#روضه
آمد اینجا، نه که درگیر حقارت بشود
چادر و مقنعه و پوشیه غارت بشود
قم نشد کرببلا، اهل ولا بگذارند
قسمت خواهر غمدیده اسارت بشود
#شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_چرمی
@haditgashk
فاطمه نامیده شد هم نام بنت المصطفی
اولی اُمّ ابیها، دیگری اخت الرضا
هر دو مدفونند در شهر نبی، در شهر قم
هر دو را تشییع کردند، این کجا و آن کجا
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_چرمی
@hadithashk
ای صاحب علم و کرم و باب مناجات
هستیِ "غریب الغربا" عمه ی سادات
ای عمه و ای خواهر و ای دختر معصوم
ای ماهِ شب چهارده اختر معصوم
بیت الکرمی حضرت "معصومه" کریمه
مریم به درِ خانه ی تو گشت ندیمه
حاتم به سر خوان تو گر جای بگیرد
کِی بر سر خوان دگری پای بگیرد؟
تفسیر مسجّل شده ی سوره "کوثر"
ای زینب کبرای دگر... دختر "حیدر"
ما بر در این خانه نشستیم و گدائیم
مانند "سگان" در پی یک لقمه غذائیم
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#نیما_نجاری
@hadithashk
شکر حق که حالشان خوب است
همه مشتاق روی دلدارند
مرد و زن بین به شوق استقبال
همه با خنده اشک می بارند
شهر قم هم به شوق دیدارش
جلوه هائی دگر به خود داده
اشعریون پیاده در راهند
پیر خَزْرَج جلوتر افتاده
پسری داد زد که ای مردم
کاروانی ز دور می آید
بین آن قافله که من دیدم
محملی غرق نور می آید
مردها گرم چاووشی خوانی
لاله ی سرخ دست زن ها بود
محرمان دور محملش بودند
فرشی از گل به زیر پاها بود
با قدومت برای این مردم
عزت و آبرو تو آوردی
با تمسک به نامتان،حقا
نیست ما را دگر هماوردی
یادمان نرفته که در این شهر
شیعه غرق مشقت و غم بود
از برای نجاتشان اینجا
خاک پای شما فقط کم بود
تا توسل به چادرت کردیم
شده روشن مسیرمان تا قم
چقدر آبرو به ما دادی
چقدر آبرو گرفت این قم
خواهر شاه و رکن ایمانی
نامتان آبروی ایران است
ذره ای ز عفو و رحمتت بانو
روزی عالمان شیخان است
لحظه ی پر کشیدنت گفتی
کاش امشب برادر اینجا بود
جان عالم فدای تو بی بی
گریه هایت شبیه زهرا بود
دور تا دور بسترت سادات
دسته دسته نشسته محضرتان
چه بگویم ز کوچه ای تاریک
خورد سیلی ز خصم مادرتان
بعد از آن روز مادرت هر شب
گریه می کرد و در تبی می سوخت
آن شلوغی کوچه را تا دید
چشم خود را به زینبش می دوخت
کاش زینب نبیند آن دم را
چکمه پوشی ز دور می آید
بعد از آن ازدحام، در گودال
بوی خون از تنور می آید
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_مومنی
@hadithashk
تاخیر
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود
وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود
کی این دل رمیده ی من هم؛ زهیروار
در دام چشم های تو تسخیر می شود؟
این کشتی شکسته ی طوفان معصیت
با ذوق دست توست، که تعمیر می شود
حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه
با حلقه های زلف تو درگیر می شود
در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود
تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود!؟
وحید قاسمی
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #مناجات_امام_زمان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گیسوی تو بر هر طرفی ریخت دلم ریخت
صد شکر، خدا از گِل تو روی گِلم ریخت
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
به زیر بالش من هست تا ابد کفنی
به شوق آنکه صدا زد فمن یَمُت یَرَنی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_فرخنده
@hadithashk
ما دلخوشی نداریم ، غیر از حسین گفتن
پس خوشبهحال آنکه ، نام تو را صدا کرد
تا لحظه ی وفاتم ، مدیون مادرم من
دست مرا گرفت و ، در روضهها رها کرد
دنبال دسته هایت ، از کودکی دویدیم
ما را از اهل دنیا ، تیغ علم سوا کرد
خِشت منازلِ ما ، تکیه به پرچمت داد
الطافِ بیرق تو ، این خانه را بنا کرد
سجّادهی نمازم ، دارالشَّفای من شد
مُهری که تربت توست ، درد مرا دوا کرد
دار و ندار مایی ، سرمایه ی گدایی
اشک تو چشم ما را ، مَشکی گرانبها کرد
نوکر برای گریه ، سیری نمی شناسد
شوری اشک هیئت ، ما را خوشاشتها کرد
#عزیزم_حسین_ع
#بردیا_محمدی
@hadithashk
برای مادر خود بی بهانه می گریم
به یاد محسن زهرا زنانه می گریم
برای این غم عظمی حسین می گرید
به اشک سیل خودم بی کرانه می گریم
به یاد فاطمه در شهر هم عزادارم
میان کوچه و مسجد به خانه می گریم
گرفت اگر چه زبان زخم جان فاطمه را
برای آتش و دود و زبانه می گریم
به طعنه گفت نود روز گریه نیست زیاد
شبیه فاطمه از این زمانه می گریم
به ضرب دست عمر هست شاهدم مقداد
برای شدت آن تازیانه می گریم
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#حامد_آقایی
@hadithashk
در پیش من از غربت دلدار مگویید
از مرگ سخن در بر بیمار مگویید
من زار نگشتم که علی زار بماند
از بی کسی یار به آزار مگویید
ای جمعیت زخم تنم لب مگشایید
در پیش علی از در و دیوار مگویید
اینقدر دگر آه نگردید نفسها
با هر سخن از قصه مسمار مگویید
پژمردن من را به بیان نیست نیازی
احوال گل زار به گلزار مگویید
من تاب ندارم که بگریند عزیزان
بر دیده زخمی من از خار مگویید
زخم است فقط صورت و پهلو ،سر و بازو
بسیار مخوانیدش و بسیار مگویید
اصلاً به فدای سر حیدر که شکستم
با دل شده جز عشق به دلدار مگویید
من طاقت شرمندگی یار ندارم
از رفتن من نیز به اظهار مگویید
تا زنده ام از شانه نیفتد علم او
بی لشگری اش را به علمدار مگویید
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#موسی_علیمرادی
@hadithashk
خوردی زمین و عرش معلی کبود شد
خورشید تیره شد ، همه دنیا کبود شد
حوریه با نسیم عوض میشود رُخش
آه از دمی که صورت حورا کبود شد
آب است مهر فاطمه ای ساحل کرم
دیدی چگونه پهلوی دریا کبود شد؟
میخواست رد دست نبیند علی و حیف
تا ضربه خورد گفت : خدایا! کبود شد
هروقت میگذشت از آن کوچه ها حسن
میگفت آه صورتش اینجا کبود شد
اصلا خوشی به حضرت زهرا نیامده
چون دلخوشی حضرت زهرا کبود شد
کس از جمال کوچک محسن خبر نداشت
فضه نوشته بود معما کبود شد
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#امیر_فرخنده
@hadithashk
حجت اللهِ معظم زهرا!
همه ی حُسنِ مجسم زهرا!
هر پیمبر به نگاهت محتاج..
جان پیغمبر خاتم زهرا
آنکه مولای امامان من است..
کیست غیر از تو در عالم زهرا؟!
ظاهرا رو به خدایم کردم..
باطناً رو به تو کردم زهرا
سجده کردند به آدم در عرش..
کرد سجده به تو آدم زهرا
طعم خرمای نجف از فدک است
هم گدای علیام هم زهرا!
هرکسی خرج تو شد رفت بهشت
هرکسی نه! به جهنم زهرا!
اسم اعظم که همه میخواهند
یک کلام است،همین دم..زهرا!
از شب قدر ْ همین مارا بس
آن تویی قدرِ مسلّم زهرا
درک تو شان کسی چون فضه ست
کیست در باب تو محرم زهرا؟!
ای به قربان زمانی که علی..
شد به دست تو معمم زهرا
خیر تو خرج حسینت میشد!
بانی ماه محرم زهرا!
هیچ از کوچه نگفتی با ما..
بگو از حادثه یککم زهرا
ضربه ی کاری محکم قنفذ!
چادر خاکی درهم زهرا!
بعد از آن سیلی بی رحم چه شد..
شده آن آینه مبهم زهرا!
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk