از بس خیالت بالش غم را پُر از پَر کرد
آخر دلم را کنج ایوانت کبوتر کرد
قحطی مضمون بود و من هم تشنه لب بودم
شوق حرم چشم قلم را ناگهان تر کرد
از روز دحوالارض کعبه محترم بوده است
اما قدمهای تو او را محترم تر کرد
آنکه به دست تو سپرده کار عالم را
گهواره خواب تو را دست پیمبر کرد
باری ،پیمبر نیز سیب سرخ قرآن را
وقتی که جاری بر زبانت بود نوبر کرد
رد می شدی و پشت هم بت ها می افتادند
چشم تو را خالق، خلیل الله اکبر کرد
هر بار خم شد ذوالفقار ابرویت در جنگ
تیغ تو میدان را پر از پیکر، پر از سر کرد
نشکسته جز تیغت ترازوی عبادت را
یک ضربه ات اینگونه عالم را مسخر کرد
فرقی نمی کردیم ما هم آب و گل بودیم
تا مهر تو تابید و خاک شیعه را زر کرد
خوشبوتر از بوی دهان غنچه هم داریم
آنکه دهانش را به نام تو معطر کرد
باور نمی کردم که شیشه در دل سنگ است
اما دلم با بردن نام تو باور کرد
محسن عرب خالقی
#شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار #محسن_عرب_خالقی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
روح پدرم را به نجف مهمان کن
امروز قبول زیره برکرمان کن
خشکیده ام و اراده بر باران کن
منت بگذار و خویش رامنان کن
مدنظرت هر آنچه باشد آن کن
جای صله شعربه من احسان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
فضلی کن و بر زبان من نازل شو
با یک دو سه موج راهی ساحل شو
آقای کریم سفره سائل شو
ای قبله کمی به جانبم مایل شو
لطفی به منِ شاعر سرگردان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
لکنت شده ام تا که زبانم بدهی
یک عمرگرسنه ام که نانم بدهی
بایدکه تو راه رانشانم بدهی
وقتش شده است آسمانم بدهی
آواز کلاغ راتو خوش الحان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
تو دیکته کن هر آنچه می خواهی را
در بحر کرم روانه کن ماهی را
از بنده نگیر شوق همراهی را
کافر مشمار این علی اللهی را
مدنظرت هر آنچه باشد آن کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
از بسکه وجود تو پر از اسرار است
کرّار شدن خلقت بی تکراراست
این سفتن ما چوسایه بردیواراست
گفتن ز تو چون مدح خدا دشواراست
پس لطف کن و کارمرا آسان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
در روی ترازویید و کفّین همید
یااینکه چو آیینه مابین همید
هردو شرف یکدگر و زِین همید
اللهُ صمد؛تو و خدا عین همید
یا حق بده یا کفر مراایمان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
عقلم به تو قدندادو سرمست توشد
ازهرطرفی دچار بن بست توشد
هرچیز که گشته هست از هست تو شد
شک نیست که خلق خلق بادست توشد
خلّاق تویی بس است کم کتمان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
دریای کرم کنار دارد؟هرگز
این بازی ما قمار دارد؟هرگز
دل در نجفت قرار دارد؟هرگز
یااینکه خدامزار دارد؟هرگز
بااین همه باز روزی ام ایوان
کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
تادورسرت تیغ ز حجّاج توبود
میدان نبرد راه معراج تو بود
سر بود که در معرکه حرّاج توبود
آنگونه که ذوالفقارمحتاج تو بود
باتیغه دست؛تیغ را برّان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
آندم که تو تیغ می کشی از کمرت
چون صاقه هر کجابپیچد خبرت
صد پشته ز کشته پر شود دور و برت
مثل ملک الموت شلوغ است سرت
پس نیت برگشتن از میدان کن
روح پدرم را به نجف مهمان کن
