eitaa logo
حدیث اشک
15.6هزار دنبال‌کننده
166 عکس
255 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @hadithashk2 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
من بدی کردم قبول اما به جان مادرت یک دمی آقا مرانی این گدا را از درت ای عزیر فاطمه ، مولا به جان دخترت دعوتم کن تا بیایم کربلا با لشکرت من که در بیداری و در خواب هق هق میکنم اربعین ایران بمانم بی گمان دق میکنم @hadithashk
آن دیده ای که از غم داغ تو تر نیست از لذت چشمان خیسم با خبر نیست این چشمها گریان نخواهد شد به محشر اشکی که می ریزم ز داغت بی ثمر نیست از غربتت شش گوشه می سوزد شب و روز وقتی کنار تربت تو یک نفر نیست آخر شریک زندگی ات قاتلت شد از تو کسی روی زمین مظلوم تر نیست جنس غم تو با برادر فرق دارد خونین بدن بی شک شبیه خون جگر نیست با قلب خون از کوچه ها عمری گذشتی پرسیدی اول، دومی بین گذر نیست !؟ یک مرد هم پیدا نشد با او بگوید سیلی زدن بر صورت یک زن هنر نیست مانند مادر بر لبت عجل وفاتی است غیر از اجل پیکی برایت خوش خبر نیست @hadithashk
کربلا هنوز شبیه پرچمت پرچمی خوشرنگ نشده من که دلم تنگه برات دلت برام تنگه نشده کاشکی یه ذره تربتت به این گدا هم برسه کاشکی نسیم حرمت به شهر ما هم برسه کاشکی بشه که خونمون باشه کنار حرمت کاشکی یکی پیدا بشه منو بیاره حرمت کاشکی بسوزم از غمت دم اذون کربلا خاکسترم رو بپاشن توو آسمون کربلا  مصطفی جلیلی نژاد   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان ‌ چنان غرق عزای توست روز و ماه و سال من که از اندوه تو امروز و فردا را نمی دانم مسیحای من ای از دم گرفتار تو بیماران من از تو زنده ام، باقی دنیا را نمی دانم به تنگ مفلس دنیا دلم راضی ست، آری من منی که دست و دلبازی دریا را نمی دانم نشستم نامه بنویسم برایت خیس شد کاغذ زبان ایل من اشک است ، الفبا را نمی دانم... منم از یوسفم دورم چرا پس چشم من بیناست.... دلیل کوری چشم زلیخا را نمیدانم... دلی از داغ تو پر خون و اشکی از غمت دارم حلالم کن که من قدر همین ها را نمیدانم.... به سویت میپرم با شوق و سمتت می دوام با سر سر تو معنی این پا و آن پا را نمی دانم خبر از کربلایت فطرست ای کاش می آورد... یکی اینجا دلش تنگ است...آنجا را نمی دانم....  مصطفی جلیلی نژاد‌   ‌ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
‌ دارم هی فکر میکنم که چرا دارم هی فکر میکنم چیشد توو خیابون دارم قدم میزنم تو نخواستی... ، اگر نه که میشد... میشه در لحظه پیش تو باشم برا تو ممکنه همه کارا با دعای تو این نفس هستش با دعای تو هست این دنیا... دیدی وقتی که تشنه ای هرجا جلو چشمت سراب میبینی....؟؟ دیدی وقتی که فک کنی به یه چیز همونو تووی خواب میبینی؟؟؟ خواب دیدم دوباره توو حرمم... توو شلوغی صحن زیباتون.... قطره آبی شدم که گیج و خراب گمه توو موج موج دریاتون.... خواب دیدم مقابلت بودم به...چه تصویر بکر و زیبایی خواب دیدم نشستی اون بالا بغلت ماه رویِ سقایی... گفتی اصلا کی گفته جا موندی...؟؟؟ دلت اینجاست پس تو اینجایی.... توو زیارت مهم دله...نوکر.... اینجایی هر کجای دنیایی.... تووی طومار خیل زوارم... اسم تو هست ... مطمعن باشی... لحظه لحظت زیارت حرمه وقتی که عاشق حسین باشی... با صدای اذون پریدم از یکی از بهترینِ رویاهام... کاش میشد یه عکس بندازم... کپشنش باشه این.... من و آقام.........  مصطفی جلیلی نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جاموندها درد و دلهامو به دست گله دادم دیدی داد هامو وسط هروله دادم دیدی... عمر دوری تو از دست دلم در رفته.... من جوونیمو توو این فاصله دادم...دیدی.... لذت بودن اطرافتو توو یادم نیست.... رد پای تو روی خاکی که افتادم نیست... انقدی که من جدا افتادم از دور و برت... تووی تقدیر تمومه جد و آبادم نیست... امتحانم نکنی منو به درد حرمت.... زنده هم نشد جنازم برمیگرده حرمت.... سر من گرمه به دنیا و گناهای خودم.... سرمو بزن آقا به سنگِ سردِ حرمت.... ای به جامونده ی وامونده ی تنها رحمی.... بگو باد بوی حرم بیاره اینجا رحمی.... منه بدترینه غافل بخدا دل دارم.... خوبه خوبا یه کمی به بدِ دنیا رحمی..... تو که طعم دوریو چشیدی امتحان نکن.... دردای صبوریو کشیدی امتحان نکن.... معنی گریه ی من خجالت از گناهامه... تو که گریه های حرو دیدی امتحان نکن....  مصطفی جلیلی نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نشست، جیب خودش را تکاند و آه کشید به کوله پشتی خود خیره ماند و آه کشید کلافه بود، خودش را پر از جنون می دید فقط مقابل چشمان خود ستون می دید چگونه می شد از این مرزها عبور کند چگونه خرج سفر را دوباره جور کند برای دفعه چندم شمرد و دید کم است و گفت: قسمتم امسال دوری از حرم است نشست تا که به سختی راه فکر کند به کوله بار پر از اشک و آه فکر کند به بغض فاصله ای که هزار فرسنگ است به التماسِ گذرنامه ای که دلتنگ است به سالهای گذشته به همسفرهایش به اینکه رنگ تعلق نداشت دنیایش... به ازدحام لب مرز و بیقرار شدن به زور رد شدن و خواهش سوار شدن به مهربانی اعراب و لطف همسایه به شوق اهل عراق و به شور مشایه به انتظار میان صف شلوغ غذا به خواب خوش وسط موکب امام رضا دو خط برای خودش شعر خواند و آه کشید دوباره جیب خودش را تکاند و آه کشید...    مجید تال   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دلتنگی حتّی برای «مای بارد» هم دلم تنگ است! اصلاً مگر تا خانۀ تو چند فرسنگ است؟! حتّی برای سنج و دمّامِ میانِ راه که با تپش‌های دل تنگم هماهنگ است... حتّی برای میزبان مهربانی که حتّی برایش تشنگیّ میهمان ننگ است... شیرین‌ترین طعم جهان را دارد آن چایی یا قهوۀ تلخ عراقی که سرش جنگ است مقصد همین راه است، راه سبز مشّایه که عاری از بخل و دروغ و کید و نیرنگ است دلشوره‌ام از انقضای پاسپورتم نیست، از نامۀ اعمال سنگین و دل سنگ است... لحظه‌شماری می‌کنم تا آخر این راه، چشمم بیفتد به بهشتی که طلا رنگ است با شوق، با پای ارادت می‌رسم تا تو هرچند در مشاّیه پای راستم لنگ است، لطفی کن و امسال هم دعوت کن از آن‌که حتّی برای «مای بارد» هم دلش تنگ است...  زهرا علیدوستی (آرزو)   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چرا ما ماندیم؟! همه رفتند ولی باز چرا ما ماندیم؟! از صفای حرم و صحن و سرا جا ماندیم زائران کوله به دست از پی هم می‌رفتند... به خدا مسئله از ماست؛ اگر ما ماندیم کربلا ساحل دریای حسین است، ولی حیف شد! ما همه در حسرت دریا ماندیم! پسری مثل من و هر که در اینجا مانده با خودش گفت چرا این‌همه ماها ماندیم؟! یک نگاهی به کف کولۀ خالی انداخت... زود فهمید چرا یکّه و تنها ماندیم حسرتی هست اگر بر دل ما، باور کن همه از کاهلی ماست که اینجا ماندیم همۀ آنچه که گفتم شده بُغضی که خدا همه رفتند ولی باز چرا ما ماندیم؟!  محسن علیخانی   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دلشوره دارم امسال هم دلشوره دارم مثل هرسال بی طاقتم ، من بی قرارم مثل هرسال هر جا که دیدم زائری را گریه کردم من بازهم ابر بهارم مثل هرسال تنها خیابان به خیابان در پی تو این روضه گردی هاست کارم مثل هرسال یک گوشه با یاد تو و مشایه تو سر را به زانو میگذارم مثل هرسال شرمنده آقای غریبم ، در بساطم چیزی به جز گریه ندارم مثل هرسال آه آن رفیق حلقه سینه زنی هم این روزها رفت از کنارم مثل هرسال هیئت دوباره بغض دارد آه دارد من هم به این دوری دچارم مثل هرسال  امیر فرخنده   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آه آه از این روزگار پر حسرت آه از این سرنوشت آه از غم باز دوری دوباره دلتنگی بازهم بغض و گریه ی نم نم روز وصل نگار نزدیک و همه یاران به راه افتادند منِ جامانده سخت غمگین و همه ی زائران او شادند او خودش شاهد است تا امروز چقدر التماس کردم من باورم نیست اربعین برسد دور شش گوشه اش نگردم من بحثِ خوب و بد است یا همت مانده ام! علت نرفتن چیست؟ هرچه باشد تحملش سخت است دوری از کربلا که آسان نیست گر چه عمریست اهل میکده ام اربعین آمد و نیامده ام جمع مستان به کربلا راهی کاش میشد می آمدم من هم زائران حرم خداحافظ! پسر فاطمه مرا نخرید چشم من نیست لایق دیدار پس دلم را به کربلا ببرید...    علی ذوالقدر   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