eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
دستم گره خورده ست بر دامان لطف تو بر ما رسیده شکر حق سوهان لطف تو مانند کفتر های بر ایوان لطف تو بی چتر باید رفت در باران لطف تو تو آینه در آینه مانند زهرایی شکر خدا بانو که تو همسایه ی مایی از سفره ات لفظ بفرمایید می جوشد در آستان چشم تو خورشید می جوشد در جای جای صحن تو امّید می جوشد از هر کلامت آیه ی توحید می جوشد چشم و چراغ خانه ی قلب برادر تو زهرا ترین معصومه ی موسی بن جعفر تو الحق کریمه بودنت مثل حسن جان است الحمدالله سایه ات بر روی ایران است تا قبله گاه مردم ایران،خراسان است امیّد ما اول خدا و بعد سلطان است هرکس گدای لطف این خواهر-برادر شد جیره بگیر سفره ی موسی بن جعفر شد تا اخرین لحظه نگاهت خیره بر در بود دلتنگ بودی و دلت تنگ برادر بود قلب شکستت مهربان در خون شناور بود چشم خدا بر حالت مضطّرِ تو تر بود اما کسی بر تو جسارت کرده بانو؟ بر خاندان تو اهانت کرده بانو؟ پیش نگاهت سر ز عمر تو بریدند؟ پیراهنش را از تنش بانو دریدند؟ در شهر آیا از سرت معجر کشیدند؟ با طعنه هاشان زهر بر جانت گزیدند؟ جز احترام از مردم ایران ندیدی از مردم ما غیر خانم جان شنیدی؟ زینب ولی در کوچه های تنگ رفته زیر هجوم نیزه ها و سنگ رفته در بین قوم پست و بی فرهنگ رفته با دست خالی شامِ پر نیرنگ رفته در هر قدم صد بار مرده عمه جانت هم سیلی و هم سنگ خورده عمه جانت @hadithashk
درد فراق ماند و پس از آن هم انتظار یک دم فراق کشت مرا یک دم انتظار بین من و فراق  تو پیمان محکمی ست بسته به قلب من گرهی محکم انتظار از بین این همه کرم و لطف و مرحمت  یک چیز مانده از تو برام، آن هم انتظار  جایی برای رنگ حضورت  نمانده است وقتی نشسته است در این عالم انتظار این سگ کجا و دیدن روی چو ماه تو خیلی زسفره ی کرمت دارم انتظار مثل زمان جاهلیت ، وارث النبی زنده به گور کرده مرا  ، کم کم انتظار هم ناخوشم به یاد تو هم دائما خوشم هم دردم انتظار تو ، هم مرهم انتظار  ثابت قدم کنید مرا زیر پرچمش تا روی دوش من بشود پرچم انتظار در روضه ی حسین دعای فرج بخوان روز ظهور دارد  از این ماتم انتظار شد قطعه قطعه راه جهان  بعد قتلگاه  سر ، نیزه ، تن ، زمین ، دل زینب ، غم ، انتظار  «گروه هوالطرید» لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
صبر از هجر رضا حوصله اش سر آمد دوری راه نشد مانع و خواهر آمد وقت آن است بر این بیت گریزی بزنیم یاد زینب که به دیدار برادر آمد @hadithashk
منم دُردانه ی موسی بن جعفر به شوق دیدن روی برادر به همراه برادر های دیگر شدم راهی من از شهر پیمبر به جاه و فر نشستم بر کجاوه رسیدم بین ره در شهر ساوه چو دشمن باخبر از حال ما شد به حال کاروان ما جفا شد به ناگه در میان جنگی به پا شد به راه حق عزیزانم فدا شد چنان آزرده ی پیکار گشتم به کلی خسته و بیمار گشتم من از تاثیر آن جنگ و شبیخون شدم آزرده و نالان و دلخون ز ساوه تا به قم در دشت و هامون نمودم طیِ ره با حال محزون میان شور و استقبال مردم شدم ساکن به شهر شیعیان قم چه گویم من ز لطف مردمانی که بنمودند با من مهربانی مرا بودند جمله یار جانی به تکریم و مرام خوش زبانی گرفت آندم که بودم من به هودج مهار ناقه ام را ابن خزرَج درون منزلش مسکن گزیدم بسی از شیعیان تکریم دیدم کجا دشنام و فحاشی شنیدم کجا ناکَس ز سر معجر کشیدم شده ذکر لبم تا هیفده شب امان از حال زار عمه زینب اسیر کوفه و شام است زینب اسیر خیل دشنام است زینب اسیر قوم بد نام است زینب اسیر سنگ از بام است زینب فراق یار اگر معصومه را کُشت چه دردی زینب مظلومه را کُشت؟ @hadithashk