جنگیدن تو اگرچه تفسیرنداشت
یا چون تو کسی شیوه شمشیر نداشت
با این که دل شیر تو راشیرنداشت
#سعید_توفیقی #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ذکر یاذالجلال والاکرام
شده کارم پیاپی و مادام
ذکر یاذالجلال والاکرام
طلب عفو دارم این ایام
مِن جمیع الذنوبِ والآثام
یا من أرجوه ، عشق حیدر را
واصرف از اعتقاد من شر را
أعطنی کلَّ خیر ، کوثر را
أعطنی جرعه جرعه ساقی ! جام
گر غریبم گر آشنا هستم
گر اسیرم اگر گدا هستم
از یتیمان مرتضی هستم
کیست غیر از علی ابوالایتام
بی علی در گلو فغانی نیست
در گلوی مناره جانی نیست
بی علی هیچ جا اذانی نیست
گو صداها رها شود بر بام
أشهدُ أنَّ از علی دینم
چون علی دیده ام خدابینم
أشهدُ أنَّ حیدر آیینم
أشهدُ أنَّ مرتضی اسلام
در جزا بی علی عبوری نیست
بی علی شادی و سروری نیست
تا نخواهد شراب و حوری نیست
بی علی جنت است بی إِنعام
هستِ حیدر به هستِ فاطمه است
تا علی پای بست فاطمه است
نار و جنت به دست فاطمه است
او نخواهد نمی کند اقدام
محسن ناصحی
#شعر_مدح_امیر_المومنین #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی جانم
زیباست به عشقت ضربان را که بگیرند
زیباتر از آن نام و نشان را که بگیرند
سر بر سرِ زانوی حریمت بگذاریم
از دستِ سر این خوابِ گران را که بگیرند
بی دوست چه دنیا و چه عقبی چه خیالیست؟
این را که بگیرند، نه آن را که بگیرند
فریاد زند نامِ تو را با دل و جانش
از میثم تمار زبان را که بگیرند
دیگر به چه انگیزه سرِ ماذنه آید؟
بی نامِ علی روحِ اذان را که بگیرند
کفار به جنگِ تو اگر آمده باشند
از خونِ خود آن دم جریان را که بگیرند
از لحظهی افتادنِ سر تا خودِ دوزخ
یک ثانیه هم نیست زمان را که بگیرند
زیبا شود آنروز فراقِ زن و فرزند
در لحظهی دیدار تو جان را که بگیرند
تردید ندارم به نجف می رسد آخر
ردِ قدمِ پوریلان را که بگیرند
محمد معین پوریلان
#شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار #محمد_معین_پوریلان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست کعبه برای طواف برخیزد
علی ست پاسخ
هل من مبارز” دشمن که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد به عمرو عاص بگو راه چاره عریانیست اگر علی به هوای مصاف برخیزد همیشه هستیدالله فوق ایدیهم” که هرچه هست از این ائتلاف برخیزد به جای نور؛ گروهی به تیرگی رفتند چه فتنه ها که از این انحراف برخیزد چه جای بحث زمانی که از لب دشمن برای فضل کسی اعتراف برخیزد که `گر نبود علی من هلاک میگشتم.....!!” منم همان مسکینی که در صف عشاق برای دیدن او با کلاف برخیزد عباس جواهری رفیع #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار #عباس_جواهری_رفیع لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا مرتضی علی(ع)
زبان مبهوت و قاصر از بیان نام و عنوانش
خرد در باء بسم الله شد طفل دبستانش
چنان در حیرتم از خیل القابش ! نمی دانم !؟
بخوانم شیر یزدان یا بخوانم شاه مردانش
هُوَ الاول بخوانم حضرتش را ؟ یا هُوَ الاخر ؟
عجب شأنی ! امام المتقین خوانده ست قرآنش
ولادت گاه او کعبه ، شهادت گاه او مسجد
روا باشد بخوانم خانه زادِ رب سبحانش
علیاً معدن الحکمه ، قسیمُ النار و الجَنه
بَدا بر حال آنان که رها کردند دامانش
علی صدیق الأکبر بود قبل از خلقت عالم
بگو بیهوده می کوشند نتوان کرد کتمانش
علی فاروق اعظم، اسم اعظم، بلکه بالاتر !
