eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
713 عکس
175 ویدیو
36 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت الله مصباح یزدیخخخ.mp3
زمان: حجم: 4.2M
به مناسبت روز ۹ دی 🍃 🇮🇷 آیت الله مصباح یزدی: اسلام ظرف امتحانات خواهد شد مرکب سواری بر فتنه گران نشویم ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3025
📌دی.ان.ایِ اندیشه: حیاتِ پنهان سازمان‌ها پس از فروپاشی سازمان‌ها را می‌توان تعطیل کرد، اما ایده‌ها و ایدئولوژی‌های آن‌ها را نمی‌توان از میان برد. این اندیشه‌ها قادرند در لایه‌های پنهان فرهنگ، همچون «دی‌ان‌ای»، باقی بمانند و در آینده در کالبدی نو دوباره خود را آشکار سازند. بازندگانِ ظاهریِ رقابت‌های دیروز ممکن است در قالب‌های تازه، جانِ دوباره بگیرند و با ظاهر و زبانی جدید بازگردند، نفوذ کنند و به پیروزمندانِ مرحله‌ی بعد بدل شوند. بنابراین باید دانست که پایداریِ پیروزی‌های سابق، تنها با مراقبتِ دائمی، ژرف و پویا از بنیان‌های فکری و الهیاتی ممکن است. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3027
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 اعتکاف؛ فرصتی برای خودشناسی، خودسازی و اتصال به پروردگار اعتکاف یکی از برنامه‌های معنوی و عبادی دین اسلام است که نقش بسیار مهمی در رشد فکری، فرهنگی و معنوی انسان دارد. این مراسم، فرصتی است برای خلوت کردن انسان با خدای متعال، بازگشت به درون، و کشف استعدادها و ظرفیت‌های وجودی خویش؛ تا از این مسیر بتواند عناصر معنوی و درونی خود را تقویت کرده، توسعه دهد و در جهت رشد و پیشرفت همه‌جانبه گام بردارد. اعتکاف فرصتی است برای خودشناسی و خودیابی؛ مجالی برای تمرکز بر ابعاد درونی وجود انسان و ارتباط عمیق‌تر با خداوند متعال. این روزها و شبها، یکی از طلایی‌ترین زمان‌ها برای توبه، انابه و بازگشت به مسیر قرب الهی است. معتکف در این خلوت مقدس، عاملیت و حقیقت درونی خویش را کشف می‌کند تا بتواند زندگی خود را بر پایه‌ی عقلانیت، تعادل و توازن وجودی سامان دهد و در مسیر صحیح حرکت کند. مدیریت و برگزاری اعتکاف نیز باید بر پایه همین فلسفه و روح الهی آن صورت گیرد. مدیران و برگزارکنندگان باید از آمیختن این فریضه معنوی با برنامه‌های غیرمرتبط – به‌ویژه فعالیت‌های سرگرمی، سیاسی یا اجتماعی صرف – پرهیز کنند. خلط میان عبادات و تبدیل آن‌ها به برنامه‌های صرفا سیاسی یا فرهنگی، موجب تضعیف روح و معنا و در نتیجه بی‌رمق شدن آن‌ها خواهد شد. در فرهنگ اسلامی، عبادات مختلفی در نظر گرفته شده است که برخی معنوی، برخی فرهنگی و برخی اجتماعی و سیاسی و برخی اقتصادی است اما هر عبادتی روح، ذات و ماهیت خاص خود را دارد و باید در همان چارچوب معنا شود. هرچند مجموعه‌ای از عبادات می‌توانند مکمل و مؤید یکدیگر باشند و در کنار هم انسان و جامعه را به تکامل و رشد جامع برسانند، اما نباید مرزهای معنایی و روحی آن‌ها از بین برود. انسانی که در بستر چنین شبکه‌ای از