eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب از بیت رضا نور به دامان داریم موج شادی به دل و روح و تن و جان داریم چه مبارک سحری از دم سلطان داریم هر چه داریم هم از شاه خراسان داریم حیدری زاده گلی نیک نهاد آمده است از عنایات خداوند جواد آمده است خبر آورده که شب را سحری پیدا شد قمر برج ولا را قمری پیدا شد به نهال رضوی برگ و بری پیدا شد ثمر آل علی را ثمری پیدا شد گوش کن زمزمه ی دادرس از عرش رسید مژده ای دل که مسیحا نفس از عرش رسید شیعهء ناب ز بود تو شد اثنی عشری روز چون شمسی و شب برج ولا را قمری وقت میلاد تو سر داد خروس سحری (چه مبارک پدری و چه مبارک پسری) جود و احسان تو از شاه خراسان داریم قدم خیر تو از حضرت سلطان داریم ساقی و باده و جام و می و پیمانه تویی به گل روی رضا شمعی و پروانه تویی جسمی و جانی و هم حضرت جانانه تویی خانه را نوری اگر هست در آن خانه تویی باید این پای بر این خوان و بر این خانه کشید دست سوی تو و دست از می و پیمانه کشید قدمت معنی جود است همین را عشق است به رضا بود و نبود است همین را عشق است هم قیام است و قعود است همین را عشق است بعد حقّ حقِّ سجود است همین را عشق است بر ملامتگر کج فکر جواب آمده است هم جواد آمده هم طفل رباب آمده است خیز و تبریک بگو هم به رضا هم به حسین هم به ما رحمت حق گشته عطا  هم به حسین فخر دارد پدرت بر تو خدا هم به حسین  هدیه ی حضرت حقی تو به ما هم به حسین پسر شیر خدا شیر به دامان دارد ثمر از باغ جنان نخل خراسان دارد مژده ای دل که عروس علوی مادرشد پسر آورده و ششماهه علی مظهرشد با که گویم که گل از باد خزان پرپر شد اصغری بود و به نی رفت و علی اکبر شد پای نی باقی باغ و به سر نی سر او لاله سان سوخت ز داغ رخ او مادر او @hadithashk
به دریای ولا گوهر مبارک به اهل آسمان، اختر مبارک به زهرا،احمد وحیدر مبارک که میلاد علی اصغر مبارک حسین بن علی می‌خندد امشب که راه غم به دل می‌بندد امشب سپهر معرفت قرص قمر زاد جمال بی مثال دادگر زاد عروس فاطمه یک گل پسر زاد برای کربلا شیری دگر زاد علی اصغر، به معنا اکبر است این تمام آرزوی مادر است این سلام الله بر قدر و جلالش تعالی الله بر حسن و خصالش کتاب الله روی بی مثالش عزیز فاطمه محو جمالش دمادم دل ز خیرالناس برده نگاه او دل از عباس برده حسین بن علی خیره به رویش کند مانند باغ یاس بویش زند شب تا سحر شانه به مویش بوَد مست سفیدی گلویش عزیز حیدر و زهرا خوش آمد مدال سینه‌ی بابا خوش آمد گل سرخ پیمبر آمد از راه چراغ و چشم حیدر آمد از راه صدف را دُرّ انور آمد از راه شفیع روز محشر آمد از راه بوَد قنداقه اش فردای محشر به روی دست زهرای مطهر چه طفلی! روی دامان رباب است چه طفلی! نور چشمان رباب است تمام هستی و جان رباب است یقینا ماه کنعان رباب است از او بزم ولا را شور وحالی ست که جای حضرت صدیقه خالی ست الهی بخت مادر بر نگردد گل نشکفته اش پرپر نگردد کبوتر بچه اش بی سر نگردد ز داغش چشم بابا تر نگردد ولی آنجا تب و تابش ندادند پدر رو زد ولی آبش ندادند @hadithashk
این وطن شهره تاریخ جهان خواهد ماند هنرش در همه جا،ورد زبان،خواهد ماند به خرد ورزی ایران کهن، می نازیم، سر بلندِ همه،ایران جوان، خواهد ماند ابن سینا،ذکریا و ابو ریحان ها، چشمه ی دانششان،در فَوَران،خواهد ماند! علم تهرانی و تهرانچی و عباسی ها در کنار هنرِ فرشچیان،خواهد ماند ظفر و کوثر و پایا سند دانش ماست سند دانش ما در دوران خواهد ماند دشمن از علم و هنر مندی ما می ترسد از شکوفاییِ "ایران" نگران خواهد ماند گروه شعر و نوحه (یاکریم) @hadithashk
شرح تو در قلم نمیگیرد هستی ات را عدم نمیگیرد دل لبریز از محبت تو حسرت و درد و غم نمیگیرد وقت احسان شبیه بارانی کرم تو به کم نمیگیرد معجزات علی اصغری ات تا ابد وقفه هم نمیگیرد مهربانی ت زندگی بخش است هیچ پایانی ام نمیگیرد از کریمان روزگار کسی جای تو در کرم نمیگیرد نوکرت در تمام سختی ها غیر ذکر تو دم نمیگیرد غصه دار است انکه ماه رجب از شما یک حرم نمیگیرد یا من ارجوه من علی اصغر راحت روح من علی اصغر لب تو اعتبار زمزم داشت چشم تو ایه ایه مریم داشت اخرین سوره ی حسینی تو و شفاعت فقط تو را کم داشت ای که فصل الخطاب بودی و کربلا با تو مهر خاتم داشت سند غربت پدر با تو تا همیشه حدیث محکم داشت مادرت با تو بدو امدنت ذکر لالایی محرم داشت نام باب الحوائجي شما روی هر زخم کهنه مرهم داشت نام تو استجابت دعوات بر بلندای نام تو صلوات با تو راه غدیر خواهد ماند ذکر نعم الامیر خواهد ماند با تو در اوج بام مأذنه ها یا علی یا امیر خواهد ماند هر که اخر گدای تو نشود مستمند و فقیر خواهد ماند هر کسی که نشد گرفتارت تا همیشه اسیر خواهد ماند دست های تو کوچک اما پر کرمت بی نظیر خواهد ماند نام باب الحوائجی یعنی دست تو دست گیر خواهد ماند در بنی هاشم اینچنین بوده کودکش مثل شیر خواهد ماند بر ابالفضل و بر علی اصغر نام ماه منیر خواهد ماند افتاب حقیقتی مولا تو جواز شفاعتی مولا روضه ی کربلا علی اصغر خون بهایت خدا علی اصغر گره ای نیست تا که وا نشود با نگاه شما علی اصغر رو به معراج میرود روحم وقت فریاد یا علی اصغر ذکر امن یجیب مضطر ها دم مظلومنا علی اصغر پدر و مادرم به قربانت جان من رو نما علی اصغر روی دست پدر رفیع شدی ناگهان سوختی رضیع شدی گل عمر تو در خطر باشد گل چرا دائم السفر باشد متمایز ترین شهیدانی حرمت سینه ی پدر باشد امده عصر روز عاشورا لب خشک تو جلوه گر باشد تیر بی رحم حرمله نامرد از گلوی تو پهن تر باشد کوفه ای یا هنوز زیر خاک؟ مادرت از تو بی خبر باشد مادرت بعد داغ لبهایت دائمأ زخم بر جگر باشد بیت اخر ستاره میخواهم کربلایی دوباره میخواهم @hadithashk
نام مرا در دفتر عشاق بنویسید دلداده ی معشوق این آفاق بنویسید دیوانه و دلبسته و مشتاق بنویسید یک مستحق بخشش و انفاق بنویسید شوق هوای کاظمین افتاده در جانم عبدالجوادم نوکر فرزند سلطانم دل از ترنم های باران در طرب افتاد در چشمه ی انوار سرشار رجب افتاد مستانه در شور وصال و تاب و تب افتاد ‌یوسف رسید و قلب ما هم در طلب افتاد یار آمد و امشب برای ما غرور آورد عشق جواد بن الرضا ما را به شور آورد پیچیده در صحن زمین عطر مسیحایی می بارد از ابر کرم الطاف زهرایی امشب به اوجش می رسد معنای زیبایی از راه می آید شرافت بخش آقایی آقای ما دردانه ی شاه خراسان است محو نگینش تا ابد صدها سلیمان است بدر المنیر آمد رجب را نور باران کرد اسرار این ماه مبارک را نمایان کرد هفت آسمان را با طلوع خود چراغان کرد امشب فرشته نه فلک را ریسه بندان کرد باید که در دست پدر او را قمر نامید میلاد او را می شود روز پسر نامید آورده میلادش برای ما طراوت را تفسیر کرده با کراماتش سخاوت را دیدیم در نام دلارایش حلاوت را تشریح کرده با مرام