eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
173 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
چهل غروب سرم گرم دردهای دلم بگو چه چاره کنم با غمت برای دلم ستاره‌های بیابانِ همسفر با من شنیده‌اند همه بی‌صدا صدای دلم همین که رفت به گودال شمر بی‌پروا طلوع کرد سرِ نیزه ماجرای دلم هنوز می‌وزد از خیمه‌های سوخته‌ات چقدر بوی عطش بوی نینوای دلم مرا دوباره به پابوسی‌ات فراخواندی که هم‌کلام شوی بین کربلای دلم شکوه قافله اعجاز نام و یاد تو بود غمت شراب نگاه من و صفای دلم @hadithashk
چگونه جلوه کند اشک غربتِ کلمات مگر به دفتر خیسم دهد اجازه فرات برای از تو نوشتن گرفته چله‌ی آه میان اوج سیاهی شکسته قلب دوات وضوی حسرت دیدار کربلا، زخم است که نیست بی‌تو کسی را ز تیغ، راه نجات چقدر مرثیه‌خوانان درست می‌گویند که عشق بی‌تو حرام است از تمام جهات تویی که معنی آیات غرق معجزه‌ای تویی که نور بپاشی به وادی عتبات برای خواهر خود نیز واکن آغوشی که آمده به زیارت... زیارت حسنات چه زینبی که زبان از کمال وصفش لال! چه خواهری که بر او مانده چشم آینه مات! صدای غربت او زنگ کاروان را کشت اگرچه خطبه‌ی او زندگی‌ست در رگ ذات نماز قامت او پشت شعر را خم کرد عجب حکایت تلخی‌ست این حیات و ممات نفس‌نفس زده صحرا که کاروان برسد به شوق وصل امامی چنان تو در سنوات حسین جان! همه‌ی جانِ خواهرت بودی فدای خواهر خود بودی ای بهشتِ صفات برادری همه عاشق چو خواهری شیدا بر این برادر و خواهر هزارها صلوات @hadithashk
سلام ای‌سواره‌ها سلام ای‌پیاده‌ها سلام ای‌عمودها، موکب بین جاده‌ها سلام ای ارادت دهاتیان و ساده‌ها سلام‌ بی‌امان ما، به آستان اربعین درود بی‌کران ما به زائران اربعین خاک اگر به دیده و خار اگر به پا رود خوش‌است حال زائری که سوی کربلا رود چنان شهید هر قدم به دیدن خدا رود بوی بهشت می‌وزد ز کربلای تو حسین می‌شنوند زائران فقط صدای تو حسین توشه راه زائران چیست؟! غم حسین‌جان نیست به دوش‌های‌شان جز علم حسین‌جان زمزمه‌ی لبانشان فقط دم حسین‌جان به هر کجا که زائران قصد مقام می‌کنند ملائکه به خاک آن سرا سلام می‌کنند در این مسیر زائران به اذن مادر حسین قدم زدند هر قدم بیاد خواهر حسین سینه زدند یک‌به‌یک بیاد پیکر حسین قبیله‌ای که توشه‌اش پر از شکسته بالی است به کربلا روان ولی جای رقیه خالی است بعد هزار سال هم جوش‌و‌خروش می‌رسد صدای زنگ اشتران باز بگوش می‌رسد قبیله‌ات -حسین‌جان- سیاه‌پوش می‌رسد عزا، عزاست باز هم هیئت و دسته آمده بلند‌شو حسین‌من، زینب خسته آمده سفر بسر رسیده و وقت خطر گذشته‌است خواهر سنگ‌خورده‌ات ز شکوه در گذشته‌است بزم شراب‌دیده را آب ز سر گذشته‌است من از تمام پنج‌تن ببین پر از نشانه‌ام بیاد زخم‌های تو کبودِ تازیانه‌ام پاره‌جگر شدی تو از داغ علی‌اکبرت خون به‌جگر شدیم با داغ علی‌اصغرت پشت حرم شکست با رفتن آب‌آورت کنار نهر علقمه عجب غمی درست شد شکست قامت تو و عمود خیمه سست شد عزم وصال کردی و من به وداع آمدم بوسه به حنجرت زدم کاش ولی نمی‌زدم نشست روی سینه‌ات شمر لعین و دم‌به‌دم کشاند روی حنجرت خنجر و ناامید شد گفت ببرّم از قفا سر تو را... برید و...شد نیزه‌نشین شدی و ما اسیر دست قافله روح تو رفت عرش و ما کنار شمر و حرمله شهر‌به‌شهر دورمان خصم تو کرد هلهله کجا نرفت دخترت، چه‌ها ندید خواهرت چوب زدند بر لبت، سنگ زدند بر سرت @hadithashk
ای مصحف صد پاره ای عشق و امیدم بعد از چهل روز آمدم اینجا رسیدم برخیز از جا تا در آغوشم بگیری من بی تو حتی دیگر از جانم بریدم در این سفر خونین جگر کردند ما را جز هتک حرمت ها دگرچیزی ندیدم هرگز نمی بخشم جسارت هایشان را زخمیِ تازیانه از قومی پلیدم هم پای طفلان تو در راه اسارت گاهی زمین افتادم و گاهی دویدم هرجا که با یاد غمت اشکم روان شد زخم زبان و ناسزاها را شنیدم من که بزرگ قوم بودم روزگاری حالا دگر طعم حقارت را چشیدم یادم نرفته لحظه افتادنت را هرلحظه با یاد غمت آهی کشیدم تو شرط ضمن عقد من بودی و حالا بنگر چگونه از فراغت قد خمیدم داغ رقیه تا ابد در سینه ام ماند پژمرده شد از هجر تو یاس سپیدم (خزان) @hadithashk
توان حس کرد حال خواهرت را و باور کرت چشمان ترت را وداع آخرت آمد به یادم که دیدم من عمود آخرت را @hadithashk
گودال چشم جبرائیل بر گودال خونی مات شد مقتل تو جای پای عده ای الوات شد ارباً اربا بودی و یک طرفة العینی حسین پیکرت در پیش مادر بانی خیرات شد @hadithashk
گواهی می دهد چشمان زارم چهل روز است، گریه بوده کارم گذشته سخت بر ما شام، اما من از کوفه برایت حرف دارم @haduthashk
نظرم لحظه ای از دور و برت دور نشد بجز از نور تن پاک تو مستور نشد بوریا بود و تنت جمع شد، اما صد حیف چه کنم بین بیابان، کفنی جور نشد @hadithashk
تیغ ها با بغض بنشستند بر بال و پرت گریه سر دادند حتی نیزه ها دور سرت روز عاشورا که جن و انس ناله می زدند هلهله کردند جمعی بی حیا دور و برت @hadithashk
مثل هلال بود که نوری شکسته داشت آن خواهری که قلب صبوری شکسته داشت کوه غیور بود و غروری شکسته داشت آیینه کاروان بلوری شکسته داشت آری بلورهای ترک خورده آمدند آن نازدانه های کتک خورده آمدند زینب که رعدوبرق ، که طوفان ، که موج بود زینب که فرد بود ، که زهرای زوج بود در چادرش سپاه حیا فوج فوج بود در عرش ِ خطبه‌هاش شجاعت در اوج بود روز چهلّم آمد و افتاد روی خاک افتاد و عرض کرد أخی أُختک فداک افتاد و زخم را به دل بیقرار زد فریاد کرد و ضجه کشید و هوار زد هی خاک مشت کرد و به رویش غبار زد حتی ز پیش روش ملک را کنار زد یک دفعه رود ناله‌ی او از خروش رفت زنها کمک کنید که زینب ز هوش رفت آمد به هوش و ناله ای از نای دل کشید با گریه خاک کربوبلا را به گل کشید از هرم آفتاب خودش را به ظل کشید خود را به سمت قبر برادر خجل کشید پس با زبانحال غم آن خواهر نجیب رو بر حسین کرد که یا ایهاالغریب روزی که از کناره‌ی گودال قتلگات راهی شام و کوفه شدم با مخدرات گفتم سوی مدینه که ای صاحب حیات هذا مرمل بدما هذه بنات با آن بنات آمدم از های‌و هوی شام ای صید سر بریده‌ی در خاک و خون سلام از زیر بامهای پر از سنگ آمدیم با گونه‌ی پر از اثر چنگ آمدیم از کوچه‌های پر گذر تنگ آمدیم از شام و کوفه آه نه از جنگ آمدیم پا شو سپاه گریه‌ی خود را نظاره کن در گوش دختران حرم گوشواره کن ما حاجیان محرم در شام بوده ایم در پای نیزه‌ی تو در احرام بوده ایم گر سنگ خوردگان ز سر بام بوده ایم با یک نظر به نیزه ات آرام بوده ایم آرامش مرا سر نیزه به هم زدند آن سنگها که بر روی ماهت قدم‌زدند ای تربتت شفا که به خاک آرمیده ای ما را در این سفر ز سر نیزه دیده ای هر جا ز دختران ابتایی شنیده ای شمر و سنان زدند بر آنها کشیده ای دیدی چه‌ با مشقت و آزار رفته ایم کت بسته بین کوچه و بازار رفته ایم من گریه ها برای تو کردم در این طواف من زخم ها به عشق تو خوردم در این مصاف از آن هزار و نهصد و پنجاه تا شکاف میخورد تیغ بر تو و بر زینبت غلاف میپرسی ام چطور ، کجا یا که کی زدند ای خیزران چشیده مرا کعبه نی زدند از دخترت نپرس برادر که وای وای یک ماه گریه کرد برای تو های های خواباندمش شبی به روی پا به لای لای دست نوازشم به مویش خورد گفت آی با سنگ‌ آتشین به سرش تیر میزدند طفل گرسنه را به دل سیر میزدند @hadithashk
ای چراغ هدایتِ عالم ، به کدامین گناه کشته شدی؟ ای به زخم جهانیان مرهم، به کدامین گناه کشته شدی؟ زینت دوش مصطفی بودی ،جانِ زهرا و مرتضی بودی بهترین یار مجتبی بودی ، به کدامین گناه کشته شدی؟ سرورِ هر جوانِ اهلِ بهشت ، معنیِ واقعیِ پاک سرشت قلمم گریه کرد تا که نوشت ، به کدامین گناه کشته شدی؟ از تو غیر از خدا مگر دیدند ؟ غیر حق از تو هیچ نشنیدند پس چرا طبل جنگ کوبیدند ؟ به کدامین گناه کشته شدی؟ تشنه بودی و خسته بودی تو ، چقدر دل شکسته بودی تو چشم بر خیمه بسته بودی تو ، به کدامین گناه کشته شدی؟ از روی اسب بر زمین خوردی ، طاقت از قلب آسمان بردی نیزه در پشت نیزه میخوردی ، به کدامین گناه کشته شدی؟ از غمت عمری است گریانیم ، سینه زن،لطمه زن ، پریشانیم با دلی غرق حُزن میخوانیم ، به کدامین گناه کشته شدی؟ (یونس) @hadithashk