eitaa logo
حدیث اشک
11هزار دنبال‌کننده
120 عکس
214 ویدیو
12 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نکنید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
این نور که از مدینه امشب پیداست خورشید حسین و قرص ماه لیلاست بی حد و عدد بر علی اکبر صلوات از بس که محمد و علی و زهراست... @hadithashk
در سحرگاهی از مه برکات چون به مسجد شدم به شوق صلاة هاتفی با نوای زیبا گفت بر اذان گوی کربلا صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم @hadithashk
در حیرتم از نام و نشان علی اکبر از وصف مقامات نهان علی اکبر گفتند حسین و علی و احمد و زهراست وا مانده عیان هم ز بیان علی اکبر شیعه شدم آن لحظه که مستانه شنیدم از مأذنه ی قلبم اذان علی اکبر رگ های من از عشق لبالب شده با خون حالا که گرفته ضربان علی اکبر قد می کشم از معرفت اش گر چه بگویم از قامت چون سرو روان علی اکبر اصلاً به کسی غیر علی دل نتوان داد الّا به علی جان و به جان علی اکبر از کوه بلا هم به خدا ترس نداریم داریم اگر کهف امان علی اکبر نه اهل مدینه که بشر تا به قیامت روزی بخورد از سرِ خوان علی اکبر ممنونم از الطاف کریمانه ی ارباب پخته است برای همه نان علی اکبر نادیده شدیم عاشق آن حضرت معشوق صد حیف نبودیم زمان علی اکبر حالا به خدا در صف یاری امامیم مهدی برسد کاش به جان علی اکبر آماده ی آن روز نبردیم که ای کاش ما را بنویسند یگان علی اکبر ... @hadithashk
بر روی چو ماه شب طاها صلوات بر گل پسر عروس زهرا صلوات هم نام علی گشت و ملائک گفتند اول علی از نسل علی را صلوات @hadithashk
صد بار دل غم زده ام شیدا شد صد بار دل مرده ی ما احیا شد صد بار گره ز کار اهل عالم... با دست علی اکبر لیلا وا شد @hadithashk
با خُلق پیمبر آمده... ای جانم با هیبت حیدر آمده... ای جانم دارد صلوات می‌فرستد مولا زیرا علی اکبر آمده... ای جانم @hadithashk
این غرور و این تکبّر را تباهش میکنیم. خنده ات تبدیلِ بر اندوه و آهش میکنیم. میکِشم از بهر، تو این خط و این هم یک نشان عاقبت کاخ سفیدت را سیاهش میکنیم @hadithashk
به هر الله اكبر عرش مي افتد به پاي تو اذان را دلنشين تر مي كند سوز صداي تو تو آن ممسوس فی اللهی که هنگام اذان گفتن زبان واژه ها لال است از وصف فنای تو پس از هر بند تکبیرت پدر با گریه می گوید علی اکبر فدای تو علی اکبر فدای تو ستون خیمه های دلربایی قد و بالایت عمود عاشقی برپاست با حی علای تو ‍ به تو حی علی خیرالعمل گفتن چه می آید مگر خیر العمل چیزیست غیر از ربنای تو قرار این بود، در پیری عصای من شوی،اما ببین انگار حالا من شدم بابا عصای تو بیا و باز کن لبهای آغشته به خونت را که ننویسند مرگم را به پای غصه های تو @hadithashk
بهر این نور دیده جا دارد ، کعبه امشب شکاف بر دارد از هبوط علی به روی زمین ، فاطمه بیشتر خبر دارد اسدالله یا رسول الله؟ به کدامین شبیه تر میشد؟ این علی هم نبیست هم حیدر ، این علی بی نظیر تر میشد مِثْلِ الله وصف او اکبر ، چو پیمبر دلاور قهار همه را جمع کرده او در خود ، علیِ فاتِحِ بلا فرّار جلوه کرده خدا به روی زمین ، همه از شوق دیدنش مستند عمه ها با امید و با حسرت ، به عبایش دخیل می بستند فطرسا گر دوباره بالت سوخت ، لازم است این مجال دریابی امشب از یُمن مقدم اکبر ، باز هم در پناه اربابی شد گرفتار تو خود لیلا ، بر خلاف تمام لیلا ها حافظ آمد که از تو بنویسد ، به "ادر کاسا" و به "ناولها" ای جلالت مدام علی اکبر ، سایه ات مستدام علی اکبر تو نبودی امام اما کُشت ، غمِ تو یک امام علی اکبر @hadithashk
