eitaa logo
حکاکی اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام
508 دنبال‌کننده
172 عکس
12 ویدیو
34 فایل
در حکاکی اشک، به تحلیل زوایای ناگفته تاریخ ائمه اطهار و ارائه نکات نوین در مقاتل می‌پردازیم. آماده دریافت نظرات و نکات شما هستم. @seyedahmadabotorabi sa.aboutorabi@ut.ac.ir برای مطالعه در حوزه تاریخ ایران اسلامی به #ایرانیات تشریف بیاورید. @iraniat
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 چه می‌خواستند چه شد بخش پایانی 🔻باز هم به همین مقدار اکتفا نکردند و خانواده امام را به محلی که اسیران غیر مسلمان را می آوردند بردند تا... 🔸ثُمَّ اُتِيَ بِهِم حَتّى وَقَفوا عَلى دَرَجِ بابِ المَسجدِ حَيثُ يُقامُ السَّبي 🔹 سپس آنها را آوردند تا بر راه پلّه درِ مسجد ، آن جا كه اسيران را نگاه مى دارند ، ايستادند . 🔗 الفتوح : ج 5 ص 129 🔻خاندان امام را طوری وارد مجلس یزید کردند که وقتی با اعتراض اهل بیت مواجه شدند یزید دستور داد تا غل و زنجیر را از گردن اهل بیت باز کنند 🔸 ما ظَنُّكَ بِرَسولِ اللّه ِ لَو رَآني في غُلٍّ ؟ فَقالَ لِمَن حَولَهُ : حُلّوهُ ، 🔹گمان مى برى اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا در غل و زنجير مى ديد ، چه مى كرد؟ يزيد به اطرافيانش گفت : بندهاى او را بگشاييد . 🔗 مثير الأحزان : ص 98 🔻اما با این همه تلاش برای تحقیر و ازار اهل بیت در مجلس یزید با خطبه غرای امام سجاد و حضرت زینب تمام ان کارها بر باد رفت. 🔻اینکه امام سجاد علیه السلام و زنی مانند زینب کبری که در حال اسارت بودند آنگونه با یزید صحبت کنند جز خواری برای بنی امیه چیزی نداشت. 🔺حضرت زینب ابتدا به این تلاش های مذبوحانه یزیدیان اشاره کردند 🔸أمِنَ العَدلِ يَابنَ الطُّلَقاءِ ! تَخديرُكَ حَرائِرَكَ وإماءَكَ ، وسَوقُكَ بَناتِ رَسولِ اللّه ِ سَبايا ؟ قَد هَتَكتَ سُتورَهُنَّ ، وأبدَيتَ وُجوهَهُنَّ ، يَحدو بِهِنَّ الأَعداءُ مِن بَلَدٍ إلى بَلَدٍ ، ويَستَشرِفُهُنَّ أهلُ المَناقِلِ ويَبرُزنَ لِأَهلِ المَناهِلِ ، ويَتَصَفَّحُ وُجوهَهُنَّ القَريبُ وَالبَعيدُ ، وَالغائِبُ وَالشَّهيدُ ، وَالشَّريفُ وَالوَضيعُ ، وَالدَّنِيُّ وَالرَّفيعُ ، لَيسَ مَعَهُنَّ مِن رِجالِهِنَّ وَلِيٌّ ، ولا مِن حُماتِهِنَّ حَميمٌ ، عُتُوّا مِنكَ عَلَى اللّه ِ وجُحودا لِرَسولِ اللّه ِ ، ودَفعا لِما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّه ِ 🔹 آيا اين ، عدالت است كه زنان و كنيزانت را در پسِ پرده مى نهى و دختران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به اسارت مى بَرى ، پرده شان را دريده اى و صورت هايشان را آشكار نموده اى و دشمنان ، آنان را از اين شهر به آن شهر مى برند و مسافران ، آنان را مى نگرند و در جلوى چشم اهالىِ آبادى ها ، ظاهر مى شوند و نزديك و دور و حاضر و غايب و شريف و پست و فرودست و فرادست ، صورت هايشان را مى بينند ، [در حالى كه] كسى از مردانشان ، سرپرست آنها نيست و حمايتگرى ندارند ؟! اين همه ، از سركشى تو در برابر خدا و انكارت نسبت به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است و نپذيرفتن آنچه از نزد خدا آورده است ، و اين، از تو شگفت و كار عجيبى نيست . و سپس با لحنی پر از عظمت و قدرت خطاب به یزید فرمودند: 🔸ثمَّ كِد كَيدَكَ ، وَاجهَد جَهدَكَ ، فَوَاللّه ِ الَّذي شَرَّفَنا بِالوَحيِ وَالكِتابِ ، وَالنُّبُوَّةِ وَالاِنتِجابِ ، لا تُدرِكُ أمَدَنا ، ولا تَبلُغُ غايَتَنا ، ولا تَمحو ذِكرَنا ، ولا يُرحَضُ عَنكَ عارُنا ، وهَل رَأيُكَ إلّا فَنَدٌ ، وأيّامُكَ إلّا عَدَدٌ ، وجَمعُكَ إلّا بَدَدٌ ، يَومَ يُنادِ المُنادي ألا لَعَنَ اللّه ُ الظّالِمَ العادِيَ . 