eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ای نبض زمان شیفته ی قلب حزینت ای فخر زمین، دشمن صهیون به کمینت امروز اگر که صف شده لشگر دشمن العزة لله شده نقش نگینت @hadithashk
کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا اهل کسا به آمدنت وعده داده اند اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا صدها اویس تو به قرن کشته می شوند بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا @hadithashk
تنها ترین امام زمین ، مقتدای شهر تنها چه میکنی؟ تو کجایی؟ کجای شهر؟ وقتی کسی برای تو تب هم نمیکند دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر تو گریه میکنی و صدایت نمیرسد گم میشود صدای تو در خنده های شهر دلخوش نکن به "ندبه"ی جمعه ، خودت بیا با این همه گناه نگیرد دعای شهر! اینجا کسی برای تو کاری نمیکند فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر گاه از نبودنت مثلا گریه میکنند شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر هر روز دیده میشوی اما کسی تو را نشناخت ، ای غریبه ترین آشنای شهر جمعه...غروب...گریه ی بی اختیار من آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر @hadithashk
خودت که شاهدی در خلوتم با خویش میگویم چگونه از دلت آمد امامت را برنجانی اگر از داغ هجرانت نمردم، می‌کُشد من را همین بار گناهانم، همین حس پشیمانی حلالم کن برای معصیت های کسی چون من تمام روز حیرانی، تمام شام گریانی @hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند تَرْكُ الذَّنبِ أهْوَنُ مِن طَلبِ التَّوبةِ گناه نكردن آسانتر از توبه كردن است زیرا ممکن است انسان پس از ارتکاب گناه، توفیق توبه نیابد و از دنیا برود و یا مانند بسیاری از غافلان توبه را به تأخیر بیندازد. از سویی توبه شرایطی دارد، همانند پشیمانی قطعی از گناه، تصمیم بر ترک در آینده @hadithashk
فقط ما جمعه‌ها چشم انتظاریم فقط جمعه برایش بی قراریم دلیل غیبتش"شاید" همین است... فقط در روز جمعه "ندبه" داریم @hadithashk
عمری است که مست و مِی پرستم با ساقی و مِی خراب و مستم با حضرت مُستطاب ساقی از روز نخست عهد بستم جان در تن من مباد روزی گر رشته ی عهد خود گُسستم میخانه مراست تکیه گاهی هر بار به گوشه ای نشستم هم خُمّ شراب در کنارم هم جام مِی و سبو به دستم گر مست و خراب و باده نوشم کوری حسود و ناز شصتم هر بار که لب زدم به باده از قیدِ غمِ زمانه رَستم در سایه ی تاک در خرابات من شیشه ی عمر غم شکستم با این همه عیشِ بس طَربناک هر چند به باده پایبستم گفتم به اجل ز باده ی مرگ راحت کن از این دیار پستم من خسته از این خراب آباد دلتنگ ابوتراب هستم @hasithashk
از آستانِ جناب‌ات، که بوده دور تر از من؟ ز جاده‌های نگاهِ تو بی‌عبور تر از من؟ هزار سال نبودی و ای عجب که روالم..! به عمرِ خود تو ندیدی کسی صبور تر از من ز بس که اشکْ خودش را حواله داد به قلبم نگشته در دو جهان کلبه‌ای نمور تر از من میانِ شعله‌ی قلبم، خمیرِ عشق ندارم بِجُویْ جانِ لطیفی؛ کمی تنور تر از من بیا که نورِ نگاهت ، «گره‌»گشاست ز چشمم در آفرینشِ عالَم، نبوده «کور» تر از من! @hadithashk
یا فاطمه المعصومه(س) آمد و بار دگر جان جهان احیا شد گوهری از صدف بحر ولا پیدا شد گوهری کو به همه اهل جهان قائمه است فاطمه باشد و چون مادر خود فاطمه است عالم از یُمن قدومش چو گلستان گشته باب حاجات همه ساقی مستان گشته می بریزد ز شعف باده دهد از کوثر گردد از شوق فلک دور سر این دختر دختر باب الحوائج به جهان آمده است خواهر شمس شموس ، فخر زنان آمده است نجمه از دامن خود اختر و کوکب آورد خواهری بهر شهنشاه چو زینب اورد بنویسید بر این سر در منظومه ی نور که خوش آمد به قم آن فاطمه ، معصومه ی نور بنویسید بر این سر در منظومه چنین که به انگشتری قم شده معصومه نگین چهارده نور همه صاحب منظومه شدند همگی عاشق بر زینب و معصومه شدند نور در نور چه کم دارد از این منظومه همره فاطمه و زینب اش این معصومه نور دیگربه قم از جلوه ی داور آ مد جلوه دیگری از سوره ی کوثر آمد آسمان بر قدمش کوکب و اختر ریزد ساقی از شوق و شعف باده به ساغر ریزد نام او فاطمه است و به نسب هاشمی است سر به تا پای وجودش همه اش فاطمی است گر رضا بر سر خود تاج امامت دارد خواهرش نیز به سر تاج کرامت دارد اینکه کان کرم و بخشش و جود است و عطاست دختر موسی جعفر بود و اخت رضاست اینکه همراه خودش بوی جنان آورده شیخ عباس قمی در حرمش پرورده اینکه معصومیت از روی مهش می ریزد مریم از روی ادب بر قدمش برخیزد او دلی پاک تر از وسعت دریا دارد نفسی پاک چو انفاس مسیحا دارد او که از فیض دمش فیضیه بر پا شده است از دم قدسی او زنده مسیحا شده است ای فدای کرمت عمه ی سادات سلام جان فدای حرمت قبله ی حاجات سلام کیست آن کس که به تو همسر لایق گردد؟ خار آیا که شود یار شقایق گردد؟ هر گلی را که ببویم ز طربناکی باغ یا رضا گویم و معصومه و یا شاه چراغ عصمت اللهی و ناموس خدایی بانو تو عقیق شرف الشمس رضایی بانو زائر فاطمه آید به حضورت سوی قم قم کویری است که آباد شد از بانوی قم طعنه ها قم به مدینه زده باور دارد چقدر فاطمه دلبسته و زائر دارد حرم مادر سادات از این پس اینجاست چقدر گنبد و گلدسته و صحنش زیباست چه ضریحی که زند طعنه به جنات علا چه ضریحی که بود مرقد ناموس خدا چه ضریحی که ملائک همگی سجده گرند محضر مادر سادات ز جان سجده برند در بقیع گر حرم حضرت او گم شده است لیک پیدا حرم فاطمه در ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای نفسِ شاه خراسانی ما عاشقی..،نقطه ی پایانی درماندگی است عاطفه..،مزّه ی شیرینیِ سرزندگی است عشق..،در مکتبِ توحیدی ما،بندگی است فِیضِ دارندگی اصلاً به برازندگی است
اشک” ،دارایی ما بوده که سرچشمه شدیم 

