آهنگران از نو بخوان....
«در رثای آقای شهید ایران»
روح از روانم می رود تا آسمان امشب
ای روضه خوان از بهر ما مقتل بخوان امشب
باید بخوانی وصف آن زهرا سرشتی را
پشت سر هم آن دوبیتی های دشتی را
نفرین به هرکس در عزای رهبرم لال است
آهنگران از نو بخوان ، زهرا به گودال است
آهنگران سوز بیانت فرق خواهد کرد
این با «نوایِ کاروانت» فرق خواهد کرد
آهنگران باید بخوانی ، سینه در بند است
وقتِ «سبکبالان خرامیدند و رفتند» است
صبح دهم مظلومِ مظلومانه می رفتند
«سوی دیار عاشقان» جانانه می رفتند
« تو صاف بودی ، ساده بودی» آه آقاجان
بر خاک ها افتاده بودی آه آقاجان
آهنگران سوز نوایت وه چه دلچسب است
وقت ترنّم با نوای «جاده و اسب» است
با شور شعرت سهم هتاکان ذلیلی کن
از نو بخوان « ای صبح صادق چهره نیلی کن»
فریادهای هجر آن جانِ جهان سر کن
حاجی بیا «ای لشکر صاحب زمان» سر کن
قدری بخوان از غربت آن یارِ حیدر دوست
مقتل بخوان از قتلگاهِ کوی کشور دوست
مثل رقیه سوخت موی نازِ زهرایش
ایران فدای جسم پاک و ارباً اربایش
از بیت ، سوز شعله ها آن روز بالا بود
در شعله ها ای وای جسم پاک آقا بود
چشم تمام لاله ها از غربتت تر بود
در شعله ها فریادِ یا زهرایِ اطهر بود
نور شهادت از تمام چهره حاکی شد
خاکم به سر چفیه عبا عمامه خاکی شد
ابری شدم بارانی ام هر لحظه میبارم
یاد دمِ اهل حرم میر و علمدارم
وا غربتا فریاد ، همچون محشر است اینجا
والشمرُ جالسْ ، کربلایی دیگر است اینجا
واضیعتا ، پای حرامی در حرم وا شد
امشب شهادت نامه ی عشاق امضا شد
یکسو تن از برگ گل نازک ترش میسوخت
یکسو تن بشریٰ عزیزش ، دخترش میسوخت
ای آسمان قدری ببار آخر به فریادش
خونین عروس و پاره پاره نعش دامادش
یا رب تو شاهد باش مخفی گاهشان این بود
مزد شهادت بهرشان آمال دیرین بود..
آقا فدای غربت جسم شهیدانت
قربان صوت آخرین ترتیلِ قرآنت
فرمول پیروزی به جا مانده ست در مشتت
ما را رساندی تا به قلّه با سرانگشتت
آقا پس از یک عمر هم یک بار میخوابی
ما را دعا کن پیش دختر های مینابی
ای جان بسوز از جسم ایران روح جانان رفت
سید علی عطشان به پیش شاه عطشان رفت
آخر رسید آن پیر بر دیدار دلدارش
شد قتلگاهش خانه ی او ، دفتر کارش
این خون پاک از رگ رگ جان تازه میگردد
سیّد علی نامش بلند آوازه میگردد
صهیون بداند آخرین نیرنگ شیطانی ست
ذکر «علی مولا مدد» شور رجزخوانی ست
ما کوه خشمیم و عدو صد چاک خواهد شد
از نقشه نام آل صهیون پاک خواهد شد
زین پس صفای کربلا در خاک تهران است
شبها قرار مردم ما در خیابان است
این عزم خونخواهی چو رستاخیز خواهد بود
دشمن بداند تیغ مهدی تیز خواهد بود
خامنه ای رفته است ای مردم خدا با ماست
بعد از علی شمشیر سید مجتبی با ماست
#رهبر_شهید
#امیررضا_فرجوند
@hadithashk
کرمت ذاتیه الحق میتونی
یه گدا رو یک شبه آقا کنی
محاله شما بهم بگی برو
محاله که دستامو رها کنی
اونقده هوامو داشتی تا حالا
که نمیشه دونه دونه بشمُرم
همه چیم برا توئه ؛تو زندگیم
هر طرف با کرمت بر میخورم
من با تو زندگی کردم ؛ میدونم
آخرش هم توی روضه جون میدم
وقتی مظلوم میکشن تو هیئتا
برات از همینجا دس تکون میدم
از تموم خواستنی های جهان