خود مروت را یک ذره از الطاف او شد اعتبار ما نذر جواد بن الرضا دار و ندار ما عشق ابوجعفر گرفته باز خوابم را پر کرده با بذر محبت آسیابم را شیرین تر از شهد عسل کرده شرابم را تسلیم لطفش کرده حق انتخابم را این عشق بازی می شود معیار ایمانم مست علیّ اکبر سلطان ایرانم دست رئوفی دستبوس و خانه زادم کرد غمگینی ام را با نگاهی برد و شادم کرد گفتم مریدم راهی باب المرادم کرد خاک قدم های گل زهرا جوادم کرد جانم که بی اندازه رخسارش نمک دارد با حیدر و احمد صفات مشترک دارد با برکتش ابن الرضا آمد، سرآمد شد دست سخاوتمند لطف و جود بی حد شد حیدر شد و زهرا شد آخر هم محمد شد هو هو کنان روی لبم این ذکر ممتد شد ای حضرت جود و سخا ادرکنی ادرکنی یابن علی المرتضی ادرکنی ادرکنی آیینه از نقش و نگارش می کند حیرت هیبت از این شأن و وقارش می کند حیرت از بذل و جود بی شمارش می کند حیرت علم نسب هم از تبارش می کند حیرت انگار سر تا پا محمد آمده دنیا جمع جمیع حُسن احمد آمده دنیا دل می برد از حضرت معصومه لبخندش بوسیده بابا صورت چون ماه دلبندش لب باز کرده در فضیلت های فرزندش فرمود دیگر نیست در برکت همانندش آرامش قلب رضا و جان مادر شد مانند زهرا بوی یاس آورد و کوثر شد کوثر رسید و باز هم دشمن مکدر شد این بار سهم یاوه گویان هم مقرر شد او برکت آورد و حسودش خار و ابتر شد ذکر لب شمس الشموس الله اکبر شد الله اکبر بر جمال بی مثال او بر صولت و بر هیبت حیدر خصال او دردانه ی شاه خراسان است این آقا بر درد مخلوقات درمان است این آقا زیباترین مفهوم انسان است این آقا یاسین و نور و شمس و فرقان است این آقا ذکر جواد بن الرضا مشگل گشایم شد حرزش همیشه ضامن دفع بلایم شد مغلوب علم کودکی اش ابن اکثم ها در حیرت از حسن خدادادی اش آدم ها کاسه به دست خانه اش پیوسته حاتم ها زندانی بند نگاهش غصه و غم ها نوکر ز دستش دم به دم پیمانه می نوشد خمّ غدیر از ساغرش مستانه می جوشد یک عمر پای سفره، مهمان جوادم من محتاج آب و نان و احسان جوادم من سرمایه دارم از گدایان جوادم من الحمدالله از محبان جوادم من جان مرا پروانه ی ابن الرضا کردند قلب مرا با عشق آقا کیمیا کردند @hadithashk
شوری به سر دارم برای دلبری امشب چشم انتظارم تا ظهور دیگری امشب در گوش جانم یک نفر می گوید انگاری آید دوباره اهل عالم حیدری امشب در بزم عشاق حسینی شور می گیرم مستم دوباره از شراب کوثری امشب از رفت و آمدهای بالا می توان فهمید دارد مدینه اتفاق بهتری امشب چشم ملائک خیره بر بیت الحسین است و بر چهره ی مسرور و شاد مادری امشب باید بگیرم عیدی ام را امشب از این در وقتی خدا داده به اربابم علی اصغر عالم دوباره رود جاری دارد از دریا جانِ رباب است این که امشب آمده دنیا الله اکبر بسکه این صورت نمک دارد در چشم او پیداست نور حضرت زهرا مجموعه ی حُسن خدادادی آل الله جمع است در لبخند شیرین همین آقا و اِن یکاد است روی لبهای علی اکبر می بوسد از ذوقش برادرزاده را سقا لالایی اش را یا علی می خواند از اول زینب گرفته در بغل جانِ برادر را کوچکترین سوره به قرآن حسین آمد جان رباب و زینب و جان حسین آمد گل کرده لبخند رقیه با تماشایش دارد سکینه خنده بر روی دلارایش از ذوق، انگاری که تازه گشته است بابا بسکه نظر دارد بر این قنداقه بابایش این خانواده زنده کردند یاد مادر را وقتی که دیدند نقش زهرا را به سیمایش عطر محمّد در فضا