eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
713 عکس
175 ویدیو
36 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای
مشاهده در ایتا
دانلود
همین الان قبل از جلسه دفاع پایان‌نامه یکی از دوستان: تا ریشه در آب است امید ثمری هست
📌طلبه و علوم انسانی ۱۶ ❇️ نکته شانزدهم: فهم اجتماعیمقدمه: تفاوت علم اجتماعی و فهم اجتماعی 🔹یکی از لوازم اصلی ورود به قلمرو علوم انسانی، کسب فهم و درک اجتماعی است. در واقع باید میان «علم اجتماعی» و «فهم اجتماعی» تفاوت قائل شد. 🔹«علم اجتماعی» به معنای آگاهی از دانش‌ها، نظریه‌ها، مسائل و مفاهیمی است که در حوزه‌ی علوم اجتماعی به کار می‌روند و اندیشمندان از آن‌ها برای تحلیل پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. 🔸اما «فهم اجتماعی» امری فراتر از این دانایی نظری است؛ فهم اجتماعی یعنی درک عمیق آن پیچیدگی‌ها، چندلایگی‌ها و چندساحتی بودن حیات انسانی که در زندگی روزمره‌ی مردم جریان دارد. 🔹درک اجتماعی یعنی توان دیدن و فهم عمیق این واقعیت که نمی‌توان با رویکردی بسیط، ساده‌انگارانه یا ریاضی‌وار به تحلیل پدیده‌های انسانی پرداخت. باید دریافت که در پشت هر رفتار و هر سخن، معانی گوناگون و نیّت‌های متفاوتی نهفته است. کنشگران اجتماعی قصدها و انگیزه‌های یکسانی ندارند، و بسیاری از رفتارهایی که در سطح علنی جامعه دیده می‌شود، الزاماً بیانگر آن چیزی نیست که در ذهن یا قصد کنشگر جریان دارد. 🔸انسان‌ها موجوداتی بسیار شگفت و پیچیده‌اند؛ از همین رو، نمی‌توان صرفاً با تکیه بر شباهت‌های ظاهری در رفتار یا گفتارشان، حکمی واحد و مشترک درباره‌ی آنان صادر کرد یا قضاوت یک فرد را به دیگری تعمیم داد. درک درست هر انسان، مستلزم فهم جهانِ معنایی، نظام ارزشی و دانشیِ ویژه‌ی او است؛ چرا که همین عناصر، بنیاد اصلی تحلیل رفتار و گفتار افراد را شکل می‌دهند و بدون توجه به آن‌ها، هر داوری نسبت به انسان ناقص و سطحی خواهد بود. 🔹رفتارهای انسانی در فضاهای علنی با آن‌چه در حوزه‌های غیرعلنی و خصوصی رخ می‌دهد، تفاوت‌هایی چشمگیر دارند. نفاق، دورویی و دوگانگی رفتاری از ویژگی‌های طبیعی حیات انسانی‌اند و میان رفتارهای فردی و اجتماعی تمایزهایی ویژه ایجاد می‌کنند. ⏹ قضاوت می‌شویم 🔸نکته‌ی مهم دیگر در فهم پیچیدگی‌های اجتماعی آن است که افراد، بر پایه‌ی جهان معنایی خاص خودشان، رفتار دیگران را داوری، بازخوانی و بازسازی می‌کنند. آنان معمولاً به قصد واقعی ما توجه ندارند، بلکه در چارچوب معنایی ذهن خود، رفتار ما را تفسیر و معنا می‌کنند. از همین‌رو، فهم اجتماعی مستلزم توجه به نسبت میان قصد و معنا در هر کنش انسانی است. ⏹ امر تدریجی و پیچیده 🔹امور اجتماعی، اموری تدریجی، کل‌نگر و پیچیده‌اند؛ به همین دلیل، نمی‌توان یک مسئله‌ی ریشه‌دار اجتماعی را به‌سادگی تغییر داد. هر تغییر اجتماعی نیازمند زمان، صبر، حوصله و فراهم شدن زمینه‌های لازم است. باید زمینه و بستر تغییر را آماده کرد تا برنامه‌های تحول بتوانند به‌درستی شکل گیرند و اثرگذار شوند. همسویی و همراهی با مردم در مسیر تغییر اجتماعی یکی از دشوارترین و ظریف‌ترین گذرگاه‌ها در فرآیند فهم و درک اجتماعی است. درک این حقیقت که تغییر پایدار، تنها در سایه‌ی مشارکت، اعتماد و همدلی با مردم ممکن می‌شود، بخشی از بلوغ فکری در علوم انسانی و اجتماعی به شمار می‌آید. ⏹ توجه به فرهنگ 🔸در نهایت، درک اجتماعی بدون توجه به فرهنگ و اقتضائات فرهنگیِ هر جامعه، شهر و محله ممکن نیست. نمی‌توان با تکیه بر ساختارهای ذهنی و فرهنگی خود، رفتارها و کنش‌های اجتماعی مردم دیگر جوامع را درست فهمید و درباره‌ی آن داوری کرد. بلکه باید به لوازم و هنجارهای اجتماعی هر جامعه‌ای توجه عمیق داشت و براساس جهان معنایی کنش‌گران با آنها برخورد کرد. ⏹جمع‌بندی: 🔹«فهم اجتماعی» جوهره‌ی اصلی هر فعالیت علمی در حوزه‌ی علوم انسانی است. این فهم، انسان را از سطح مشاهده‌ی رفتارهای ظاهری به عمق معانی، نیّت‌ها، فرهنگ‌ها و روابط انسانی می‌برد. تفاوت میان علم اجتماعی و فهم اجتماعی در همین نکته نهفته است: علم به ما داده‌ها می‌دهد، اما فهم به ما بینش می‌بخشد. بدون درک فرهنگی، معنایی و تدریجی پدیده‌های اجتماعی، هیچ طرح تحول یا قضاوت اجتماعی واقعی و پایدار نخواهد بود. 🔸از این‌رو، طلبه‌ی متفکر در مسیر علوم انسانی، باید به جای صرف دانستن نظریات، به درک اجتماعیِ عمیق، فرهنگی و انسانی دست یابد تا بتواند در جهان واقعی، فهم و عمل را به شیوه‌ای حکیمانه و مؤثر پیوند دهد. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2770
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۷ ❇️ نکته هفدهم: مدیریت حافظه و ورودی‌های ذهن یکی از ارکان اساسی برای ورود موفق به حوزه‌های تخصصی علوم انسانی، مدیریت حافظه و کنترل دقیق ورودی‌های ذهن است. تمرکز هوشمندانه ذهن بر مباحث تخصصی، نگاه انسان را ژرف‌تر و عمیق‌تر می‌سازد و همین موجبات رشد علم و تولید نظریه‌های دقیق را فراهم می‌کند. ⏹تفاوت بهره‌برداری از حافظه افراد از لحاظ هوش، استعداد، درک و ظرفیت حافظه با هم متفاوت‌اند. اما موفقیت افراد و نکته کلیدی نه در “داشتن” حافظه قوی، بلکه در “نحوه استفاده از حافظه است. تلقی رایج این است که هرچه اطلاعات بیشتری به طور خام ذخیره شود، فرد داناتر است اما افراد خردمند و رشد یافته کسانی هستند که به‌خوبی از حافظه خود بهره می‌برند. 🔸 افراد غیررشید ممکن است با وجود توانایی‌های ذهنی بالا، نتوانند از آن بهره موثری ببرند. ذهن غیررشید اغلب حافظه را مانند یک انبار بزرگ در نظر می‌گیرد؛ انباری که باید دائماً با داده‌های مختلف و اطلاعات متکثر پر شود. هر آنچه به دست می‌آید، بدون تفکیک، در آن ریخته می‌شود؛ شبیه به انباری در خانه که در آن اشیاء با ارزش و بی‌ارزش، قطعات سالم و شکسته، جواهرات و زباله‌ها در کنار هم تلنبار شده‌اند. 