بلند شو مادر
شب تولد زینب بلند شو مادر
به جان دخترت امشب بلند شو مادر
شب تولد زینب دعای مرگ مکن
بیاو خانه مهیا برای مرگ مکن
شب تولد زینب بخند مادر جان
دو پلک زخمی خود را مبند مادر جان
شب تولد زینب نفس بکش مادر
بیا ز دست اجل دست پس بکش مادر
شب تولد من مثل شمع میسوزی
به جای طفل به تابوت چشم می دوزی
فدای آنهمه احساس مادرانه تو
شب تولد زینب کجاست شانه تو
شب تولد من تیر می کشد پهلوت
شب تولد من درد می کند بازوت
شب تولد من دست من کفن دادی
به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی
محسن عرب خالقی
#شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #محسن_عرب_خالقی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر
این ندا از عرش بالا میرود
دختر آمد حیف مادر میرود
مادر..
مادر...
مادر...
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صدیقه الشهیده (س)
صحبت از دستی که رزق خلق را میداد شد
هر کجا شد حرف از بانو به نیکی یاد شد
او که جای خود گلوبندش اسیر آزاد کرد
حر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد
معنی نازک برای روضه اش آورده ام
وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد
با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود
دست او روزی رسان خانه ی صیاد شد
این در آتش گرفته زود حاجت میدهد
این در آتش گرفته پنجره فولاد شد
روضه مظلومه بعد از رفتنش مکشوفه شد
تا مصیبت خوان کوچه صورت مقداد شد
بعد پیغمبر اگر چه با تبسم قهر بود
لحظه ای با دیدن تابوت زهرا شاد شد
اشک هایش گاه میگوید حسن گاهی حسین
گریه های آخرش موقوفه اولاد شد
شاعر؟؟؟؟
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خورشید عالمتاب من
خورشید عالمتاب من! تابش نکردی
در خانه ات احساس آرامش نکردی
یکبار هم از شوهرت خواهش نکردی
مظلوم من! با ظالمان سازش نکردی
حتی میان بسترت هم ایستادی
زهرا عجب درسی به اهل ظلم دادی!
این زخمِ روی سینه ی تو کارِ در نیست
در شهر گشتم، مرهم درد کمر نیست
باور کن اینجا از علی مظلوم تر نیست
حالا که من تنها شدم وقت سفر نیست
کار مرا با رفتن خود زار کردی
با درد پهلو روز آخر کار کردی
میخواهد از اشکم دو دست لاغرت چه؟
چیزی بگو! آمد سر این پیکرت چه؟
گیرم لباست نو شود، آن بسترت چه؟
میخندی اما گریه های دخترت چه؟
آن پهلوان که لشکر خیبر بهم ریخت
پای وصیت های تو آخر بهم ریخت
تابوت تو آماده و تابوت من نه!
کاری اگر داری بگو، غسل و کفن نه!
در شعله ها افتاده بوده این بدن، نه؟
جای همه هست این وسط، جای حسن نه!
خیره شدن هایش به آن چادر، اشاره است
در دست هایش تکه های گوشواره است
خانم! ندیدم بین کوچه مَردی اصلاً
پیدا نکردم همدمی، همدردی اصلاً
زهرا نمی آید به من شبگردی اصلاً
فکری برای بچه هایت کردی اصلاً؟
برخیز و آن چادر نمازت را سرت کن
جان علی، چاره برای دخترت کن
لرزان شده پایم، دگر حیدر بریده
قلب برادر سوخته، خواهر بریده
روزی حسینش میشود حنجر بریده
با کُندی خنجر شود آن سر، بریده
آنجا که غیر از نیزه ها چیزی تنش نیست
دنبال سر می گردی و پیراهنش نیست
رضا دین پرور
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #رضا_دین_پرور #شعر_شهادت_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حجت اللهِ معظم زهرا!
حجت اللهِ معظم زهرا!
