eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد است، همان حضرت گزیده ترین غلام گوشه نشینش جناب روح الامین سوار سوره‌ی اسرا، مهار دار براق زمام‌دار رسالت، شبان چله نشین عیارسنج سخن در اصالت صلوات امین امر خدا در اجابت آمین همین که دست علی را گرفت روز غدیر دهان سبحه گشودند آسمان و زمین که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی خدا که خاک بشر را به نور و مهر سرشت درون سینه ی او بذر عشق احمد کِشت چگونه دل نسپارند حکم عشقش را؟ مسیحیان کلیسا، یهودیان کنشت به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت اگر سواد الفبای عاشقی داری بخوان به خط معلّی به سرسرای بهشت که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی بلندمرتبه شاه است و ما غلام سیاه سوار کشتی عرش است و ما غریق گناه چه سر در آورد از ذات بی کرانش عقل؟ که غیر حضرت حق نیست کس از آن آگاه عجیب نیست که یکباره سینه چاک کند به یک اشاره ی انگشت مهربانش ماه به بام کعبه اذان بلال می گوید: قسم به اشهد انّ علی ولیّ الله که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی امین و خاتم و طه و حامد و منصور حبیب و داعی و حق المبین و شافع و نور نسیم‌ امن نوازش به درد و رنج جهان امید زندگی دختران زنده به گور کلیددار حریم خدای عزوجل تمام عالم هستی به خدمتش مامور به چارچوب زمین و زمان نمی گنجد فراتر است شکوهش از این حدود و ثغور که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی.. @hadithashk
خدا زمین و زمان را زده به نام علی تمام عالم و آدم شده غلام علی درِ بهشت بکوبی صدا بلند شود علی امام من است و نبی امام علی @hadithashk
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ و خدا به هر چیزی داناست @hadithashk
شادی و شعف به جای غم می‌آید رحمت عوض ظلم و ستم می‌آید ای‌کاش بگویند در این عید بزرگ دارد پسر فاطمه هم می‌آید @hadithashk
کار گناهکاری، دیگر به مو رسیده در باز کن به رویم، بی آبرو رسیده از من کسی در اینجا بیچاره تر ندیده صد شرّ، به من ز نفسِ درّنده خو رسیده هی سنگ خوردم اما خود را به تو رساندم این جسم و جان زخمی‌، با صد رفو رسیده حرفی بزن دلم را بشکن ضرر ندارد این بنده به تفاهم، با گفتگو رسیده پاکم کنید اگرچه، آلوده و خرابم ای اشک ها بریزید، وقت وضو رسیده ممنون مادرم که دست مرا گرفته خیری اگر رسیده، تنها از او رسیده امشب خدا علی را دنبال ما فرستاد امشب گدا به حیدر، بی پرس و جو رسیده آلودگی من را با یاعلی خریدند این بار هم به داد من ذکر هو رسیده کاری به کس ندارم، وقتی حسین دارم هرچند تشنه بودم دستم سبو رسیده مادر کنار گودال، با قامت خمش گفت؛ حیدر کمک که وقت ذبح گلو رسیده رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جان به آن لشکری که رو به رویت پیش رزم تو‌ حکمتی دارند تو میان نبرد گلچینی کشته های تو عزتی دارند @hadithashk
انبوهی از گناه و تباهی و ظلمتم از سیرتم خبر بدهد رنگِ صورتم در رفت و آمدم، وسطِ توبه و گناه آقا مرا ببخش که این گشته عادتم همچون مسافری که وطن را نموده گُم خالی ز قوت و قوّتم و پُر ز غربتم غربت مرا به کوی تو‌ آورده یا علی جز تو کسی نمی‌کند آقا حمایتم جز تو کسی مرا نخرد ای عزیزِ دل جز تو به چشمِ آدمیان یک خباثتم آری! گناه کرده‌ام آقا تمامِ عمر من را ببخش، دائماً اسبابِ زحمتم من آمدم به کوی تو با هرچه داشتم با کبر و شهوت و غضب و با حسادتم چیزی برای عرضه ندارم به جز گناه با اندکی امید به اندکْ محبّتم آقا مرا ببین... بخدا دوست دارمت گرچه زمین زده‌ست مرا خوابِ غفلتم دنبالِ یک نظر ز حسین تو سوختم سوگند به لباسِ عزایم، به تربتم @hadithashk
از ما به تو سلام، مولای مهربان! ای برکت زمین، ای خیر آسمان! دیگر گذشته‌ایم، از خیر این و آن از طول غیبتت، بر لب رسیده جان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! تا قلّه‌ی کمال، تنها تویی مسیر هر دلشکسته را، تنها تویی مُجیر ای بهترین رفیق، ای بهترین امیر افتاده‌ام ز پا، دست مرا بگیر این ذره را به لطف، تا کوی خود رسان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! می‌ترسم از گناه، از هول محشر و از آنچه کِشتم و هنگامه‌ی درو ای وای اگر به من، گویی برو برو این اشک و ناله‌‌ی من نزد تو گرو تا در سیاهی قبرم شوی ضَمان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! ما را نگاه‌دار، هم در پناه خود هم لحظه‌ای مگیر، از ما نگاه خود جایی بده به ما، در خیمه‌گاه خود از ما مکن نهان، رخسار ماه خود ای ماه پشت ابر، رخساره کن عیان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! گفتند آدمی؛ یک آه و یک دم است یک روز در خوشی، یک روز در غم است هر روز، بی تو بر ما شام ماتم است جنت بدون تو بر ما جهنم است تا کی غم فراق؟ تا کی رخت نهان؟ اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! دنیای ما تویی، عقبای ما تویی هر لحظه هر کجا، نجوای ما تویی در های و هوی شهر، مأوای ما تویی آگاه از همه غم‌های ما تویی ای رهگشای ما، ما را ز غم رهان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! شب‌های جمعه دل، بی‌تاب روی توست چشمان منتظر، در آرزوی توست ذرّات عالمین، در گفتگوی توست جویندگان عشق، در جستجوی توست نزد تو می‌رسد، نجوای عاشقان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! شب‌های جمعه از گودال قتلگاه هر لحظه می‌رسد، آوای اشک و آه بر خاک کربلا، در خون نشسته ماه با گریه مادری، آید ز گرد راه در مقتل پسر، گوید ز عمق جان اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! یا جامعَ الکَلِم! یا مَهدیَّ الاُمَم! ای وارث حسین! ای صاحب علم! ای بازوی خدا، از حد گذشته غم برخیز و کن قیام، دنیاست پر ستم ای یار! اَلعَجَل! ای یار! اَلاَمان! اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان! @hadithashk
ای نبض زمان شیفته ی قلب حزینت ای فخر زمین، دشمن صهیون به کمینت امروز اگر که صف شده لشگر دشمن العزة لله شده نقش نگینت @hadithashk
کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا اهل کسا به آمدنت وعده داده اند اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا صدها اویس تو به قرن کشته می شوند بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا @hadithashk
تنها ترین امام زمین ، مقتدای شهر تنها چه میکنی؟ تو کجایی؟ کجای شهر؟ وقتی کسی برای تو تب هم نمیکند دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر تو گریه میکنی و صدایت نمیرسد گم میشود صدای تو در خنده های شهر دلخوش نکن به "ندبه"ی جمعه ، خودت بیا با این همه گناه نگیرد دعای شهر! اینجا کسی برای تو کاری نمیکند فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر گاه از نبودنت مثلا گریه میکنند شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر هر روز دیده میشوی اما کسی تو را نشناخت ، ای غریبه ترین آشنای شهر جمعه...غروب...گریه ی بی اختیار من آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر @hadithashk
خودت که شاهدی در خلوتم با خویش میگویم چگونه از دلت آمد امامت را برنجانی اگر از داغ هجرانت نمردم، می‌کُشد من را همین بار گناهانم، همین حس پشیمانی حلالم کن برای معصیت های کسی چون من تمام روز حیرانی، تمام شام گریانی @hadithashk