به استجابتِ لب‌تشنگان، تو بارانی که چشمه‌ای به کویر آمدی به مهمانی کویر، قبل تو با مرگ‌و‌میر قافیه داشت سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی بمان و گرد و غبارِ مدینه را بتکان تو سهمِ مردمِ ما از مزارِ پنهانی ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است ببخش قم را، ای زائرِ خراسانی! ببخش لهجه‌ی ما در تلاوتت غلط است ای استخاره‌ی خوب، ای فصیحِ قرآنی! تو جان بخواه، که منت گذاشتی سرمان که پای هر قدمت می‌دهیم قربانی سپرده‌ایم گدایان صدا به در نزنند نشسته‌ایم درِ خانه‌ات به دربانی مراقبیم غباری به پای‌تان نرسد به تارِ چادرتان گردی از پریشانی مراقبیم نگاهی به سمت‌تان ندود اگر چه چشمه‌ی پاکی‌ست، چشمِ ایرانی مراقبیم که سنگی نیفتد از بامی و چوبه‌ای نزند بوسه‌ای به پیشانی سپرده‌ایم به آتش به سمت‌تان نرود شنیده‌ایم برای که روضه می‌خوانی! ببخش اگر که نشد جان‌نثارتان باشیم و تا قیامت مهمان پیش‌مرگانی! @hadithashk
از برادر در برش معصومه دارد نامه‌ای زینب اما جامه‌ای! یا رب چه خونین جامه‌ای @hadithashk
تُنگ ناچیز دلم عاشق دریا شده است در دل تنگ من این عشق عجب جا شده است هرچه غیبم بزند آخرش اینجا هستم مشت عاشق شدنم پیش همه وا شده است ماه می تابد و غم می وزد و بارانی است مثل هر شب چقدر صحن تو زیبا شده است ابر مغرور دلم را که تو باران کردی لاعلاجی است که پیش تو مداوا شده است چیست این غلغله ها؟! بین ملائک انگار سر جارو زدن صحن تو دعوا شده است یک نفر آمده چسبانده خودش را به ضریح یکی از دور فقط محو تماشا شده است من امیدم به خدا، بعد به دستان شماست روی پاهای خودش دخترکت پا شده است @hadithashk
با کوه گناه آمدم کاهم کن با روی سیاه آمدم ماهم کن ای خواهر مهربان آقای رئوف نزدت چو فقیر آمدم شاهم کن @hadithashk
برای اینکه ببینم تو را سفر کردم به هر کجا که بگویی از آن گذر کردم زمین خشک بیابان گواه حرف من است که خاک بادیه را با دو کاسه تر کردم خدا کند که به درد تو مبتلا بشوم تو را چرا که من اینگونه در به در کردم همیشه غصه من را تو خوردی و من هم تمامیِ زحمات تو را هدر کردم به بی مرامی خود واقفم چرا که فقط تو را زمان نزول بلا سپر کردم گناه باعث حبس دعای من شده است ز خیر بوده ام عاری، همیشه شر کردم به همکلامی با هر کسی طمع دارم به پای حرف تو نَنْشستم و حذر کردم تو که نیاز نداری به نوکری چون من منم فقط که ز دوری تو ضرر کردم حلال کن که تو را این چنین می آزارم تو را ببخش که اِنقدر خون جگر کردم به ضرب تیشه ببین ریشه را ز جا کندم درخت مثمر خود را بلا ثمر کردم میان صحن نجف ذکر یا علی گفتم و گوش پنجره ها را پر از شِکر کردم هم آبِ روی مرا ریخت، هم گناهم را همان زمان که به ایوان او نظر کردم برای بوسه به حنجر عقیله آمد و گفت: که از میانه ی نامحرمان گذر کردم برای اینکه تو را از زمین بَرَت دارم مخدرات حرم را فقط خبر کردم @hadithashk
آمد اینجا، نه که درگیر حقارت بشود چادر و مقنعه و پوشیه غارت بشود قم نشد کرببلا، اهل ولا بگذارند قسمت خواهر غمدیده اسارت بشود @haditgashk
فاطمه نامیده شد هم نام بنت المصطفی اولی اُمّ ابیها، دیگری اخت الرضا هر دو مدفونند در شهر نبی، در شهر قم هر دو را تشییع کردند، این کجا و آن کجا @hadithashk
ای صاحب علم و کرم و باب مناجات هستیِ "غریب الغربا" عمه ی سادات ای عمه و ای خواهر و ای دختر معصوم ای ماهِ شب چهارده اختر معصوم بیت الکرمی حضرت "معصومه" کریمه مریم به درِ خانه ی تو گشت ندیمه حاتم به سر خوان تو گر جای بگیرد کِی بر سر خوان دگری پای بگیرد؟ تفسیر مسجّل شده ی سوره "کوثر" ای زینب کبرای دگر... دختر "حیدر" ما بر در این خانه نشستیم و گدائیم مانند "سگان" در پی یک لقمه غذائیم @hadithashk