eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
در پیش من از غربت دلدار مگویید از مرگ سخن در بر بیمار مگویید من زار نگشتم که علی زار بماند از بی کسی یار به آزار مگویید ای جمعیت زخم تنم لب مگشایید در پیش علی از در و دیوار مگویید اینقدر دگر آه نگردید نفس‌ها با هر سخن از قصه مسمار مگویید پژمردن من را به بیان نیست نیازی احوال گل زار به گلزار مگویید من تاب ندارم که بگریند عزیزان بر دیده زخمی من از خار مگویید زخم است فقط صورت و پهلو ،سر و بازو بسیار مخوانیدش و بسیار مگویید اصلاً به فدای سر حیدر که شکستم با دل شده جز عشق به دلدار مگویید من طاقت شرمندگی یار ندارم از رفتن من نیز به اظهار مگویید تا زنده ام از شانه نیفتد علم او بی لشگری اش را به علمدار مگویید @hadithashk
خوردی زمین و عرش معلی کبود شد خورشید تیره شد ، همه دنیا کبود شد حوریه با نسیم عوض میشود رُخش آه از دمی که صورت حورا کبود شد آب است مهر فاطمه ای ساحل کرم دیدی چگونه پهلوی دریا کبود شد؟ میخواست رد دست نبیند علی و حیف تا ضربه خورد گفت : خدایا! کبود شد هروقت میگذشت از آن کوچه ها حسن میگفت آه صورتش اینجا کبود شد اصلا خوشی به حضرت زهرا نیامده چون دلخوشی حضرت زهرا کبود شد کس از جمال کوچک محسن خبر نداشت فضه نوشته بود معما کبود شد @hadithashk
حجت اللهِ معظم زهرا! همه ی حُسنِ مجسم زهرا! هر پیمبر به نگاهت محتاج.. جان پیغمبر خاتم زهرا آنکه مولای امامان من است.. کیست غیر از تو در عالم زهرا؟! ظاهرا رو به خدایم کردم.. باطناً رو به تو کردم زهرا سجده کردند به آدم در عرش.. کرد سجده به تو آدم زهرا طعم خرمای نجف از‌ فدک است هم گدای علی‌ام هم زهرا! هرکسی خرج تو شد رفت بهشت هرکسی نه! به جهنم زهرا! اسم اعظم که همه می‌خواهند یک کلام است،همین دم..زهرا! از شب قدر ْ همین مارا بس آن تویی قدر‌ِ مسلّم زهرا درک تو شان کسی چون فضه ست کیست در باب تو محرم زهرا؟! ای به قربان زمانی که علی.. شد به دست تو معمم زهرا خیر تو خرج حسینت میشد! بانی ماه محرم زهرا! هیچ از کوچه نگفتی با ما.. بگو از حادثه یک‌کم زهرا ضربه ی کاری محکم قنفذ! چادر خاکی درهم زهرا! بعد از آن سیلی بی رحم چه شد.. شده آن آینه مبهم زهرا! @hadithashk
روزها می آید و من نیستم واقعا پیش شهیدان چیستم؟! کاش می ماندم به پای این سخن مثل زهرا پای حق می ایستم @hadithashk
اگر چه غرق خطا هستم و اگر چه بدم بجز تو سنگ کسی را به سینه ام‌ نزدم سرم به سنگ نخورده است، سر به راهم‌ کن سر مرا بطلب تا نخورده بر لحدم سوال اگر که بپرسی از اعتقاداتم فقط محبت ذریه‌ی تو را بلدم دم نماز رسیدم دم در خانه که از قنوت نماز تو پُر شود سبدم ولی علیست ولی بوده ای ولی علی حدیث قدسی لولاک بهترین سندم مقام درک وجودت طریق سِیر علیست تو خالق عدمی و علی امیر عدم گدای لقمه‌ی نان علی من الازلم فقیر پشت در خانه ات الی الابدم اگر تراب قدوم ابوتراب شوم سپرده ای که کنند از پل صراط ردم به جز تو هیچکسی نیست شافع برزخ به لطفِ مِهرِ تو خوب است برزخ جسدم زمان قحطی اشک آتشم‌ دوچندان است ببین برای تباکی چقدر در صددم به سادگی نه که از پشت درب شعله وری رسیده از تو به من ذکر یا علی مددم میان روضه‌ی احراق باب و کوچه‌ی تنگ مرا ببخش که محکم به صورتم نزدم مسیر خانه به مسجد شده پُر از لاله مشخص است اذیّت شدی قدم به قدم کنار جعبه‌ی خیاطی تو گریه‌کنِ حصیر کهنه‌ی اهداییِ بنی اسدم @hadithashk