🔹 پس حيله ات را به كار ببند و همه توانت را به كار گير . سوگند به خدايى كه ما را به وحى و قرآن و نبوّت و برگزيدن ، شرافت بخشيد ، به حدّ ما نمى توانى برسى و به جايگاه ما ، نائل نمى شوى و نمى توانى ياد ما را [از خاطرها] پاك كنى و ننگ جنايتت بر ما ، از [دامان] تو پاك نمى شود . آيا انديشه ات ، جز سستى و روزگارت ، جز روزهايى شمردنى و جمعت ، جز پريشانى خواهد بود ، در روزى كه منادى ندا مى دهد : «هان ! خدا ، ستمكار متجاوز را لعنت كند !» ؟! الاحتجاج : ج 2 ص 123 الرقم 173 هر چند داغ در دل داشت زینب اما چنان کاخ یزید را بر سرش خراب کرد که تمام ابهت و قدرت خیالی یزید را بر باد داد. 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
🔰 : بیان نکاتی از رنج‌ها و مصائب مخدرات حرم در اسارت 📚 متن 1405 غارت با گریه 📚 مطالعه چه می خواستند چه شد 📚 مطالعه 🔸 : زحر بن قیس 📚 مطالعه 🔺 گریه های مخدرات حرم 📚 مطالعه 🔸 مرد شامی خجالت کشید! 📚 مطالعه 🔻 الدهر انزلنی! 📚 مطالعه 🔸 احساس ناامنی 📚 مطالعه 🔻 شتر بی جهاز 📚 مطالعه 🔸 خستگی راه 📚 مطالعه 🔻 در کوفه دختر دارم 📚 مطالعه 🔸 اینجا اسیر می‌شوید 📚 مطالعه 🔰 🔺 خوشحال از کشته شدن حسین.📚 مطالعه 🔸یک هفته از عاشورا گذشته 📚 مطالعه 🔰 در کوفه: 🔺 ورود اهل بیت به کوفه 📚 مطالعه 🔰 در شام 🔺 سرمست از پیروزی 📚 مطالعه 🔹 روزهای شلوغ دربار یزید 📚 مطالعه 🔺 این ۵ روز چه خبر بود؟ 📚 مطالعه 🔰 🔸 با آنها مدارا کن! 📚 مطالعه 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
خاک روی صورت رفتار امام حسین علیه‌السلام با شهدای مختلف متفاوت بود. گاهی خود بر بالین شهید می‌رفت. گاهی همراه شخص دیگری می‌رفت. گاهی کنار بدن شهید می‌نشست و صورت به صورت او می‌گذاشت مانند غلام ترک گاهی امام ایستاده بود و شهید را کنار حضرت می‌آوردند. حر جزو دسته آخر بود. بعد از آنکه ضربات کاری به دشمن زد و مجروح شد او را نزد امام بردند. فَحُمِلُ إلَى الحُسَينِ عليه السلام شاید کسی انتظار نداشت امام با مسبب این اتفاقات اینگونه رفتار کند. همین چند روز قبل بود که هر چه امام گفت حر مخالفت کرد و دستور عبیدالله را بر کلام امام ترجیح می‌داد اما امروز او برگشته است جنگیده است، زخم برداشته و حالا دارد جان می‌دهد. شاید خود اصحاب هم منتظرند ببینند امام چه می‌کند برای همین او را نزد امام بردند. امام ابتدا خاک ها را از صورت او پاک کرد. فَجَعَلَ يَمسَحُ التُّرابَ عَن وَجهِهِ بعد امام طوری که بقیه شنیدند فرمود تو حر هستی همانگونه که مادرت تو را نام نهاد أنتَ الحُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكُ، حُرٌّ فِي الدُّنيا وحُرٌّ [فِي] الآخِرَةِ امام برای حر سنگ تمام گذاشت... اما ساعتی نگذشت که صورت امام خاک آلود شد آنهم به صورتی بد...خدالتریب... و هیچ کس نبود که خاک از روی امام بگیرد الا... 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام 🔺 @hakakiashk