🔹در مقابل، ذهن خردمند (رشید) در بهره‌برداری از حافظه خود نهایت دقت را به خرج می‌دهد. در مجموع چند ویژگی برای اینگونه اذهان می‌توان برشمرد: ✔️انتخاب آگاهانه و فیلتر کردن: اولین و مهم‌ترین اقدام، عمل «انتخاب» است. فرد خردمند، حافظه خود را امری مقدس می‌داند و حاضر نیست هر داده‌ای را بدون ارزیابی به آن بسپارد. او ارزیابی می‌کند: دانستن چه چیزهایی برای مسیر او مفید است و چه چیزهایی صرفاً اتلاف وقت است. ✔️درجه‌بندی و اولویت‌گذاری: پس از فیلتر کردن، اطلاعات مفید را درجه‌بندی و اولویت بندی کرده و هر کدام را در سرجایش خود می‌نشاند و تنها مهم‌ترین‌ها را برمی‌گزیند. ✔️سپرده‌گذاری دقیق: این اطلاعات منتخب را با دقتی همچون سپردن امانت به یک فرد معتمد، به حافظه خود می‌سپارد و از آنها حفاظت می‌کند. همچنین او اطمینان حاصل می‌کند که مفاهیم و اطلاعات واقعاً و به صورت روشن و دقیق درک و پردازش شده و سپس به مخزن حافظه تحویل داده شوند و امکان بازیابی بهره‌برداری از آن را دارد. ✔️ بازیابی برای بهره‌برداری هوشمندانه ذهن رشید، ذهنی سامان‌یافته و منظم است؛ ذهنی که اطلاعات ذخیره‌شده را به‌درستی دسته‌بندی کرده و هر داده را در جای مناسب خود قرار می‌دهد. چنین ذهنی در موقعیت‌های علمی یا هنگام پاسخ‌گویی به پرسش‌ها، قادر است به‌سرعت به اطلاعات مورد نیاز دسترسی یافته و آن‌ها را به‌درستی به‌کار گیرد. توانایی بازیابی سریع و دقیق اطلاعات و استفاده مؤثر از آن‌ها یکی از نشانه‌های بارز ذهنی تیز و پویاست. البته دستیابی به چنین توانایی‌ای نیازمند توجه به روش‌های مؤثر در ثبت و نگارش اطلاعات، سامان‌دهی داده‌ها و ایجاد ساختار مشخص در فرایند یادگیری و ذخیره‌سازی ذهنی است. ذهنی که بتواند این اصول را رعایت کند، درک عمیق‌تر و واکنش سریع‌تری در موقعیت‌های علمی و نظری خواهد داشت. ⏹ خلاصه: 🔹این رویکرد فعال و گزینشی، حافظه را از یک انبار پر از داده‌های خام به یک کتابخانه سازمان‌یافته از دانش کاربردی تبدیل می‌کند. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2771
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۸ نکته هجدهم: روش مطالعه صحیح ⏹مقدمه: ضرورت مطالعه 🔹ورود به پهنه وسیع علوم انسانی مستلزم دو رکن اساسی است: مطالعه فراوان و بهره‌مندی مستمر از آثار متفکران و اندیشمندان. 🔸در این مسیر، کتاب به عنوان مهمترین یار و رفیق کسی که دل در گروی علم دارد، نقشی محوری ایفا می‌کند؛ از این رو، مطالعه مکرر و انبوه، یکی از ارکان اصلی تولید و غنی‌سازی علوم انسانی محسوب می‌شود. با این حال، کیفیت این مطالعه تعیین‌کننده مسیر است. مطالعه باید به‌شدت روش‌مند باشد. اگر مطالعه با یک روش علمی و هماهنگ با ساختار درونی و نحوه پردازش ذهن صورت پذیرد، مستقیماً به خردمندی و رشد بنیادین انسان منجر خواهد شد. اما، اگر این فرآیند از اسلوب‌ها و روش‌های درست بهره نگیرد، نه تنها موجب رشد نمی‌شود، بلکه خود به عاملی بازدارنده در مسیر خلاقیت، نوآوری و تولید اندیشه‌های جدید تبدیل می‌گردد. ⏹روش صحیح مطالعه روش مطالعه صحیح رویکردی است که یک انسان خردمند برای تبدیل اطلاعات خام به دانش کاربردی اتخاذ می‌کند. این فرآیند از یک خوانش ساده و لذت‌بخش آغاز می‌شود؛ در این مرحله اول، هدف صرفاً آشنایی با ساختار کلی و محتوای ظاهری کتاب است، زیرا تلاش برای قضاوت و تحلیل همزمان با خواندن اولیه، مانع درک روان مطالب می‌شود. بلافاصله پس از این آشنایی اولیه، نوبت به مرحله تثبیت بنیادین می‌رسد؛ هر کتاب مفیدی، به‌ویژه آن‌هایی که بنیان فکری فرد را شکل می‌دهند، باید حداقل دو بار پشت سر هم مطالعه شوند، چرا که حافظه انسانی برای فراتر رفتن از سطح خوانش سطحی به تعمق، نیازمند تکرار فعال است. تنها پس از این تکرار و اطمینان از جذب اولیه، مطالعه وارد فاز تحلیل و مهندسی دانش می‌شود؛ در این بخش، فرد مطالب را به‌دقت تجزیه و تحلیل کرده، آن‌ها را در دسته‌های منطقی سازماندهی می‌کند و سپس هر بخش را بر اساس جایگاه موضوعی‌اش در ساختار ذهنی خود مستقر می‌سازد. 🔸مهم‌ترین اصل در این معماری ذهنی، تعهد به عمق موضوعی است؛ انسان رشید تا زمانی که تمامی زوایای یک حوزه مطالعاتی را کاوش نکرده، اطلاعات را به‌طور شفاف و منسجم درونی نکرده و از سازماندهی آن مطمئن نشده است، هرگز به سراغ موضوعی کاملاً جدید نمی‌رود. اشتباه رایج و مخرب، تبدیل مطالعه به یک سرگرمی بی‌قاعده است؛ مثلاً مطالعه متناوب کتب تاریخی، روان‌شناسی و فلسفی بدون پیوستگی، موجب می‌شود ذهن نتواند ارتباطات میان‌رشته‌ای را برقرار کند و در نهایت، تمامی اطلاعات در فضایی مخلوط و آشفته، شبیه به یک انبار فاقد فهرست‌بندی، تلنبار شوند. در مقابل، فرد خردمند مجموعه‌ای از منابع لازم را جمع‌آوری می‌کند، آن‌ها را بارها می‌خواند تا درونی شوند، سپس این مطالب را دسته‌بندی کرده و در نهایت به خلاصه‌سازی ساختارمند می‌پردازد. این خلاصه‌ها یادداشت می‌شوند و به عنوان چکیده‌هایی قابل بازیابی به حافظه سپرده می‌شوند، که این خود امکان ورود به مباحث جدید با بنیانی مستحکم را فراهم می‌آورد. 🔹فردی که چنین رویکردی دارد، حتی اگر حافظه ذاتی ضعیفی داشته باشد، با ایجاد این نظم بیرونی و درونی، از توان ذهنی خود حداکثر بهره را می‌برد؛ او صاحب یک کتابخانه ذهنی مرتب است که در آن هر کتاب (اطلاعات) در قفسه تخصصی خود قرار دارد و یافتن آن فوری است، نه مانند کسی که صدها کتاب را روی هم ریخته و برای یافتن یک مورد، ساعت‌ها باید در میان آشفتگی جستجو کند. 🔸با استفاده از مقاله «رشد اسلامی» شهید مطهری ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2772
