یا علی(ع)
گام بردارم به سوی حق تعالی با علی
هر چه باداباد بسمه الله مقصد تا علی
معجزاتش را کسی هم رتبه دارد رو کند
پس ، بشر خواندم تمام خلق را الا علی
بالهایش بیش از آن یاری نکرد و بازگشت
دید جبریل امین هر چیز را بالا ...علی
گفت پیغمبر که ای عمار رو کن بر علی
در مسیرش باش حتی بود اگر تنها علی
کوه اگر گفتم به او تعریف کردم کوه را
مدح دریا بوده هر جا گفته ام دریا علی
کفش او پروصله اما کیسه اش پر از سخاست
رو نکن بر مستَمندان ، شد فقط دارا علی
در زمین جز او دلم را هیچ کس با خود نبُرد
از بهشت خود بگویم هست در سیما علی
در قیامت دیده ات را بر گدایِ خود نبند
روز محشر چشمهایم را تو بگشا یا علی
حامد آقایی
#حامد_آقایی #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای ساکن نجف
ای بهترین جواهر و ای دُر در صدف
ای رازق عوالم و ای ساکن نجف
می آید عطر شال تو هر دفعه از جنان
خورشید در مدار زند چنگ و ماه دَف
بگذار تا ملائکه حسرت به دل شوند
جامی بریز باز برایم بدون صف
جبریل تا به سوی تو سجاده را کشید
کَروبیانِ عرش معلی زدند کف
بگذار تا به رقص در آییم روی دار
مارا بِکِش چو میثم تمار در کَنف
عیسی مسیح شد چو دم یاعلی گرفت
موسی کلیم شد چو شنید از تو لا تخف
شأن خدایی تو که مارا به شک کشید
نشناختند لات و هبل های معترف
از قوم زور و زر به اباذر بسنده کن
خانه نشین مشو سر یک مشت بی طرف
شاهان بدون عشق تو محکوم ذلتند
خیل غلام های تو هستند با شرف
هم بازی یتیم شدی گرچه مصطفی
مبهوت جایگاه تو گردید آن طرف
انگور در ضریح تو کهنه شراب ماست
زیرا در آفتاب جمال تو دیده تف
شرمنده ایم ازین که نداریم تحفه ای
شرمنده ایم ازین که گرفتیم جان به کف
بر تار و پود وصله روی لباس تو
بستیم ما دخیل خود ای شاه لوکشف
دارم هوای صحن تو در مشهد الرضا
هستم کنار پنجره فولاد در نجف
«در بارگاه قدس که جای ملال نیست»
گاهی به گریه آمده ام گاه باشعف
مارا کشید عشق تو در کشتی حسین
برعکس نوح و قصه ی فرزند ناخلف
کردم بهشت بی تو تصور برای خود
دیدم جهنمی ست که دارد می و علف
ما با غمت انیس نماندیم بی دلیل
از راه تو عبور نکردیم بی هدف
یک لحظه دیدن تو دم مرگ ای عزیز
بی شک کُند تلافی عمری که شد تلف
در حسرت نگاه تو خوابم نمی رود
اَمْسَیتُ فی اَمانُکَ یا شَحْنه ی نَجَفْ
علی اصغر یزدی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع)
حاجی به دور هشت رسید اعتراف کرد
میگفت جای کعبه علی را طواف کرد
دیوارِ مستجار دهان باز کرد و گفت
ما را خدا به خاطر حیدر مَطاف کرد
بیتالحرام، قبله شد از خاکساریاش
وقتی که زیر پای علی اعتکاف کرد
از ذوقِ مدح او قلمم غرق لکنت است
مثل کسی که کوهِ طلا اکتشاف کرد
حیدر که بود؟! آنکه پس از اینکه خلق شد
خود را از افتخارِ پرستش معاف کرد
شیری که ذوالفقارِ دَمش قاتلُالقویست
شمشیر را به روی ضعیفان غلاف کرد
خورشیدِ عصر، حمله به سوی غروب کرد
شرمندهی علی شد و ترک مصاف کرد
هر کس که بی علی همه عمرش نماز خواند
بیدینتر از کسیست که عمری خلاف کرد