🔰 : بیان نکاتی از مقتل جناب حر 🔻خاک روی صورت 📚 مطالعه 🔺اولین سری که به گردن اسب آویختند📚 مطالعه 🔹پارچه ای که به سر حر بسته شد📚 مطالعه 🔺ای کاش سرش را نمی بست📚 مطالعه 🔹 عطش امام و خانواده‌اش در کلام حر 📚 مطالعه 🔺 تیری که بر پیکر ننشست 📚 مطالعه 🔹 حق حر به گردن ما 📚 مطالعه 🔺 سید الاحرار نوحه خوان حر 📚 مطالعه 🔹 دلجویی از حر 📚 مطالعه 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
حفظ جان امام واحب است یکی از وجوه کربلا دفاع جانانه یاران اباعبدالله الحسین علیه‌السلام از ایشان برای حفظ جان امام است. البته به نظر می رسد که نگاه یاران امام به او همانند نگاه امروز ما به امام نبوده است اما آنان برای حفظ جان امام از جان مایه گذاشتند. مثلا ۱- سعید بن عبدالله حنفی بدن خود را در زمان نماز سپر تیرهای دشمن کرد تا امام نمازش را بخواند. 🔸 فَوَصَلَ إلَى الحُسَينِ عليه السلام سَهمٌ ، فَتَقَدَّمَ سَعيدُ بنُ عَبدِ اللّه ِ الحَنَفِيُّ ووَقَفَ يَقيهِ بِنَفسِهِ ، ما زالَ ولا تَخَطّى حَتّى سَقَطَ إلَى الأَرضِ ، وهُوَ يَقولُ : اللّهُمَّ العَنهُم لَعنَ عادٍ وثَمودَ ، اللّهُمَّ أبلِغ نَبِيَّكَ عَنِّي السَّلامَ ، وأبلِغهُ ما لَقيتُ مِن ألَمِ الجِراحِ ؛ فَإِنّي أرَدتُ ثَوابَكَ في نَصرِ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ ، ثُمَّ قَضى نَحبَهُ رِضوانُ اللّه ِ عَلَيهِ ، فَوُجِدَ بِهِ ثَلاثَةَ عَشَرَ سَهما سِوى ما بِهِ مِن ضَربِ السُّيوفِ وطَعنِ الرِّماحِ . 🔺سپس امام عليه السلام با آنان ، نماز خوف گزارد . به سوى حسين عليه السلام ، تيرى پرتاب شد . سعيد بن عبد اللّه حنفى، جلوى امام عليه السلام ايستاد و با جانش از او محافظت كرد ، بى آن كه به چپ و راست برود، تا آن كه بر اثرِ تيرهايى كه خورده بود ، به زمين افتاد، در حالى كه مى گفت: خدايا ! آنان را همچون عاد و ثمود ، لعنت كن . خدايا ! سلام مرا به پيامبرت برسان و از درد و رنج زخم هايم ، به او خبر ده كه هدفم از يارىِ فرزندان پيامبرت ، [ كسب ] ثواب تو بوده است . سپس ، شهيد شد ـ كه خشنودى خدا بر او باد ـ و افزون بر جاى ضربه هاى شمشير و زخم نيزه ها، سيزده تير در [ بدن ]او يافتند . 🔗الملهوف : ص 165 ۲- برادران حضرت عباس با صورت و بدن در جلوی امام از رسیدم تیرهای دشمن به او جلوگیری می‌کردند. 🔸فَتَقَدَّموا جَميعاً، فَصاروا أمامَ الحُسَينِ عليه السلام ، يَقونَهُ بِوُجوهِهِم ونُحورِهِم 🔺آنان ، همگى پيش قدم شدند و پيش روىِ حسين عليه السلام ، با سر و گلوى خود ، از او محافظت كردند . 🔗 الأخبار الطوال: ص 257 باقی شهدا و اصحاب هم به شکلی دیگر. شاید کوچکترین فدایی کربلا عبدالله بن حسن علیهماالسلام بود. او می دید که عمو از شدت جراحات توانی برای برخاستن و جنگیدن ندارد و دشمن به راحتی به عمو دسترسی پیدا کرده است وأحاطوا به ، وهو جالس على الأرض لا يستطيع النّهوض لذا برای جفظ جان نیمه جان امام به سمت او با شتاب رفت فأقبل يشتدّ نحو عمّه و تنها کاری که توانست بکند این بود که دستش را سپر کند وأهوى بحر بن كعب بالسّيف ليضرب الحسين (ع) فصاح الغلام : يابن الخبيثة أتضرب عمّي؟ فضربه واتّقاها الغلام بيده فأطنّها إلى الجلد ، فإذا هي معلّقة همین ضربه چنان کاری بود که بعد از قطع دست عبدالله به حال احتضار افتاد. عبدالله شهید شد و جان امام برای دقایقی حفظ شد. حالا نوبت آخرین محافظ جان امام است. اری زینب کبری که سمت مقتل بیاید و حاضر شود تا از عمر بن سعد بخواهد تا برای حفظ جان‌امام کاری کند. 🔻وَيحَكَ يا عُمَرُ ! أيُقتَلُ أبو عَبدِ اللّه ِ وأنتَ تَنظُرُ إلَيهِ ؟ فَلَم يُجِبها عُمَرُ بِشَيءٍ ، فَنادَت : وَيحَكُم ، أما فيكُم مُسلِمٌ ؟! فَلَم يُجِبها أحَدٌ بِشَيءٍ . 🔸خواهر امام ، زينب عليهاالسلام به درگاه خيمه آمد و عمر بن سعد بن ابى وقّاص را ندا داد : واى بر تو ، اى عمر ! آيا ابا عبد اللّه را مى كُشند و تو نگاه مى كنى ؟! عمر ، پاسخش را نداد . زينب عليهاالسلام بانگ زد : واى بر شما ! آيا مسلمانى ميان شما نيست ؟ ! هيچ كس ، پاسخى به او نداد . 🔗 الإرشاد : ج 2 ص 112 اما این‌بار نشد که جان امام حتی برای دقایقی بیشتر حفظ گردد چرا که ابن سعد رویش را برگرداند و شمر در پاسخ به این خواسته دستور حمله همه جانبه را صادر کرد... 🔻وصاحَ شِمرٌ بِأَصحابِهِ : ما تَنتَظِرونَ بِالرَّجُلِ ؟! قالَ : فَحَمَلوا عَلَيهِ مِن كُلِّ جانِبٍ 🔸شمر ، بر يارانش فرياد زد : از او چه انتظار داريد ؟ از هر سو ، به او حمله كردند 🔗 الملهوف : ص 174 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
ضعف شدید چقدر این صحنه جان گداز است. چقدر تلخ است. امامی که دشمن می‌گوید چنان هیبتی داشت که کسی بارتی جنگیدن با او را نداشت. 🔸 وَاللّه ِ ما رَأَيتُ مَكثورا قَطُّ ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ ، وأهلُ بَيتِهِ وأصحابُهُ ، أربَطَ جأشا مِنهُ ، وإنَّ الرِّجالَ كانَت لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ ، فَتَنكَشِفُ عَنهُ انكِشافَ المِعزى إذا شَدَّ فيهَا الذِّئبُ، ولَقَد كانَ يَحمِلُ فيهِم وقَد تَكَمَّلوا ثَلاثينَ ألفا ، فَيُهزَمونَ بَينَ يَدَيهِ كَأَنَّهُمُ الجَرادُ المُنتَشِرُ ، ثُمَّ يَرجِعُ إلى مَركَزِهِ 🔺 به خدا سوگند ، تا كنون شكست خورده اى را نديده بودم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند ؛ امّا اين گونه استوار و پُردل مانده باشد . پيادگان ، بر او يورش مى بُردند واو هم بر آنان ، يورش مى بُرد و آنان ، مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ ، از هم شكافته مى شدند . او بر آنان ، حمله مى بُرد و در حالى كه آنان ، بالغ بر سى هزار نفر بودند ، از پيشِ پاى او ، مانند ملخ هاى پراكنده ، مى گريختند و او ، دوباره به جاى خويش ، باز مى گشت 🔗 الملهوف : ص 170 حال از شدت ضعف قدرت ایستادن ندارد و نیم‌خیز است. شاید به نیزه شکسته‌ای تکیه داده است. تیری که بر سینه‌اش زده دارد کار خودش را می.کند یعنی امام ارام ارام دارد شهید می‌شود. 🔻ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ ، فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ 🔸 سپس ، تير سه شاخه مسمومى آمد و بر قلبش نشست . 🔗مثير الأحزان : ص 73 . اما گویا سپاهیان یزیدی عجله دارند. می‌خواهند زودتر کار را تمام کنند. نشانه اش چیست؟ همین ابجر بن قیس ملعون، اگر عبدالله سر نرسیده بود با شمشیرش کار امام را یکسره کرده بود. دست عبدالله بود که نگذاشت او به خواسته اش برسد. عبدالله را که از میان برداشتند حالا دیگر راحت هر کسی هر چه خواست کرد. 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
🔰 : بیان نکاتی از مقتل جناب علیهما السلام محرم 1404 🔸 حفظ جان امام واجب است 📚 مطالعه 🔹 ضعف شدید 📚 مطالعه 🔺 قاتلان عبدالله با امام چه کردند؟ 📚 مطالعه 🔹 بدن پايمال سُم ستوران 📚 مطالعه 🔺 چشمان نیمه باز 📚 مطالعه 🔹 کوچکترین مدافع حرم 📚 مطالعه 🔺 غیرت حسنی 📚 مطالعه 🔹برایشان پدر باش! 📚 مطالعه 🔺 حروف مقطعه! 📚 مطالعه 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚 آمادگی قبلی قاسم برای نبرد 📍 در صحنه نبردهای تن به تن معمولا افراد ابتدا خود را معرفی می‌کنند. 🔺این معرفی برای این است که هم طرف مقابل بداند با کدام پهلوان در حال نبرد است و هم اینکه مبارز با بیان اصل و نسب خود ترسی در دل طرف مقابل می اندازد. 🔺یکی از ویژگی های این معرفی که در اصطلاح به آن رجز می‌گویند این است که هم باید کوتاه باشد و هم آنچه که در ذهن مبارز هست را برساند. 🔺در حقیقت قبل از آغاز جنگ سخت، این رجزها به نوعی جنگ رسانه ای و جنگ نرم در آن زمان حساب می شد. 📍 برای مثال امیرالمومنین علیه السلام در جنگ خیبر وقتی مرحب یهودی گفت: 🔸علمت خيبر اني مرحب * شاكي السلاح بطل مجرب 🔻اینگونه رجز خواندند: 🔸 أنا الذي سمتني أمي حيدره -أكيلكم بالسيف كيل السندرة -ليث بغابات شديد قسوره 🔹من آنم که مادرم حیدر نامید-که با شمشیر مانند پیمانه‌ای بزرگ شما را پیمانه می‌کنم (و گروه گروه شما را از زمین بر می‌چینم-بسان شیر قوی هیکل بیشه 🔺 و پس از این رجزها دو طرف با یکدیگر درگیر شدند. 🔗 أعيان الشيعة، السيد محسن الأمين ج1 ص 397 📍گاهی پیش می امد که مبارز دارای سابقه ای قابل ذکر نبود یا پدرانش را کسی نمی شناخت مثلا اگر غلام (برده) بوده باشد مانند غلام اباعبدالله در روز عاشورا که در رجز خوانی اش به جای اشاره به پدران و سوابقش به اربابش اشاره می کند: 🔸أميري حسين و نعم الأمير سرور فؤاد البشير النذير 🔗ابصارالعين في انصارالحسين ، ص89 📍اینکه یک مبارز رجزی مستقل داشته باشد نشان از آمادگی قبلی او برای جنگ است. 🔺گاهی پیش آمده است که مبارزی از قبل آمادگی جنگ نداشته و به میدان رفته است و رجزی تکراری خوانده مانند عمرو بن جناده انصاری که نوجوانی بود و بعد از شهادت پدرش جناده به میدان آمد و همین رجز بالا را که یکی از غلامان حضرت خوانده بود را خواند. 🔗 مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج 2 ص 21 🔰اما ماجرا برای قاسم متفاوت بود. 📍او گویا از قبل خود را برای مبارزه آماده کرده بود. 🔻رجزی خواند که در آن هم خود را معرفی کرد هم از شرایط امامش گفت و هم دشمن را منکوب کرد. إن تُنكِروني فَأَنَا فَرعُ الحَسَنْ سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَنْ هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَنْ بَينَ اُناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَنْ اگر مرا نمى شناسيد ، من شاخه حسنم نواده پيامبرِ برگزيده و امين . اين ، حسين است ، به سان اسيرى در بند ميان مردمى كه خدا كُند از آب باران ننوشند 🔗مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي :ج 2 ص 27 🔸این رجز نشان می دهد که چگونه یک نوجوان خود را آماده مبارزه کرده است و نه از روی و یا احساسات بلکه از روی شناخت و تعقل عازم این میدان خطرناک شده است. 🔹 و این برای دشمن غیرقابل تحمل بود لذا ابتدا دوره اش کردند و سپس به شهادتش رساندند. 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚 پا بر زمین مکش این آخرین لحظات عمر شریف قاسم است. امام بالای سر قاسم ایستاده است. فَإِذا بِالحُسَينِ عليه السلام قائِمٌ عَلى رَأسِ الغُلامِ و قاسم دارد پا بر زمین می کشد. وهُوَ يَفحَصُ بِرِجلَيهِ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي :ج 2 ص 27 این یفحص یعنی چه؟ یعنی با پای خود خاک را جا به جا کرد در برخی از توضیحات آورده اند که یعنی در حال جان کندن بود گویا دیگر رمقی در قاسم نمانده بود که دست و پایی بزند و فقط پا بر زمین می کشید و چقدر سخت بود برای اباعبدالله که این صحنه را ببیند.. 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚 تنها کسی که درد دل امام را شنید قاسم عمویش را صدا زد و عمو با شتاب آمد فَوَقَعَ الغُلامُ لِوَجهِهِ، فَقالَ: يا عَمّاه!. قاتل بالای سر قاسم بود و امام با شمشیر بر او ضربه زد فَضَرَبَ عَمراً بِالسَّيفِ، او دستش را سپر کرد و دستش قطع شد کمک خواست فَاتَّقاهُ بِالسّاعِدِ، فَأَطَنَّها مِن لَدُنِ المِرفَقِ، ثُمَّ تَنَحّى عَنهُ خواستند به سرعت کمکش کنند وحَمَلَت خَيلٌ لِأَهلِ الكوفَةِ لِيَستَنقِذوا عَمراً مِن حُسَينٍ عليه السلام ، فَاستَقبَلَت عَمراً بِصُدورِها، فَحَرَّكَت حَوافِرَها وجالَتِ الخَيلُ بِفُرسانِها عَلَيهِ فَوَطِئَتهُ حَتّى ماتَ. با اسبان آمدند و تن نحسش زیر سم اسب رفت و به درک واصل شد. قاسم چه شد؟ قاسم دیگر رمقی در تن نداشت. داشت جان می داد. پا بر زمین می کشید. یفحص برجله امام نگاه می کرد وانجَلَتِ الغَبرَةُ، فَإِذا أنَا بِالحُسَينِ عليه السلام قائِمٌ عَلى رَأسِ الغُلامِ امام دلش شکست درد دل گفت عَزَّ وَاللّه ِ عَلى عَمِّكَ أن تَدعُوَهُ فَلا يُجيبَكَ ، أو يُجيبَكَ ثُمَّ لا يَنفَعَكَ! صَوتٌ به خدا برای عمویت سخت است این اولین باری است که از عمو چیزی می خواهد و عمو قادر به برآورده ساختن خواسته او نیست حسین علت این امر را گفت قاسم تنها شهیدی بود که امام با او درد دل کرد و از تنهایی اش گفت وَاللّه ِكَثُرَ واتِرُهُ وقَلَّ ناصِرُهُ. امروز دشمنانم زیادند و یارانم کمند. قاسم غصه های امام را شنید. و با قلبی شکسته جان داد تاريخ الطبري: ج 5 ص 447 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
🔰: بیان نکاتی از مقتل جناب علیهما السلام آمادگی قبلی قاسم برای نبرد 📚 مطالعه تنها کسی که درد دل امام را شنید 📚 مطالعه پا بر زمین مکش 📚 مطالعه 🔻صورت خاکی 📚 مطالعه 🔸 اشک غیرت 📚 مطالعه 🔸 زخم سطحی 📚 مطالعه 🔻 دو قمر بنی‌هاشم 📚 مطالعه 🔸 شبیه_مادر 📚 مطالعه 🔻 نکاتی از شهادت قاسم بن الحسن علیه‌السلام 📚 مطالعه 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk