eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
171 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
رفتی و پشت سرت پشت حرم‌ تیر کشید ناخودآگاه تمام کمرم تیر کشید قامتم تا شده محتاج عصایم چه کنم ؟ باز یاد علی اکبر جگرم تیر کشید پُر تیر و پَر تیر است تن مختصرت ریخته بال و پرت بال و پرم تیر کشید دسته دسته موی تو از سر دستم افتاد سرت افتاد به دستم که سرم تیر کشید مثل پیشانی ات ای ماه بهم ریخته ام دلم از هلهله ی دوروبرم تیر کشید پهلویت باز شد از چشمه ی خون یعنی باز پهلوی مادر نیکو سیَرم تیر کشید در نگهداری زینب به پدر گفتی چشم چشم تو بسته شد و چشم ترم تیر کشید خنده ی شمر به خیمه خبرت را برده سینه دخترک منتظرم تیر کشید @hadithashk
صاحب العصر سلام ای به دستت علم نصر سلام چشمه‌ی نوش حیات نظری کن به عدم به گِل مرده ما دم بده ای وارث شمشیر دودم فاتح قلعه‌ی دل به همان وصله که جد تو به نعلینش زد دل معیوب مرا هم به خودت وصله بزن به کرمخانه‌ی باباو عموی تو حسن محرم راز بیا دوره‌ی قحط وفاست فطرس سوخته بالم، پر پرواز بیا پر شال تو دواست ای که با ذکر حسین‌جانِ همه سینه زنانی تو هم آواز بیا خانه‌ی دوست کجاست؟ تو کجایی آقا؟ صاحب اصلی هر روضه کجا خیمه زدی؟ روضه‌ی خانگی‌ات را تو کجا می‌گیری؟ روضه‌خوانت چه کسی‌ست؟ چه کسی روضه مشک و علم و دست عمو جان تو را می‌خواند؟ سینه‌زن‌های تو آیا دودمه می‌گیرند؟ دم "ای اهل حرم... دو‌دم "میر و علمدار کجاست" وسط سینه زنی‌ها وسط روضه عباس بگو عمه‌ات لطمه‌زنان می‌آید؟ مادرش ام‌بنین گریه‌کنان می‌آید؟ چه کسی تیر به چشم پسرم، نور دو عینم زده است؟ ضرب شمشیر به دستان علمدار حسینم زده است؟ وای بر جمعیتی که قمرم را کشتند بعد عباس، حسینم؛ پسرم را کشتند @hadithashk
راه نجات اهل زمین و زمان شده لب تشنه ای که ساقی لب تشنگان شده اینجا فرشته های خداوند زائرند این خاک محترم شرف آسمان شده تا روز حشر اهل ادب سجده میکنند این آستانه را که ادب را مکان شده باب الحوائجی که دل چاکران او با روضه ی محرم او شادمان شده از حاجتِ روا شده اش حرف میزند هر سائلی که بر سر کویش روان شده دارند انبیا ز غمش گریه می کنند وقتی قد حسین ز داغش کمان شده جانی نمانده است و جهانی نمانده است جانان اهل جان به جهان نیمه جان شده شاه نجف ببین قمرت را در علقمه از بهر تیرها هدف امتحان شده این مشک آب آبروی اهل محشر است یعنی برای عالم و آدم امان شده دشمن اگر که دوروبرش پرسه میزند آقا بدون دست شده ناتوان شده این قد و قامتی که خودش یک قیامتست در بین ازدحام برایش نشان شده زهرا به یاد اینکه زمین خورد و پا نشد صاحب عزای هر شب او در جنان شده حالا که نیست اهل حرم گرد زینبند دیگر پناه اهل حرم عمّه جان شده @hadithashk