پیچیده باز امشب بارانِ رحمت ریزد از ابر قدمهایش حالا رباب است و مسیح حضرت ارباب غبطه خورد مریم به مادر با مسیحایش جا دارد از خوشحالی و این جشن و شادی ها آقا به ما عیدی دهد کرببلایش را مِی را دوباره از شعف تا به گلو کردیم در چشمه ی مِهر علی اصغر وضو کردیم باب الحوائج پا به دنیا زد خدا را شکر ما هم برای حاجت خود رو به او کردیم دلبستگان حضرتش گشتیم چونکه ما خود را گدای او، نه! صاحب آبرو کردیم غیر از علی اصغر دلارایی ندیدیم و امشب به شوق یک نگاهش آرزو کردیم یک کربلا امضا کند امشب برای ما با او بهشت با صفا را جستجو کردیم دستش گره وا می کند بی حد و اندازه هم پای عباس و حسین او دارد آوازه اصغر نگویید و بخوانیدش علی اکبر شیر است در قنداقه مثل جذبه ی حیدر شش ماه دیگر می شود معلوم تاثیرش در ماجرای کربلا و لحظه ی آخر کوچک ولی سرباز عاشورای ارباب است گل می کند این غنچه حتی زخمی و پرپر او با گلویش کربلا را فتح خواهد کرد مُهر دلالت می زند بر پای این دفتر طفل است و از او انتظار رزم میدان نیست اما به گریه می دَرَد شیرازه ی لشگر یاللعجب از رزم عاشورایی اصغر جانم فدای این همه آقایی اصغر امشب مرا در کربلا مهمان کند خوب است بار دگر بر عاشقان احسان کند خوب است دل های تشنه التماسش می کند امشب این دشت را مهمانی باران کند خوب است حالا دخیلم را به ذکر نافعش بستم با یک نگاهش مشکلم آسان کند خوب است خورده گره بر کار قلب مبتلای ما حاجات ما و درد ما درمان کند خوب است فردای محشر لحظه ی ناب شفاعت هم در دست زهرا صحنه ای طوفان کند خوب است این دست های خالی افتاده را دریاب باب الحوائج یا علیّ اصغر ارباب @hadithashk
دل را به وجود عشق آراسته ام در ذهن خود از غیر شما کاسته ام صد بار گرفته ام نه بیش از این ها از دست جواد هر چی می خواسته ام @hadithashk
امشب به عالم رزق بی حد و حساب است امشب شب میلاد فرزند رباب است امشب به بستان ولا یک غنچه وا شد عالم ز عطر جانفزا یش با صفا شد امشب تمام عرش را آذین نمودند در مدحت او عرشیان یکدم سرودند اهل سما بر مقدمش اختر بریزند اهل زمین هم عود در مجمر بریزند جبریل با خیل ملائک نغمه سر داد حق بر حسین از مهر فرزندی دگر داد آمد به دنیا آنکه نورش منجلی شد نامش علی ابن حسین ابن علی شد آمد کنار مهر سوم ماه باشد سوم علی از نسل ثارالله باشد او آمده بیند ز شوقش کربلا را آمد بنوشد باده ی قالو بلی را رزمنده ی شش‌ماهه ی میدان عشق است او سربدار کوفه و شام و دمشق است کی و کجا او تشنه ی آب فرات است او چون شهیدان تشنه ی آب حیات است گهواره جنبانش دمادم جبرئیل است او ساقی نهر شراب سلسبیل است او مادری دارد نجیب و با اصالت می گفت علیِ اصغرم شیرم حلالت برخیز علی جان بار دیگر دلبری کن بر خیز و در میدان پدر را یاوری کن با خون خود کن نخل دین را آبیاری جانم بگو از حرمله ترسی نداری حلق علی آماده ی تیر عدو شد هر چند با تیر سه شعبه پشت و رو شد آمد که آموزد به ما راه سعادت در روز میلادش ره و رسم شهادت تا صبح محشر میکند او دلربایی با دستهای کوچکش مشگل گشایی عالم ز یاس او پر از عطر گلاب است امشب به عالم رزق بی حد و حساب است @hadithashk
