eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هر زمان، وقتِ واقع بینی شد شعرم انگار درسِ دینی شد مکتبی رفته ام که اُستادش... خودِ علامهٔ اَمینی شد گِل ایجادم از غدیرِ خُم است اینچنین عبد آفرینی شد همهٔ ماه ها به نامِ علیست رجب اما عجب نگینی شد در طلوعِ رجب خبر آمد پنجمین آسمان، زمینی شد بعد از آن پُشتِ نامِ محبوبم تا سرِ جاده نقطه چینی شد علتِ خلقت نجوم آمد حضرتِ باقرالعلوم آمد چون مسافر که مقصدی دارد دل به شوقش چه مَعبدی دارد شده هم نامِ مصطفی یعنی... خُلق و خوی محمدی دارد مثلِ پیغمبر است و تا معراج... صبح و شب رفت و آمدی دارد از علومِ غریبه در عالَم اوست آنکه مُجلدی دارد شده عالِم اگر کسی حتما... از کفِ پاش درصدی دارد قدرِ زر، زرگری بداند پس نور در نور، مرقدی دارد از ستون هایِ نور، گلدسته فوقِ خورشید، گُنبدی دارد حَرمش وسعتِ فَلک دارد عرش، در آن حرم سَرَک دارد آمد آن حِکمتِ کمال و تمام آمد آنی که هست خیرِ مُدام دانشش را به پایِ دین آورد پایه ریزی شده از او احکام حرفِ او را به اِستناد آورد تا که شد از فقیه، استعلام قالَ باقر بگو که شیرین شد کامم از راهِ گوش از این نام نفخه ای از نسیمِ او آمد رفت با پایِ خود دلم در دام ما که گَردی ز خاکِ او هستیم صبحِ محشر هلاکِ او هستیم عشق، با ما دوباره راه آمد باز معشوقِ دل بخواه آمد اولِ ماه، وقتِ استهلال همه دیدند قرصِ ماه آمد ظلمت و کینه ی جهالت رفت نورِ آفاق در پگاه آمد اگر افتاده ای، بخوان او را بی پناهی اگر ، پناه آمد یوسفی در کنارِ یعقوب و نوهٔ یکهٔ دو شاه آمد باز سکه به نامِ ارباب است به صفِ کربلا سپاه آمد مدحِ او تا ابد به تحلیل است مدح، با شرحِ روضه تکمیل است رفت در کربلا مصیبت دید در طفولیَتش اسارت دید با زن و بچه هایِ اهل حرم آتشِ خیمه دید و غارت دید شام در مجلسِ مِیِ و مستی به نوامیس حق جسارت دید در میان خرابه حتما او... قلبِ آیینه اش جراحت دید با مقامِ امامت از خیمه... شمر را روی سینه راحت دید دست و پا زد قتیلِ بیچاره فقط از قاتلش لجاجت دید ای که از آب هم شدی محروم السلام علیک یا مظلوم @hadithashk
از غصه رها ببینمت...این شبها خندان همه جا ببینمت...این شبها در حق کسی که دوست داریش، بگو: ایوان طلا ببینمت...این شبها @hadithashk
امشب شب تجلی دادار قادر ست امشب شب ولادت پر نور باقر است وقت نزول برکت آیات فاطر ست این هم روایتی ز روایات جابر است آنکس که دیده پنج امامش، به احترام گفتا رسانده است تو را مصطفی سلام امشب جهان به شوق تو غرقِ طَرب شده ست میلادتان قرینِ به ماه رجب شده ست افطار والدین تو شیر و رطب شده ست خیل ملک ز بوی تو در تاب و تب شده ست دستان انبیا همه بر دامنت دخیل مدح تو را به عرشِ خدا خوانده جبرئیل ای شاخه ی گل شجر زین العابدین ای مصطفای در نظر زین العابدین مرآت پنج تن ، قمر زین العابدین عالم