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۹ ⏹نکته نوزدهم: ضرورت خروجی‌محوری در تولید علوم انسانی برای انگیزه‌بخشی طلاب و دانشجویان 🔸 بخش اول: 🔹یکی از عوامل کلیدی در انگیزه‌بخشی به طلاب و تعمیق مطالعات آن‌ها در حوزه علوم انسانی، مسئله خروجی‌دهی و محصول‌دهی است. ⏹فطرت ابداع: 🔹انسان از نظر وجودی شخصیتی است که میل به ابداع، خلاقیت و آشکارسازی دستاوردهای خود دارد. حبس کردن این حس فطری نوآوری و خلاقیت درونی، منجر به نوعی سکون روحی می‌شود. در فضای علمی، محصول دادن (نوشتن مقاله، ارائه نظریه، تألیف) تبدیل می‌شود به «تجلی» آن خلاقیت درونی. ⏹ میل به حل مسئله: از سویی دیگر، فطرتاً میل به حل مسئله دارد و دوست دارد در فضای علمی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و نقشی مثبت ایفا کند. از این رو، انسان همواره دغدغه دارد که علمش «فایده‌ای» داشته باشد و دردی از جامعه درمان کند. اگر دانشجو نداند که آموخته‌هایش چگونه می‌تواند در حل مسائل اجتماعی، فرهنگی یا حتی اقتصادی به کار آید، علم برای او تبدیل به یک «داده‌ی خشک» می‌شود که فاقد ارزش انگیزشی عملی است. ⏹ نیاز به تأیید اجتماعی و احترام: یکی از محرک‌های قدرتمند در حرکت و تولید، نیاز به تشویق و احترام دیگران است. خروجی دادن (چه در قالب مقاله، چه یک یادداشت تأثیرگذار) اولین گام برای قرار گرفتن در معرض دید جامعه علمی و کسب تأییدیه است که مستقیماً با عزت نفس فرد در ارتباط است. 🔸خلاصه این احساسات منجر به این دغدغه می‌شود که علم و فکر، چه سودی برای مردم دارد و کدام نیاز اجتماعی را برطرف می‌کند. ⏹ حس بد بی‌حاصلی در مسیر تحصیل: اگر طلبه یا دانشجو در مسیر تولید علم، پس از مدتی احساس بی‌فایدگی، بی‌محصولی و بی‌نتیجگی کند، انگیزه خود را از دست می‌دهد. این امر می‌تواند به تدریج منجر به فاصله گرفتن از تحصیل و حتی ترک آن برای پرداختن به فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی شود. توضیح اینکه احساس مستمر «بی‌فایدگی» و «بی‌نتیجگی»، مانند فرسایش تدریجی سنگ است. در ابتدا تأثیری ندارد، اما در بلندمدت منجر به از دست رفتن انگیزه اولیه می‌شود. در این حالت، فرد به دنبال حوزه‌های دیگری می‌گردد که «بازدهی فوری‌تر» دارند (اقتصادی، سیاسی، یا فعالیت‌های فرهنگی با تأثیر عینی‌تر)، و این‌گونه، سرمایه فکری و استعدادهای او از مسیر اصلی علمی منحرف می‌شوند. ⏹ ضرورت توجه به محصول‌دهی در فرآیند مطالعات برای حل این معضل، لازم است در فرآیند مطالعات علوم انسانی، به محصول‌دهی و نتیجه‌دهی طلاب و دانشجویان توجه ویژه‌ای شود. آن‌ها باید تلاش کنند تا متناسب با رشد علمی خود، خروجی‌هایی را به همراه داشته باشند تا احساس مفید بودن و فایده‌مندی در علم کنند و قوه ابداع و ابتکارشان فعال بماند. ⏹ روش‌های عملی برای خروجی‌دهی زودهنگام: نوشتن مقاله و پایان‌نامه در دوره‌های تحصیلی مرسوم، هدف‌مند است، اما دانشجو نمی‌تواند تا رسیدن به آن مرحله، منفعل بماند و هیچ کار خروجی نداشته باشد. از این رو، پیشنهاد می‌شود دانش‌پژوهان علوم انسانی از همان ابتدا به دو روش زیر مشغول خروجی‌دهی شوند: ۱.تدریس مباحث آموخته شده: تدریس، راهکار مهمی برای خروجی‌دهی است. فردی که بتواند کتابی را که آموخته، بلافاصله تدریس کند، هم عمق یادگیری خود را نشان می‌دهد و هم با تدریس، بر یافته‌های علمی او افزوده شده و احساس امید و نشاط به دست می‌آورد. هنگامی که فردی تدریس می‌کند، نه تنها یادگیری او تثبیت می‌شود، بلکه در فرآیند پاسخگویی به سؤالات احتمالی، یافته‌های جدیدی کسب کرده و بر دانش پیشین خود می‌افزاید. این امر نشاط فکری و احساس کارآمدی را به شدت تقویت می‌کند. 🛑 ادامه دارد ... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2773
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۹ ⏹نکته نوزدهم: ضرورت خروجی‌محوری در تولید علوم انسانی برای انگیزه‌بخشی طلاب و دانشجویان 🔹 بخش دوم: ۲. یادداشت‌نویسی: یادداشت‌نویسی یکی از راه‌های امیدبخشی به دانش‌آموختگان علوم انسانی است. اگر دغدغه‌ها، مسائل و یافته‌های روزانه خود را در قالب یادداشت‌های کوتاهِ دو سه خطی یا بلند چندصفحه‌ای در کانال‌های عمومی یا خصوصی منتشر کرده و با دیگران به اشتراک بگذارد. این کار، راهی مهم برای خروجی دادن در اوایل تحصیل است. یادداشت علمی به عنوان یک قالب نوشتاری روشمند، یک متن کوتاه و متمرکز است که برخلاف ساختار رسمی مقالات پژوهشی، مستقیماً به مسائل روز جامعه پرداخته و سعی در شفاف‌سازی شبهات از طریق چارچوب‌های علمی دارد؛ این قالب از نظر ایجاز و تمرکز بر یک نکته محوری، با رباعی ادبی شباهت دارد، با این تفاوت که هدف نهایی آن ارائه یک بینش علمی است و نه صرفاً بیان یک حس شاعرانه. مهم‌ترین مزیت تمایزدهنده یادداشت علمی، توانایی آن در برقراری ارتباطی صمیمی و مستقیم با مخاطب است؛ نویسنده از طریق لحنی متقاعدکننده و به دور از رسمی‌گرایی خشک مقالات استاندارد، تلاش می‌کند تا با ایجاد حس همذات‌پنداری، پیام اصلی خود را به شکلی تأثیرگذار به خواننده منتقل سازد، که این امر از طریق زبان شفاف، خطاب مستقیم و تأکید بر پیامدهای عملی یافته‌ها محقق می‌شود، در حالی که همواره بنیان‌های منطقی و روشمند، که شامل نقد مختصر وضعیت موجود و ارائه راهکار هرچند موجز است، حفظ می‌گردد. نوشتن مستمر، فرد را وادار می‌کند تا مفاهیم پیچیده را ساده‌سازی کرده و در قالبی منسجم ارائه دهد. این فرآیند، خود نوعی «بازنویسی فعال» دانش است. ✔️ در معرض نقد: انتشار یادداشت‌ها در فضای مجازی (کانال‌های تخصصی یا عمومی)، دانشجو را در معرض نقد سازنده قرار می‌دهد. این نقدها (چه مثبت و چه اصلاحی) مستقیماً به تولید نهایی مقاله و پایان‌نامه کمک می‌کند و مسیر مطالعه را جهت‌دهی می‌نماید. ⏹نتیجه‌گیری: توجه به این خروجی‌های کوچک اما مستمر (یادداشت و تدریس) در کنار اهداف بزرگتر (مقاله و پایان‌نامه)، باعث می‌شود مسیر تحصیل برای طالبان علوم انسانی، از یک مسیر صرفاً مصرفی به یک مسیر فعال تولیدی تبدیل شود و امید و انگیزه تحصیلی به طور پایدار حفظ گردد. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2774