لبریز عشقیم و دلی دیوانه داریم بر گِرد ساقی، ساغر مستانه داریم از باده ی ماه رجب پیمانه داریم با ذکر حیدر مستی جانانه داریم امشب مسیرم باز بر میخانه افتاد گرم علی گفتن شدم از شور میلاد از شوق، غرق قصه ی حیرانی ام من بین مدینه محو سرگردانی ام من در جستجوی خانه ای بارانی ام من مهمان بزم سفره ی سلطانی ام من من از ازل آباد آباد حسینم عمری گدای بذل اولاد حسینم ارباب ما بار دگر امشب پدر شد در آسمان، میلاد نوری خوش خبر شد جمع تمام خوبی خیر البشر شد سهم علی گویان عالم بیشتر شد کوچک ترین سوره به قرآن حسین است باب الحوائج باب احسان حسین است شهزاده ای که مثل او دنیا ندیده آقا و آقازاده ی تازه رسیده انگار حیدر را خدا باز آفریده رخساره اش خیلی به بابایش کشیده ای اهل حاجت باب حاجات آمد از راه مشکل گشای نسل سادات آمد از راه صحن دلم را آب و جارو کردم امشب با یا علی اصغر هیاهو کردم امشب با او دهان را باز خوشبو کردم امشب من هر چه شور و شوق را رو کردم امشب بند دلم را باز دادم دست ارباب امشب دوباره مست مستم، مست ارباب قنداقه ای دارد نخ اش حبل المتین است گهواره ای که هم تب و تاب زمین است زیر سرش هر شب پر روح الامین است مثل رقیه مثل اکبر دلنشین است یوسف اسیر حُسن او در هر نگاه است الحق و الانصاف مثل قرص ماه است عمه در آغوشش گرفته مثل قرآن عباس کرده صورتش را بوسه باران غم های اهل خانه را داده است پایان از بس شبیه فاطمه می خندد ای جان از روی او انوار حیدر منجلی شد مثل برادرهای خود، نامش علی شد دستان او مشگل گشای عالمین است با لطف او حتی کرامت زیر دین است نور علی و فاطمه، نور دو عین است جان رباب و پاره ی قلب حسین است می جوشد از کنج لبش صد چشمه کوثر دریا به دریا تشنه ی لبهای اصغر آرام جان و طفل زیبای رباب است دلبند مادر، شور آوای رباب است دلگرمی امروز و فردای رباب است شیرین ترین بیت غزل های رباب است فطرس دخیل بخشش روز و شب اوست کوه نمک یک گوشه ی خال لب اوست با هر نفس از ابتدا اعجاز کرده باب الحوائج کار خود آغاز کرده با دست کوچک هر گره را باز کرده دست رقیه صورتش را ناز کرده خورشید در بیت حسینی سرزد امشب انگار علی اکبر بدنیا آمد امشب این دست ها و دامن باب الحوائج این دردها و گفتن باب الحوائج سرگشته ایم و مأمن باب الحوائج ماییم و صبح روشن باب الحوائج کارم غزلخوانی است محو ماهم امشب از این توسل کربلا می خواهم امشب اصغر ولی مانند اکبر بی نظیر است شش ماهه ای که در مسیر عشق، پیر است پیر مراد کربلایی ها، دلیر است بر هر چه شیدایی عاشورا، امیر است آمد به دست عشق معراجی شود او شش ماه لازم بود تا حاجی شود او یک روز هم بر دست بابا رفت بالا آمد به میدان مثل قاسم مثل سقا با گریه هایش ریخت برهم دشمنان را تا اینکه تیر آمد گلویش را زد آن جا از خنده های حرمله قلب حرم سوخت تیر سه شعبه حنجرش را بر پدر دوخت @hadithashk
هر کسی که بریده بود از دَم با دلی که شکسته بود از غم یا مریضان دردِ بی‌مرهم پیرِمردی به قدّ و قامتِ خم هرکسی گوشه‌ و کنارِ حرم همه گفتند یک صدا باهم: یا جوادالائمه ادرکنی عاشقِ دلشکسته و نگران یا بدهکارِ گوشه‌یِ زندان کهنه سربازِ مانده بینِ یِگان کاسب و کارمند و پیر و جوان یا خلاصه تمامیِ ایران همه گفتند آشِکار و نهان: یا جوادالائمه ادرکنی هر غریبِ شکسته و تنها هرکه درمانده شد از این دنیا هرکه شد زندگیش بی‌معنا آبرودار بوده یا رسوا آنکه شد نا امید از هرجا همه خواندند نام پاکش را: یا جوادالائمه ادرکنی کاسبی، باز وَرشکسته شده کشتیِ او به گِل نشسته شده درِ دنیا به روش بسته شده قامتش