عبادات رشد یابد، به رشد جامع فکری، فرهنگی و سیاسی می‌رسد؛ انسانی که رشد او، رشد جامعه اسلامی را نیز در پی خواهد داشت. متأسفانه در برخی مجموعه‌ها، شاهدیم که روح معنوی اعتکاف با مسائل اجتماعی یا سیاسی در هم آمیخته و به بهانه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی، جنبه‌های عبادی و سیر و سلوکی آن مورد غفلت قرار گرفته است. گاه اعتکاف از حالت عبادت خارج شده و به یک اردوی تفریحی یا جلسات سیاسی تبدیل می‌شود؛ درحالی‌که چنین کاری خلاف روح و هدف اصلی اعتکاف است. البته که جامعه اسلامی به جلسات سیاسی، معرفتی و بصیرتی نیاز دارد، اما این نکته به معنای آن نیست که روح عبادت از برنامه‌ای مانند اعتکاف گرفته شود یا آن را در مسیر دیگری به‌کار گیریم. هر عبادتی را باید در ذات و معنای خودش فهمید و برگزار کرد. اگر معنویت، سیر و سلوک الهی و ابعاد اصلی اعتکاف درست شناخته و رعایت شود، همین معنویت بهترین پشتوانه و مکمل برای بصیرت سیاسی و اجتماعی انسان خواهد بود؛ زیرا موجب آزادگی روح، پرورش استعدادها و رشد فضایل اخلاقی می‌شود، که این‌ها رکن اساسی هر نوع کنشگری اجتماعی و سیاسی آگاهانه‌اند. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3029
📌درس امام جواد(ع) در تثبیت مسیر اصیل تشیع ✔️ بخش اول: با نگاهی به تاریخ می‌بینیم تا زمان امام رضا(ع)، پس از هر امام معصوم، فرقه‌های انحرافی متعددی در میان شیعیان پدید می‌آمد. مثلاً پس از امام صادق(ع)، «فرقهٔ اسماعیلیه» شکل گرفت و از مسیر اصلی ولایت جدا شد. بعد از امام موسی کاظم(ع) نیز «جریان واقفیه» پدید آمد که در امامت متوقف شدند و راه را ادامه ندادند. اما از زمان امام رضا(ع) به بعد، دیگر در تشیع فرقه‌سازی جدیدی رخ نداد. این دستاورد بزرگ مرهون تلاش‌های امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) است که مسیر صحیح و روشن امامت را تبیین و تثبیت کردند. به برکت روشنگری‌های آنان، تشیع به مرحله‌ای از بلوغ اجتماعی و سیاسی رسید که دیگر اجازهٔ نفوذ انحراف و تفرقه در جامعه داده نشد. ⏹ امام جواد(ع) و ایجاد پیوند تشکیلاتی میان مؤمنان یکی از مهم‌ترین خدمات امام جواد علیه‌السلام، ایجاد ارتباط تشکیلاتی و برادری میان مؤمنان بود. در سخنان ایشان تأکید ویژه‌ای بر زیارت، دیدار، و رفت‌وآمد میان دوستان و برادران ایمانی وجود دارد. شیخ مفید در کتاب ارزشمند *الأمالی*، صفحه ۳۲۸، حدیثی از امام جواد(ع) نقل می‌کند که فرمود: مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَتَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَإنْ كانَ نَزْراً قَلیلاً. [امالی شیخ مفید، ص 328، ح 13] ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، موجب صفای دل و نورانیّت آن می گردد و سبب شكوفایی عقل و درایت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانی كوتاه انجام پذیرد. مضمون این روایت نشان می‌دهد که دیدار مؤمنان با یکدیگر تنها یک عمل اجتماعی ساده