📌 طلبه و علوم انسانی ۲۰ ❇️نکته بیستم: اخلاق در ساحت تعلیم، پژوهش و تدریس: ضرورت‌ها، اصول بنیادین و چالش‌های معاصرمقدمه: اخلاق به مثابه ستون اصلی فعالیت‌های علمی 🔹اخلاق، به عنوان یکی از لوازم بنیادین و اساسی در فرآیندهای تحصیل، پژوهش و تدریس، نقشی محوری ایفا می‌کند. 🔸تعلیم، پژوهش و تدریس، همانند هر کنش انسانی دیگر، امری اکتسابی است که نیازمند رعایت دقیق قوانین، ضوابط و بایسته‌های خاص خود می‌باشد. انسان در بدو ورود به این عرصه‌ها، فاقد دانش و اخلاق لازم درباره نحوه صحیح یادگیری، پژوهش و تدریس است؛ لذا ضروری است که این قواعد و ضوابط را از اساتید، والدین و بزرگترهای خود بیاموزد تا در مسیر صحیح قرار گیرد. 🔹 در صورت عدم آگاهی از این ضوابط و عدم بهره‌مندی از روش‌ها، مهارت‌ها و اصول گرایشی مناسب، مسیر علمی فرد منحرف شده، عمر وی تلف می‌شود و این امر می‌تواند به شکل‌گیری سلسله انحرافات بزرگ در مسیر علم و دانش منجر شود که در نهایت، مانعی جدی برای تعالی جامعه و حتی موجب انحطاط آن خواهد بود. ⏹مبانی اخلاق علمی: پیوند فطرت، دانش و ذهن 🔹اصول و ضوابط اخلاقی در حوزه‌های آموزشی و پژوهشی، هرچند از ثبات و پایداری برخوردارند، اما ریشه در تعامل سه عامل کلیدی دارند. ✔️اولاً، این اصول ریشه در فطرت انسان، شامل فطرت حقیقت‌جویی و فطرت ابداع و خلاقیت دارد. ✔️ثانیاً، ساختار و ذات علم که خود یک ساختار منطقی، منسجم، قیاس‌سنج و کاشف از واقعیت است، مبنای این اخلاق را تشکیل می‌دهد. ✔️ثالثاً، ساختار و فرآیند یادگیری ذهن انسان که یک فرآیند ثابت، پایدار و مشترک در میان همه انسان‌ها است، نقش مهمی در تعیین چارچوب‌های اخلاقی دارد. 🔸با این حال، نباید از نقش حیاتی عنصر اجتماع و فرهنگ در مقوله یادگیری و یاددهی غافل شد. توجه به فرهنگ حاکم، زمانه و ظرفیت‌های مخاطبان یک ضرورت است؛ به طوری که اصول و قواعد اخلاقی باید به صورت مستمر با توجه به اقتضائات هر فرهنگ و نسل، بازخوانی و بازسازی شوند و چارچوب‌های ارزشی متناسب با نیازهای نوین در اختیار نسل جوان قرار گیرد تا آنان بتوانند بر مدار اخلاق و متناسب با تکنولوژی و سنت‌های نوین آموزشی حرکت کرده و به نتایج مؤثر دست یابند. ⏹اخلاق پرسشگری و پاسخ‌گویی: کانون اخلاق در نظام آموزشی 🔹یکی از مهم‌ترین اصول اخلاقی که در مراحل تدریس و تدریس اهمیت فراوان دارد، اخلاق پرسشگری است. 🔸این اصل به چگونگی طرح پرسش توسط دانشجو و پژوهشگر، نحوه شنیدن و مواجهه با پاسخ استاد و در نهایت، چگونگی استخراج پرسش‌های بعدی از دل آن پاسخ از سوی دانشجو می‌پردازد و از سوی دیگر به نحوه‌ی پاسخ‌گویی استاد و مواجهه با دانشجویان توجه دارد. 🔹اگر خوب دقت شود، بخش عمده‌ای از کنش‌گران عرصه علم، با اخلاق پرسش و پرسشگری، اعم از محتوای، زمان‌بندی و نوع پرسش، آشنا نیستند و نظام اخلاقی آموزشی ما کمترین توجهی به بایسته‌ها و لوازم این فرآیند داشته است. 🔹علاوه بر این، کنش‌گران علمی فاقد شناخت کافی درباره مهارتهای متناسب در مواجهه با پاسخ استاد، نحوه درک و هضم آن پاسخ هستند. 🔸نبود این توجه، موجب ناراحتی‌های فراوان در کلاس‌های درسی و بروز اختلافات میان دانشجویان و اساتید شده و فرآیند تعلیم و تعلّم را با مخاطرات جدی روبه‌رو ساخته است. 🔸 در این زمینه، نباید دانشجویان و محققان را مقصر دانست و آنها را به بی اخلاقی متهم کرد بلکه این امر ناشی از نبود آموزش‌های لازم در باب تفکر انتقادی و اخلاق و مهارت‌های پرسشگری و پاسخ‌گویی است. ⏹ راهکارها: ضرورت تدوین رساله‌هایی در باب اخلاق تعامل علمی 🔹 برای اصلاح این رابطه حیاتی استاد و شاگردی و استوار ساختن فرآیند تعلیم و تعلم بر مدار اخلاق و ضوابط صحیح، نیاز مبرمی به تدوین رساله‌ها و متون آموزشی تخصصی در حوزه تفکر انتقادی، مهارت‌های پرسش و اخلاق پرسشگری و پاسخ‌گویی وجود دارد. 🔸این متون باید به تفصیل به ماهیت پرسش، انواع پرسش‌ها، زمان‌بندی مناسب برای مطرح کردن پرسش در محیط کلاس، شیوه‌های بیان اخلاقی پرسش و همچنین اخلاق شنیدن پاسخ و پاسخ دادن بپردازند. در باب شنیدن پاسخ، لازم است انواع پاسخ‌ها، نحوه مواجهه با پاسخ‌های همسو و ناهمسو، واکنش مناسب در صورت عدم همراهی با پاسخ (مانند اجتناب از انکار اولیه و تمرکز بر طرح سؤالات تفاهمی)، و اهمیت درخواست منابع از استاد تبیین شود. 🔹امروزه مشاهده می‌شود که در صورت مخالفت استاد با پرسش دانشجو، استاد به سرعت متهم به استبداد رأی یا برچسب‌های غیراخلاقی دیگر می‌شود؛ این رفتار ناشی از ندانستن اخلاق پرسش و مهارت‌های پرسشگری در نظام آموزشی ماست و رفع آن مستلزم آموزش صریح این قواعد به کنش‌گران علمی است. 🛑 ادامه دارد ... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2775
📌📌 طلبه و علوم انسانی ۲۱ ❇️نکته بیستم و یکم: مجموعه اصول اخلاقی پرسشگری مؤثر از استاد در کلاس درسمقدمه: اهمیت پرسشگری: 🔹
یکی از ابزارهای اساسی در مسیر کسب علم، درک نظریه‌ها و حرکت به‌سوی نوآوری و خلاقیت، پرسش کردن است.