آقای من رسید، نیمه شعبان نگار می آید به بی قراری دلها قرار می آید بایست گوشه ای ابلیس یار می آید ز دور دست ببین که سوار می آید به دست تیغ علی و به سر عمامه سبز به این قبیله می آید چقدر جامه سبز سلام خنده پروردگارِ نور و غزل کسی شبیه تو حتی نیامده به مثل شب تولد تو می‌چکد به کامم عسل بگیر ای پسر فاطمه مرا به بغل به طاق نصرت تو دل دخیل دارم من شبیه آهویی آماده شکارم من هزار ساله شرابی سبوی ما دارد که قطره قطره آن بویی از خدا دارد برای روز مبادا خدا تو را دارد شب تولد تو بی نوا، نوا دارد چه خنده های ملیحی ز جنس خنده عشق امام من پسر حیدر است و بنده عشق بساط شادی و شورم فراهم است امشب کسی که بال و پرش بسته شد غم است امشب ز شوق، گوشه چشمانمان نم است امشب نخورده ام می و تصویر مبهم است امشب نشسته ماه شب چارده لب بامم به زیر پرتو نورش چقدر آرامم میان ظلمت دنیا تو روزن نوری تو انعکاس خدایی تو جام منشوری هنوز جلوه نکردی هنوز مستوری بیا که کشت مرا این فراق و این دوری تو نیستی و برای تو جشن میگیریم در عُنفوان جوانی بدون تو پیریم  بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آمد گلی از نسل علی و پسرانش هجران به سر آمد شب دیدار رسیده ای منتظران فرصت گفتار رسیده حالا که به بازار، خریدار رسیده دل را به کف آرید که دلدار رسیده آمد گلی از نسل علی و پسرانش ای جان دو عالم به فدای پدرانش حور و ملک از عرش تماشاگر اویند ارواح مقدس همه دور و بر اویند هم خضر و هم عیسی به ادب محضر اویند سر تاسر دنیا همه زیر پر اویند نوری که به پا خواسته از سامره امشب وا می کند از کار دل ما گره امشب ما تشنگی خویش به دریا نفروشیم خاک در او را به گوهرها نفروشیم عطر نفسش را به مسیحا نفروشیم یک موی سرش را به دو دنیا نفروشیم این عشق عیان است نیازی به بیان نیست در طینت ما خصلت کوفی صفتان نیست شادند همه اهل زمین اهل سما هم لبخند نشسته است به لب های خدا هم به به همه اسباب جنون هست فراهم امشب شب مخصوص زیارت شد و ماهم در آرزوی رفتن بین الحرمینیم یارب سببی ساز که دلتنگ حسینیم آن گل که بود دیده نرگس نگرانش آن یوسف خوش نام که گمگشته نشانش آن را که زند نبض زمین با ضربانش یا رب برسانش برسانش برسانش مشتاق ظهور است خودش بیشتر از ما ای کاش در آن روز بسازد سپر از ما روزی که سوی مکه سپاهی بکشاند وقتی رجزی مثل ابالفضل بخواند کافی است که شمشیر علی را بتکاند از دشمن حیدر احدی زنده نماند تاریخ نشان داده که در عالم ایجاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد می آید و بر پا کند اسلام علی را بالا ببرد یک نفری جام علی را در کل جهان زنده کند نام علی را بیچاره کند دشمن ناکام علی را آن روز همان روز بد قوم یهود است پایان بدی منتظر آل سعود است  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا مهدی(عج) جشن است ولی سیاه می بینم باز پشــتِ سرِ هم گنـاه می بینم باز این عصرِ نبودنِ امامِ عصـر است یا این که من اشتباه می بینم باز ؟ آغوش گشوده ام غـزل هـایِ تــو را با شعر چگونه پُـر کنم جـایِ تــو را ؟ هر جمعه نگاهِ خسته ام منتظر است مهدیــه ی چشــم هایِ زیبــایِ تــو را آغوش گشــودنِ تو را جشن گرفت شهری که نبودنِ تو را جشن گرفت فهمیــد هنــوز شعــرهـا مُنـزوی اند شاعر نَسُــرودنِ تو را جشن گرفت چون شمع تمامِ شــهر را سوسو زد یا مهدی گفت و دســت بر زانـو زد معنــایِ ظهـور را کســی درک نکرد جز رُفتگری که جشــن را جـارو زد وقتی همه همهمـه ها شد خاموش خورشید گرفت مــاه را در آغــوش انگــار تــو بــودی که تعـارف کـردی لبخند به اشکِ کودکِ دست فروش بـــارانــی و دلتــنگـیِ نـم نـم داری شعبانـی و در سینــه مُحــرّم داری ما لشگــرِ صاحب الزّمــان داریم و تو سیصد و سیزده نفــر کـم داری تقصیرِ تو نیست ما بدیــم آقا جان هی زخم به قلبتان زدیــم آقا جان ما قــرنِ شکستـنِ ” وفایِ عهدیم ` ما نسلِ هزار و سیصدیــم آقاجان هِجران نکشیـده مُبتلا تر شده ایم بی هیچ بهــانه بی بهــاتر شده ایم یک سالِ دگر گذشت از عمرِ ظهور از مردمِ کوفه بی وفـا تر شده ایم افسوس به این نبــود عادت کردیم بــر شیطنــتِ یهـــــود عادت کردیم گــفتنــد : نبــوده و نخـــواهد آمــد گفتیم به چشم... زود عادت کردیم سخت است شریکِ آهِ مهدی بودن یا گَـرد و غُبــارِ راهِ مهــدی بودن سـردارِ ســپاهِ سیـم و زرها نشدن شـمشــیرزنِ ســپاهِ مهــدی بودن لبخنـدِ تو شـعر است شِکُفتــن دارد یک دشـت گُـلِ سُرخ به دامــن دارد یک روز جهان سپید خواهد پوشید شمشـیرِ تو رنـگِ صُـلح بر تـن دارد ای کاش نَمیریـم و شهیـدت باشیم با مُردنِ خویش هم مفیـدت باشیم ای کـاش اگــر نامــه ای آورد نسیـم چون شیخِ مفید رو سپیدت باشیم ابراهیم زمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