خَم شده شکسته شده با دلی که زِ هم گسسته شده گفت: از روزِگار خسته شده یا جواد الائمه ادرکنی آنکه افتاده بر زمین پا شد قطره بود و شبیهِ دریا شد روزِگارش دوباره زیبا شد همه‌ی حاجتش مُهَیّا شد دردهای دلش مداوا شد تا زبانش به این دعا وا شد: یا جوادالائمه ادرکنی هر که شد بی‌قرار می‌گوید زخمیِ روزِگار می‌گوید اشکِ بی‌اختیار می‌گوید خسته‌یِ انتظار می‌گوید با غمی بی‌شمار می‌گوید شیعه با افتخار می‌گوید: یا جوادالائمه ادرکنی @hadithashk
بر جود خدا لطف سرآمد صلوات بر حضرت هم نام محمد صلوات مولودی از آن با برکت نیست که نیست بر جان رضا، جواد، بی حد صلوات بر بدر منیر و ماه تابان صلوات بر حُسن جگرگوشه ی سلطان صلوات او باب مراد است و کریم است و جواد نذر پسر شاه خراسان صلوات بر مرد سخا و جود و تقوا صلوات تقدیم قدوم گل زهرا صلوات آقای جواد ما کریم است و رحیم بر دست گره گشای آقا صلوات @hadithashk
یا امیرالمومنین علی (ع) لبِ چاک چاکم امشب هوس شراب دارد چه‌کنم که گفت ساقی همه جا حساب دارد من و برکه‌ای که در خود رخ آفتاب دارد ببر امشبم از اینجا به نجف ، ثواب دارد نجف است و شاه‌مردان به حرم علی علی جان من و روبروی ایوان همه دَم علی علی جان بخدا که دیده حق را به جمالِ لَن‌تَرانی نظری که دیده او را به شکوه آسمانی به کنار رُکنِ کعبه به تجلی یمانی شده‌ام اویس و گفتم به زبانِ بی زبانی علی از پیمبران هم بری از قیاس باشد و سزد فقط به زهرا که علی شناس باشد نرسد به حد فهمش به کجا توانمش خواند نه خدا توانمش خواند نه جدا توانمش خواند همه‌جاست جلوه‌اش پس، همه‌جا توانمش خواند علی آنقدر بزرگ است که خدا توانمش خواند زِ شکاف کعبه آمد برود به دوش احمد که کجاست جای پایش سرِ شانه‌ی محمد توکه آمدی خدا گفت: که جهان کجا کجا تو تو هزار انتخابم که فقط تو ... یا تو یا تو بخدا رسیده هرکس که رسیده است تا تو که حرام‌زاده بی تو که حلال‌زاده باتو همه‌ی وجود زهرا به نگاه تو همه اوست بخدا علی است زهرا بخدا که فاطمه اوست دَمِ گرم لای تیغت سر کافران بپیچد به مدار ذوالفقارت همه‌ی جهان بپیچد پیِ وصف توست الکن بخودش زبان بپیچد رسد آن‌زمان که نامت همه با اذان بپیچد که تمام اهل عالم فقط این صفیر باشد که فقط علی امام است و علی امیر باشد به‌فدای بازویت که درِ قلعه را زِ جا کند نه فقط که درب خیبر که تمام قلعه را کند دَمِ جبرئیل آمد: «که علی است مرحبا... کند» پس از آن تمام شرک را هم دم تیغِ لافتی کند به تبسم است احمد به دعاست یا احد را که خدا از او نگیرد دَمِ یا علی مدد را زده‌ای به قلب لشکر همه ماتِ تار و مارت عرق زمین درآمد به غبارِ کارزارت همه‌ی سپاه پیچیده شده به ذوالفقارت شده هریکی دو تا و شده هردوتا چهارت دوسه تا نموده‌ای تو به دو ضربه عَمرووَد را و خدا زِ ما نگیرد دَمِ یا علی مدد را نفست همه نجات و قدمت پل صراط و نظری به تو صلواه و نظر تو نورِ ذات و همه نفْس کائنات و همه جان ممکنات و حرم علی حیات و نجف علی نبات و به جز از علی علی جان به وجود جزر و مد نیست چه‌کند کسی که ذکرش نفسش علی مدد نیست همه عُمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی چه‌کند بهشت بی تو که دلش به زلف بستی به زمین قدم نهادی دل آسمان شکستی دل ما که هست از چه غم خود به چاه گفتی چه شده غریبی‌ات را همه ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