من فقط خاطرتو میخوام حسین
منو از نزدیکای خودت بدون
راه دوری نمیره امام حسین
مطمئنم که اجازشو دادی
توی شادی توی غم میگیم حسین
مادرت زهرا دعامون میکنه
وقتی که همه باهم میگیم حسین
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#محمدحسن_بیاتلو
@hadithashk
خدا می خواست تا که سوره ی کوثر شود تکرار
در آیینه ببیند خویشتن را حیدر کرار
خدا می خواست تا کل قواعد را به هم ریزد
علی و فاطمه باشند در یک کالبد این بار
به زهرا و علی پس دختری از جنس کوثر داد
همان کوثر که خیر او به عالم می رسد بسیار
چه دختر، دختری که در وجودش جمع خوبی هاست
شجاعت، صبر، عفت، همت مردانه و ایثار
چه دختر، دختری که روزی عالم به دست اوست
چه دختر، دختری از ریشه ی الجار ثم الدار
چه دختر، دختری که بی همانند است در عالم
نبیند مثل او را تا ابد این گنبد دوار
شمیم عطر یاس و رازقی در خانه می پیچید
همان وقتی که می انداخت بر سر چادر گلدار
شبیه مادر خود خطبه هایی آتشین می خواند
شبیه حیدر کرار می زد بر صف کفار
و ما ادراک زینب، ما چه می دانیم زینب کیست
که اقیانوس می گنجد مگر در بحر این اشعار !
و ما ادراک زینب، ما چه می دانیم زینب کیست
چرا عمان سروده این چنین در مخزن الاسرار :
«که دیگر زینب اللهی شدم » ، شاید به حق گفته !
اگر چه در نگاه عده ای کفر است این افکار
جنون برده مرا سمتی که یا باید شوم کافر
و یا باید مقام و جایگاهش را کنم انکار
دلم می خواست تا از او بگویم بیشتر ، اما
نباید جار زد سر خدا را بر سر بازار
#حضرت_زینب_س
#اسماعیل_شمس
@hadithashk
مانند من کسی غم دوران ندیده است
اینگونه رنج و ظلم و فراوان ندیده است
یعقوب هم که دیده اش از انتظار سوخت
چشمش شبیه من شب هجران ندیده است
یک تن شبیه من پدرش را غریب وار
در چنگ سی هزار مسلمان ندیده است
مانند من که شاهد گودال بوده ام
دریای خون کسی به بیابان ندیده است
چون من که قتل صبر پدر دیده ام کسی
یک پاره پاره پیکر عریان ندیده است
غیر از پدر کسی کفنش بوریا نشد
کس جز حسین ظلم بدینسان ندیده است
چون من کسی به شام غریبان سوخته
بر گرد خویش طفل هراسان ندیده است
جز من از این قبیله کسی با دلی کباب
اهل و عیال خویش به زندان ندیده است
مانند چشم های من و عمه ام کسی
بر نیزه اشک قاری قرآن ندیده است
#شعر_شهادت_امام_سجاد_ع
#حسن_کردی
@hadithashk
ای گریه کنانِ محترم ، گریه کنید
تا هست نفس زیر علم گریه کنید
یک روز به آقای حرم خندیدند
یک عمر به آقای حرم گریه کنید
#سیدالشهدا_ع
#امیر_فرخنده
@hadithashk
انگار شده ست باز دلگیر از چشم
یا اینکه ابالفضل شده سیر از چشم
والله تصورش برایم سخت است
تصویر کشیدن دوتا تیر از چشم
#حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#امیر_فرخنده
@hadithashk
منو یادت میاد آقا
منو یادت میاد آقا هنوزم من همون بچم
که دست توو دست بابام بین دسته راه میرفتم
همون بچم که تا اسم ابالفضلو میاووردن
توو فکرم با خیال صورتش تا ماه میرفتم
منو یادت میاد آقا همونم که تووی تکیه
برای گریه ی بابام برا تو گریه میکردم
همون بچه که وقتی توو کوچه بازیم نمیدادن
به دیوار حسینه همیشه تکیه میکردم...