رجال معرفت دیدند با الله یکسانش
اگر ممسوس فی ذات خدا شد، علتی دارد
نمی گیرد پَر کاه از دهان مور وجدانش
نشانی خواستی از او بجویی خاطرت باشد
«عدالت» نام میدانش ، «شرف» نام خیابانش
به انصاف یدالهی ترازو دار عدل ست او
گدا و شاه را هم رتبه می بینی به دیوانش
وحید قاسمی
#شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار #وحید_قاسمی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من
نشسته ام به دعا گر علی قبول کند
مرا غبار کف شارع الرسول کند
تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ
که هر خیال به جز این مرا ملول کند
علی نبوت و عدل و معاد و توحید است
اکر بناست کسی صحبت از اصول کند
علی ستاره و خورشید و ماه هرگز نیست
که دیده است خداوندگار افول کند
پناهگاه جهان است شهر شیر خدا
و شوقش اهوی تصویر را عجول کند
در عمق سینهی من جا گرفته مهر علی
طبیعی است کتاب خدا نزول کند
دوباره مثل علی در جهان نمی آید
خدا به صورت انسان مگر حلول کنید
در احتضار توام ای فمن یمت یرنی
مباد عادلی از وعده اش عدول کند
سید محمد حسین حسینی
#سید_محمد_حسین_حسینی #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من
نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری
شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری
دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را
دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری
گرفته چشم او مارا،گرفتاریم بر چشمش
عجب صیدی،عجب دامی،چه خوب است این گرفتاری
شبی روی تورا دیدم،ولی زود از نظر رفتی
نمی دانم که مستی بود یا در حین هُشیاری
مرا مجنون خود کردی و حالا،چهره پوشاندی
کمان ابرو،بده بالا نقابت را تو مقداری
فراق او شده علت اگر هر روز بی تابم
خیال وصل باشد علتِ تا صبح بیداری
عجب آشفته بازاری،که یوسف آمده بازار
زلیخا؛ رُو نجف را بین علی دارد چه بازاری
ابا آدم ابا زینب ابا شَبر ابا عالم
غلامش حضرت جبریل،پس دارد چه درباری
سرِ کار علی هستیم و عالم تحت فرمانش
اگر نامی به جز نام علی بُردی سرِکاری
چُنان میثم رَوَم بر دار و دائم یاعلی گویم
سرِ دار علی هستم من و دارم چه سرداری
تبارک گفت بر خود ذات حق تا جلوه کردی تو
خدا کرده ست باتو گویی از خود پرده برداری
صدای بی ولای او پشیزی هم نمی ارزد
که باشد انکر الاصوات بی او صوت هر قاری
قیاس مرتضی با آن سه تا قطعا جفا باشد
جفا باشد قیاس کوه زر با چند دوزاری
درون قبر هم سینه سپر کرده زنم فریاد
علی اول علی آخر علی قبله علی.آری
یقین دارم که در صحرای محشر میرسد مولا
علی سر برکشد گوید نخور غصه علی داری
هزاران بار گفتم،میخورم سوگند بر قرآن
ندارم روز محشر جز ولای مرتضی باری
یقینا دوست میدارم کسی که حب او دارد
وَ می جویم من از خصم علی هر لحظه بیزاری
علی جان،جان زهرایت نجف روزی ماها کن
سر قلاده ی ما را به این و آن تو نسپاری
علیٌ حُبُه و جُنه، امیر انس و الجِنه
وصی المصطفی حقا،قسیم جنت و ناری
به وقت خانه ی ایتام،میبینم چه رحمانی
به وقت جنگ با کفار،میبینم چه جباری
تو را میبینم ای مولا به چاهی راز دل گفتی
که جهل این جماعت کرده اشک از دیده ات جاری
همه عالم به فرمانت ولی تو همچنان مظلوم
بغل کردی دو زانو را وُ گرم أیْنَ عماری
اسد ابن اسد هستی و در هر غزوه ای غالب
ولی کوچه شهادت داد تو مغلوب مسماری
نه در محراب،که در کوچه ها روح تو را کشتند
همان کوچه که روی فاطمه خورده به دیواری
سید حسین صمدی
#سید_حسین_صمدی #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ما بي ولاي مرتضي مرداب هستيم
ما بی ولای مرتضی مرداب هستیم
تاریکی محض و پی مهتاب هستیم
وقتی علی روزی رسان سفره ها شد
بی خود پی دنیا و نان و آب هستیم
تادر شعاع پرتو نور شماییم
ذره ولیکن غرق عشقی ناب هستیم
وصل شما آنقدر شیرین است،ماها
وقتی نجف هستیم گویی خواب هستیم!