پرسش، کلید علم به شمار می‌آید و نقشی مهم در ایجاد انگیزه و پویایی در دانش‌پژوهان دارد. همچنین پرسشگری تأثیری عمیق بر عمق فهم و گستره نگرش در حوزه علوم انسانی می‌گذارد.

🔸وقتی انسان‌ها در فرایند تحصیل و پژوهش با پرسش‌های گوناگون مواجه می‌شوند، نشان می‌دهد که به بحث توجه کافی داشته‌اند. به عبارت دیگر، طرح پرسش‌های واقعی بیانگر آن است که دانشجو به مباحث با دقت گوش داده، نکات مبهم یا سطوح مختلف بحث برای او مطرح شده و انگیزه ورود به لایه‌های عمیق‌تر معرفت را در خود احساس می‌کند.

🔹بنابراین، پرسش، مفتاح علم و آغاز تأمل و تفکر است. پرسش نشانه دقت، علاقه و مشارکت در بحث و گفتگوست.
براین اساس، محور مراودات علمی استاد و شاگرد، پرسش است و باید پرسش را قدر شناخت و از آن استقبال کرد و برای آن زمان کافی قرار داد. 🔸همچنین استاد باید روحیه پرسشگری و تفکر انتقادی را شاگرد خود تقویت کند و اصول و شیوه‌های آن را آموزش دهد. ⏹جایگاه اخلاق پرسش در تعاملات علمی: 🔹چنانکه مشخص شد پرسشگری یکی از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری فعال و سنجش درک دانشجویان و کلید علم است. با این حال، باید توجه داشت که در فرآیند علمی، هرچند پرسش حقیقی و خالص اهمیت فراوانی دارد، اما همواره احتمال انحراف یا سوء‌استفاده از پرسش نیز وجود دارد. لذا اگر این عمل بدون در نظر گرفتن اصول اخلاقی و آداب صحیح انجام شود، می‌تواند به جای تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری، به عاملی برای تنش، اتلاف وقت و سوءتفاهم میان استاد و دانشجو و خروج از عدالت و اخلاق تبدیل گردد. 🔸اخلاق پرسشگری، مجموعه‌ای از ارزشها و بایسته‌هاست که نه تنها بر محتوای پرسش، بلکه بر زمان‌بندی، شیوه‌ی بیان و نحوه دریافت پاسخ نیز حاکم است و رعایت آن لازمه‌ی حفظ شأن علمی کلاس و ارتقاء سطح کمی و کیفی تعاملات آموزشی میان استاد و شاگرد است. 🔹اصول بنیادین اخلاق را در سه محور محتوای پرسش، شیوه‌ی بیان پرسش و نحوه دریافت پاسخ و مواجهه با پاسخ استاد بیان کرد: ⏹ محور اول: اصول بنیادین اخلاق محتوایی و زمان‌بندی پرسش اصول اخلاقی در مرحله طرح پرسش، بر دو محور اساسی استوارند: محتوای پرسش و زمان مطرح شدن آن. ⏹ اخلاق محتوایی: دقت، تمرکز و هدفمندی پرسش دانش‌پژوه باید مرتبط، متمرکز و هدفمند باشد. پرسش نباید نشان‌دهنده عدم مطالعه قبلی دانش‌پژوه در منابع تعیین شده باشد. اگر پاسخ به سادگی در جزوات یا منابع معرفی‌شده موجود است، طرح آن در کلاس، بی‌احترامی به وقت استاد و سایر همکلاسی‌ها تلقی می‌شود. پرسش باید به دنبال عمق‌بخشی، رفع ابهام‌های کلیدی یا ایجاد پلی میان مفاهیم آموخته شده باشد، نه صرفاً کسب اطلاعات اولیه. نکته دیگر اینکه، باید با انواع پرسش‌ها آشنا بود و در هر جایی پرسش متناسب با آن جایگاه را مطرح کرد. ✔️ملاحظات زمان‌بندی و اولویت‌بندی زمان‌بندی طرح پرسش از اهمیت بالایی برخوردار است. پرسش‌هایی که ماهیت تفاهمی و مقدماتی دارند (به منظور اطمینان از درک صحیح یک مفهوم)، باید در فرصت‌های تعیین شده (مانند پایان سخنرانی یا بخش پایانی کلاس) مطرح شوند. پرسش‌های مهمی که مستقیماً به مبحث جاری کلاس مرتبط هستند و نیاز به توضیح فوری دارند، باید در زمان مناسب و با اجازه استاد مطرح شوند. پرسش‌های طولانی و چندوجهی که نظم کلاس را مختل می‌کند، باید به صورت مکتوب و پس از کلاس و یا از طریق فضای مجازی ارائه شوند. 🔹اخلاقاً، دانشجو باید تلاش کند تا در یک نوبت، تنها یک پرسش اصلی را مطرح کند. اگر چند ابهام وجود دارد، باید آن‌ها را اولویت‌بندی کرد و از استاد خواست که به ترتیب پاسخ دهد یا اجازه بگیرد که در زمان دیگری بقیه را مطرح سازد. 🔸 بنابراین باید از پرسش‌های شخصی یا نامرتبط با سرفصل و محتوای درسی پرهیز کرد چون کلاس درس محیطی برای پیشبرد اهداف آموزشی مشترک است. طرح پرسش‌های کاملاً شخصی، سیاسی، یا موضوعاتی که هیچ ارتباط مستقیمی با سرفصل درس ندارند، در حین تدریس، نقض اخلاق زمان‌بندی و تمرکز کلاس است. 🛑 ادامه دارد ... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2776
📌 طلبه و علوم انسانی ۲۱ نکته بیستم و یکم: مجموعه اصول اخلاقی پرسشگری مؤثر از استاد در کلاس درس بخش دوم: ⏹ محور دوم: اصول اخلاقی در شیوه‌ی بیان پرسش نحوه‌ی بیان پرسش به اندازه‌ی محتوای آن اهمیت دارد و مستقیماً بر نحوه دریافت پاسخ تأثیر می‌گذارد. ✔️لحن محترمانه و کرامت‌مندانه پرسش باید با لحنی محترمانه، مؤدبانه و بدون لحن تهاجمی یا اتهام‌آمیز مطرح شود. هرگز نباید پرسش را با مقدمه‌چینی‌هایی که استاد را به چالش می‌کشد (مانند: «استاد نکته‌ای که گفتید اشتباه بود» و مانند آن) آغاز کرد. در عوض، باید از عباراتی استفاده شود که حرمت و شأن استاد در آن رعایت شود و در عین حال استاد را به پاسخگویی تشویق کند. بنابراین پرسش نباید با لحنی که استاد را به چالش مستقیم، زیر سؤال بردن صلاحیت علمی، یا توانایی‌های او متهم کند، آغاز شود. این نوع شروع، عملاً یک بیانیه انتقادی است نه یک پرسش. حتی اگر با نظرات استاد هم موافقت وجود ندارد باید اجازه داد تا استاد نظرات خود را تبیین کند و پرسش‌ها باید به این تبیین کمک کند هرچند دانش‌پژوه این حق را دارد که در انتهای مبحث، نظر استاد را