مگه یادم میره کنج ضریحت رو بغل کردم
بغل حرمت داره من دیگه آغوشی نمیگیرم
دعا کردم که از یادم بره اون لحظه ها اما
نمیدونم چرا اصلا فراموشی نمیگیرم
نمیدونم که تاوونه کدوم معصیته دوری
مث ماهی که دور از آبه توو مشت بلا هستم
به قدری نا امیدم از خودم که آرزوم اینه
یکی دیگه ببینه توی خوابش کربلا هستم
.من از تسبیح تربت تووی دستم خوب میفهمم
گرفتی دستمو یک ذره از نورت به دستم هست
میدونم دارم آقایی که از وقتی بودم بوده
میدونم دارم اربابی که تا وقتی که باشم هست
تو که توو مقتل پر تیغ و پر خون یاد ما بودی
مگه یادت میره مارو میون سختیا آقا
فقط تا عمرمون مونده ازت یک خواهشی داریم
فقط یک کربلا آقا... فقط یک کربلا آقا...
مصطفی جلیلی نژاد
#شعر_مناجات_اهل_بیت #شعر_مناجات_سید_الشهدا #کربلا #مصطفی_جلیلی_نژاد
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دستاشو بسته بودن و میگفتن:
بیاین تماشا که اسیر آوردن
سخته ببینی که یه عده نامرد
ناموس تو؛تو کوچه گیر آوردن
گودیِ قتلگاه رو دیده با چشم
از این همه غصه وغم دلش سوخت
رو عمه هاش غیرت خاصی داره
موقع غارت حرم دلش سوخت
زخمای خنجر رو تن حسین و
زخم زبونا رو شنیده ای وای
نگاه هیزِ شامیای پست و
دور و برِ سکینه دیده ای وای
از روز عاشورا دیگه آقامون
جسارت حرامیارو دیدخ
گذشته از تموم این مصائب
خنده ی نحس شامیارو دیده
#شعر_شهادت_امام_سجاد_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
یا عزیزالله
اگر در کربلا تب را از او تقدیر برمی داشت
همانند علیِّ اکبر او شمشیر بر میداشت
سپس در هیبت حیدر به قصد رزم در میدان
قدم ها رابه سمت گرگ ها چون شیر برمیداشت
هراسان بوده از اعجاز او فرعونِ سُفیانی
والاّ از ید بیضای او زنجیر بر میداشت
ستون لانهی ابلیس ویران شد زمانی که
کلام او نقاب از چهرهی تزویر بر میداشت
زمین از حجت پروردگار خویش خالی نیست
اگر نه درد را از جسم او تقدیر بر میداشت
عباس گودرزی
#بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #عباس_گودرزی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غزیب آقام
در بقیع سینه زنی آزاد باشد ،بهتر است
جمع خادم ها که پُر تعداد باشد، بهتر است
روضه خوانی بعدِ هق هق کردنش آرام گفت:
روضه ها با گریه و فریاد باشد ،بهتر است
قبر بی شمع وچراغت ای امام اشک ها
مثل یک سجادیه آباد باشد، بهتر است
صحن خاکی ات اگر چه جنت الاعلای ماست
گوشه ی آن پنجره فولاد باشد، بهتر است
ای که از فیض دعایت نوکر این خانه ام
زندگی بی عشق تو بر باد باشد، بهتر است
قول آن شاعر؛ از این درد فراقِ لعنتی
دل سپرده، کورِ مادر زاد باشد ،بهتر است
هر دری را من زدم ، امّا برای عاشقی
دل اگر موقوفه ی سجاد باشد، بهتر است
مرتضی عابدینی
#بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #محرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سیدالساجدین(ع)
