eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
170 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
دنیا و زیر پرت می‌گردونم دشمنو دور سرت می‌گردونم حتی با این کمر شکسته هم اجازه بدی برت می‌گردونم تو امید آخر منی بمون تکیه‌گاه خواهر منی بمون نزا دنیا رو سرم خراب بشه تو ستون لشکر منی بمون تو باشی حرمله جرأت نداره که بخواد تیر سپر در بیاره پاشو کارشو تموم کن و نزار پاره پاره شه گلوی شیرخواره تو بری خون به دل ما میکنن مارو با خنده تماشا میکنن پاشو و ببین که از حالا دارن قتلگاهمو مهیا میکنن تو بری خیلی حسین تنها میشه چشمای خواهرمون دریا میشه سر اینکه سرمو کی ببره میون شمر و سنان دعوا میشه خزون زندگیمو بهاری کن یه‌بار دیگه حسین و یاری کن لرزه افتاده به جون بچه ها رسیدن حرم، پاشو یه کاری کن @hadithashk
اي آب بقا اشک روانت عباس اي نور خدا در دل و جانت عباس يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم قربان دو چشم نگرانت عباس @hadithashk
بیا ای چاره ی کارم. أغثنی یا اباصالح ببین که بی تو بیچارم. أغثنی یا اباصالح در این دنیا وانفسا در آن عقبای واویلا فقط تنها تو را دارم. أغثنی یا اباصالح تویی تو دین و ایمانم. تویی آرامش جانم تویی ماه شب تارم. أغثنی یا اباصالح به هر دردی طبیی تو بخوان امن یجیبی تو ببین مولا که بیمارم. أغثنی یا اباصالح پریشانم پریشانم. پشیمانم پشیمانم گرفتارم گرفتارم. أغثنی یا اباصالح منم آن یار سربارت همان که داده آزارت ببخشا گر خطاکارم أغثنی یا اباصالح تو میخوانی غم مارا تو داری مرهم مارا تو می دانی که ناچارم أغثنی یا اباصالح من اشک نم نم آوردم. ببین مولا کم آوردم تویی تنها خریدارم أغثنی یا اباصالح به خشکی لب اصغر به اشک دیده ی مادر نگاهی بر دل زارم. أغثنی یا اباصالح بیا جانها بقربانت تورا جان عموجانت گره واکن تو کارم. أغثنی یا اباصالح @hadithashk
مهر شده ست مشتری نور شمایل تو را ماه نموده آرزو جلوه ی کامل تو را وه چه قیامتی به پا کرده شکوه قامتت دیده زشوق دیده آن دیده ی خوشگل تو را ای در ناب هل اتی، دو دست کرده ای عطا دو بال هم بجای آن ، نداشت قابل تو را محمل رادمردی و فضل و فتوت و ادب دهر کجا توان کشد بار حمایل تو را خصلت توست مردی و عهدو وفا مرام تو ادب عصاره ای بود جمع خصائل تو را عقل شده‌ ست مات تو محو تو و صفات تو مانده که سجده چون کند قبله ی مایل تو را مرجع رساله می‌دهد غافل از اينکه جبرئیل عمر نهاده خوانده یک سطر رسائل تو را هم که به فضل قائلی هم که ابوالفضائلی شرح چسان دهد غزل جمع فضائل تو را گر که خدا زند سند جنت خود بنام تو داده یک از هزار حق مزد نوافل تو را کفر نگفته ام که حق مزد تو را بر آن شود تا بنهد وصال یار اجر مقابل تو را جنت بی حسین را کی تو پسندی از وفا نور حسین روشنی داده محافل تو را وافی شهره در وفا ساقی آل مصطفی قحطی آب شعله زد آتش در دل تو را دست بدادی و بصر هم که سپر نموده سر تا ندهد فلک هدر قربه حاصل تو را آه از آن دمی که شد تیر به مشک آب تو خرد نمود موج غم زورق ساحل تو فاطمه گشته در خروش وز غم روضه ات زهوش باز نمیکنم از این بیش مقاتل تو را کاش که در قیامت از جمله شاهدان شوم تا که به دیده بنگرم کیفر قاتل تو را دست تهی نمی رود سائلی از سرای تو ام بنین عطا کند حاجت سائل تو را @hadithashk
یا عباس جیب المای لسکینه
بی سر و پا در میان بزم سقا آمدم التفاتی کن به اذن تو در اینجا آمدم ای امام آخرین قربان الطافت شوم قطره‌ای هستم به سویت شور دریا آمدم زخمی دردم ندارم چاره‌ای غیر از طبیب در شب عباس من بهر مداوا آمدم میدهم سوگند بر جان عمویت رحم کن رو سیاه عالمم، غمگین و رسوا آمدم دستگیری کن به حق آن دو دستان قلم دستگیری کن در این وادی که تنها آمدم آن کسی که مایه ای از خود ندارد چون کند مثل رعیت پیشه‌ای در پیش مولا آمدم حضرت صاحب زمان الغوث امدادی نما از سر ناچاری ست فرزند زهرا آمدم @hadithashk