«بابای ما وقتی امیرالمومنین است
ما بچه های مادر ارباب هستیم»
زیباترین عکسم همان عکسی که در آن
ایوان طلا و من میان قاب هستیم
دنیا علی، عقبی علی لطفی نماید!
محشر که شد در زمره ی احباب هستیم
حسین شهرابی
#حسین_شهرابی #شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حیدر مددی
در تلاطم تمام ذراتند
مست کردند آسمان ها هم
میروند آفرینش و خلقت
همگی دستبوس او باهم
(اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد )*
گرچه پسوند او مقدس بود
کرد بیرون ز خانه مریم را
فاطمه تا رسید ، دیوارِ –
کعبه میگفت خیر مقدم را
جای در باز میشود دیوار
به تمنای حیدر کرار
سِّرِ میلاد او چنان مخفی ست
من چگونه بگویم او بنده است
نه کسی دیده زاده گشتن از او
این علی بود یا خداوند است
طربم ، شادی ام ، خوش آهنگم
علی اللهی ام بزن سنگم
شجرنامه ی محبین است
مادرم فاطمه علی ، باباست
خاکبوسان خاندان هستیم
پس اولُیالاَمْرِمان بَنی الزهراست
سیر تاریخ عصمت این سند است
چهارده بار یاعلی مدد است
هر که با سیزده جدل دارد
مشکلش جای دیگری باشد
نحس بدخواهِ مرتضی علی ست
«سیزده»رمز حیدری باشد
یک سخن مانده نکته ی بحث است
اولی شوم و دومی نحس است
کعبه قربان کاشی حرمش
مکه هم حسرت نجف دارد
سگ دربار میشود آنجا
سر سوزن کسی شرف دارد
خوب یا بد ، به او گرفتارم
از دوتا نانجیب بیزارم
رجبِ بی نجف نمیخواهم
ولی الله ! یا ابالحسنین
دور افتاده از عراقِ تواییم
یک زیارت بده بحق حسین
«صله» خوب است از «ولی» باشد
رازق زندگیم علی باشد
قال مولانا سیدالاحرار :
حارَ هَمْدانْ فَمن یَمُت یَرَنی
در نمی آید از تنم جانم
تا بیایی و سر به ما بزنی
(یاعلی یاعلی بهارم باش
وقت جان دادنم کنارم باش)*
مادرش باردار بود اما
رفت با احترام سمت حرم
باز کردند راه را مردُم
روضه را تو بگو کجا ببرم
در که شعله گرفت ، زهرا سوخت
غنچه با گل میان بلوا سوخت
آنچنان پاره کرد قنداقه
اسمش از آن به بعد حیدر شد
این کجا کربلا کجا بخدا
«خنجر و بند» سهم اصغر شد
پاره کردم قُماط ، با سرعت
پسرم دست و پا بزن راحت
علیرضا وفایی خیال
*اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد
شاعر:صفایی جندقی رحمت الله علیه
*یاعلی یاعلی بهارم باش
وقت جان دادنم کنارم باش
شاعر: آقای علی اکبر لطیفیان
#شعر_ولادت_اول_مظلوم_عالم #شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_ولادت_حضرت_مولا #شعر_ولادت_حیدر_کرار #علیرضا_وفایی_(خیال)
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
همخانه ی خالق احد ادرکنی
یا فاطمه ی بنت اسد ادرکنی
به کعبه خوش آمدی صفا آوردی
بت را به زمین زدی،خدا آوردی!
هرچند که کعبه خانه ی الله است
مولود اگر علیست ..زایشگاه است!
از کعبه امام مومنون می آید..
یا نقطه ی تحت با برون میآید؟!
حق دارد اگر که دیدهی تر دارد
پیغمبر از امروز برادر دارد
برخیز ابوطالب و قربانی کن
سرتاسر مکه را چراغانی کن
بر سجده بیوفت، نور او منجلی است
این نسخه ی اصلی خداوند علی است!
این طفل که بهر دیدنش چند صف است..
خاک قدمش نگین دُرّ نجف است
خلقت کمی از لطف فراوان علیست
روی گل شیعه جای دستان علیست
او سکه ی بخت انبیا را انداخت
او کشتی نوح را به دریا انداخت
عیسی نفسش کارگشا شد به علی
موسی هم عصاش اژدها شد به علی
آتش به خلیل شد گلستان با او
یوسف برگشت سمت کنعان با او
یونس که اسیر شد درآن وادی تنگ
با ذکر علی برون شد از بطن نهنگ
آهن که خمیر پنجه ی داود است
در اصل مطیع امر حیدر بودهست
آن شاه که پشت پرده غوغا کرده
امروز قدم رنجه به دنیا کرده
از سیزده رجب جنون آزاد است
مکه نه !همه جهان علی آباد است
از سیزده رجب هر آتش سرد است
روزی که علی رسید روز مرد است!
امروز نه با باده ولی مستشدیم
با ذکر علی علی علی مست شدیم
حکم است از امروز معلی باشیم
هنگام نماز رو به مولا باشیم!
دست اخوی با اخوی خواهد بود
یعنی که محمد علوی خواهد بود
هروقت که او گره به کارش باشد
باید که فقط علی کنارش باشد
کوثر گذرش به جام سقا خورده
تقدیر علی گره به زهرا خورده
تا روز ابد بهشت مولا زهراست
زنگ در مرتضی علی یا زهراست
نگذار به دل حال مشوش برسد
حیف است که این قصه به آتش برسد
حیف است که شعله بر روی در باشد
مسمار روی سینه مادر باشد
تقدیرِ علی گرفت از او راه نفس!
غمباشدو غم باشد و غم باشد و بس!
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk
تو آمدی که به این خاک مرده جان بدهی
قدم زنی به زمین جان به این جهان بدهی
دو قبله روی زمین چون نمیتوان باشد
شکاف خورد حرم تا تو خود نشان بدهی
خوش آمدی به تراب ای ابوتراب آقا
که روی مأذنه ها جان به هر اذان بدهی
قدم به روی زمین مینهی و عمری هم
که افتخار حضورت به خاکیان بدهی
تصدق سرتان رزق عالمی برسد
تو آمدی که به ما بلکه آب و نان بدهی
خدا سپرد ، ملائک به امرتان باشند
به هر کدام خودت قدرت و توان بدهی
خدا سپرد که استاد جبرئیل باشی
دروس وحی و وظایف در آسمان بدهی
ویا که مالک دوزخ به امرتان باشد
بگیرد و برهاند ، تو سر تکان بدهی
خدا سپرد به پیغمبران به جز احمد
که درس علم عیان یا که هم نهان بدهی
تو آمدی که اگر هر نبی به مشکل خورد
مدد رسانی و یاری همان زمان بدهی
میان معرکه میگفت به عجز عزرائیل
به گرد پات رسم گر کمی امان بدهی
تو "نون" بین "لنا"یی ولی نفهمیدند
که "لا" به هست فلانی و هم فلان بدهی
خود خدایی و یا که بشر ؟! خودت باید
برای درک ،خودت فهم بی کران بدهی
گرفته غصه و بغض و غمی گلویم را
بیان کنم اگر آن قدرت بیان بدهی
میان معرکه ها نه …. ولی مقدّر بود
به صبر در غم زهرا که امتحان بدهی
زدند پیش نگاهت غلاف را تا که
میان کوچه تورا بشکنند و جان بدهی
.
چه کرد با تو زمانه که وقت تلقینش
نشد که دست ورم کرده را تکان بدهی
به خاک پات چو سگ پوزه میکشد "زائر"
مگر کرم کنی و تکّه استخوان بدهی
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#رامین_برومند(زائر)
@hadithashk