نپذیرد. ✔️ شفافیت و ایجاز در بیان پرسش باید تا حد امکان مختصر و واضح باشد. ابهام در کلمات و طولانی بودن بیش از حد مقدمه‌چینی‌ها، تمرکز استاد و سایر همکلاسی‌ها را از بین می‌برد و ربط سوال به بحث فهمیده نمی‌شود. دانش‌پژوه موظف است قبل از طرح سؤال، سؤال خود را در ذهن خود به صورت پالایش‌شده آماده سازد و حتی آن را بنویسد تا جوانب آن مشخص شود و سپس در زمان مناسب بپرسد. ⏹محور سوم:اخلاق دریافت و مواجهه با پاسخ استاد 🔹تعامل اخلاقی در مرحله دریافت پاسخ، چالش‌برانگیزترین بخش این فرآیند است و مستقیماً بر رابطه استاد و دانشجو اثر می‌گذارد. ✔️۱. اخلاق شنیدن فعال 🔹دانشجو باید با ذهنی باز و گوش فرا دادن فعال به پاسخ استاد گوش دهد. نباید در حین پاسخگویی استاد، به دنبال یافتن ایراد یا آماده‌سازی پاسخ متقابل بود. هدف اولیه از شنیدن پاسخ، درک دیدگاه استاد است، حتی اگر در تضاد با برداشت اولیه دانشجو باشد. 🔸هدف اولیه از شنیدن پاسخ، درک کامل دیدگاه استاد است، حتی اگر در تضاد با برداشت اولیه دانشجو باشد. این اصل در علوم پیچیده، جایی که مفاهیم ممکن است تفاسیر متعددی داشته باشند، حیاتی است. دانشجو باید فرض کند که دیدگاه استاد بر اساس دانش و منابع معتبر شکل گرفته است. ✔️۲. مواجهه با پاسخ‌های ناهمسو یا غیرمستقیم اگر پاسخ استاد مورد قبول یا درک کامل دانشجو قرار نگرفت، واکنش اولیه نباید نفی یا انکار باشد. در این حالت، دانشجو باید از تکنیک‌های سؤالات تفاهمی استفاده کند. به جای گفتن «من قانع نشدم»، باید از پرسش‌های شفاف‌کننده استفاده کرد: «آیا منظور شما این است که در این حالت خاص، از مدل X استفاده کنیم؟» یا «آیا منبعی در این زمینه وجود دارد که بتوانم برای تعمیق این بخش مطالعه کنم؟». لذا ممکن است پاسخ استاد آن‌گونه که دانشجو انتظار داشت، مستقیم نباشد یا نیازمند تعمق بیشتری باشد. واکنش اخلاقی، شفاف‌سازی و جستجوی جوانب مختلف نظر استاد است، نه انکار و تهاجم. ✔️۳. مدیریت مخالفت همان‌طور که اشاره شد، مخالفت با دیدگاه استاد نباید به معنای حمله شخصی یا اتهام به استبداد رأی باشد. دانشجو باید بپذیرد که ممکن است فهم او از موضوع ناقص باشد. اگر همچنان بر سر نکته‌ای اصرار دارد، باید با احترام درخواست ارجاع به منابع مستند و معتبر نماید، نه اینکه صرفاً بر اساس شهود یا برداشت‌های شخصی خود، استاد را به چالش بکشد. این رویکرد تضمین می‌کند که فرآیند یادگیری همواره بر مدار احترام، منطق و حقیقت‌جویی پایدار بماند. 🔹خلاصه مخالفت و نقد علمی در محیط علمی نه تنها مجاز است، بلکه لازم است، اما باید از مرزهای اخلاقی عبور نکند. ✔️تفکیک نقد روش از نقد شخص انتقاد باید همواره متوجه محتوا، روش تدریس، یا استدلال علمی باشد، نه شخصیت یا تلاش استاد. هرگز نباید استاد را به تلاش برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات، یا تعصب متهم نمود. ✔️پذیرش محدودیت‌ها و تواضع علمی دانشجو باید بپذیرد که ممکن است فهم او از موضوع ناقص باشد یا استاد دیدگاه گسترده‌تری داشته باشد که دانشجو از آن بی‌اطلاع است. فروتنی علمی در این مرحله تضمین می‌کند که رابطه آموزشی تخریب نشود. اگر استاد نکته‌ای را صرفاً بر اساس تجربه یا شهود بیان می‌کند که قابل مستندسازی نیست، دانشجو می‌تواند آن را به عنوان دیدگاه استاد بپذیرد، در حالی که همچنان برای جنبه‌های مبتنی بر شواهد، منابع تکمیلی را درخواست کند. ⏹جمع بندی: رعایت دقیق این اصول، نه تنها محیط کلاس را برای همه دلپذیرتر می‌سازد، بلکه مهارت‌های حیاتی تفکر انتقادی و ارتباط مؤثر را در دانشجو تقویت می‌نماید، که از اهداف اصلی آموزش عالی هستند. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2777
📌 طلبه و علوم انسانی ۲۲ ❇️نکته بیستم و دوم: انواع پرسشگری دانشجو در کلاس درس: از تفهم تا اعتراض بخش اول: ⏹مقدمه: اهمیت پرسشگری در فرایند یادگیری 🔹پرسشگری در محیط کلاس درس نه تنها ابزاری برای سنجش یادگیری دانشجو است، بلکه شریان حیاتی گفتگوی علمی و رشد فکری محسوب می‌شود. 🔸نحوه و نوع پرسش دانشجو، بازتابی مستقیم از سطح درگیری شناختی او با محتواست. لذا باید پرسش‌ها بر اساس انگیزه‌ها و سطوح شناختی دانش‌پژوه دسته‌بندی شود تا درک عمیق‌تری از فعالیت کلاس درس و نحوه هدایت مؤثرتر تعاملات استاد و شاگرد فراهم شود. ⏹دسته‌بندی اصلی پرسش‌ها بر اساس انگیزه و هدف 🔹در مجموع، پرسش‌ها را می‌توان از نظر ماهیت تعامل به دسته‌هایی تقسیم کرد که از تعامل سازنده و عمیق‌کننده شروع شده و تا تعامل چالش‌برانگیز یا غیرسازنده پیش می‌رود. ✔️۱. پرسش‌گری تفهمی 🔸 هدف اصلی این نوع از پرسش‌ها، تصدیق یا رفع ابهام‌های پایه‌ای در مورد مطلبی است که استاد به تازگی بیان کرده است. دانشجو در اینجا به دنبال اطمینان از درک صحیح اجزای کلیدی سخنان استاد است. این پرسش‌ها معمولاً ماهیت «بله/خیر» یا نیاز به بازگویی مستقیم اطلاعات دارند. 🔹ویژگی‌های مهم این‌گونه پرسش‌ها از این قرار است: ✔️تأکید بر عناصر اساسی و تعاریف. ✔️نیاز به پاسخ کوتاه و مستقیم. ✔️نشان‌دهنده شروع فرآیند جذب اطلاعات. 🔹مثال‌هایی از پرسش‌های تفهمی: «آیا منظور شما از فلان اصطلاح دقیقاً همین بود که من متوجه شدم؟» «لطفاً این نکته آخر را یک بار دیگر خلاصه کنید.» «آیا این بدان معناست که متغیر (الف) همیشه بر متغیر (به) تأثیر می‌گذارد؟» «در این الگو، (ج) نماینده چه طیف فکری است؟» 🔹تأثیر این پرسش‌ها بر کلاس درس این است که فضا را برای دانشجویان مردد امن می‌کنند و به استاد امکان می‌دهند تا بفهمد آیا پایه مبحث به درستی جا افتاده است یا خیر. 🔹در مواجهه با پرسش تفهمی، استاد باید سریع و دقیق پاسخ دهد تا اعتماد به نفس دانشجو تقویت شود. ✔️۲. پرسش‌گری توضیحی / عمق‌بخشی در این مرحله، دانشجو اصل مطلب را فهمیده است (مرحله درک تکمیل شده)، اما برای تثبیت یادگیری و انتقال دانش به سطوح بالاتر (تحلیل، کاربرد)، نیاز به بسط و تعمیق دارد. این پرسش‌ها استاد را وادار به ارائه مثال‌های کاربردی یا توضیح جوانب کمتر روشن بحث می‌کند. این نوع پرسشگری نشان‌دهنده تعامل فعال و میل به همگرایی با استاد و کاربرد دانش است. ویژگی‌های مهم این نحوه از پرسشگری عبارت است از: ✔️پل زدن بین نظریه و عمل. ✔️نیاز به ارائه مثال‌های عینی یا مقایسه‌ای. ✔️نمایش تمایل به حرکت به سطح «کاربرد» و «پیامدها». 🔸مثال‌هایی از پرسش‌های توضیحی: «آیا می‌توانیم مثالی از کاربرد این نظریه در صنعت امروز ارائه دهیم؟» «تفاوت این رویکرد با رویکرد (الف) که در جلسه قبل مطرح شد، دقیقاً در کدام جزء ساختاری است؟» «اگر شرایط محیطی تغییر کند، آیا این نظریه همچنان قابل استفاده خواهد بود؟» «می‌توانید فرایند دقیق‌تری برای چگونگی تأثیر متغیر (الف) بر (ب) ارائه دهید؟» 🔸تأثیر این پرسش‌ها بر کلاس این است که باعث غنی‌سازی محتوای کلاس و کاربردی شدن بحث می‌شوند، زیرا استاد را وادار به آوردن منابع یا مثال‌های جدیدی می‌کنند که شاید در طرح درس اولیه پیش‌بینی نشده بود. 🔸در مواجهه با پرسش توضیحی، استاد باید بحث را به سوی مثال‌های واقعی هدایت کرده و کلاس را درگیر کند. 🛑 ادامه دارد ... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2778
📌 طلبه و علوم انسانی ۲۲ ❇️نکته بیستم و دوم: انواع پرسشگری دانشجو در کلاس درس: از تفهم تا اعتراض بخش دوم ✔️۳. پرسش‌گری اشکالی / انسجامی در این نوع از پرسش، دانشجو با موضوع همراهی می‌کند و مفاهیم اولیه را پذیرفته است، اما هنگام پردازش ذهنی، یک تضاد، نقص منطقی (هرچند کوچک)، یا یک سؤالی که از ترکیب دو مفهوم متفاوت در بیان استاد ناشی می‌شود، در ذهنش شکل می‌گیرد و احساس می‌کند با هم سازگاری ندارد یا با مبانی همخوانی ندارد. این سؤال، پل ارتباطی بین درک دانشجو و مبانی نظری و چارچوب نظری استاد است و هدف آن یافتن یک راه‌حل یا تفسیر واحد برای آن اشکال است. این پرسش لزوماً به معنای نقد کلی نیست، بلکه جستجوی مبانی و انسجام درونی نظریه استاد است. 🔸ویژگی‌های مهم پرسش‌های اشکالی و انسجامی عبارتند از: ✔️نمایش فرآیند ترکیب اطلاعات و چگونگی ربط مباحث. ✔️اغلب به صورت فرضیه یا پرسش معلق مطرح می‌شود. ✔️نشان‌دهنده تفکر در چارچوب کلی نظریه است. 🔹مثال‌هایی از پرسش‌های اشکالی: «منظور شما این است که این قانون همیشه صادق است؟ اما اگر این متغیر خاص (مثلاً شرایط بحران اقتصادی) را در نظر بگیریم، آیا پاسخ تغییر نمی‌کند؟» «من در بیان شما، بین این گزاره و گزاره‌ای که در اسلاید قبلی مطرح شد، یک تضاد مفهومی دیدم؛ آیا این تضاد تنها ناشی از نحوه بیان بوده است؟» «چگونه می‌توانیم این دو مفهوم متضاد (و) و (ب) را در یک الگوی واحد ادغام کنیم؟» 🔸تأثیر این پرسش‌ها بر کلاس این این است که باعث می‌شوند استاد به مبانی و ساختار استدلالی خود رجوع کرده و از هرگونه شکاف یا تناقض پنهان در ارائه جلوگیری کند. 🔹در مواجهه با پرسش اشکالی استاد باید بحث را به سوی مبانی و استدلالهای منطقی بکشاند و به دانش‌پژوه کمک کند تا به مبانی و چارچوب نظری بحث آشنا کند و با معرفی منابع برای مطالعه، دانشجو را به مراجعه به آنها دعوت کند. ۴. پرسش‌گری انتقادی / نظری این سطح از پرسشگری مستلزم سطح بالایی از تحلیل و ارزیابی است. دانشجو نه تنها اشکال را می‌یابد، بلکه به صورت ساختارمند، عدم کفایت، محدودیت‌ها، یا مبانی و پیش‌فرض‌های زیربنایی نظر استاد را زیر سؤال می‌برد. در این حالت، دانشجو به طور ضمنی یا صریح، با بخشی از چارچوب ارائه‌شده همراهی نمی‌کند و خواهان دفاع یا بازبینی آن است. این نوع پرسش برای رشد علمی ضروری است و نشان‌دهنده ورود دانشجو به سطح «ارزیابی» است. ویژگی‌های آن عبارت است از: ✔️مبتنی بر ارائه شواهد یا منطق قوی‌تر از سوی دانشجو. ✔️به چالش کشیدن نظریه از طریق آشکار کردن ناتوانایی‌ها و محدودیت‌های الگو یا نظریه. ✔️نیاز به دفاع مستدل از سوی استاد. 🔹مثال‌هایی از پرسش‌های انتقادی: «با توجه به شواهد (س) و (ص) که در فلان منبع آمده، آیا نمی‌توان گفت که نظریه مطرح شده شما، در مواجهه با این شواهد، اعتبار خود را از دست می‌دهد؟» «آیا پیش‌فرض‌های اخلاقی نهفته در این چارچوب مدیریتی، امروزه در دنیای کار قابل دفاع هستند؟» «ما می‌دانیم که (F = ma)، حال اگر ما این مفهوم را در سیستم‌های نسبیتی قرار دهیم، آیا این رابطه همچنان صادق است، یا لازم است از رابطه پیچیده‌تری استفاده کنیم؟» 🔹تأثیر این پرسش‌ها بر کلاس این است که بحث را به سطح بالاتری از نقد علمی می‌برند و به دانشجویان نشان می‌دهند که نظریه‌ها را می توان بازنگری مستمر کرد. البته ممکن است که موجب انحراف کلاس و عدم بهره بردن دانشجویان متوسط شود. 🔸در مواجهه با پرسش انتقادی، استاد باید موضع خود را دفاع کند، اما با احترام به ساختار فکری دانشجو، آن را به یک گفتگوی علمی سازنده هدایت کند و از تبدیل شدن آن به تعارض شخصی جلوگیری نماید. اما باید با رعایت وقت کلاس، اصل محل نزاع را مشخص کند و ادامه بحث را به بیرون از کلاس ارجاع دهد. 🛑 ادامه دارد... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2779