ای فاتحِ تاریخ عاشورا ابالفضل ای صاحب سرخی تاسوعا ابالفضل ای بیرقت بالاتر از بالا ابالفضل دریاتر از دریاتر از دریا ابالفضل بی تو علَم بی تو قدم بی تو نفَس نه جز تو سرِ ما خم شود در پیشِ کس؟ نه غیرِ از تو کس داریم نه، فریادرس نه تنها تویی تنها تویی تنها ابالفضل آه ای ضریحت بهترین بوسیدنی‌ها زوارِ تو با ما برادرها تنی‌ها حاجت گرفتیم از شما با ارمنی‌ها معراج‌ها داریم شبها تا ابالفضل ما با تو بی‌مرزیم در دنیا نه با غیر هربار سر را پیشت آوردیم تا غیر یک عمر تکیه بر تو کردیم و ولاغیر صد هیچ هِی بردیم دنیا را ابالفضل گیرم گره داریم و در آماجِ دردیم یک تخته‌پاره در تبِ امواج دردیم گیرم شبیخون خورده در تاراج دردیم با تو چه غم داریم در غمها ابالفضل ایران علَم را بر زمین بگذارد اصلاً برگردد از راهی که دارد از تو حاشا یک لحظه کم بگذارد از این عشق کلاً پا بر سر افعی بکوبد با ابالفضل سر بر ضریح تو که بگذاریم کافی است تنها بگو که بد بدهکاریم کافی است باب‌الحوائج را اگر داریم کافی است مَشتی ندیدم در جهان الا ابالفضل اُم‌البنین داریم اگر داریم عباس این سایه را بر روی سر داریم عباس ما را رها سازد مگر داریم عباس با تو گره خورده است خاکِ ما ابالفضل ایرانَ باخ ایرانَ باخ ایرانَ عباس دُنیا یالان دُنیادی باخ ویرانَ عباس شیعه دِدی توشدی اگه طوفانَ عباس سیز هامّی بیز دونیادَ اما با ابالفضل هرچند نامت آمد و غم گریه کردیم ما را ببخش آقا تو را کم گریه کردیم باید که می‌مُردیم باهم گریه کردیم ای تکیه‌گاه زینب کبریٰ ابالفضل وقتی که اُفتادی زمین اُفتاد زینب ای‌داد از حال رُباب ای‌داد زینب دنبال تو خون‌ناله سر می‌داد زینب وای از حرم وای از حرامی‌ها ابالفضل از مَشک پاره آب نه که جان تو ریخت این‌دفعه تیر حرمله مژگان تو ریخت مَشکت به دندان بود که دندان تو ریخت طفلی به عمه گفت کو... بابا... ابالفضل یک دست دارد بر کمر یک دست بر سر آقای ما حیران شده حیران نه بدتر باید برَد تا خیمه‌اش خواهر نه مادر اُفتاده‌ای بر چادر زهرا ابالفضل دیگر عبایی نیست تا که جمع گردی با من که نایی نیست تا که جمع گردی در خیمه جایی نیست تا که جمع گردی اکبر پُرش کرده است آنجا را ابالفضل... @hadithashk
حیدر رسیده بود ، پیمبر رسیده بود همراه این دو ، سوره ی کوثر رسیده بود خواهر دوید سمت برادر ولی دریغ آن لحظه ای رسید که لشکر رسیده بود از خاتم حسین ، تعاریف بی شمار به گوش ساربان ستمگر رسیده بود کار عصا و نیزه و شمشیر شد تمام نوبت به شمر و سینه و خنجر رسیده بود خنجر نمی برید گلوی حسین را به بوسه گاه حضرت مادر رسیده بود حق داشت زینبی که به صبرش ملقب است با قتل صبر ، صبرش اگر سر رسیده بود هنگام ظهر کشتن آقا شروع شد اما غروب ، کار به آخر رسیده بود @hadithashk
چشمی به خون نشسته و چشمی به اشک زار تنگ است سینه ی من از این شامِ گریه دار امشب اگر چه شانه به دستان زینب است فردا به دست های سنان است زلف یار بردار گونه را ز سر خاک های دشت روی امام خیمه کجا و کجا غبار اردوی توست ، اینکه بهم ریخته حسین این خیمه های توست ندارد دگر قرار قرآن بخوان که حالت زینب عوض شود فردا تو را به نیزه زند قوم نابکار برخیز و خار های سر راه را بگیر فردا مصیبت است برای برهنه … خار امشب بغل بگیر کمی بچه هات را فردا زمان نداری و داری هزار کار خیلی بیا دهن به دهن با سنان نکن این قصه آخرش بخدا هست ناگوار از روی ذوالجناح میفتی میان دشت بر روی ماسه های بیابانی ای سوار نیزه تو را به خاک گرفتار می‌کند بر نیزه ها و تیر و سنان میشوی دچار دل ناگران خیمه خود میشوی حسین دل ناگران خیمه خود موقع فرار ای با وقارِ زینب کبری ! نخور زمین خورده بهم وقار تو ای شاه با وقار @hadithashk
شب آخر شده و فرصت ما در گذر است زینبت سخت بهم ریخته و خون جگر است بیشتر در برم ای یار مناجات بخوان چشم بر هم بزنی سوره ی فجرم، سحر است روی شاداب و رخ ماهِ برافروخته ات همه از شوق رسیدن به وصال پدر است شده که وقت دعا باشد و یادت نکنم؟! یادت ای مونس قلبم، همه جا در نظر است چندمین بوته ی خار است که امشب کندی؟! حق بده که دل من مضطرب و شعله ور است جدمان گفته چه سخت است غم روز دهم خواهرت از همه ی واقعه ها باخبر است نه غمت هست چو یحیی و نه چون اسماعیل غم قربان شدنت، سخت تر و سخت تر است ظهر فردا که شود از غم سقای حرم دست من روی سر و دست تو روی کمر است با غم سینه و با تیر سه شعبه چه کنم؟! آن که هر شعبه ی آن شاخه ای از میخ در است نکند حنجرت از پشتِ سرت ذبح شود نکند بوسه‌ی من زیر گلو دردسر است عصر فردا بدنت زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوعِ به لبم بی ثمر است می نویسند تواریخ پس از رفتن تو خواهرت با عمر سعد و سنان همسفر است @hadithashk
عباسی و وزیر شهنشاه دین تو یی مسند نشین دیگر عرش برین تویی تاج سری و بر شهدا برترین تویی پور علی و زاده ی ام البنین تویی شان تو نیز در حد یاسین و هل اتی ست نام تو را را بدون وضو گر برم خطاست تو جلوه ای ز نور خداوند داوری تو پاسدار حرمت آل پیمبر ی آیینه ی تمام نمایی ز حیدری فرزند پاک حضرت زهرای اطهری نازند بر تو احمد و زهرا و بوالحسن ای نازنین ، تو عشق حسین هستی و حسن وصف تو را چسان کنم ای نازنین نگار ای گل طراوت تو زند طعنه بر بهار نور تو روشنائی هر لیل و النهار شد آفریده از خم ابروت ذوالفقار سرو قد بلند تو شد محشر آفرین تو روشنای محشری ای شاه مه جبین پیشانی ات بلند چو پهنای آسمان گم گشته در تلاطم گیسوت کهکشان گیسو ، کمندِ هر دل و ابروت چون کمان چشمت چو دُرّ و لعل لبانت قرار جان ای روی تو ز یوسف کنعان ملیح تر نور محمدی و ز عیسی مسیح تر ای پهلوان لشگر سالار کربلا لشگر شکن امیر و علمدار کربلا میرنمونه ، حیدر کرار کربلا ساقی علقمه، گل بی خار کربلا ای هیبت تو لرزه فکنده به جان خصم هر چه حسین گفت بگفتی به روی چشم ای ماه هاشمی نسب، ای میر علقمه چون زینب و حسین و حسن، یابن فاطمه بودی و بود در دل خصم از تو واهمه آه از دمی که خصم نمودند هلهله کشتی شکست خورده ی طوفان به گل نشست پشت شهید کرب و بلا از غمت شکست @hadithashk
هیچکس درد مرا جز تو نفهمید حسین و کسی حال مرا جز تو نپرسید حسین آمدم روضه و خالی شدم و فهمیدم دردِ دلهای مرا غیر تو نشنید حسین من ملَک بودم و فردوسِ برین جایم بود لطفت آورد مرا خیمه‌ی خورشید حسین جگرم خرج تو شد ای جگرت خرج علی چشم ما سرخ شد آنقدر که بارید حسین من به اُمید فرج آمده‌ام، کاری کن کس نرفته‌است از این غمکده نومید حسین داشتم هرچه به تاراج غمش رفت، فقط... به روی سنگ مزارم بنویسید حسین امشبی را شه دین در حرمش مهمان است روضه خوان خواند و فقط فاطمه نالید حسین تا خجالت نکشد تا که نمیرد عباس پیش زینب زِ امان‌نامه نپرسید حسین بیشتر زخم ،کف پای یتیمان می‌شد تا دم صبح اگر خار نمی‌چید حسین تار چشمش شده بود از عطش و آنهمه زخم آنقدر تار که جز دود نمی‌دید حسین دست خالی که نرفت از سر او هیچ کسی هرچه را داشت در آن معرکه بخشید حسین شمر مایوس شد و خواست از آن سینه رود تا نصیبی ببرد چون همه...، چرخید حسین داشتیم آنچه که ما عشق تو بر بادش داد داشتی هرچه که تو حرمله دزدید حسین @hadithashk