روز مرگ منه روزی که تا شی اسیر دست مشتی بی حیا شی فدا یک تار موت که تشنه موندم امیدوارم خودت آب خورده باشی اونا که از تو جز خوبی ندیدن برای کشتنت نقشه کشیدن محاله که یه لحظه ام چشم بدوزم به اونایی که دستاتو بریدن تو دستاته همه هستی عمو جون تو زخمی هم عموم هستی عمو جون واسه اینکه برا ما آب بگیری غرورت رو که نشکستی عموجون؟ فدا یک تار موت هستی عمو جون بکش از دور سرم دستی عمو جون تو حتی با همین چشمای زخمی برا ما چشم زخم هستی عمو جون @hadithashk
ای وجودت قرار ثارالله ابرویت ذوالفقار ثارالله قامتت افتخار ثارالله همه دار و ندار ثارالله مهربان قبیله ی احساس السلام و علیک یا عباس ریسمان الهی محکم صاحب اقتدار و هم پرچم مات چشمان تو همه عالم با وجود تو دل ندارد غم کاشف الکرب سیدالشهدا ای به قربان تو همه دنیا ما حسینی شدیم فقط با تو مونسی هم نداریم الا تو ما همه قطره ایم و دریا تو ما همه تشنه ایم و سقا تو تشنه ی لطف و جود و احسانت تشنه ی دیدن دو چشمانت خوش قد و قامتی و رعنایی فوق العاده ترین و زیبایی باب حاجات خلق دنیایی عشق ما ها و ارمنی هایی غیرت از ازل گرفتارت تا قیامت کرم بدهکارت چه بگویم ز بس که غوغایی نوکری کرده ای در آقایی در خصائص مثال مولایی سومین بچه شیر زهرایی داده مادر ز کودکی ام یاد وقت مشکل تو را زنم فریاد روز میلاد تو امامانت با ملائک شدن ثناخوانت بعد بوسه به رو و چشمانت همه بوسیده اند دستانت در دوعالم زبان زدی ساقی عالمی فانی و تویی باقی همه مبهوت احتشام تو اند کل ایران همه غلام تو اند کفتر جلد روی بام تو اند آذری ها مرید نام تو اند اینچنین میکنند از تو یاد یابن ام البنین اوین آباد بس که بر عهد خود عمل کردی پرم از عشق و از غزل کردی رخنه در قلبم از ازل کردی مشکل آوردم و تو حل کردی چاره ساز مسائل مشکل نظری کن به ما ابوفاضل ساقی خانواده ی خورشید ساغر چشم های پر امید هر که آمد زما ، نسب پرسید گفته ایم حرف حقِ بی تردید ما همه نوکریم نسب به نسب خاک پای تو ایم خدای ادب شعله ی سوز آه ثارالله لشگر و هم سپاه ثارالله ای به دستت نگاه ثارالله حضرت مهر و ماه ثارالله بر دلم مهرت از ازل افتاد شیر ام البنین حلالت باد مدح تو بیش از آنچه گفتم بود گفتم اما ببخش کم هم بود تا تو بودی حسین بی غم بود دست تو تا همین که پرچم بود سمت خیمه غمی نمی تابید فارغ از غم رقیه میخوابید بس که برتو حسین باور داشت با تو انگار که دو لشگر داشت لشگری مثل تو برادر داشت تا تو بودی علیِ اصغر داشت بین آن و دشت و قوم درنده شد حسین هم به تو پناهنده رفتنت از حرم مسلم شد نگرانت دم مخیّم شد تا که رفتی دلش پر از غم شد سایه ات تا که از حرم کم شد نگران حرم شد و معجر لرزش دست هاش شد بدتر وای از آن لحظه ای که غوغا شد حرمله با کمان محیا شد غرق تیر عدو سراپا شد در میان خیام بلوا شد خیمه ها غرق ترس شد کم کم شد گره های روسری محکم @hadithashk