ابلیس، سامری شد و گاوِ سقیفه را
در غیبت نبی، علَمِ اختلاف کرد
لعنت به آنکه راه چنین مستقیم را
با ردّ پای خویش پر از انحراف کرد
رضا قاسمی
#رضا_قاسمی #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای ساکن نجف
ای بهترین جواهر و ای دُر در صدف
ای رازق عوالم و ای ساکن نجف
می آید عطر شال تو هر دفعه از جنان
خورشید در مدار زند چنگ و ماه دَف
بگذار تا ملائکه حسرت به دل شوند
جامی بریز باز برایم بدون صف
جبریل تا به سوی تو سجاده را کشید
کَروبیانِ عرش معلی زدند کف
بگذار تا به رقص در آییم روی دار
مارا بِکِش چو میثم تمار در کَنف
عیسی مسیح شد چو دم یاعلی گرفت
موسی کلیم شد چو شنید از تو لا تخف
شأن خدایی تو که مارا به شک کشید
نشناختند لات و هبل های معترف
از قوم زور و زر به اباذر بسنده کن
خانه نشین مشو سر یک مشت بی طرف
شاهان بدون عشق تو محکوم ذلتند
خیل غلام های تو هستند با شرف
هم بازی یتیم شدی گرچه مصطفی
مبهوت جایگاه تو گردید آن طرف
انگور در ضریح تو کهنه شراب ماست
زیرا در آفتاب جمال تو دیده تف
شرمنده ایم ازین که نداریم تحفه ای
شرمنده ایم ازین که گرفتیم جان به کف
بر تار و پود وصله روی لباس تو
بستیم ما دخیل خود ای شاه لوکشف
دارم هوای صحن تو در مشهد الرضا
هستم کنار پنجره فولاد در نجف
«در بارگاه قدس که جای ملال نیست»
گاهی به گریه آمده ام گاه باشعف
مارا کشید عشق تو در کشتی حسین
برعکس نوح و قصه ی فرزند ناخلف
کردم بهشت بی تو تصور برای خود
دیدم جهنمی ست که دارد می و علف
ما با غمت انیس نماندیم بی دلیل
از راه تو عبور نکردیم بی هدف
یک لحظه دیدن تو دم مرگ ای عزیز
بی شک کُند تلافی عمری که شد تلف
در حسرت نگاه تو خوابم نمی رود
اَمْسَیتُ فی اَمانُکَ یا شَحْنه ی نَجَفْ
علی اصغر یزدی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا علی جان مددی
به نامِ بسملهِ مصحفِ وجود، علی
که بوده در سحری که کسی نبود، علی
به نامِ سِرّ جَلی، لایقِ سجود، علی
شهید و شاهد و مشهود و هم شهود، علی
علیست مبدأ انوارِ روشنِ ازلی
علیست نفسِ نبی و نبیست نفسِ علی
ثنای او چه بگویم؟ صِدام کوتاه است
اگر دمی دمد از من، هرآینه آه است
به شأنِ خویش، خودش با خداش آگاه است
گَهی به جِلوه، بشر بوده، گاه الله است
علی نهایتِ نور است، گرچه مستور است
کنارِ ماست ولی از گمانِ ما دور است
فروغِ چشمِ علی صدهزار خورشیدست
شعاعِ تابشِ او را کسی نفهمیدهست
یقین، به خوابِ خودش دیده کس اگر دیدهست
که در جنانِ علی بوده میوه میچیدهست
رسیدنِ به وصالش خیالْ بافتن است
که سرنوشتِ بشر، رفتن و نیافتن است
به ذرّه گر نظر از سوی بوتراب شود
به آسمان برود همچو آفتاب شود
به مسجدی، به جز او گر کسی خطاب شود
خدا کند به سرِ اهلشان خراب شود
طریقِ کوی سعادت فقط ولای علیست
برادریم به هرکس که خاکِ پای علیست
از آنچه وصف شود، بوده مرتضی طاهر
نکرده است دَمی هم خطور در خاطر
«حقیقت» است فقط بر مدارِ او دائر
به کلّ شیء بدانید «إنّه قادر»
به غیرِ حُبّ علی هرچه هست، اوهام است
همین دلیلِ وجود است و غایتِ تام است
