلا نیست مهدی به دنبال من آماده می گردد بیچاره من وقتی دلم اصلا مهیا نیست تب میکنیم آقای مان تب میکند با ما دارد هوای شیعه را...پس شیعه تنها نیست دل هایمان حکم حرم دارد ؛ در این دل هم جز مهدی زهرا برای هیچ کس جا نیست جوینده یابنده ست میگردیم دنبالش لبخندی از یوسف مگر سهم زلیخا نیست ؟ دنبال راه وصل اگر می گردی ای عاشق راهش بجز دل کندن از لذات دنیا نیست باید برای قبر خود امروز کاری کرد اه از دل غافل که قدری فکر فردا نیست باید همیشه زینت اش باشم ولی صدحیف آلوده ای مانند من در شان مولا نیست جایی که بین روضه زهرا می رود از هوش باور بفرمایید که جای تماشا نیست زهرای مرضیه سرش را در بغل دارد آقای لب تشنه ته گودال تنها نیست از محضر او قاتلش هم دست پر برگشت هرجا حسین فاطمه باشد فراوانی ست @hadithashk
سرکش شده بود ، سر به راهت شده است دلبسته ی پرچم سیاهت شده است این سینه که یک دهه در اندوه تو سوخت دلتنگ شب اول ماهت شده است @hadithashk
من تو رو از ناله و اشکای روضه‌های خونگی می‌شناسم تو خیلی حق به گردنم داری من تو رو از بچگی می‌شناسم از اون شبا که مادرم با اشک نذری روضه‌هاتو هم می‌زد پیرُهن مشکی تنم می‌کرد عاقبت منو رقم می‌زد چقد با بچه‌های همسایه چشامونو به گریه انداختیم با چادرِ سیاه مادرها توو کوچه‌ها حسینیه ساختیم هر دفه توو کوچه زمین خوردم مادر من که می‌رسید از راه به زیر لب می‌گفت بمیرم من برای بچه‌های ثارالله من از همون روزا می‌دونستم دنیای بی گریه چه دلگیره اشکم اگر نمیومد هربار به گریه کن ها میشدم خیره بابام میگفت اگر نمیتونی گریه کنی، چشات نمیباره حالت گریه رو بگیر، حتی حالت گریه هم ثواب داره شبایی که گریه نمی‌کردم غصه می‌خوردم که دلم تاره غصه می‌خوردم که چرا چشمام توو روضه‌های تو نمیباره هنوزم اون کودک دلتنگم که چشماشو وقف عزات کرده که هر کجا اسم تورو بردن نشسته و گریه برات کرده شبایی که توو روضه های تو چشام نمیباره که گریون شم از تو چه پنهون؟ می‌دونم آقا گناه نمیذاره که گریون شم ای کشته‌ی گریه دعایی کن تو رو قسم به احترام اشک منم یه روز مثل شهیداتون کاش میرسیدم به مقام اشک @hadithashk
برای من که دلم نیست در کمند کسی به جز حسین نباشد مهم، پسندِ کسی به بند بند وجودم قسم که در همه عمر دلم نبوده به جز اهل بیت، بندِ کسی به غیر فاطمه و حیدر و حسین و حسن خدا کند که نباشم نیازمند کسی در این دو روزه‌ی دنیا به غیر آل عبا مباد بر سر ما سایه‌ی بلند کسی در آن زمان که پدر می‌گریزد از فرزند نمی‌رسد به محب علی گزند کسی به اشک روضه قسم می‌خورم که بر لب ما به روز حشر نبیند به غیر خنده کسی @hadithashk
نزد ما خوب است شادی ، نزد ما غم بهتر است غرق بارانیم اما اشک نم نم بهتر است هرکه یکجا کاسه اش پُر شد ، گدایی کرد و رفت رزقِ ما را گر رساند یار کم کم ، بهتر است روز و هفته ، ماه و سال اهل مناجاتیم ما ماههای سال خوبند و محرّم بهتر است شعرها خواندیم و خیلی گریه ها کردیم ، باز از میان نوحه ها -باز این چه ماتم- بهتر است هرکسی را کار و باری هست و بین کارها نوکری کردن برای شاه عالم بهتر است زندگی بی کربلا یعنی عذاب اندر عذاب از بهشت بی حسین اصلاٌ جهنّم بهتر است تِکیه با هم ،روضه با هم ، راه با هم رفته ایم عشق ، ما را می خرد یک روز ، با هم بهتر است زندگی را جستجو کردیم در هرجا که شد زندگی هرجا که باشد زیر پرچم بهتر است @hadithashk