دنیا و زیر پرت می‌گردونم دشمنو دور سرت می‌گردونم حتی با این کمر شکسته هم اجازه بدی برت می‌گردونم تو امید آخر منی بمون تکیه‌گاه خواهر منی بمون نزا دنیا رو سرم خراب بشه تو ستون لشکر منی بمون تو باشی حرمله جرأت نداره که بخواد تیر سپر در بیاره پاشو کارشو تموم کن و نزار پاره پاره شه گلوی شیرخواره تو بری خون به دل ما میکنن مارو با خنده تماشا میکنن پاشو و ببین که از حالا دارن قتلگاهمو مهیا میکنن تو بری خیلی حسین تنها میشه چشمای خواهرمون دریا میشه سر اینکه سرمو کی ببره میون شمر و سنان دعوا میشه خزون زندگیمو بهاری کن یه‌بار دیگه حسین و یاری کن لرزه افتاده به جون بچه ها رسیدن حرم، پاشو یه کاری کن @hadithashk
اي آب بقا اشک روانت عباس اي نور خدا در دل و جانت عباس يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم قربان دو چشم نگرانت عباس @hadithashk
بیا ای چاره ی کارم. أغثنی یا اباصالح ببین که بی تو بیچارم. أغثنی یا اباصالح در این دنیا وانفسا در آن عقبای واویلا فقط تنها تو را دارم. أغثنی یا اباصالح تویی تو دین و ایمانم. تویی آرامش جانم تویی ماه شب تارم. أغثنی یا اباصالح به هر دردی طبیی تو بخوان امن یجیبی تو ببین مولا که بیمارم. أغثنی یا اباصالح پریشانم پریشانم. پشیمانم پشیمانم گرفتارم گرفتارم. أغثنی یا اباصالح منم آن یار سربارت همان که داده آزارت ببخشا گر خطاکارم أغثنی یا اباصالح تو میخوانی غم مارا تو داری مرهم مارا تو می دانی که ناچارم أغثنی یا اباصالح من اشک نم نم آوردم. ببین مولا کم آوردم تویی تنها خریدارم أغثنی یا اباصالح به خشکی لب اصغر به اشک دیده ی مادر نگاهی بر دل زارم. أغثنی یا اباصالح بیا جانها بقربانت تورا جان عموجانت گره واکن تو کارم. أغثنی یا اباصالح @hadithashk
مهر شده ست مشتری نور شمایل تو را ماه نموده آرزو جلوه ی کامل تو را وه چه قیامتی به پا کرده شکوه قامتت دیده زشوق دیده آن دیده ی خوشگل تو را ای در ناب هل اتی، دو دست کرده ای عطا دو بال هم بجای آن ، نداشت قابل تو را محمل رادمردی و فضل و فتوت و ادب دهر کجا توان کشد بار حمایل تو را خصلت توست مردی و عهدو وفا مرام تو ادب عصاره ای بود جمع خصائل تو را عقل شده‌ ست مات تو محو تو و صفات تو مانده که سجده چون کند قبله ی مایل تو را مرجع رساله می‌دهد غافل از اينکه جبرئیل عمر نهاده خوانده یک سطر رسائل تو را هم که به فضل قائلی هم که ابوالفضائلی شرح چسان دهد غزل جمع فضائل تو را گر که خدا زند سند جنت خود بنام تو داده یک از هزار حق مزد نوافل تو را کفر نگفته ام که حق مزد تو را بر آن شود تا بنهد وصال یار اجر مقابل تو را جنت بی حسین را کی تو پسندی از وفا نور حسین روشنی داده محافل تو را وافی شهره در وفا ساقی آل مصطفی قحطی آب شعله زد آتش در دل تو را دست بدادی و بصر هم که سپر نموده سر تا ندهد فلک هدر قربه حاصل تو را آه از آن دمی که شد تیر به مشک آب تو خرد نمود موج غم زورق ساحل تو فاطمه گشته در خروش وز غم روضه ات زهوش باز نمیکنم از این بیش مقاتل تو را کاش که در قیامت از جمله شاهدان شوم تا که به دیده بنگرم کیفر قاتل تو را دست تهی نمی رود سائلی از سرای تو ام بنین عطا کند حاجت سائل تو را @hadithashk