همه ی حُسنِ مجسم زهرا!
هر پیمبر به نگاهت محتاج..
جان پیغمبر خاتم زهرا
آنکه مولای امامان من است..
کیست غیر از تو در عالم زهرا؟!
ظاهرا رو به خدایم کردم..
باطناً رو به تو کردم زهرا
سجده کردند به آدم در عرش..
کرد سجده به تو آدم زهرا
طعم خرمای نجف از فدک است
هم گدای علیام هم زهرا!
هرکسی خرج تو شد رفت بهشت
هرکسی نه! به جهنم زهرا!
اسم اعظم که همه میخواهند
یک کلام است،همین دم..زهرا!
از شب قدر ْ همین مارا بس
آن تویی قدرِ مسلّم زهرا
درک تو شان کسی چون فضه ست
کیست در باب تو محرم زهرا؟!
ای به قربان زمانی که علی..
شد به دست تو معمم زهرا
خیر تو خرج حسینت میشد!
بانی ماه محرم زهرا!
هیچ از کوچه نگفتی با ما..
بگو از حادثه یککم زهرا
ضربه ی کاری محکم قنفذ!
چادر خاکی درهم زهرا!
بعد از آن سیلی بی رحم چه شد..
شده آن آینه مبهم زهرا!
سید پوریا هاشمی
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #سید_پوریا_هاشمی #شعر_شهادت_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حتی کنیز خانه ی زهرا عزیز است
حیران شدم حیران،رسیدم تا به فضه
باید توسل جست در هر جا به فضه
حتی کنیز خانه ی زهرا عزیز است
قبل از تولد داده ام دل را به فضه
ظرف وجودش را طلا کرده ست زهرا
آموخته اسرار را مولا به فضه
او صاحب علم بلایا و منایاست
در تشنگی رو زد لب دریا به فضه
شیری به امرش قتلگه را شد نگبان
دادند علم را شام عاشورا به فضه
در سوره ی انسان به قدر خود شریک است
تفسیر شد این آیه ها حتی به فضه
عمری تکلم کرد با قرآن ناطق
خیلی حسادت میکند دنیا به فضه
من بنده ی حلقه به گوش اهلبیتم
من را سپرده حضرت زهرا به فضه
هر حاجتی که داشتم در طول عمرم
یا گفته ام آن را به قنبر یا به فضه
محسن صرامی
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بسم رب النور
بسم رب النور ، باید از زنی والا نوشت
باید از رمز وجود عالمِ بالا نوشت
شکر حق نام مرا از لطف خود ربِ جلی
در میان خادمان حضرت زهرا نوشت
خلق عالَم میشد آیا بی وجودِ فاطمه؟
در جوابم روی اینکاغذ ، قلم یک لا” نوشت
کیست زهرا؟ آنکه باید در مقامِ وصفِ او
کوه عفت ، اوج عزت ، اُسوه ی تقوا نوشت
خواستم تا این قلم بنویسد از وصفِ حیاش
چهره پوشی از کسی که بوده نابینا نوشت
باب خَیرِ بی نهایت باز شد بر مصطفی
کاتب وحی خدا وقتی که اَعطَینا” نوشت
هدیه داده هستی خود را خدا بر مرتضی
تا کنار نام حیدر ، نام زهرا را نوشت
ابتدا از ریشه باید گفت و از غصبِ فدک
بعد از آن باید غزل از روز عاشورا نوشت
ابتدا از ماجرای کوچه باید گفت و بعد
از مصیبت های سختِ زینبِ کبری نوشت
طبع شعرم مصرعی از ماجرای کوچه گفت
اشک من بر روی دفتر وای و واویلا نوشت
حال حیدر بعد زهرا را قلم با سوز و آه
حال یک مرد ابرقدرت ولی تنها نوشت
گفتم آیا ای قلم می آید آخر منتقم؟
در جوابم `کَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا” نوشت
یونس وصالی (یونس)
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نام تو را نوشتم و دفتر شکسته شد
