eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
173 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوز دل نگرانم از آن دوشنبه به بعد هنوز آه نهانم از آن دوشنبه به بعد مراشکسته در این خانه خنده های زنم کسی نبود که حرفی مگو به او بزنم مدینه سبّ علی میکند مقابل من رفیق نان و نمک، طعنه می زند به حسن به آن دلی که شکسته است دست رد زده اند چهل نفر به غرور حسن لگد زده اند بگو که خوردم از این ها شکست سنگینی زده است مادر من را چه دست سنگینی میان کوچه زمین خورد گل؛ ز ریشه شکست همینکه ضربه بد خورد، بار شیشه شکست غریب ماندن بابایم از سرم افتاد دری که سوخت فقط روی مادرم افتاد دعای مادر خود را شنیدم ای مردم قنوت دست ورم کرده دیدم ای مردم به خانه، حوریه را دست بر کمر دیدم لباس پاره او را به میخ در دیدم شنیدم آیه الهکم التکاثر را ولی نشد بتکانم غبار چادر را چقدر غصه آن کوچه ها بی اندازه است هنوز خونِ روی گوشواره اش تازه است حسین و زینب و عباس را خبر بکنید نظر به تشت و به این پاره جگر بکنید اگرچه خون دل تازه روی این لب هست هزار شکر که عباس، پیش زینب هست اگرچه تیر، تنم را به چوب می دوزد چه خوب، معجر زینب دگر نمی سوزد به دست های پراز بوسه ام طنابی نیست کنار تشت من اینجا دگر شرابی نیست تمام درد حسن درد کربلاست حسین سرت مقابل زینب به نیزه هاست حسین @hadithashk
چقدر نام دل انگیز شما غم دارد بعد دو ماه فقط روضه تو را کم دارد یک شب روضه ی جانسوز تو ای ماه غریب "داغ اندازه ی یک ماه محرم دارد" مادرت گفت بگویید به مردم آخر فاطمه غیر حسینش، حسنی هم دارد ای غریبانه ترین زخم حرم، این ماتم فقط از اشک محبان تو مرهم دارد آنکه باید به تو آرامش جان می نوشاند عوض عاطفه، پیمانه ی او سم دارد گریه کن های تو هرچند که کمتر هستند روضه ی کوچه ولی آدمِ محرم دارد وسط کوچه دلت سوخت سپس عمر تو سوخت مو سپیدی تو یک علت محکم دارد @hadithashk
خدا به خیر  کند ، روضه های امشب را بگو جناده تمیز کن ، خون بر لب را تمام ترس من این است قبل بردن تشت کسی خبر بدهد خواهر تو  زینب را @hadithashk
یا رسول الله ای آیینه ذات خدا یا حبیب الله ای خیر البشر خیر الوری حُسن خُلقت شهره در هفت آسمان و در زمین من کجا و مدح تو یا رحمت للعالمین در دوعالم مقتدای بوذر و سلمان تویی این دو نه، بلکه امیر عالم امکان تویی لحظه های استجابت را تو معنا کرده ای پرچم عدل و عدالت را تو برپا کرده ای تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک با تولّای تو سرمستیم و بهرت سینه چاک هر که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند در مقام قرب، عِزّ و آبرویش می دهند شُکر ایزد اینکه ما از پیروانت گشته ایم با دعای خیر تو از رهروانت گشته ایم رفتی و داغ تو پشت رحمت دین را شکست غصه های بی شماری بر دل کوثر نشست هتک حرمت، خون دل، سربسته گویم ماجرا درد پهلو، روی نیلی، غربت آل عبا ما از این نامهربانی ها پریشان خاطریم شِکوِه هامان را به سوی حجت الله می بریم ای که با خون دلت پرورده ای اسلام را با کتاب و عترت خود برده ای ابهام را ما کنون یاری گر دین تو هستیم ای نبی جان نا مقدار ما بادا به قربان ولی مکتب نورانی تو دست ما افتاده است امت تو با ولایت دست بیعت داده است شیعه و سنی همه تحت لوای احمدیم ماهمه دلدادگان آن رسول سرمدیم رمز پیروزی یقینا وحدت و ایستادگیست تفرقه ممنوع؛ اینک موقع همبستگیست فاتح جنگیم و بیزاریم از خصم یهود تا ابد بر روح تهرانی مقدم ها درود فاتح و فتاح و خرمشهر و سجیلیم ما در نبرد ابرهه طیرا ابابیلیم ما وعده حقیم و پیروزیم بر خناس ها این حرم دارد هزاران قاسم و عباس ها گرچه از داغ عزیزان غرق آه و محنتیم لیک ما هم چون سلامی جانفدای ملتیم گوشمان همواره بر فرمایشات نائب است وقت مرگ و وقت تدفین رژیم غاصب است (خزان) @hadithashk
امشب شبِ شهادت پیغمبر خداست امشب تمام عرش سیه پوش این عزاست جن و مَلک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف سلطان انبیاست خیل رُسُل به ماتم و جبریل نوحه گر فریادشان به ارض و سما وا محمّدا ست زهرا و حیدر و حسنینند غرق غم زینب ز کودکی به غم و رنج مبتلاست در کُنج بستر است و نگاه مبارکش گاهی به سوی فاطمه گاهی به مرتضی ست گاهی به دیده ی نگران غرقِ در غم است دلشوره اش شروع نخستین فتنه هاست مزد رسالت نبوی را چه خوش دهند آندم که پاره ی تن او بین شعله هاست در بین آتش و در و دیوار مانده است زهرا که پاره ی تن و ناموس کبریاست گویا به چشم دیده که از کینه بسته اند دستان مرتضی که شه مُلک لافتی ست چشمش گهی به سوی حسین است و گاه بر رخسار پاک و دیده ی گریان مجتبی ست در تشت دیده لخته ی خونِ جگر بسی کان آتشش ز اخگر الماس ریزه هاست گریان تر آن دمی ست که بیند به گوشه ای در بر گرفته زانوی غم ، شاه کربلاست یاد آرد آن دمی که حسینش به دوش او بود و سرش به کرب و بلا از بدن جداست یاد آرد آن دَمی که شود تشنه لب شهید پیکر به روی خاک و سرش روی نیزه هاست ای مسلمین نبی ز جهان میرود ولی تازه شروع فتنه ی آن قوم بی حیاست @hadithashk
لحظه های فراق و دلتنگیست آرمیده نبی به بستر خویش نه ز دنیای دون که دل کندن سخت باشد ز روی دختر خویش دید زهرا چه بیقرار شده اشک بسیار کرده بیتابش دید، این آه و زاری بی حد پیش چشم پدر کند آبش گفت زهرا بیا پدر به فدات در کنارم عزیز دلجو یم بیقراری مکن عزیز دلم تا که راز نهفته ای گویم لب خود را کنار گوشش برد همه گفتند میدهد پندش لحظاتی دگر همه دیدند همره اشکهاش، لبخندش حیدرو زینب و حسین و حسن همه بودند محو گفتارش همه حیران ، چه گفت پیغمبر فاطمه شاد گشته رخسارش نکند ماندن رسول الله راز فرموده ی پیمبر بود کاش راز سلامتش باشد آنچه با پاره ی تنش فرمود فاطمه ، ای ملیکه ی ملکوت جان عالم فدات یا زهرا راز بگشا، بگو که پیغمبر دم آخر چه گفت با زهرا گفت زهرا که مژده اش این بود وحی فرموده ذات حضرت حق به پدر در بهشت فاطمه جان اولین کس تو میشوی ملحق @hadithashk
با رفتنت غریبی حیدر شروع شد توهین به بیت دخت پیمبر شروع شد تا پشت پا زدی به جهان و تجمّلش از پشت در مصیبت مادر شروع شد @hadithashk
بر دلم صبح ازل ، مِهرت نظر انداخته گوشه چشمی بر من خونین جگر انداخته بنده ای ؟ پروردگاری ؟ این شکوه لایزال شاعرانت را به اما و اگر انداخته ساقی معراج ! عرش گنبد خضرایی ات هر ملک را در فلک از بال و پر انداخته نسخه ی درمان نمی خواهند بیماران عشق درد را چشم طبیبت‌ از اثر انداخته مهربانی نگاهت ای زلال سر به زیر دولت تزویر را از زور و زر انداخته این تنور داغ مدح خلق و خوی قدسی ات نان خوبی دامن اهل هنر انداخته ذوق ماندن در جهان بعد از خدیجه با تو نیست خاطراتش در سرت شوق سفر انداخته َبر من دل نازک دلداده رحمی کن رئوف در مصاف داغ تو ، صبرم سپر انداخته آمدم بر آستانت در زنم یادم نبود ! میخ سرخی کوثرت را پشت در انداخته @hadithashk
بنده ایم عشق تورا ، در همه جا بالاییم شکر حق زیر قدم های خدا بالاییم جام مارا سر این سفره بگیر ای ساقی بیش از این پُر مکن از باده که ما بالاییم بین هر جرعه فقط روی تورا میبینیم یا تو هستی وسط میکده یا بالاییم شأن مجلس به گدای تو ارادت دارد سالها میشود از لطف شما بالاییم اعتباریست که مهر تو به ما بخشیده است ورنه ما جز سر این سفره ، کجا بالاییم؟ ما اگر مدعی عشق تو هستیم خوشیم ما در این مرتبت صدق و صفا بالاییم مذنبین را به شفاعت برسان اول کار چون که در جدول عصیان و خطا بالاییم @hadithashk