از طفولیّتمان خادم معصومه 
س” شدیم آفتابی است که در ظلمت شب گُم نشود رود نوری است که درگیر تلاطم نشود باغ سبزی است که در ذهن تجسم نشود هیچ جایی حرم فاطمه ی قم نشود...
السّلام ای حرمت شرح پریشانی ما” 

السلام ای نفسِ شاه خراسانی ما 

چهره ی زشت زمین با قدمت زیبا شد 

جسم بی جان تمامیِّ جهان احیا شد 

سند فخر عجم تا به ابد امضا شد 

تربت شهر تو تسبیح بهشتی ها شد 

آن زمینی که شده لانه ی جبریل”قُم” است 

شوره‌زاری که به دریا شده تبدیل”قُم” است 

گنبد زرد تو خورشید فلک گسترمان 

آسمانِ حرم ات آرزوی آخرمان 

کاش دستی بکشی بر روی بال و پرمان 

سایه ی مادری ات کم نشود از سرمان 

دومین شافعه ی محشر ما هستی تو 

مثل زهرا بخدا مادر ما هستی تو 

آه ای شادیِ در حالِ عبور بابا 

خنده ات مایه ی لبخندِ سرور بابا 

بانیِ دردِدل وادی طور بابا 

به خداوند تویی سنگ صبور بابا 

به فداکِ...” مگر از آن لبِ تر می اُفتاد هر زمان نامه ی تو دست پدر می افتاد انبیا شیفته ی مبحث خاصَ‌ ات..،بانو جان ‌فدایِ دلِ توحیدشناس‌ ات بانو می شود با چه کسی کرد قیاس ات بانو! مریم و آسیه شاگرد کلاس ات بانو نمی از قطره ی علم تو خودش یک دریاست حوزه ی علمیه از برکت تو پابرجاست جای جای حرم‌ ات جنّت رضوانی هاست گوشه ی صحن تو خلوتگهِ بارانی هاست عبد کوی تو شدن اوج مسلمانی هاست دامنت منشاء رزق همه ایرانی هاست تشنگان را به لب جوی طهورا بفرست
چادرت را بتکان روزی ما را بِفِرست” 

بَرَکات تو به جانِ عَجَمت می چَسبد 

ای کریمه ، چقدر اشک غمت می چسبد 

گریه کردن سر خوانِ کرمت می چسبد 

یا رضاااا
داد زدن..،در حَرَمَت می چسبد 

زائرت از همه دلگیر شده..،رحمی کن 

بخدا مشهد من دیر شده..،رحمی کن 

کاش در حین قنوت سحرت یاد شوم 

من آلوده ی دلباخته هم شاد شوم 

چه هراسی است،اگر طعمه ی صیّاد شوم 

مطمئنَّم که به دستان تو آزاد شوم 

چون برادر..،به تو هم آمده خوش‌خو باشی 

به گمانم که تو هم ضامن آهو باشی! 

