باز آمد رجب و یار مرا مستم کرد
ذکر او گفتم و هر بار مرا مستم کرد
سیزده بار زدم باده ز صهبای رجب
بعد هر بار همین کار مرا مستم کرد
گوش من جرعه ای از ذکر علی تا نوشید
شور او در سرم انگار مرا مستم کرد
خبر آمدنش گوش جهان را پر کرد
شوق این وعده ی دیدار مرا مستم کرد
کعبه از لحظه ی میلاد گرفته حرمت
قبله از جلوه ی دلدار مرا مستم کرد
ساقی از باده نگو لب به شرابت نزنم
چون که آن ساقی هشیار مرا مستم کرد
دیگر از باده ی کهنه نه نمی خواهم چون
صحبت از حیدر کرار مرا مستم کرد
آنقدر گشت زمین تا علی از راه آمد
گنج میخانه ی کعبه، اسدالله آمد
تا که نور رخ او در نظر ما افتاد
عشق مولا به دل دربه در ما افتاد
سر به راه از نفس حضرت جانان گشتیم
خوب شد سایه ی حیدر به سر ما افتاد
صحبت از عشق علی عالم ذر مطرح شد
قرعه بر قلب و دل بی خبر ما افتاد
از همه خوب تر این شد که گدایی علی
نسل در نسل در اصل و ثمر ما افتاد
با هوایش به خدا زندگی از نو کردیم
بسکه در کوی علی بال و پر ما افتاد
بر نداریم سر از سجده ی شکر از وقتی
که به دست علی قدر و قدَر ما افتاد
بین گمراهی ما دست خدا پیدا شد
نقشه ی راه خدا در گذر ما افتاد
هر که محبوب خدا شد به خدا مست علی است
علوی بودن ما معجزه ی دست علی است
از تولای علی شیعه صفا می گیرد
دل هر عاشق دلبسته جلا می گیرد
کمترین اجر محبان علی هست بهشت
با علی مُهر رضایت ز خدا می گیرد
شربت کوثر و تأیید صراط و میزان
این جوابی است که از شاه ولا می گیرد
بوتراب است عیار همه ی مخلوقات
عالم و آدم از این مرد، بها می گیرد
در مدار نجفش خوب تلاقی دارد
کهکشانی که از او راهنما می گیرد
کار خورشید همین است که او صبح به صبح
نور از تابش ایوان طلا می گیرد
هر که آورده درِ خانه ی او دردش را
مطمئن است که هر بار شفا می گیرد
آنکه مهرش به دل افتاد علی بود علی
نمک سفره ی ایجاد علی بود علی
اوج ایمان علی و وزنه ی میزان حیدر
مظهر بندگی و مقصد انسان حیدر
نبأ و مائده و فجر و ضحی و یاسین
سرّ اسرار خدا، معنی قرآن حیدر
کم ندارد ز خدا غیر خدایی اما
می برد دل ز دل حضرت سبحان، حیدر
از عبادات همه، جنّ و بشر بیشتر است
ضربه ای که بزند در دل میدان، حیدر
ذوالفقارش به یقین قوت قلب نبوی است
لا فتی گفته خدا بر یل غرّان، حیدر
در عدالت نرسد هیچکسی بر مولا
پای احکام خدا گوش به فرمان حیدر
گر چه خیبرشکن است از طرفی دستانش
می دهد نان فقیران و یتیمان حیدر
امشب از لطف خدا شور و شعف می خواهیم
جامی از شربت انگور نجف می خواهیم
بر سر دار علی میثم تمار شدیم
در مسیر علوی همره عمار شدیم
مثل سلمان و ابوذر به علی دل بستیم
ما هم از سلسه ی حضرت دلدار شدیم
گنج مهر علی و آل علی در دل ماست
اینچنین قیمتی و حافظ اسرار شدیم
مقتدا حیدر و رهبر علی و ما پیرو
این هم از لطف خدا بود که هشیار شدیم
روز محشر همه با آل علی محشوریم
چون که خاک قدم حیدر کرار شدیم
دست ما نیست اگر دل به حسینش دادیم
یا که دلباخته ی عشق علمدار شدیم
هر کجا حرف حسن شد همه مستی کردیم
با عنایات حسن شهره ی بازار شدیم
خسته بودم ز سر لطف پناهم دادند
بچه های علی و فاطمه راهم دادند
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
ای برده بر فضایلت، هر دشمنی حسد
«فی جید» دشمنان تو، «حبل من المسد»
دوری واقعی،دمی دوری ز روی توست
انسان بدون تو میشود «انسان فی کبد»
در بی شبیه بودنت گشتی شبیه ربّ
چون جز تو نیست پس بگویم من علی احد
گشتیم در کتاب حق،نام نجف نبود
از بس مقدس است،«لا اقسم»بر این بلد
امداد کرده گر خدا پیغمبران خود
چون گفته اند در شداید یا علی مدد
امواج بس بلند چون بر نوح میرسید
میگفت یاعلی و میشد ز موج،رد
موسی اگر که نیل را با آن عصا شکافت
پیش از علی صدا زدن، هرگز عصا نزد
در نزد مرده ها چو میگفت عیسی علی مدد
هرمرده ای بلند میشد پیش او تمام قد
دلشاد گشته ام تورا دارم به روز حشر
روزی که نفع ندارد «مالا و لا ولد»
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#علی_عباسی
@hadithashk
ای جود خدا سلام بر احسانت
وی دست خدا، دست منو دامانت
در روز ولادتت براتی بفرست
زانو بزنم کنار آن ایوانت
#شعر_ولادت_حضرت_امام_جواد_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
آفتاب لب ایوان رضا
ای نفسهای خراسان رضا
تا شنیدیم تویی جان رضا
همه رفتیم به قربان رضا
ما ندیدیم مگر لطف جواد
ما نخوردیم مگر نان رضا
آینه آینه تصویر خدا
چشم تو آینه بندان رضا
خوش به احوال گرفتاری ما
تا تو هستی روی دامان رضا
بهتر از تو به یقین نیست که نیست
که مبارکتر از این نیست که نیست
بنویسید گرفتاران را
بسپارید گناهکاران را
برسانید به خشکی به کویر
خبرِ آمدن باران را
بسرایید که آمد عشقی
که ربوده است دل یاران را
خوشتر از نیستی و مستی نیست
تا ابد حلقهی هوشیاران را
سر هر کوچه فقط جار زنید
که کسی هست بدهکاران را
از سر ما که زیاد است زیاد
شب لبخند جواد است جواد
ای تمنای غزل خوانی ما
آبرودار پریشانی ما
نورت ای شعشهی شمس الله
شرفالشمس مسلمانی ما
درد دلهای زیادیم و شنید
زلف تو قصهی طولانی ما
آنقدر جود تو شرشر بارید
همه دیدند سلیمانی ما
آستان تو رفیع است و نوشت
خاک تو شوکت پیشانی ما
سجده بر یار سزاوارتر است
خوش به آنکس که گرفتارتر است
روی چشمان رضا جا داری
چقدر عِرق به زهرا داری
چشم تو جمع جمال است و جلال
که تولی و تبری داری
مهر در مهر و کرم روی کرم
از ثری تا به ثریا داری
حاجتی نیست روم جای دگر
هرچه خوبی است که یکجا داری
درکی از قدر تو را دهر نداشت
حق بده حیرت و حاشا داری
دل دیوانه و دف میخواهیم
مستمدیم نجف می خواهیم
در صف سلسلهی سرورها
آمده نور دل مادر ها
نیست در خانهی ارباب کرم
خوشتر از دلبری اصغر ها
علی سوم عشق است ببین
جمع شد جمع علی اکبرها
علی است و علی است و علی است
نغمهی روز و شب قنبرها
تا رسم باز به ایوان نجف
میزنم نعرهی یا حیدرها
غیر این یاد نداد استادم
من به ایوان نجف معتادم
#شعر_ولادت_حضرت_امام_جواد_ع
#شعر_ولادت_حضرت_علی_اصغر_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
چون راه و رسم عشق بازی را بلد بود
از هر جهت نامش سرآمد در بلد بود
با سوره ی توحید چشمان علی اش
ذکر مدامش قل هو والله و احد بود
در روزگاری که فقط کفار مکه
گرم صنم بودند او گرم صمد بود
عاجز ملائک از شمارش های حُسنش
از بس مقاماتش فزون تر از عدد بود
آغوش کعبه باز شد در پیش پایش
جائی که مریم در جوابش دست رد بود
آورده بود آن روز حتماً لم یلد را
فرزند او اصل برابر با سند بود
نامیده شد کعبه ولاتگاه طفلش
این افتخار از آن این زن تا ابد بود
از خطبه اش بعد از خروج از کعبه پیداست
بالاتر از حوا و مریم میشود بود
در بین زن ها از همان آغاز خلقت
تنها یکی هم بنت و هم ام اسد بود
پس هم محمد هم علی را پرورش داد