در ته چاه نفسم افتادم نرسیده کسی بفریادم سوختم زیر آفتاب کویر تشنه ام، گرچه غرق ایرادم گم شدم، جادهء وصالت کو مطمئنم نبردی از یادم شبی از نو، بزن خرابم کن من فقط با غم تو آبادم دست من را بگیر، محتاجم به خدا زیر تیغ صیادم یا اَبَانا بکش در آغوشم من گذشتم ز خیر اولادم هر زمانی گره به کارم خورد لطف تو آمده به امدادم کمکم کن ترا بجان علی از گرفتاریم کن آزادم با دعایی که فاطمه کرده باز هم دل به پرچمت دادم تو به مادر سفارشم بکنی... پسرش میکند قلمدادم مادرت پشت در به حیدر گفت؛ خم شدم پای شاخ شمشادم مُهر نیلی ز مِهر تو خوردم صورتم سوخت، این هم اسنادم... کربلا میخ نه! سه شعبهء داغ میخورد بر گلوی نوزادم بین آتش حرم که می سوزد پی خلخالِ پای افرادم زیر گرمای آفتاب کویر باز من در کنار اجسادم @hadithashk
من در پی درمان درد خود نمیگردم دردی که زهرا (سلام الله)میدهد مانند درمان است حتی دمی هم غصه ی نان را نباید خورد روزی سائل ها اگر دست کریمان است @hadithashk
گفتند درِ خانه ی غیر تو شلوغ است گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست @hadithashk
دهم ماه حرام قمری ذبحش کرد ثمر فاطمه را بی ثمری ذبحش کرد خبر از عرش خدا داشت ولی بر روی خاک یک نفر آمد و با بی خبری ذبحش کرد هر چه گفتند ببُر حوصله‌ی ما سر رفت شمر با حوصله‌ی بیشتری ذبحش کرد داشت از حجت اثنی عشری دم میزد شمر با ضربه‌ی اثنی عشری ذبحش کرد دم مغرب سر او راهی شامات که شد ساربان آمد و وقت سحری ذبحش کرد @hadithashk
باید از این غم اینجا ، پیش تنت بمیرم از دست شمر ملعون ، خنجر نشد بگیرم با سنگ ها بهم خورد ، شکل و شمایل تو بیرون نمی‌رود از ، گودال قاتل تو از تو جدا شدم من ، با ضرب تازیانه از چه تو را برادر ، کشتند وحشیانه اینجا چه ها ندیده ، بیچاره خواهر تو من جای چنگ دیدم ، بر روی پیکر تو پیراهن تو را در ، برو بیا کشیدند پیران هر قبیله ، رویت عصا کشیدند تا خون مهجه تو ، از قلب تو بریزد با پشت خنجر خود ، بر گردن تو میزد مانند نعل اسبی ، قدّ مرا خمیدند وقتی که بر تن تو ، ده اسب می‌دویدند @hadithashk
به غیر از تو ندارم در جهان یک آشنا حتی قرار من! تویی تنها قرارم با خدا حتی منی که قد کشیدم ساقه ساقه از دل غربت نبودم لحظه‌ای از ریشهٔ مهرت جدا حتی نه تنها من _که از بی‌تابی‌ام سر می‌رود شوقت_ صدایت می‌زنند این روزها گنجشک‌ها حتی کجای عالمِ تنهایی‌ام دیدار تو حتمی‌ست؟ به عشقت حاضرم پر وا کنم تا ناکجا حتی! شنیدم مهربانی، بیشتر از هر خیال و وهم… شنیدم دوست داری روسیاهان را… مرا حتی… به کویت هرکه رو آورد، برگشتن نمی‌دانست که از کوه غم تو برنمی‌گردد صدا حتی سفر جای خودش، آنقدر دورم از وصالت که نمی‌بینم منِ بیچاره خواب کربلا حتی @hadithashk
در نجف هر کس که از زوار مولا می‌شود در حقیقت میهمان بیت زهرا می‌شود گر گنه کاری بیا مولا بغل وا می‌کند هر کسی آلوده شد راهی دریا می‌شود انتخاب ما برای توبه کردن میکده ست با عنایات علی هر زشت، زیبا می‌شود هر زمان دلگیر بودی یاد ایوانش بیفت چون غروب جمعه هم اینجا دلش وا می‌شود پادشاهان می‌رسند اینجا فقیرش می‌شوند کوه اینجا می‌رسد دشت تمنا می‌شود چون گِل ما از اضافات گِل مولای ماست درد ما با یاد و ناد او مداوا می‌شود یا علی خواندی اگر بر مرده، پا شد ایستاد شک نکن، چون با دمش عالم مسیحا می‌شود روضه ای مکشوفه است اینجا برای زائران گوشواری هر زمان در صحن پیدا می‌شود می‌پرد از خواب با کابوس تکراری حسن باز در کوچه زنی با خصم تنها می شود شب صدای گریه باباست لالایی او صبح ها با ناله مادر ز جا پا می‌شود تا که می‌خواهد کمی مسمار از یادش رود در حیاط خانه تابوتی معما می‌شود کاش آن سیلی به من می‌خورد جای مادرم کاش اینها خواب باشد، کاش، آیا می‌شود؟ @hadithashk