عرفان صبوری
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا علی جان
گرچه به آرامش تو در بستر غنودی
لرزه به جان کافران افکنده بودی
یکبار دیگر با شجاعت یا علی جان
بهر پیمبر بذل جان خود نمودی
جواد کریم زاده
#جواد_کریم_زاده
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هنر آفرین ، ثمر آفرین
هنر آفرین ، ثمر آفرین ، به فدایت ای گوهرآفرین
تو نبوتی ، تو امامتی ، تو ولایتی تو تمام دین
کلمات تشنه معرفت همه صف به صف به کمین تو
ملکند مستمعین تو ، تو بخوان خطابه ی دلنشین
تو به روز فاتح خیبری ، دل شب به شانه غذا بری
چه مهابتی ، چه محبتی ، تویی آن چنان تویی این چنین
همه جا نشسته به یک زمان ، تو یکی و در دل صد مکان
ز خرابه تا دل کهکشان ، تو کنار آن، تو کنار این
به خدا که کهف امان تویی که دلیل خلق جهان تویی
که تو آفریده شدی شوی پدر تمامی مومنین
چه کرامتی چه فضیلتی ، دل اگر که طالب حکمتی
برو علم را ز نجف بجو ، چه نیاز تا بروی به چین
هوس دمی نمکین کند چو طواف عرش برین کند
به نجف رسیده ی اربعین ، به خدا رسیده یقین کند
ناصر دودانگه
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چه بخوانم از برایت؟
منِ بیهنر چه گویم؟
خودِ حق صفت شمرده
تو وصی مصطفایی
حَرمت حریم جنت
کرمت صفای دنیا
به تمام خلقِ عالم
تو ولیّ و مقتدایی
نظری به حال من کن
به که رو زنم به جز تو
که در این دیار غربت
تو رفیق آشنایی
منِ بینوا که چیزی
ته کاسهام ندارم
مددی رسان ز لطفت
تو پناه هر گدایی
«دل اگر خداشناسی
همه در رخ علی بین»
چه بگویم ای علی جان
تو تجلّی خدایی
#شعر_مدح_حضرت_مولا
#عرشیا_رزاق
@hadithashk
چنان مخفیست در تاریکیِ زلفِ پریشانش
که آدم تا به خاتم جملگی گشتند حیرانش
نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش
تمام رزقِ عالَم بوده از ناناش، نمکدانش
علی عِلم است، "ادریسِ"نبی بودهست شاگردش
هزاران آیتُاللَه پروریده در دبستانش
در آن بحبوحهای که "نوح" ، روی آبْ مُضطر بود
رهایی داده کشتی را علی از موج و طوفانش
در آن هنگامه که طوفانِ شن بر عاد میکوبد
عِذارِ "هود" را حیدر گرفته در گریبانش
هم او بر قومِ "صالح" ناقهای از کوه آورد و
هم او با صیحهاش این قوم را کردهست ویرانش
خودش فرمانِ قربانی به "ابراهیم" داد و خود
نجاتش داد "اسماعیل" را از حکم و فرمانش
ز غیرت او غضب بر دودمانِ "لوط" کرد آنروز
فرو پاشیدْ آن اقلیمْ از هرسنگِ بارانش
نه با پیراهنِ فرزندِ خود "یعقوب" بینا شد
که شامل گشته الطافِ علی بر چشمِ گریانش
مدد میگیرد از نامِ علی در خلوتش "یوسف"
چه در چاهش بیاندازند یا در کُنجِ زندانش
قرابت با علی از طاقتِ "ایّوب" بیرونست
اگرچه صبرِ بیپایان نهادینهست در جانش
ترازوی "شُعَیب" اندازهی توزینِ مولا نیست
مشوّش میشود از ثقلِ حیدر حدّ و میزانش
عصا انداخت "موسیٰ" بر زمین از بهرِ اعجازی
که آن إعجاز بوده جلوهای از خشمِ سلمانش
علی بر شخصِ پیغمبر چو "هارون"است بر موسیٰ
و این یعنی که پیغمبر ندارد ترس در جانش
طنینِ «یاعلی» دادهست صوتِخوش به "داوودش"
سخاء و جودِ او بخشیده مُلکی بر "سلیمانش"
چهکس در بطنِماهی حفظ فرمودهست "یونس"را ؟
که بوده جز علیِ عالیِ اعلیٰ نگهبانش؟
چه کس بر آن پدر که پیر بوده، داده "یحییٰ" را ؟
به هم میریزد این عالَم به ایمائی ز چشمانش
«نَفَختُ فیه مِن روحی» به "عیسیٰ" گوید و بخشد
حیاتِ تازه بر میّت به گفتارِ دَمافشانش
تجلّی کرده بس پیدا و أکمل از هزاران سو
که آوردهست کُفرْ ایمان به آیاتش، به ایمانش
به کشور آیهای با نامِ عین و لام و یاء داریم
خوشا ایران که فرزندِ علی گشتهست سلطانش
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#عرفان_صبوری
@hadithashk
در پشتِ ابـرِ تیــره مگــر آفـتـاب نیست
محسن مگر دلیلِ غــمِ بوتــراب نیست ؟
تاریخ ، نامِ قاتــلِ زهــرا چه بوده است ؟
یادم نبــود مَصلحتــی در جــواب نیست
این روزها سکوت ، جوابِ غـمِ علی است
امّا سکوت ، پاسخِ حـرفِ حســاب نیست
می خواستند نســلِ خــدا بــی ثَــمر شود
امّــا دعــایِ کــور دلان مُستـجــاب نیست
در پیشگــاهِ عــدلِ عــلی در ظــهورِ ســبز
جز اشکِ سرخ فرصتِ هیچ انتخاب نیست
زهرا شهیــدِ مصلحــت اندیشــیِ شماست
قاتل که فتنه ی " عُمر بنِ خَطاب " نیست
در مجلـسِ سقیـفــه به دنبــالِ چیستید ؟
خـر داغ می کنند بــرادر ... کبــاب نیست
آنکـس که پشــتِ او به نمــاز ایستاده اید
آنقَدر هم که گفتـه شده مُستطـاب نیست
" قال الامامِ صـادِقِ... " مان را خریده اند
ایــن انقــلاب کــودکِ آن انــقــلاب نیست
مــا را نگــاهِ مــادرِ ســادات کــافی اســت
این شعر فکرِ چاپ شدن در کتـاب نیست
#شعر_آیینی
#شعر_مذهبی
#حضرت_محمد_مصطفی_ص
#ابراهیم_زمانی
@hadithashk
سلام و عرض ادب
ایام محسنیه رو خدمت حضرت ولی عصر عج و همه دوستان مولا تسلیت عرض میکنیم
اشعار شهادت حضرت محسن علیه السّلام:
https://hadithashk.com/shahadat/158
@hadithashk
💢 آغاز گمراهی بشریت 💢
بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه اتفاقی افتاد؟
۱- تشکیل شورای کثیف سقیفه
۲- شکستن بیعت با امیرالمومنین صلوات الله علیه
۳- غصب خلافت امیرالمومنین صلوات الله علیه
۴- هجوم به بیت امیرالمومنین صلوات الله علیه
۵- مجروح شدن صدیقه طاهره سلام الله علیها
۶- شهادت حضرت محسن علیه السلام
۷- بستن دستان امیرالمومنین صلوات الله علیه و بردن ایشان به مسجد برای بیعت اجباری
بالفرض که چشمان بشر بسته بماند
این قصه بنا نیست که سر بسته بماند
باید همه خلق بدانند که تا حشر
داغیست که بر روی جگر بسته بماند
در کوچه اگر راه ببندند به مادر
خوب است که چشمان پسر بسته بماند
باز است در خانه مولای من اما
بر روی ابوبکر و عمر بسته بماند
با ضرب لگد باز شود هر دری اما
یا رب تو مدد کن که مگر بسته بماند
در باز شد و مادر ما بچه اش افتاد
در سوخت نشد مثل سپر بسته بماند
ای فضه بیا تا که نبینند خلایق
ای فضه بیا تا که نظر بسته بماند
بی هوش که شد فاطمه بردند علی را
خاموش که شد فاطمه بردند علی را
#سید_محمد_حسین_حسینی
@hadithashk