eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
کجایی نوکرت تنهاست هر شب درون سینه اش غوغاست هر شب ندارد تازگی یلدا برایم شب هجران تو یلداست هر شب @hadithashk
شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست یا اگر این شب من با تو سحر شد یلداست ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو اگر بعد از این شامِ سیَه خَتمِ سفر شد یلداست ما که خود چِله نشین تو شدیم آقاجان این شب چِله اگر از تو خبر شد یلداست شب نشینی و کنار دِگران خوب ولی با تو و عشقِ تو گر جمله به سر شد یلداست ای خدایِ کرم و جود و مُحبت مهدی(عج) از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست همچنان آلِ علی در خطر تهدیداند آن دَمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست حرف آخر اگر این چشم من ای صاحبِ اشک امشبی بَهرِ غَمِ جَد تو تَر شد یلداست @hadithashk
با عطرِ رجب، باقرِ دین آمده است این مهرخداست تا زمین آمده است عیدانه ی ما حوالی این یلدا از باغ امامِ ساجدین آمده است @hadithashk
تابیده در آیینه‌‌ی رحمانی قادر خورشیدی از آفاق درخشان مناظر آغاز شده ماه مناجاتی زیبا با جلوه‌ی میلاد خوش حضرت باقر بعد از نبی و حیدر و جان و حسنینش از نور علی نور محمد شده ظاهر لعلی که پر از گوهر و گنجینه‌ی فهم است عقلی که شکافنده‌ی علم است و شعائر القاب بلندش همه تفسیر وجودش هم صالح و هم هادی و هم شاهد و شاکر همنام امین است و ملقب به امین است مولود رجب، چشمه‌ی جوشنده‌ی طاهر خوشحالی سجاد ز لبخند حسین است جانم به حسین و لب خندان مسافر @hadithashk
در محضرت رسومِ دعا را شناختیم با جامعه کبیره خدا را شناختیم دانه، بدونِ اذنِ تو گندم نمی‌شود "هادی اگر تویی که کسی گم نمی‌شود" یا اَیُّهاالنَّقی که چراغِ هدایتی تو نورِ ماندِگارِ مسیرِ سعادتی وقتی پدربزرگِ امامِ زمان تویی یعنی برایِ از نفس‌افتاده، جان تویی دستِ توسُّل همه عالم به سوی تو آبِ حیاتِ ما همه، آبِ وضویِ تو ما را گدایِ سامره‌یِ خود، خطاب کن یا که برایِ نوکری‌ات انتخاب کن هستیم روسیاه، ولی در پناهِ تو- -ماییم، عاقبت همگی سر به راهِ تو ما با تو اهلِ سِیرِ الی‌الله می‌شویم با جامعه کبیره‌ات اصلاح می‌شویم همواره بوده‌ایم گدایانِ سامرا از خادمانِ کویِ سلیمانِ سامرا از خاکِ سامرایِ تو باید شفا گرفت یا اینکه از کرامتِ تو کربلا گرفت توصیف تو کجا و توانِ قلم کجا؟ وقتی کلام، از نفسِ تو صفا گرفت گفتیم کربلا و به دل آتشی به پاست آن آتشی که در دلِ ابیات، پا گرفت تنها نه بندگان و ملائک، برایِ او- -حتی خدایِ عزَّ وَ جَل هم عزا گرفت ای روضه‌خوان داغ حسینی،نوشته اند- -زهرِ عطش وجودِ تو را تا فرا گرفت- -گفتی به گریه: شمر، در آن عصرِ بی‌کسی رأسِ شریفِ جدِّ مرا از قفا گرفت حالا به اذنِ تو دو سه خط روضه‌خوان شویم از ماتمی که عرش، برایش نوا گرفت جدِّ غریبِ تو ، لبِ تشنه به رویِ خاک می‌گفت خواهرم برو امّا، صدا گرفت قاتل رسید و کارِ خودش را تمام کرد اما بگو که مویِ سرش را چرا گرفت؟ @hadithashk مصراع چهارم از شعر برادر بزرگوار محسن کاویانی تضمین گرفته شده است.