📌 طلبه و علوم انسانی ۲۲ ❇️نکته بیستم و دوم: انواع پرسشگری دانشجو در کلاس درس: از تفهم تا اعتراض بخش سوم: ۵. پرسش‌گری اعتراضی / مخالفتی 🔹این نوع پرسش، شدیدترین شکل چالش کلامی است. در اینجا هدف صرفاً نقد علمی نیست، بلکه اعلام مخالفت مستقیم با نتیجه‌گیری یا موضع‌گیری استاد است. این حالت اغلب نیازمند پاسخ‌های مبتنی بر اثبات قوی یا تغییر موضع استاد است و می‌تواند در کلاس‌های غیرتخصصی یا بحث‌های آزاد به تنش بینجامد. این پرسش اغلب دارای بار احساسی بیشتری است و ممکن است در سطح «ارزیابی» یا حتی خارج از آن قرار گیرد. 🔸ویژگی‌ها ✔️بیان صریح و تند ابراز عدم موافقت با کلیت نظریه استاد. ✔️ غلیه احساسات و تعصبات نظری و اجتماعی و اغلب اوقات از استدلال‌های منطقی یا منابع معتبر علمی کمتر معتبر پشتیبانی شود. ✔️هدف، تغییر دیدگاه استاد یا کلاس است. 🔸مثال‌هایی از نوع پرسش‌های اعتراضی: «من قویاً با این نتیجه‌گیری شما مخالفم، زیرا این نتیجه‌گیری به طور مستقیم عدالت اجتماعی را نادیده می‌گیرد و از نظر اخلاقی غیرقابل قبول است.» «این ایده کاملاً اشتباه است؛ اجازه دهید بگویم چرا.» (در این حالت، پرسش به شکل اظهارنظر قاطع آغاز می‌شود). 🔸تأثیر اینگونه پرسش‌ها بر کلاس بسیار زیاد و جدی است. اگرچه این پرسش‌ها گاهی منجر به بحث‌های مهم می‌شوند، اما اگر بدون آمادگی علمی کافی مطرح شوند، می‌توانند جریان طبیعی کلاس را مختل کرده و بر اعتماد استاد تأثیر بگذارند. 🔹واکنش مناسب استاد باید ترکیبی از آرامش، احترام و هدایت گفتگو باشد. ابتدا باید منش و نیت دانشجو را تشخیص دهد؛ ممکن است اعتراض از فهم ناقص یا هیجان لحظه‌ای ناشی شده باشد. استاد نباید واکنشی تدافعی یا تحقیرآمیز نشان دهد؛ بلکه می‌تواند با گفتن جمله‌هایی مانند «خوشحالم که دیدگاه متفاوت مطرح شد» فضای گفتگو را مثبت کند. سپس با ارجاع به منطق علمی و دعوت به کاربست استدلال، گفت‌وگو را از سطح هیجانی به سطح معرفتی منتقل کند. در نهایت اگر اعتراض نادرست بود، باید با استدلال و آرامش اصلاح شود؛ اگر بخشی از حقیقت در آن بود، پذیرش آن به تقویت اعتماد علمی کمک می‌کند. ۶. پرسش‌گری آزمون‌گرانه و تخریبی 🔹این دسته، پرسشگری با نیت غیرآموزشی است. هدف اصلی، سنجش دانش و مواضع اجتماعی و سیاسی استاد در حوزه‌هایی خارج از موضوع اصلی تدریس، یا تلاش برای به چالش کشیدن موقعیت استاد در کلاس است. این نوع پرسش معمولاً ساختار ضعیفی دارد و اغلب با لحن تهاجمی یا کنایه‌آمیز همراه است و به ندرت منجر به غنای محتوایی می‌شود. 🔸ویژگی‌های آن از این قرار است: ✔️خارج از دامنه موضوعی درس. ✔️تأکید بر دانش عمومی یا جزئیات بسیار تخصصی که در آن جلسه پوشش داده نشده است. ✔️نیت زیربنایی، کسب برتری شخصی یا تحقیر ضمنی استاد است. 🔹مثال‌هایی از اینگونه پرسش‌ها: «استاد، شما در مورد فیزیک کوانتوم صحبت کردید. آیا می‌توانید معادله شرودینگر را بدون نگاه کردن بنویسید؟» (زمانی که درس درباره مدیریت است). مثل طرح سؤالی بسیار پیچیده و مبهم که پاسخ دادن به آن در چند ثانیه غیرممکن است، صرفاً برای نشان دادن ناتوانی استاد در پاسخگویی فوری. 🔹تأثیر این پرسش‌ها بر کلاس این است که معمولاً فضای منفی بر کلاس و مباحثه ایجاد می‌کنند و زمان ارزشمند کلاس را تلف می‌نمایند. 🔸 وظیفه استاد این است که با طمأنیه و صلابت رفتار کند و با نشان دادن بی‌ربطی پرسش به درس و بحث، از انحراف فضای کلاس جلوگیری کند. استاد باید هوشمندانه و با طنز ملایم یا صبر برخورد کند تا فضا تبدیل به جدال نشود. می‌تواند از پرسشگر بخواهد منظورش را دقیق‌تر توضیح دهد تا نیت واقعی آشکار شود. پاسخ باید مختصر، علمی و محترمانه باشد؛ نه از روی عصبانیت و نه با رقابت. اگر انگیزه شوخی یا تخریب در پشت پرسش باشد، بهتر است استاد با حفظ شأن علمی و آرامش، مسیر بحث را به موضوع اصلی درس برگرداند و در صورت تکرار، با گفت‌وگو فردی و تربیتی رفتار کند ⏹ جمع بندی: پرسشگری در محیط آموزشی جوهره‌ی یادگیری فعال و تعامل سازنده میان استاد و شاگرد است. هر نوع پرسش، نقشی ویژه در مسیر فهم و رشد علمی دارد. پرسش‌گری تفهمی برای روشن‌سازی نکات و رفع ابهام به کار می‌رود؛ توضیحی/عمق‌بخشی فهم اولیه را گسترش می‌دهد؛ اشکالی از نقد جزئی و جست‌وجوی دقت حکایت دارد؛ انتقادی بر پایه‌ی منطق و استقلال فکری، مخالفت علمی را مطرح می‌کند؛ اعتراضی رنگ و بوی احساسی‌تر و واکنشی دارد؛ و آزمون‌گرانه گاه با انگیزه‌ی سنجش و دست‌انداختن استاد بیان می‌شود. در مجموع، استاد در هر همه‌ی حالت‌ها باید حافظ شأن علمی، آرامش روانی و عدالت آموزشی باشد؛ یعنی نه از موضع قدرت واکنش دهد، نه از موضع ضعف، بلکه از موضع هدایت و رهبری یک گفت‌وگوی علمی. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2780