نیست، بلکه کار تشکیلاتی و سازندهٔ روحی و عقلانی است؛ چرا که موجب صفای قلب، رفع کدورت‌ها و رشد فکری جامعهٔ ایمانی می‌شود. ⏹ ثمرات دیدار و ارتباط میان مؤمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام همواره بر ارتباط مؤمنان با یکدیگر و زیارت یکدیگر تأکید داشتند. چنین دیدارهایی، حتی در قالب نماز جماعت و حضور در مسجد، نوعی شبکهٔ ولایی و اتصال معنوی امت اسلامی محسوب می‌شود. در این ارتباطات، مؤمنان از حال هم باخبر می‌شوند، به یکدیگر دلگرمی می‌دهند، در غم و شادی شریک می‌شوند و نیازهای هم را برطرف می‌کنند. به تعبیر دقیق امام جواد(ع)، این دیدارها دو ثمرهٔ مهم دارند: 1. نورانیت دل و صفای قلب‌ها: دل‌ها را از کینه، سوءظن و سیاهی می‌زداید. 2. شکوفایی عقل و بصیرت: انسان را در مسیر تشخیص درست و رشد درایت یاری می‌کند. ⏹نورانیت دل و صفای قلب واقعیت این است که ریشهٔ بسیاری از دشمنی‌ها و بدگمانی‌ها در دوری انسان‌ها از یکدیگر است. وقتی ارتباط‌ها قطع می‌شود، ذهن‌ها جای خالی شناخت را با سوءظن و گمان پر می‌کنند. ذهن دچار خیال‌پردازی و توهم می‌شود. اما وقتی مؤمنان با هم دیدار و گفت‌وگو می‌کنند، این تیرگی‌ها از دل‌ها پاک می‌شود و محبت میانشان افزون می‌گردد. گاهی وقتی با دوستان یا برادران ایمانی گفت‌وگو می‌کنیم، می‌بینیم همه‌ی سوءظن‌ها و بدگمانی‌ها بی‌دلیل بوده است. زیرا می‌یابیم که بندهٔ خدا اصلاً چنین قصدی نداشته؛ گاهی یک گفت‌وگو، یا حتی یک عذرخواهی کوتاه، همه‌ی کدورت‌ها را از بین می‌برد. پس باید قدر این دیدارها و گفت‌وگوهای صمیمی را بدانیم، چراکه همین روابط ساده‌ٔ انسانی، دل‌ها را نورانی و پاکیزه می‌کند. ⏹ثمرهٔ عقل و گفت‌وگو در جامعهٔ مؤمنان دومین ثمره‌ای که امام جواد(ع) فرمودند، «رشد عقل و درایت انسان» است. هر اندازه انسان با اهل ایمان، اهل مسجد، اهل نماز و اهل گفت‌وگو بیشتر ارتباط داشته باشد، عقلش فزون‌تر می‌شود، تجربه و درایتش بالاتر می‌رود. هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند همهٔ مسائل زندگی را حل کند. اما وقتی با هم گفت‌وگو می‌کنیم، مشورت می‌کنیم، نظرات دیگران را می‌شنویم، عقل جمعی ما رشد می‌یابد. بسیاری از مشکلات جامعه از آن‌جاست که عقل را کنار گذاشته‌ایم؛ گاه به نام دین، گاه به نام تجدد، گاه به بهانه‌های دیگر. اگر عقل محور جامعه شود، همهٔ مشکلات قابل حل است. و جالب اینکه امام جواد(ع) راه تقویت عقل را همان ارتباط میان مؤمنان معرفی کردند. ⏹فرعون و سیاستِ سلب عقل از مردم در قرآن، خداوند دربارهٔ فرعون می‌فرماید: فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ (سورهٔ زخرف، آیهٔ ۵۴) فرعون قوم خود را خفیف‌العقل کرد، پس از او پیروی نمودند. این یعنی مهم‌ترین شیوهٔ طاغوت‌ها برای سلطه بر مردم، گرفتن عقل و شعور آنان است. وقتی عقل از مردم گرفته شود، پذیرش بندگی طاغوت آسان می‌شود. فرعون گفت: «آیا ملک مصر از آنِ من نیست؟» و مردم بی‌عقل پذیرفتند. گفت: «این رودخانه‌ها از زیر تخت من جاری است!» و مردم باور کردند که همهٔ خیر و برکت از اوست، پس او صاحب‌اختیار و آنها بندگان اویند. 🛑 ادامه دارد... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3030
📌درس امام جواد(ع) در تثبیت مسیر اصیل تشیع ✔️ بخش دوم ⏹رویکرد طاغوتی در تاریخ معاصر همین بلای طاغوتی و فرعونی را در دوران معاصر از رژیم خبیث پهلوی دیدیم؛ رضاشاه ملعون هر کجا ملک مرغوبی می‌دید، آن را برای خود و خاندانش ثبت می‌کرد، بهترین زمین‌ها و املاک کشور را به نام خود و رجال دولتی نوشتند. این همان فرهنگ فرعونیِ «ملک برای من است، مردم برای من هستند» بود. ⏹ نهضت بیداری عقل ملت اما در مقابل، امام خمینی رحمه‌الله علیه، عقل‌ها را در جامعه بیدار کرد و مردم را نسبت به حقوق و سرنوشت خودآگاه کرد. انقلاب اسلامی، پیش از آنکه سیاسی باشد، انقلاب عقل بود؛ انقلاب آگاهی مردم. ⏹ عقلانیت اسلامی و مردم‌سالاری دینی ملت با بیداری عقل توسط امام خمینی، فهمیدند حقیقت توحید یعنی نفی هرگونه عبودیت غیر خدا. یعنی هیچ رابطهٔ مالک و مملوک میان انسان‌ها نباید باشد. مردم باید خود امام و مجری جامعه باشند؛ یعنی خودشان اداره‌کنندهٔ امور باشند. به تعبیر امام خمینی، «امامت امت» یعنی مردم‌سالاری دینی. مردم مالک این سرزمین‌اند. حتی اگر در انتخاب‌ها اشتباه کنند، باز حق انتخاب دارند. در این منطقه اشتباه بخشی از طبیعت رشد جامعه است که باید اصلاح جمعی شود: قرآن می‌فرماید: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» مشورت کنید، نصیحت کنید، نقد سازنده و محترمانه داشته باشید. ⏹ نقد، ثمرهٔ عقل بیدار ثمرهٔ شکوفایی عقل، رشد فرهنگ «نقد» در جامعه است؛ نقد یعنی دیدن خوبی‌ها و بدی‌ها با احترام و استدلال، نه تخریب و دشمنی. ما باید در جامعهٔ مؤمنان، فرهنگ نقد مؤدبانه را زنده کنیم: نقد امام جماعت مسجد، مسئول هیئت، دولت، مجلس، با ادب، با برهان و بدون بدبینی. این نقد، رشد عقل است، نه تفرقه. نقد یعنی خیرخواهی؛ یعنی دیدن خوبی‌ها و اشکالات در کنار هم. وقتی می‌گوییم «نقد»، منظورمان تخریب نیست؛ بلکه گفت‌وگویی مؤمنانه برای رشد و اصلاح است. اگر فرماندار شهر را نقد می‌کنیم، باید بگوییم: آقا، این کارهای خوب را انجام دادی، این خدمات را کردی، دستت درد نکند؛ در کنار این خوبی‌ها، این چند اشکال هم هست، اگر می‌توانی برطرف کن. همین گفت‌وگو، همین نقد محترمانه، یعنی عقلانیت در جامعهٔ اسلامی. همین‌طور دربارهٔ نمایندهٔ مجلس، امام جماعت مسجد، یا هر مسئول دیگر؛ بگوییم: این خوبی‌ها را داری، این خدمات را کردی، خدا قوت؛ اما این ایرادها هم هست، و برای پیشرفت باید آن‌ها را اصلاح کرد. راه درست همین است: نقد خیرخواهانه، نقد آگاهانه، نقد همراه با مصلحت‌سنجی. ⏹خطر تخریب و تقدیس مطلق اگر نقد در جامعه نباشد، دو آفت بزرگ پدید می‌آید: یک گروه گرفتار تخریب مطلق می‌شوند؛ هر کاری، هر اقدام خوبی را هم ببینند، فقط منفی می‌گویند، اشکال می‌گیرند، مانع‌تراشی می‌کنند، بی‌هیچ انصاف و نگاهی به خیر. گروه دیگر گرفتار تقدیس مطلق می‌شوند؛ می‌گویند: «آقا هر چه گفت درست است! هیچ کس حق نقد ندارد، مردم نباید پیشنهاد بدهند یا اعتراض کنند.» هم تخریب بد است و هم تقدیس افراطی؛ راه درست، همان است که امام جواد علیه‌السلام نشان دادند: گفت‌وگو، همدلی، و نقد عالمانه. ⏹نتیجه و جمع بندی پایانی سیرهٔ امام جواد(ع) به ما می‌آموزد که جامعهٔ شیعی بدون ارتباط و اخوت، استحکام نمی‌یابد. دیدار مؤمنان با یکدیگر، فقط دیدن ظاهری نیست، بلکه تجدید عهد ولایت است؛ نشاط دل و لقاح عقل است. امروز نیز اگر بخواهیم امت ولایی و جامعهٔ ایمانی پویایی داشته باشیم، باید همان سنت زیبای امام جواد(ع) یعنی برقراری رابطهٔ صمیمی، پرهیز از تفرقه، و پاسداشت اخوت را در زندگی خود زنده کنیم. امام جواد علیه‌السلام به ما آموخت که اخوت، عقل و گفت‌وگو دو رکن جامعهٔ ایمانی‌اند. دیدار مؤمنان، صفای دل و نورانیت قلب می‌آورد؛ یعنی معنویت در جامعه گسترش می‌یابد. همچنین گفت‌وگو و ملاقات مؤمنان، رشد عقل می‌آفریند؛ و عقل، جامعه را از بردگی طاغوت نجات می‌دهد. سیره امام جواد(ع) ادامه دارد: یعنی هر مسجد، هر هیئت، هر گفت‌وگوی صمیمی میان مؤمنان، یک گام در مسیر بیداری عقل و اتحاد امت اسلامی است. راه سعادت جامعه، راه امام جواد علیه‌السلام است: راه عقلانیت، راه نقد مؤمنانه، راه گفت‌وگو و همدلی. اگر این فرهنگ در میان ما ریشه بدواند، جامعه‌ای خواهیم داشت که دل‌ها پاک، عقل‌ها بیدار، و امت در مسیر رشد و نورانیت حرکت می‌کند. ان‌شاءالله همهٔ ما اهل نورانیت قلب، اهل بصیرت و اهل رشد عقل باشیم. 🌿 ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3031
📌 بحران عاملیت و ضرورت صبر جمعی در نهادهای دینی و اجتماعی ۱. ریشه بحران در نهادهای مذهبی اگر با دقت به سازمان‌ها و نهادهای مذهبی از جمله مساجد و مدارس علمیه بنگریم، درمی‌یابیم که مشکل اصلی در ساختار یا نظام حاکم بر این مجموعه‌ها نیست؛ بلکه ریشه‌ی آن در عاملیت‌های ناپخته، جاه‌طلب و سطحی‌نگری‌هایی است که منافع شخصی و فردی خود را بر مصلحت عمومی و منفعت ملی ترجیح می‌دهند. این افراد، جاه‌طلبی و سطحی‌نگری خود را در پوشش دینداری و تقیدات مذهبی پنهان می‌کنند تا رفتارشان مشروع جلوه کند و سایرین را به خود جلب کنند. مشکل اساسی امروز مساجد و بسیاری از مراکز دینی نیز در همین نکته نهفته است: غفلت از فهم صحیح عاملیت مؤمن، مجاهد و خدا‌باور. زیرا به جای تکیه بر جهاد، اخلاص حقیقی و خداباوری در همه تصمیمات و اقدامات، محور عموم کارها اغلب منافع غیر آشکار فردی و ظواهر تقیدات دینی شده است. این رویکرد غلط، عرصه را بر متخصصان فن، مربیان ژرف‌اندیش معارف اسلامی و فعالان واقعی فرهنگی تنگ کرده است و اگر ادامه یابد موجب دلسردی، تنهایی و ناامیدی بسیاری از نیروهای اجتماعی و تربیتی شده است. ۲. ضرورت تحول انسانی در مسیر تغییر ساختارهای دینی در چنین شرایطی، نیاز است که یک فرد مسئول و بصیر قدم پیش گذارد و نهضت تغییر را آغاز کند — تحولی که هم در ساختار بیرونی و هم در درون جان‌ها و باورها اتفاق بیفتد. طبیعی است که این مسیر و حرکت اصلاحی آسان نیست؛ با مقاومت‌ها، دشمنی‌ها، شایعه‌پراکنی‌ها و تخریب‌ها همراه خواهد بود. اما باور به مسئولیت و امید به تأثیرگذاری، نخستین گامِ این تحول است. گاهی تنها یک انسان مؤمن، آگاه و شجاع می‌تواند آغازی تازه رقم بزند؛ انسانی که با ایمان و اراده، روح مرده ساختار را زنده، و ذهنیت‌های منجمد را به فهمی پویا و زنده از دین و انسانیت تبدیل کند. ۳. تنهایی و فرسایش روحی کنشگران در میان این تضادها، یکی از بزرگ‌ترین موانع برای کنشگران فعال تغییر و تحول، «تنهایی» و «غربت» است. انسانِ وسط میدان، در برابر بحران‌ها، مخالفت‌ها و حتی نفرت‌پراکنی‌ها، اغلب مقاوم و بردبار است؛ اما هنگامی که فشارها افزون می‌شود، شایعات پراکنده می‌گردد و دروغ‌ها و تهمت‌ها تکرار می‌شود، بواسطه احساس تنهایی و غربت، آرام‌آرام تاب و توان روحی فرو می‌ریزد. در این مرحله، احساس دل‌سردی و ناامیدی به‌تدریج در جانش نفوذ می‌کند و از پویایی و مجاهدت او می‌کاهد. ۴. ضرورت صبر اجتماعی و همراهی جمعی برای مقابله با این فرسایش و تداوم حرکت، وجود و حضور فعال جمعی مؤمن، هم‌دل و مسئولیت‌پذیر در کنار کنشگر مجاهد وسط میدان تغییر و تحول ضروری است. اگر چند نفر انسان و انگیزه و با احساس مسئولیت در کنار فعالان این میدان دشوار و پر حاشیه بایستند، با کار گروهی و تشکیلاتی هماهنگ، با قدرت درونی و نمودهای رسانه‌ای مؤثر عمل کنند، مسیر حرکت و تحول رو به رشد نه‌تنها متوقف نخواهد شد، بلکه با انسجام و قوت بیشتری ادامه خواهد یافت و به فلاح و پیروزی نزدیک می‌شود. این همان حقیقتی است که در آموزه‌های دینی بدان سفارش شده‌ایم: «تَواصَوا بِالْحَقِّ وَتَواصَوا بِالصَّبْرِ». بر اساس این آیه، مؤمنان باید در کنار یکدیگر بمانند، در مسیر حق یکدیگر را یاری کنند و به صبر اجتماعی توصیه‌گر یکدیگر و مکمل هم شوند. این «صبر جمعی» و «هم‌دلی اجتماعی» و «ارتباطات مؤثر» در مقام عمل و تحول، ستون اصلی پایداری در مسیر ایمان، عدالت و خدمت است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [آل عمران ۲۰۰] ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید. چنین پیوند و هم‌راهی، نه‌تنها سبب تقویت روحیه‌ی فردی می‌شود، بلکه جامعه‌ی مؤمنان را در مسیر رشد، تعالی و بازسازی اعتماد و کارآمدی نهادهای دینی، به پیش می‌برد. حتی پیامبران الهی نیز برای انجام رسالت خود به همراهی و استقامت جمعی از مومنان مجاهد نیازمند هستند تا در برابر ناسپاسی مردمان و دشمنی ذی نفعان، مقاومت کنند و جامعه نابسامان و محیط ناسالم را تغییر دهند و به محیط پرورش و تربیت انسان تبدیل کنند. فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ [هود ۱۱۲] پس همان گونه که فرمان یافته ای ایستادگی کن؛ و نیز آنان که همراهت به سوی خدا روی آورده اند [ایستادگی کنند] و سرکشی مکنید که او به آنچه انجام می دهید، بیناست. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ساعت ۷ بامداد ۱۲ دی ۱۴۰۴ ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3032
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌چرا برخی افراد با تغییر و تحول مخالفت می‌کنند؟ ⏹مقدمه تحول در ساختارها و نهادهای مذهبی و زدودن پیرایه‌ها، سستی‌ها و تصلب‌هایی که مانع حرکت و پویایی می‌شوند، ضرورتی انکارناپذیر است. اما این تغییر، تنها از راه اصلاح انسان‌ها و دگرگونی ذهن‌ها و باورها ممکن می‌شود. بنابراین تغییر و تحول، سنتی الهی و ضرورتی برای رشد جامعه است؛ اما در کنار موافقان، همیشه مخالفانی نیز دارد. یعنی هر تغییر و تحولی در جامعه، بی‌تردید با مخالفت‌ها و دشمنی‌هایی روبه‌رو می‌شود. هرچه این تغییر از سطح به عمق نفوذ کند و لایه‌های بنیادی‌تر و ریشه‌ای‌تر جامعه را درگیر سازد، شدت مخالفت‌ها، تهدیدها و تخریب‌ها نیز بیشتر می‌گردد. افراد نزدیک‌تر به میدان تغییر ممکن است دل‌آزرده شوند و از مسیر تحول فاصله بگیرند. این مخالفان، گاه آشکارا و گاه در خفا اقدام می‌کنند؛ از تمسخر و شایعه‌پراکنی گرفته تا مخالفت علنی و حتی رویارویی صریح. حال پرسش اساسی این است: چرا برخی افراد چنین مقاومتی در برابر تغییر نشان می‌دهند؟ دو دسته‌ی اصلی مخالفان تغییر در یک نگاه دقیق، مخالفان تغییر و تحول به دو دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند: ✔️گروه نخست: اسیران عادت و روزمرگی این دسته از مردم به نظم و ساختار پیشین خو گرفته‌اند و زندگی‌شان بر پایه‌ی آن سامان یافته است. آن‌ها معنا، ثبات و نظم روزانه‌ی خود را در چارچوب همین ساختارهای قدیمی یافته‌اند. وقتی این ساختارها دستخوش تحول شوند، در حقیقت معنای زندگی و نظم اجتماعی آنان به چالش کشیده می‌شود. چنین افرادی در برابر تغییر، نوعی از جا‌کَندگی هویتی و روانی تجربه می‌کنند و از همراهی با مسیر جدید ناتوان‌اند. راه مواجهه با این گروه، تقابل نیست بلکه تبیین است. اگر ابعاد و مزایای تغییر برایشان آشکار شود، پس از مدتی کوتاه، با واقعیت جدید و تغییر و تحول سازگار می‌شوند و خود را با نظم تازه هماهنگ می‌کنند. گروه دوم: صاحبان منافع و اعتبار در نظم پیشین گروه دوم کسانی هستند که منافع شخصی، جایگاه اجتماعی یا اعتبارشان به ساختارهای پیشین وابسته است. این افراد از تحول بیم دارند، زیرا تغییر ممکن است جایگاه یا منافع مادی و معنوی‌شان را تهدید کند. برخی از آنان هویت و شخصیت اجتماعی خود را از همان نظم قدیم به‌دست آورده‌اند؛ بنابراین دگرگونی نظام پیشین برایشان به معنی تزلزل شخصیت و از دست رفتن موقعیت است. ازاین‌رو آگاهانه با هرگونه تغییر و تحول واقعی مخالفت می‌ورزند و برای جلوگیری از تغییر از ابزارهای گوناگون بهره می‌گیرند که به تدریج از دایره عدالت و انصاف فاصله می‌گیرد و به بی اخلاقی‌های گسترده منتهی می‌شود. از مهم‌ترین اقدامات آنان، بسیج عمومی مردم علیه تغییر از طریق مظلوم‌نمایی، شایعه‌پراکنی، تهمت و برانگیختن احساسات اجتماعی مردم است. آنان می‌کوشند کنش‌گران تحول را درگیر واکنش‌ها و پاسخ‌گویی به مردم کنند تا از مسیر اصلی تغییر دور بمانند و درگیر حواشی گردد. این مسئله پیام روشنی برای تحول‌خوهان دارد: - تغییر بی‌هزینه نیست، - همیشه مخالفان سرسختی در برابر شما وجود دارد، - و با گروه‌های قدرتمند و تأثیرگذار روبه‌رو هستی. خلاصه مخالفان تغییر، تمام تلاش خود را می‌کنند که کنش‌گران تغییر و تحول، همواره با حواشی و مسائل فرعی درگیر باشند و از مسیر تغییر و تحول باز ایستند و همان نظم سابق و جایگاه‌ها و نقش‌های پیشین را به رسمیت شناسد و به عنوان عنصر پیرو و مطیع به کنش‌گری همسوی با صاحبان قدرت و نفوذ اقدام کنند. ⏹راهکار برخورد عاقلانه در برابر این جریان‌ها، مؤثرترین اقدام توکل به خدا و عدم خروج از دایره عدالت و انصاف است. بی‌عدالتی و بی اخلاقی طرف مقابل نباید انسان تغییرگر را به بی‌اخلاق بکشاند بلکه در عوض باید مبتنی بر عقلانیت و عدالت به جهاد تبیین بپردازد. یعنی عموم کنش‌گران تغییر و همراهان و موافقان باید نهضت جهاد تبیین را آغاز کنند. باید با عموم مردم سخن گفت، شخصیت‌های اثرگذار را شناسایی کرده و درباره‌ی ضرورت، مزایا و کارکردهای تغییر و تحول با آنان به‌روشنی صحبت کرد و آنها را اقناع نمود. باید با هنرمندی تمام معایب نظم پیشین را بیان کرد، به شایعات و تهمت‌ها پاسخ داد و از بروز سوء‌تفاهم‌ها و بدبینی‌ها جلوگیری کرد. لازم است با کار رسانه‌ای قوی و تأثیرگذار، تغییرات و محاسن آن را گزارش ملموس داد و عموم مردم را در جریان امور و تغییرات قرار داد. ضروری است سلسله نشست‌های تبیینی به صورت عمومی و یا خصوصی تشکیل شود و افراد در جریان امور قرار گیرند. خلاصه تنها با روشنگری و گفت‌وگوی صادقانه و جمعی است که می‌توان مقاومت‌ها را کاهش داد و مسیر تحول را هموار و دشمنی‌ها را خنثی ساخت. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۱ صبح ۱۲ دی ۱۴۰۴ ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3034
سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود زخمه زخمی‌ترین فریاد در چنگ سکوت از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ در گلوی چشم‌ها می‌ماند اگر زینب نبود ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی‌لگام در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب پشت کوه فتنه جا می‌ماند اگر زینب نبود
📌 اطلاعیه مسجد الزهرا سلام الله علیها (قم: خیابان رسالت) برای جذب و رشد فرهنگی پسران نوجوان محله به همکاری دو مربی طلبه و با انگیزه‌ی فعال تربیتی و انقلابی نیازمند است. عمده فعالیتهای نوجوانان مسجد، حداکثر دو یا سه ساعت بعد از نماز مغرب و عشا است. علاقه‌مندان به آدرس زیر اطلاع دهند: @Taha_121 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• ❇️کانال اطلاع رسانی مسجد الزهرا سلام الله علیها https://eitaa.com/MasjedAlzahraQom/2514