تو با صحیفه روحِ ما را تربیت کردی
ما قطره بودیم و تو دریا تربیت کردی
گفتی برایِ کربلایش گریه باید کرد
پس با نگاهت گریهکن ها تربیت کردی
باید نوشت از اوجِ اعجاز بیانت که-
-آحادِ مردم را چه زیبا تربیت کردی
این اشکها دل را تسلا میدهد، پس تو
ما را تسلّیبخشِ زهرا تربیت کردی
میخواستی یارِ امامِ عصرمان باشیم
ما را به این انگیزه تنها تربیت کردی
دلسوزیات باعث شده دلدادهات هستیم
مدیونِ اشکِ بر سرِ سجادهات هستیم
تو آبروبخش زمان، فخرِ زمین هستی
آموزِگارِ حضرتِ روحالامین هستی
آن سجدهها، آن مهربانیها به ما فهماند
یادآورِ تقوایِ ختمُ المرسلین هستی
در شام و کوفه خطبه خواندی، دشمنت دانست
تو وارثِ علمِ امیرالمومنین هستی
تو درکنارِ صبرِ مطلق، حضرت زینب
دستِ خداوندی که بینِ آستین هستی
با هر فرازی از صحیفه میتوان فهمید
احیاگرِ آیاتِ ربّ العالمین هستی
در زیرِ لب یا اینکه با فریاد میگوییم
از دردهایِ حضرتِ سجاد میگوییم
خورشید، مدیون است به نورِ مناجاتت
دنیا سراسر پرشده از حرفِ طاعاتت
تو روضهها را دیدی و اشکت روایت کرد
ما روضه خواندیم از احادیث و روایاتت
سی سال با یادِ اسارت گریه میکردی
لبریز میشد از غم و از درد اوقاتت
حرف از عطش قلبِ تو را دریایِ غم میکرد
قربان آن قلبِ پر از جایِ جراحاتت
در شام، ساعاتِ زیادی منتظر ماندی
دروازهیِ ساعات بود و مرگِ ساعاتت
گفتی که ناموسِ تو خیلی خسته شد در شام
دستِ علیِ دیگری هم بسته شد در شام
این لحظهها در یادِ گودالی و عطشانی
با یادِ مویِ سوخته خیلی پریشانی
آری یقیناً قاتل تو زهرِ کاری نیست
کشته تو را یادِ رقیه، سنگ و پیشانی
هر بار قرآن خواندهای از بعد عاشورا-
-گفتی پدر جان روی نِی خواندی چه قرآنی
چشمانِ تو آرام بسته میشود اما
داری چه زجری میکشی با یادِ عریانی-
-که ماند، جسمش بین صحرا تا سه روزِ بعد
دور است این مطلب از آدابِ مسلمانی
گفتی تنش را شمر برگردانده در گودال
یک تکه نه کلِ وجودت مانده در گودال
علی گلچین پور
#بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #علی_گلچین_پور
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مظلوم
آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت
آخری نیست بر این گریه بی پایانت
آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر می شود انگار غم پنهانت
زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت
غیر زینب چه کسی درد تو را می داند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت
سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت
زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت
خیزران تا که به دستان کسی می بینی
درد می گیرد ناگاه لب و دندانت
محمدعلی بیابانی
#بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #محرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