خاک ایران شرف عرش مُعلّی دارد 

چون دو طوبای بهشتیِ خدا را دارد 

مشهدش”حیدر” و قم 
حضرت زهرا” دارد روی دیده قدم آل نبی ج ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خاک وطن تا آخر دنیا معطر شد تشریف فرما گشتی و ایران منور شد خاک وطن تا آخر دنیا معطر شد ای شاه بانوی عرب تسلیمتان ایران! قلب تمام آریایی ها مُسَخر شد نور خداوندی و از فیض نزول تو رزق تمام کشورم چندین برابر شد دستت به کم عادت ندارد بس کرم داری از برکت تو خشت خام خانه ها زر شد یک گوشه ازاعجازهای صحنتان اینست (لات و اراذل)آمد اما (اهل منبر) شد خورشید عالمتاب زهرایی که بی منت خدمتگزارت مریم و حوا و هاجر شد دست تو و لطف رضا در سرزمین ما بنیانگذار دولت موسی بن جعفر شد مخفی ست قبر فاطمه، اما خدا را شکر در قم زیارت کردن زهرا میسر شد هرخواهری را داغدیده،دیدم افتادم _ یاد زمانیکه رقیه بی برادر شد درخواب هم‌کابوس نیزه دیدوشش ماهه از بس نگاهش روبه‌رو باچشم اصغر شد  علیرضا وفایی خیال لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا کریمه اهل بیت خو گرفتیم به هجران و گرفتاری خویش بیقراریم و دچاریم به ناچاری خویش طلب ما ز کریمان سرِ جایِ خودش است ما فراموش نکردیم بدهکاری خویش قرب ما گوشه نشینان به نوازش نکشید گریه کردیم سحر، موقع دلداری خویش برو سجادهء ما را بتکان، مِی بردار بسکه مستیم در این میکده با زاری خویش وسط حلقهء عشاق، زمینگیر شدیم خوب شد بین گداهای حرم پیر شدیم خاکِ ویرانِ زمین عالم بالا شده است راهِ معراج همه خانهء موسی شده است می کشانند عقب قافله تا عرش، مرا طورِ موسی همه اش جلوهء زهرا شده است دختر فاطمه در اصل، خودش فاطمه است بی جهت نیست که معصومهء بابا شده است خواهری آمده تا دل ز برادر ببرد آنکه با اذن رضا آبروی ما شده است مات او گنبد و گلدسته و ایوانِ طلاست ذات او جلوه ای از پنج تن آل عباست بین ما زمزمه و حال دعایش پیچید در محله، خبر لطف و عطایش پیچید بیشتر گرم طوافش که شدم فهمیدم دور و اطراف ضریح، اسم خدایش پیچید خِیریّت داشت بماند، نرود جای دگر وسط کوچه اگر پای گدایش پیچید خوب شد درد مریضی که به پایش افتاد خوب تر شد که رضا نسخه برایش پیچید جای ما امن شده تا به تلاطم نخوریم بهتر این است که از کنج حرم جُم نخوریم خاک، زر می شود از یک نظر رهگذرش آمدم سجده کنم باز روی خاک درش وقت و بی وقت، چرا درب حرم را نزنم حرجی نیست به دیوانه اگر زد به سرش با گنهکاری خود آمدم و راهم داد باز شرمندهء زهرا شده ام بیشترش آه ای بادصبا آه دلم تنگ شده حاجتم را برسان دست ضریح پدرش شدنی نیست بگیرد دل ساقی ز کسی شدنی نیست نگیرند سراغی ز کسی خواهری سوخت ولی مضطر و رنجیده نشد وسط معرکه ها بال و پرش چیده نشد به سر و صورت و آن پوشیه اش دست نخورد نور خورشید، نهان مانده و تابیده نشد هرکسی دور و برش بود فقط محرم بود نخی از معجر او دست کسی دیده نشد محترم بود و سر کوچه و بازار نرفت وسط بزم می و مجلس اغیار نرفت رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