نام تو را نوشتم و دفتر شکسته شد
جوهر کبود شد، گل پرپر شکسته شد
آتش گرفت خانه و کاشانه، در شکست
با آن، غرور فاتح خیبر شکسته شد
همواره گفته اند که پهلوی گل” شکست
تنها نه گل، که سرو تناور” شکسته شد
جسمش که در کشاکش دیوار و در شکست
قلبش به وقت بردن حیدر، شکسته شد
`در بین هدیه های تو پس گوشواره کو؟”
آهی کشید فاطمه، دختر شکسته شد
بر موی دختر نگرانش که شانه زد
پر زد، و رسم جنگ برابر شکسته شد
حیدر غریب ماند و به قرآن پناه برد
بغضش میان سوره کوثر شکسته شد
ارباب ذوالفقار که در جنگ خم نشد
خون دید روی میخ، و دیگر شکسته شد
از بس که فکر کرد به دفن شبانه ات
فرقش میان سجده آخر شکسته شد
ما را که کشت کوچه، ببین با علی چه کرد
آن لحظه ای که حرمت مادر شکسته شد
معصومه ترکنژاد
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زهرای من
زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود
زهرا ستون خانهی ایمان حیدر بود
ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود
زهرا اگر حوراست حورای علی بود و
زهرا اگر انسیه بود انسان حیدر بود
زهرا تنور خانه اش گرم از ولایت بود
در سفرهی زهرا همیشه نان حیدر بود
هر جا تبسم کرد علی زهرا دلیلش شد
شیرینی خرمای نخلستان حیدر بود
زهرا دعا کرد و علی هم فتح خیبر کرد
آرامش قبل از دم طوفان حیدر بود
از سورهی زهرا سه آیه جلوه کرد اما
زهرا تمام جلوهی قرآن حیدر بود
زهرا برای ماندن نام علی جان داد
آن زخمهای پشت در درمان حیدر بود
زهرا که باشد از علی درد و بلا دور است
زهرا همه عمرش بلاگردان حیدر بود
وقتی دم در رفت یعنی فاطمه اول
اذن ورود خلق بر ایوان حیدر بود
زهرا مواساتش میان دود و آتش شد
پهلو شکست اما یل میدان حیدر بود
زهرا اگر صد سال پشت در لگد میخورد
از پا نمی افتاد چون در خانه حیدر بود
باری اگر افتاد ارزش داشت که افتاد
مردی که پایش کشته شد دردانه ، «حیدر» بود
با چل غلاف از دور و بر هی میزدند او را
دستش ولی پیوسته در دامان حیدر بود
در بین دست و پای دشمن دست و پا میزد
دلدار حیدر بین بدخواهان حیدر بود
زهرا حسینی داشت او هم زیر پا افتاد
اما به فکر دختر گریان حیدر بود
زینب کنار خیمه حیران برادر بود
انگار زهرا پشت در حیران حیدر بود
خلخال از پای یهودی هم نباید کند
چشم حرامی ها پی طفلان حیدر بود
وحید عظیم پور
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها
پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها
نمیآیند گرد هم مگر با گریه آهو ها
شبیه غنچهها در خود پس از تو معتکف هستند
نمیآید دگر سرها برون از روی زانوها
خوشیها پر درآوردند و از باغ دلم رفتند
حکایت میکند اشکم از این کوچ پرستوها
نه خورشیدی نه مهتابی نه اختر مانده بعد تو
که شد هفت آسمان من دگر خالی ز سوسوها
به چشمم خاطرات تو شباهنگام میریزند
گریبان میکنم پاره از این فریاد شب بوها
دگر بی شمع این خانه پروانه نمیخواهد