یا عباس جیب المای لسکینه
بی سر و پا در میان بزم سقا آمدم التفاتی کن به اذن تو در اینجا آمدم ای امام آخرین قربان الطافت شوم قطره‌ای هستم به سویت شور دریا آمدم زخمی دردم ندارم چاره‌ای غیر از طبیب در شب عباس من بهر مداوا آمدم میدهم سوگند بر جان عمویت رحم کن رو سیاه عالمم، غمگین و رسوا آمدم دستگیری کن به حق آن دو دستان قلم دستگیری کن در این وادی که تنها آمدم آن کسی که مایه ای از خود ندارد چون کند مثل رعیت پیشه‌ای در پیش مولا آمدم حضرت صاحب زمان الغوث امدادی نما از سر ناچاری ست فرزند زهرا آمدم @hadithashk
ای فاتحِ تاریخ عاشورا ابالفضل ای صاحب سرخی تاسوعا ابالفضل ای بیرقت بالاتر از بالا ابالفضل دریاتر از دریاتر از دریا ابالفضل بی تو علَم بی تو قدم بی تو نفَس نه جز تو سرِ ما خم شود در پیشِ کس؟ نه غیرِ از تو کس داریم نه، فریادرس نه تنها تویی تنها تویی تنها ابالفضل آه ای ضریحت بهترین بوسیدنی‌ها زوارِ تو با ما برادرها تنی‌ها حاجت گرفتیم از شما با ارمنی‌ها معراج‌ها داریم شبها تا ابالفضل ما با تو بی‌مرزیم در دنیا نه با غیر هربار سر را پیشت آوردیم تا غیر یک عمر تکیه بر تو کردیم و ولاغیر صد هیچ هِی بردیم دنیا را ابالفضل گیرم گره داریم و در آماجِ دردیم یک تخته‌پاره در تبِ امواج دردیم گیرم شبیخون خورده در تاراج دردیم با تو چه غم داریم در غمها ابالفضل ایران علَم را بر زمین بگذارد اصلاً برگردد از راهی که دارد از تو حاشا یک لحظه کم بگذارد از این عشق کلاً پا بر سر افعی بکوبد با ابالفضل سر بر ضریح تو که بگذاریم کافی است تنها بگو که بد بدهکاریم کافی است باب‌الحوائج را اگر داریم کافی است مَشتی ندیدم در جهان الا ابالفضل اُم‌البنین داریم اگر داریم عباس این سایه را بر روی سر داریم عباس ما را رها سازد مگر داریم عباس با تو گره خورده است خاکِ ما ابالفضل ایرانَ باخ ایرانَ باخ ایرانَ عباس دُنیا یالان دُنیادی باخ ویرانَ عباس شیعه دِدی توشدی اگه طوفانَ عباس سیز هامّی بیز دونیادَ اما با ابالفضل هرچند نامت آمد و غم گریه کردیم ما را ببخش آقا تو را کم گریه کردیم باید که می‌مُردیم باهم گریه کردیم ای تکیه‌گاه زینب کبریٰ ابالفضل وقتی که اُفتادی زمین اُفتاد زینب ای‌داد از حال رُباب ای‌داد زینب دنبال تو خون‌ناله سر می‌داد زینب وای از حرم وای از حرامی‌ها ابالفضل از مَشک پاره آب نه که جان تو ریخت این‌دفعه تیر حرمله مژگان تو ریخت مَشکت به دندان بود که دندان تو ریخت طفلی به عمه گفت کو... بابا... ابالفضل یک دست دارد بر کمر یک دست بر سر آقای ما حیران شده حیران نه بدتر باید برَد تا خیمه‌اش خواهر نه مادر اُفتاده‌ای بر چادر زهرا ابالفضل دیگر عبایی نیست تا که جمع گردی با من که نایی نیست تا که جمع گردی در خیمه جایی نیست تا که جمع گردی اکبر پُرش کرده است آنجا را ابالفضل... @hadithashk