همینکه در تنش زهر شب افتاد امام هادی ما در تب افتاد چو وارد کردنش در بزم شادی به یاد عمه‌جانش زینب افتاد @hadithashk
آن قوم که معمار جنان خشت به خشتند از خاک تو هستند که پاکیزه سرشتند از نام تو پرسیدم و گفتند "محمّد" نامی که به دیباچه‌ی توحید نوشتند از روی تو پرسیدم و زیبا ملکی گفت پیش رخ آن ماه‌شمایل همه زشتند در عالم ذر مزرعه‌ای بود دل ما از مِهر تو یک بذر در این مزرعه کِشتند دیدند شکافنده‌ی دریای علومی شد پنبه علوم دگران هر چه که رِشتند حق دور تو می‌گردد و آنان که نگردند در کعبه اگر هم بروند اهل کِنِشتند از نسل حسین و حسنی بهتر از این چیست؟! اجداد تو آقای جوانان بهشتند @hadithashk
دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید به غم نور دل ابن رضا گریه کنید مادرم فاطمه امروز عزادار من است یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید به تسلی دل زار و غمین پسرم پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند به غریبی من امروز شما گریه کنید پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید چون شنیدید که در بزم شرابم بردند به غم عمه مظلومه ما گریه کنید زینب زار کجا مجلس اغیار کجا به پریشانی ناموس خدا گریه کنید به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست سر ببریده شاه شهدا گریه کنید یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید جای آنانکه به هم جام تعارف کردند جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید @hadithashk
هادی شدی و نورِ هدایت درست شد با نامِ تو مسیرِ سعادت درست شد وقتی گدایِ مُفتخرِ سامرا شدیم... تحویلمان گرفتی اجابت درست شد از یک نگاه،کاسهٔ ما لب به لب که شد... معنایِ بی نظیرِ سِخاوت درست شد با جامعه کبیره که از تو به ما رسید تعریفِ اهلِ بیتِ نبوت درست شد خواندیم السلام علیکم به اهلِ بیت در سینه قُله هایِ محبت درست شد دیدی قلیل آمده بودیم محضرت ما را حساب کردی و کثرت درست شد در روضه ات به یادِ حریمِ تو سوختیم از قلبِ شعله ور شده غربت درست شد خود را به هر طریق به صحنت رسانده ایم در گوشهٔ ضریحِ تو دل را نشانده ایم از غصهٔ تو عرشِ مُعلا خراب شد داغت رسید، بر سرِ دنیا خراب شد اینقدر شیعه گریه برایِ تو کرده است از موجِ اشک، هیبتِ دریا خراب شد در نیمه شب به خانهٔ تو حمله ور شدند گرمِ نماز بودی و اَما... خراب شد وقتی که زَهر بر جگرت آتشی گذاشت خوردی زمین و حالِ تو دَرجا خراب شد چونکه صدایِ ناله ات آفاق را شکست در عرش، حالِ حضرتِ زهرا خراب شد با احترام دفن شدی آخرش ، ولی... در کربلا که حُرمتِ آقا خراب شد حتی میانِ روضهٔ تو... فَابکِ لِلحسین داغِ همیشه مانده به اعماقِ دل حسین @hadithashk
به غیر زهر جفا، با کس آشنا نشدم ز پای تا به سرم دردم و دوا نشدم منم که از همه رفع بلا کنم امّا دمی نبود که غرق غم و بلا نشدم میان کوچه در آن لحظه که زمین خوردم به ضرب کعب نی و تازیانه پا نشدم مرا به مجلس می با شتاب آوردند ولی غریب تر از دخت مرتضی نشدم به روی زخم لبم پای چوب،باز نشد نخورده چوب به لبها و بیصدا نشدم ز کودکانم اگر چه جدا شدم اما شبیه پیکر جدّم، جدا جدا نشدم دلم شکست زمانی که شد کفن بدنم خدا گواست که محتاج بوریا نشدم به روی پیکرم اصلاً کسی قدم نزده که پاره پاره تن از سُمّ اسبها نشدم @hadithashk
ای گوش! صدا، صدای زنگ است ای دهر! زمان، اسیر جنگ است ای مصلح کُلِ آفرینش! کار همه بی تو لنگِ لنگ است ای اُف به زرنگ بازی خلق! هرکس شده سائلت، زرنگ است ما با تو خوشیم، بی تو هرگز! آنچه همه خورده ایم، اَنگ است دنیا به کسی وفا نکرده دنیای من و شما قشنگ است ما را بخری ضرر نکردی هرکس بخرد بجز تو، ننگ است ای کاش خبر بگیری از ما بسکه دلمان، برات تنگ است ما را به رجب رسانده لطفت این رزق گدای دست، تنگ است عمریست مریض سامرائیم در گریه شفای بی درنگ است از غربت روضه های جدّت دیوار حرم سیاهرنگ است مسموم شده امام هادی آنچه به زمین کشیده، چنگ است در گوشه ی پادگان فتاده زیر سر او حصیر و سنگ است @hadithashk
ماجرای شیعه شدن یک ناصبی به نام ابوعبدالله جُنَیدی توسط امام هادی (ع) معتصم شخصي را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آنجا كسي را كه دشمن اهل بيت (ع) است پيدا كند و اين بچه را به دست آن شخص بسپرد تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكي از علماي مدينه را به نام الجُنَيدي كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترين مردم با اهل بيت (ع) بود، -در مدينه از اين قبيل علما آن وقت بودند- براي اين كار پيدا كرد و به او گفت: من مأموريت دارم كه تو را مربي و مؤدب اين بچه كنم، تا نگذاري هيچ كس با او رفت‌و‌آمد كند و او را آن طور كه ما مي‌خواهيم تربيت كن، اسم اين شخص الجنيدي در تاريخ ثبت است، حضرت هادي (ع) هم‌‌ همان طور كه گفتم، در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسي مي‌توانست در مقابل آن مقاومت كند؟ بعد از چند وقت يكي از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدي را ديد و از بچه‌اي كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد، الجنيدي گفت: بچه؟ اين بچه است؟ من يك مسأله از ادب براي او بيان مي‌كنم، او باب‌هايي از ادب را براي من بيان مي‌كند كه من استفاده مي‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟ گاهي به او، وقتي مي‌خواهد وارد حجره شود، مي‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو- مي‌خواسته اذيت كند- مي‌پرسد: چه سوره‌اي بخوانم؟ من به او گفتم: سوره بزرگي، مثلاً سوره آل‌عمران را بخوان، او خوانده و جاهاي مشكلش را هم براي من معنا كرده است، اين‌ها عالمند! حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند، ارتباط اين كودك ـ كه علي‌الظاهر كودك است، اما ولي الله است، «و آتيناه الحكم صبيّا» ـ با اين استاد مدتي ادامه پيدا كرد -و استاد يكي از شيعيان مخلص اهل بيت شد. (سیدمحمد ضیاء آبادی- تفسیر سوره توبه/ جلد اول- از صفحه 69) @hadithashk