تو در کنج لحد خاموش و ما در کنج پستوها
چنان از خون و خاکستر سرایم پر شده کان را
نه میشویند دریاها نه میروبند جاروها
فراموشم کجا گردد زنی بود و چهل نامرد
ندیدم هیچ مردی غیر تو بانوی بانوها
چه آمد بر سرت مادر که ارث خاندانت شد
که شد با سوختن در آل تو دیگر عجین خوها
شاعر؟؟؟
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فدای حضرت زهرا(س)
من هرچه دارم از عطای حضرت زهراست
از ابتدا دل مبتلای حضرت زهراست
یک جان ناقابل خدا داده به من آن هم
با فخر میگویم فدای حضرت زهراست
روزیکهاشک ازدیده ی هر بنده ای جاری است
دلگرمی ام تنها سخای حضرت زهراست
هر کس بخواهد را به یک تلمیح می بخشد
تنها خدا محشر خدای حضرت زهراست
بین أب و بعل و بنوها بوده محور پس
آل کسا آل کسای حضرت زهراست
یک رشته نخ از معجرش کافر مسلمان کرد
دین زیر دین لطف های حضرت زهراست
معراج وقتی رفت احمد دید بر روی
بال ملائک جای پای حضرت زهراست
تاریخ ثابت کرده صاحب کیمیا گردد
وقتی کنیزی پا به پای حضرت زهراست
قافیه شد تکرار اما خوب میدانم
ستاریت هم از برای حضرت زهرا است
یا فاطمه مشگل گشای حیدر کرار
ذکر علی مشگل گشای حضرت زهراست
در هر کجایی از نجف آید شمیم او
پنهان کجا صحن و سرای حضرت زهراست؟
شبهای جمعه کربلا هر هفته می آید
ذکر بنی روضه های حضرت زهراست
در آخر عمری شبیه ابر میبارید
گریه فقط آخر دوای حضرت زهراست
در حسرت دیدار یک شش ماهه ماند آخر
دیده بهاری در عزای حضرت زهرا است
عرفان ابوالحسنی
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیز دلم
نشستم کنارت
که من رو ببینی
میخوام تا که از جات
بلند شی بشینی
نشستم کنارت
عزیزم نگام کن
شبیه گذشته
بخند و صدام کن
تو اصلا نباید
تو بستر بمونی
مگه قول ندادی
با حیدر بمونی
عجب روزگار
خوشی پیش رو بود
تو ذهن منو تو
چقد آرزو بود
ببین بچه هامون
دارن اشک میریزن
تو رو جون اینها
که خیلی عزیزن؛
عزیزم بلند شو
تو باید بمونی
تو باید غمای
علی رو بدونی
من آروم میگیرم
تو بشکن سکوتو
کی گفته که از من
بپوشونی روتو؟
من افتادم از پا
تو رنگت پریده
چرا زندگیمون
به اینجا کشیده!
چرا با اشاره
جوابم رو میدی
دوباره با اشکات
نگو دل بریدی
نگات میگه دیگه
نمیخوای بمونی
عزیزم بلند شو
تو خیلی جوونی
هنوزم لباسات
پر از بوی دوده
چرا زیر چشمات
سیاه و کبوده
برا من یه کابوس
همین بود یه روزی
ببینم تو بستر
تو داری میسوزی
عزیزم بلند شو
علی رو نگاه کن
پاشو زندگیتو
بازم رو به راه کن
دلم روشنه تو
بلند میشی ازجا
منو بچه هارو
نمیزاری تنها
لباساتو زهرا
دوباره عوض کن
بلند شو برامون
بازم پخت و پز کن
خودم خوب میدونم
که بی جونه دستت
واسه موی زینب
بگیر شونه دستت
دره نیمه سوخته
شده آینه ی دق
بهت قول میدم تا
بشه مثل سابق
میخوام زندگی رو
باز از نو بسازم
میخوام زندگی رو
برا تو بسازم
دیگه از غمامون
نمونده نشونی
عزیزم بلند شو
تو باید بمونی
صادق اویسی
#ام_ابیها #ام_الائمه #بقیع #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