فدات ، گل پسر زین العابدین حیران نموده عالم و آدم علوم تو آذین شده ست عرشِ خدا بر قدوم تو در اقتدار مظهر دادار سرمدی در دانش و علوم به عالم سرآمدی در خلق و خوی و منطق و گفتار احمدی بر تو ز انبیا صلوات محمّدی ای مظهر صفات خداوند ذوالمنن یک جدّ تو حسین و دگر جدّ تو حسن تو باقر العلومی و بر دهر سروری حقا به نور احمد و آلش برابری در صولت احمدی و به هیبت چو حیدری با خنده ای ز بنت حسن کن تو دلبری آن خالقی که بر تو ز نورش دمیده است یک شاهکار چون حسنین آفریده است ای منجی نجات بشر از قدیم ها منجی نوح و عیسی و موسی کلیم ها ای ریزه خوارِ خوانِ تو جمع کریم ها ای دشمن تو در درکات و جهیم ها یک جلوه ی تو راه نجات خلیل بود یک طفل پای مکتب تو جبرئیل بود ای یادگار کرب وبلا یابن فاطمه ای نور چشم اهل ولا یابن فاطمه ای کنز جود و لطف و عطا یابن فاطمه امشب بیا و کن تو دعا یابن فاطمه بهر فرج ز لطف ، دعای ظهور کن دلهای عاشقان ز کرم غرق نور کن @hadithashk
در خیالی شبیه رویاها در مسیری به رنگ فرداها بین امواج صبح دریاها با شمیمی ز کوثر و طاها فصل عشاق با طرب آمد خوش به حال دلم رجب آمد باز از باده ی رجب خوردم از مِیِ ناب و منتخب خوردم باده ی هاشمی نسب خوردم مثل این است که رطب خوردم شور شیرینی لبم عشق است ذوق امروز و امشبم عشق است یا مَن اَرجُوه، بر لبم گل کرد نفسم را پُر از توسل کرد به من امشب خدا تفضل کرد غصه را با شعف تبادل کرد حال و احوال من تماشایی است شعر من حیدری و زهرایی است ماه یعطی الکثیر کرده حلول قمری بی نظیر کرده حلول شمس نعم الامیر کرده حلول نور و حور و حریر کرده حلول ساغر از می لبالب است امشب سور مستی مرتب است امشب اول ماه و شب شب میلاد دل شد از بند غصه ها آزاد عیدی ام داد حضرت سجاد کار ما بر ابالکرم افتاد شده نور دو عین، این مولود حسن است و حسین این مولود اولین نسل فاطمی پیوند پدرش حضرت سخاوتمند مادرش اهل علم و دانشمند فاطمه بود و بر لبش لبخند که شده مادر عزیز خدا دامنش مهد حضرت دریا آسمان محو نور سرمد شد و زمین گرم یک خوش آمد شد بسکه پا تا به سر محمد شد جابر از عطر او مردد شد جلوه ی کبریاست حُرمت او صلوات خدا به قامت او پسر فاطمه است این آقا نور چشم همه است این آقا عشق را ترجمه است این آقا به غمم خاتمه است این آقا آمد و عشق را روایت کرد برِکت را به ما عنایت کرد دشت ها را بهار آمده است سینه ها را قرار آمده است عاشقان را نگار آمده است صاحبِ اختیار آمده است جان ما هدیه ی ولادت او بیقراریِ ما زیارت او من و احسان حضرت باقر منم و خوان حضرت باقر خورده ام نان حضرت باقر ای به قربان حضرت باقر عشق مولا تمام حاصل ماست دست سلطانعلیِ* او دل ماست @hadithashk *حضرت سلطانعلی بن امام محمدباقر علیه السلام، فرزند بلافصل امام و نائب الامامین و سفیر ولایت که در مشهد اردهال کاشان زیارتگاه دارند.
کجایی نوکرت تنهاست هر شب درون سینه اش غوغاست هر شب ندارد تازگی یلدا برایم شب هجران تو یلداست هر شب @hadithashk
شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست یا اگر این شب من با تو سحر شد یلداست ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو اگر بعد از این شامِ سیَه خَتمِ سفر شد یلداست ما که خود چِله نشین تو شدیم آقاجان این شب چِله اگر از تو خبر شد یلداست شب نشینی و کنار دِگران خوب ولی با تو و عشقِ تو گر جمله به سر شد یلداست ای خدایِ کرم و جود و مُحبت مهدی(عج) از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست همچنان آلِ علی در خطر تهدیداند آن دَمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست حرف آخر اگر این چشم من ای صاحبِ اشک امشبی بَهرِ غَمِ جَد تو تَر شد یلداست @hadithashk
با عطرِ رجب، باقرِ دین آمده است این مهرخداست تا زمین آمده است عیدانه ی ما حوالی این یلدا از باغ امامِ ساجدین آمده است @hadithashk
تابیده در آیینه‌‌ی رحمانی قادر خورشیدی از آفاق درخشان مناظر آغاز شده ماه مناجاتی زیبا با جلوه‌ی میلاد خوش حضرت باقر بعد از نبی و حیدر و جان و حسنینش از نور علی نور محمد شده ظاهر لعلی که پر از گوهر و گنجینه‌ی فهم است عقلی که شکافنده‌ی علم است و شعائر القاب بلندش همه تفسیر وجودش هم صالح و هم هادی و هم شاهد و شاکر همنام امین است و ملقب به امین است مولود رجب، چشمه‌ی جوشنده‌ی طاهر خوشحالی سجاد ز لبخند حسین است جانم به حسین و لب خندان مسافر @hadithashk
در محضرت رسومِ دعا را شناختیم با جامعه کبیره خدا را شناختیم دانه، بدونِ اذنِ تو گندم نمی‌شود "هادی اگر تویی که کسی گم نمی‌شود" یا اَیُّهاالنَّقی که چراغِ هدایتی تو نورِ ماندِگارِ مسیرِ سعادتی وقتی پدربزرگِ امامِ زمان تویی یعنی برایِ از نفس‌افتاده، جان تویی دستِ توسُّل همه عالم به سوی تو آبِ حیاتِ ما همه، آبِ وضویِ تو ما را گدایِ سامره‌یِ خود، خطاب کن یا که برایِ نوکری‌ات انتخاب کن هستیم روسیاه، ولی در پناهِ تو- -ماییم، عاقبت همگی سر به راهِ تو ما با تو اهلِ سِیرِ الی‌الله می‌شویم با جامعه کبیره‌ات اصلاح می‌شویم همواره بوده‌ایم گدایانِ سامرا از خادمانِ کویِ سلیمانِ سامرا از خاکِ سامرایِ تو باید شفا گرفت یا اینکه از کرامتِ تو کربلا گرفت توصیف تو کجا و توانِ قلم کجا؟ وقتی کلام، از نفسِ تو صفا گرفت گفتیم کربلا و به دل آتشی به پاست آن آتشی که در دلِ ابیات، پا گرفت تنها نه بندگان و ملائک، برایِ او- -حتی خدایِ عزَّ وَ جَل هم عزا گرفت ای روضه‌خوان داغ حسینی،نوشته اند- -زهرِ عطش وجودِ تو را تا فرا گرفت- -گفتی به گریه: شمر، در آن عصرِ بی‌کسی رأسِ شریفِ جدِّ مرا از قفا گرفت حالا به اذنِ تو دو سه خط روضه‌خوان شویم از ماتمی که عرش، برایش نوا گرفت جدِّ غریبِ تو ، لبِ تشنه به رویِ خاک می‌گفت خواهرم برو امّا، صدا گرفت قاتل رسید و کارِ خودش را تمام کرد اما بگو که مویِ سرش را چرا گرفت؟ @hadithashk مصراع چهارم از شعر برادر بزرگوار محسن کاویانی تضمین گرفته شده است.
همینکه در تنش زهر شب افتاد امام هادی ما در تب افتاد چو وارد کردنش در بزم شادی به یاد عمه‌جانش زینب افتاد @hadithashk
آن قوم که معمار جنان خشت به خشتند از خاک تو هستند که پاکیزه سرشتند از نام تو پرسیدم و گفتند "محمّد" نامی که به دیباچه‌ی توحید نوشتند از روی تو پرسیدم و زیبا ملکی گفت پیش رخ آن ماه‌شمایل همه زشتند در عالم ذر مزرعه‌ای بود دل ما از مِهر تو یک بذر در این مزرعه کِشتند دیدند شکافنده‌ی دریای علومی شد پنبه علوم دگران هر چه که رِشتند حق دور تو می‌گردد و آنان که نگردند در کعبه اگر هم بروند اهل کِنِشتند از نسل حسین و حسنی بهتر از این چیست؟! اجداد تو آقای جوانان بهشتند @hadithashk
دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید به غم نور دل ابن رضا گریه کنید مادرم فاطمه امروز عزادار من است یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید به تسلی دل زار و غمین پسرم پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند به غریبی من امروز شما گریه کنید پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید چون شنیدید که در بزم شرابم بردند به غم عمه مظلومه ما گریه کنید زینب زار کجا مجلس اغیار کجا به پریشانی ناموس خدا گریه کنید به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست سر ببریده شاه شهدا گریه کنید یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید جای آنانکه به هم جام تعارف کردند جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید @hadithashk