پس حد مادر بودنش بی مرز و حد بود
از دامن او هم محمد رفته معراج
هم ذکر معراج خودش حیدر مدد بود
#جناب_فاطمه_بنت_اسد
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#محسن_صرامی
@hadithashk
در سرم دارم هوای صبح ایوان علی
گوشه ی صحن نجف با جمع مستان علی
باده ها می جوشد از انگور بالای ضریح
لب گذارم بر سبوی حق پرستان علی
می رسد خورشید اول آستان بوسیِ او
بعد از آن می گیرد اوج از لطف و احسان علی
آسمان با نور ایوان حرم روشن شده
نور می گیرد ستاره در شبستان علی
دست و پا گم می کنم وقتی که نامش می برم
داد مستی می زنم، جانم به قربان علی
روز محشر پای میزان با ولای مرتضی
هر عمل سنجیده می گردد به میزان علی
تا قسیم النار والجنه جناب حیدر است
قسمت ما می شود جنت به فرمان علی
منکران در بهت از برهان اثبات خدا
کافران بیچاره از اثبات برهان علی
مثل سلمان غرق در اوصاف مولا مانده ایم
اصل اسلام است حیدر، ما مسلمان علی
درک این مطلب خودش سیر مقامات است که
روزی عالم رسیده از سر خوان علی
گندم مهر علی را کاشت، حق روز ازل
می خورد عالم هنوز از سفره ی نان علی
کعبه گشته سینه چاک جلوه ی ربانی اش
شد زمین مست از قدوم نورباران علی
در جواب این سوال، عاجز شدند اهل کتاب
میزبانش کعبه شد یا کعبه مهمان علی؟
قبله شد حیدر، حرم حیدر، از آن هم بیشتر
السلام ای دلربای حضرت سبحان، علی...
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
رسیدهایم دوباره سرِ قرار نجف
سپردهایم عنان را به شهریار نجف
هرآنچه خیر رسیده به ما در این عالم
یقین بدان که بوده همیشه کار نجف
اگر که پَر زده جبریل در حریم خدا
به اعتبار علی بود و اعتبار نجف
خدا برای جهان کم نذاشت با حیدر
سپرد کارخودش را به کردگار نجف
خدا به جلوهی انسان درآمد و دیدیم
که ایستاده خودش بر سر مزار نجف
زِ بوسهای به ضریحش خراب شد حالم
پیاله نوشِ علی گشتم و خمار نجف
هزارشکر که با سجده بر قدوم علی
نشست روی سرم گردی از غبار نجف
هزار معجزه دیدیم از جناب امیر
که بود قلعهی خیبر یک از هزارِ نجف
حسادتم به کسی نیست در همه عالم
به غیرِ مُحرم دربار و روزهدار نجف
قسم به فاطمه دادیم تا گره وا شد
به دست حضرت زهراست اختیار نجف
بزن به اُمبنین رو اگر حرم خواهی
که هست مادر ساقی حسابدار نجف
تمام زندگیام بر دونیم شد تقسیم
به سجده در حرمش یا به انتظار نجف
خدا کسی که بخواهد، به او صفا بخشد
یکی دچارِ حسین و یکی دچارِ نجف
اساس خلقت دنیا یقین همین بوده
بنا نهاده جهان را به افتخار نجف
فضائلش که در ابیات من نمیگنجد
نوشته “امّ حسن” مدح بی شمار نجف
“علی به جلوهی دیگر به کربلا آمد”*
نشان دهد به همه فَرّ و اقتدار نجف
سوار رَفرَف خود آمده ست تا میدان
تمام دشت شده مات شهسوار نجف
رسیده وقت هنرمندیِ اباالفضل و..
رسیده وقت تماشای شاهکار نجف
کسی رسید و علمدار نعره بر سر او
تو از تبار کجایی؟ من از تبار نجف
قدم به خاک بزن تا دو چاک بر داری
قدم بزن بچشی تیغ آبدار نجف
کسی نبرد به در جان، زِ تیغ مژگانش
چه احتیاج به خشم و به ذوالفقار نجف؟
گذشت لحظهای و آسمان بههم پیچید
به روی خاک فتاده گل بهار نجف
مگر چه دیده برادر که پشت او خم شد؟
چه آمده به سر چشمِ یادگار نجف؟
زمین به لرزه فتاد و زمان دگرگون شد
ندیده هیچکس اینگونه انکسار نجف
*اُمّحسن نَخَعی یا امالحسن نخعیه از بانوان راوی حدیث از امام علی(ع) است.
اردبیلی او را از راویان حدیث امیر المؤمنین(ع) معرفی کرده و کلینی و شیخ طوسی روایتش را نقل کردهاند.
*تضمینی از بیت استاد حمیدبرقعی
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#آرمان_صائمی
@hadithashk
او کیست که کعبه نام او، جان می خواند
ناز قدمش ترانه، باران می خواند
حیدر به خدا مرشد جبرائیل است
که قبل نزولِ وحی، قرآن می خواند
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 هیچ انسانی در عالم ساخته نمی شود مگر علی بر اون ببارد.
@hadithashk
در تلاطم تمام ذراتند
مست کردند آسمان ها هم
میروند آفرینش و خلقت
همگی دستبوس او باهم
(اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد )*
گرچه پسوند او مقدس بود
کرد بیرون ز خانه مریم را
فاطمه تا رسید ، دیوارِ -
کعبه میگفت خیر مقدم را
جای در باز میشود دیوار
به تمنای حیدر کرار
سِّرِ میلاد او چنان مخفی ست
من چگونه بگویم او بنده است
نه کسی دیده زاده گشتن از او
این علی بود یا خداوند است
طربم ، شادی ام ، خوش آهنگم
علی اللهی ام بزن سنگم
شجرنامه ی محبین است
مادرم فاطمه علی ، باباست
خاکبوسان خاندان هستیم
پس اولُیالاَمْرِمان بَنی الزهراست
سِیر تاریخِ عصمت این سند است
چهارده بار یاعلی مدد است
هر که با سیزده جدل دارد
مشکلش جای دیگری باشد
نحس بدخواهِ مرتضی علی ست
«سیزده»رمز حیدری باشد
یک سخن مانده نکته ی بحث است
اولی شوم و دومی نحس است
کعبه قربان کاشی حرمش
مکه هم حسرت نجف دارد
سگ دربار میشود آنجا
سر سوزن کسی شرف دارد
خوب یا بد ، به او گرفتارم
از دوتا نانجیب بیزارم
رجبِ بی نجف نمیخواهم
ولی الله ! یا ابالحسنین
دور افتاده از عراقِ تواییم
یک زیارت بده بحق حسین
«صله» خوب است از «ولی» باشد
رازق زندگیم علی باشد
قال مولانَا سیدالاحرار :
حارَ هَمْدانْ فَمن یَمُت یَرَنی
در نمی آید از تنم جانم
تا بیایی و سر به ما بزنی
(یاعلی یاعلی بهارم باش
وقت جان دادنم کنارم باش)*
مادرش باردار بود اما
رفت با احترام سمت حرم
باز کردند راه را مردُم
روضه را تو بگو کجا ببرم
در که شعله گرفت ، زهرا سوخت
غنچه با گل میان بلوا سوخت
آنچنان پاره کرد قنداقه
اسمش از آن به بعد حیدر شد
این کجا کربلا کجا بخدا
«خنجر و بند» سهم اصغر شد
پاره کردم قُماط ، با سرعت
پسرم دست و پا بزن راحت
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#علیرضا_وفایی_خیال
@hadithashk
*اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد
شاعر:صفایی جندقی رحمت الله علیه
*یاعلی یاعلی بهارم باش
وقت جان دادنم کنارم باش
شاعر: آقای علی اکبر لطیفیان
جهنم است جهانی که بی علی باشد
خرابه ای ست مکانی که بی علی باشد
"بریده باد زبانی که بی علی گویاست"
شکسته باد دهانی که بی علی باشد
صدای کفر شود پنج نوبتش هر روز
ز هر کرانه اذانی که بی علی باشد
خدا کند نفسِ آخرم شود نفسم
به لحظه ای و در آنی که بی علی باشد
به روز سخت مکافات وعده اش بدهید
تپش تپش ضربانی که بی علی باشد
حلال زاده محال است دشمنش بشود
حرام لقمه زبانی که بی علی باشد
رسیده وحی به هر مرسلی که خواهد سوخت
قسم به کعبه... زمانی که بی علی باشد
نفس کشیدنِ در زیر آسمان کبود
حرام باد به جانی که بی علی باشد
جهان ندیده شبیه ش قلندری دیگر
نداشت ضربه ی شصتش برابری دیگر
حدیث منزلت است و خدا برای نبی
علی که هست، نخواهد برادری دیگر
نبی مدینه ی علم است و جز علی این شهر
ندیده است به چشمان خود دری دیگر
حلال زادگی شیعه در همین بیت است
علی که هست چه حاجت به رهبری دیگر
خدا نخواسته غیر از شکاف کعبه ی خود
به قد و قامت آن خانه زیوری دیگر
مگر به خواب ببیند زمانه تا آید
دوباره مثل علی نه که قنبری دیگر
به روز حشر به محشر یقین که خواهد کرد
ورود حیدر کرار محشری دیگر
بگو به مُحرمِ کعبه طواف یعنی چه
بدون مهر علی اعتکاف یعنی چه؟
بگو به مردم گمراه از طریق علی
مگر نگفت نبی انحراف یعنی چه؟
به کعبه حق بدهم سینه چاک مقدم اوست
نگو به کعبه ی عاشق شکاف یعنی چه؟
حکایت علی و فاطمه مگر گوید
که با یتیم و فقیر انعطاف یعنی چه
غدیر روز علی بود و روز پیغمبر
غدیر گفته به ما ائتلاف یعنی چه
به ذوالفقار پر از خون کافران سوگند
ندیده است "فلانی" مصاف یعنی چه
خلیفه ای که به "لولا علی" شده مشهور
به روز مرگ سرود اعتراف یعنی چه
غدیر آمده که نور تا ابد باشد
مسیر تا به خداوند یک عدد باشد
چه محکم آمده آیه که "بلّغ" ای احمد
فقط علی ولی الله میشود باشد
به لطف لقمه ی عشقی که پاک بود و زلال
ترانه ی لبِ ما یا علی مدد باشد
خدا مباهله را خواست تا نشان بدهد
علی ست نفْسِ نبی، آیه مستند باشد
و "اِن یکاد" بخوان بعد از این برای علی
که چشم های منافق پر از حسد باشد
مدینه خواست رود سمت کفر بعد نبی
زهی خیال که حیدر دوباره سد باشد
علی اشاره کند آفتاب، برگردد
و هر کجا که دلش خواست مستقر گردد
همانکه برق نگاهش به رزم کافی بود
که در مبارزه ها صاحب ظفر گردد
امیدوار نگاهی ز "قنبر"ش هستم
که چشم بی هنرم چشمه ی هنر گردد
تمام خاک جهان را بهانه ای کافی ست
که با اشاره ای از چشم "فضه" زر گردد
ثواب یک نفس "لیلة المبیتِ" علی
به هر عبادتی از جن و انس سر گردد
چه شهریار غزل ها که کس نمی گردد
و شهریار علی اصل و معتبر گردد
خمار خلسه ی انگور بر ضریح علی
ز هر چه غیر علی هست بی خبر گردد
نجات داده جهان را ز کفر، شمشیرش
و "ما رمیتَ" سروده خدا به هر تیرش
خدا صدای علی را برای خود می خواست
نبی شنید به معراج و دید تأثیرش
قسم به نبض مسیحای ذوالفقار علی
چه فتنه ها که نخوابیده پای تدبیرش
سروده اند غزل ها به مدح او اما
رسیده اند مگر بر خیال تصویرش؟
ز دشمنی نهراسیده لحظه ای اما
کند بهانه ی طفلی یتیم دلگیرش
قسم به خطبه ی "الشقشیه" بر منبر
نیامده قلمی در تراز تفسیرش
که جز خدا و رسولش شناخت مولا را؟
"توان واژه کجا" و زبان تقریرش
علی که ضربه ی تیغش تبِ عبادت داشت
به ربنای قنوتش خدا ارادت داشت
به جانماز سحر های او زمین هر روز
به آسمان نظری از سرِ شرافت داشت
حرم که سینه دریده به احترام علی...
و کعبه ای که به میلاد او لیاقت داشت
ز دشمنان علی از گذشته تا امروز
هر آنکه بوده حسادت و یا حماقت داشت
یگانه فاتح میدان خیبر اوست اگر
لیاقت است نه اینکه فقط شجاعت داشت
یگانه ی بانوی دنیاست همسرش یعنی
چقدر خالق یکتای ما عدالت داشت
کنار فاطمه بر عرشی از گلیم و صفا
چه احتیاج به کاخ و زر و عمارت داشت
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#حسن_کردی
@hadithashk