eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
737 عکس
182 ویدیو
41 فایل
❁ ﷽ ❁ | حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای @Taha_121
مشاهده در ایتا
دانلود
📌چالش تعارض قانون و عرف در مجموعه‌های مذهبی و راه‌حل سوم 🔹بزرگ‌ترین عامل اختلافات در مجموعه‌های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، نبود قوانین مصوب یا بی‌توجهی به قوانینی است که برآمده از شریعت یا قوانینی که از سوی نهادهای رسمی ارائه می‌شود. 🔸 در برخی مجموعه‌ها، در آغاز صرفاً بر اساس وظایف بسیار محدود و نوعی جود و گذشت و کمک، افرادی به کار گماشته می‌شوند که در آغاز کاملا طبیعی است که به کمیت و کیفیت حق و حقوق و وظایف و تکالیف توجه نشود چرا که هدف راه افتادن کارها و بقای اصل مجموعه است. در سال‌های آغازین، فعالیت این افراد بر اساس یک رابطه‌ی دوستانه و صمیمی پیش می‌رود و شاید مرجعیتِ مسئولی که آن کارگر یا نیرو را وارد مجموعه کرده، موجب همراهی او شود، اما به‌تدریج این جود و گذشت به یک رویه‌ی جاری و ساری در مجموعه تبدیل می‌شود و با خود شبکه‌ای از حقوق، تقاضاها و انتظارات را به همراه می‌آورد. 🔹به‌واسطه‌ی این رویه، به‌تدریج به یک امر ثابت، هنجار و حتی نوعی مالکیت نانوشته تبدیل می‌شود که برای فرد، حقوق، مطالبات، انتظارات و جایگاهی را تعریف می‌کند که چندان شرعی و قانونی نیست. تا زمانی که این فضای عدم حاکمیت قانون و عدم تکیه بر ضابطه‌ها وجود داشته باشد، این رویه‌ی عادی به ظاهر هنجار ادامه خواهد داشت. اما پس از چند سال، اگر بنا بر تحقق قانون و انجام امور بر اساس ضوابط قانونی و رسمی باشد، طبیعی است که مجموعه‌ای از اختلافات به وجود آید. 🔸در یک‌سو، رویه‌ی عادی و عرفی‌شده‌ی وضع موجود قرار دارد و در سوی دیگر، قانون مصوب شرعی یا حاکمیتی. تعارض میان این دو، به تعارض‌های اجتماعی و تقابل‌های رفتاری میان مدیران و نیروهای کار تبدیل می‌شود و اگر مراقبت نشود این اختلافات به کل مجموعه سرایت می‌کند و دو قطبی بزرگی را در آن مجموعه و سایر مجموعه‌های مرتبط به وجود می‌آورد. ❇️نوعاً دو پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف ارائه می‌شود: ۱. کنار گذاشتن کامل قانون و ضابطه‌های رسمی یا شرعی و ادامه‌ی همان رویه‌ی عرفی پنداشته‌ی گذشته؛ که طبیعتاً خلاف شرع و قانون بوده و موجب نادیده‌گرفتن حق و مصلحت عمومی است و هیچ دلیل یا مستمسک شرعی و قانونی بر آن وجود ندارد. این راه، در واقع تقویت‌کننده‌ی رویه‌های غلط است. ۲. اجرای کامل قانون و ضوابط رسمی و شرعی، و کنار گذاشتن همه‌ی رویه‌ها و عرف‌پنداشته‌های گذشته؛ حتی اگر میان اهل آن جامعه مشهور باشد یا حتی اگر برداشت‌های غیر اخلاقی و غیر انسانی درباره‌ی این اعمال قانونی در اذهان شکل بگیرد. 🔸آفت راه اول روشن است که خلاف شرع و موجب خروج مدیر از عدالت می‌شود؛ آفت راه دوم نیز آن است که تحقق قانون در فرهنگ جامعه‌ی ما، اگر با گفتمان‌سازی و عقبه‌های فکری و فرهنگی همراه نباشد، نوعی تقابل میان «امر اخلاقی» و «امر قانونی» ایجاد می‌کند. جامعه‌ی ما معمولاً امر اخلاقی را بر امر قانونی مقدم می‌داند، و بنابراین غالباً عموم مردم ما مسیری را انتخاب می‌کند که کمتر با قانون هماهنگ است و بیشتر به عنوان امر اخلاقی شناخته می‌شود. اگر هم بر اعمال شریعت و قانون بیش از حد اصرار شود، ممکن است اصل قانون و شخصیت مدیران قانون‌مدار زیر سؤال رفته، تخریب شده یا حتی حذف شوند. 🔹این مشکل بزرگی است که در نهادهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی همواره با آن مواجه هستیم و اختصاصی به یک مجموعه خاص ندارد. لذا برای حل آن باید اندیشید و راه حل جدیدی عرضه کرد. 🔸اما به نظر می‌رسد راه‌حل سومی وجود دارد؛ و آن اینکه در عین محور بودن قانون و حاکمیت شریعت الهی، نوعی انعطاف و همراهی در یک بازه‌ی زمانی مشخص در نظر گرفته شود. باید براساس قوانین شرعی و حاکمیتی، آئین‌نامه اجرایی راهبردی در یک محدوده زمانی تنظیم شود که در عین رعایت قانون و شریعت، رعایت حال کارگر یا نیرویی که بر اساس رویه‌ی گذشته خود را صاحب حق می‌دانَد نیز بشود. 🔹اگر انعطافی دو‌سویه اعمال شود، به این صورت که بخش‌های مهم قانون رعایت گردد و در عین حال، لطف‌ها و توجه‌هایی یا بر اساس خود مفاد قانون و یا به‌صورت کمک‌های خارج از ضوابط (مثلاً با کمک مردم) جبران‌کننده‌ی محرومیت‌هایی باشد که قانون موجب آن شده است آن هم در یک بازه‌ی زمانی روشن، می‌توان این مسیر را پیش برد و سپس آرام‌آرام و با شیبی ملایم به سمت تحقق کامل قانون، حقوق افراد و مصالح عمومی حرکت کرد. 🔸این «انعطاف و نرمشِ مبتنی بر قانون»، که از یک‌سو بر ضابطه استوار است و از سوی دیگر در پی جبران کاستی‌ها از مسیرهای دیگر، بهترین راهکار هماهنگ با شریعت و عدالت برای حل این‌گونه اختلافات و مشکلاتی است که همواره در مجموعه‌های فرهنگی و مذهبی وجود داشته و خواهد داشت. ✍ سید مهدی موسوی ۲ بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3277
📌صبر و استقامت در مسیر حق 🔹بهترین راهکار در برابر سختی‌ها، تهمت‌ها و تخریب‌ها، صبر بر مصائب و استقامت بر مواضع حق، شریعت و عدالت است. این مهم باید در عین احترام و ادب نسبت به تمام دلسوزان و دغدغه‌مندانی که دل در گرو اعتلای کلمةالله، تحقق ولایت و همبستگی مؤمنان دارند، صورت پذیرد. 🔸 آیات فراوان قرآن کریم در یاب صبر و استقامت در راه تحقق حق، شریعت، عدالت الهام بخش هر حرکت تحولی و خدمت به مردم است: ⏹وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ؛ ﺍﺯ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ [ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻙ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ] ﻛﻤﻚ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻭ ﺑﻲﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺟﺰ ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻖ ﻗﻠﺒﻲ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.(البقره٤٥) ⏹يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ! [ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻮﺍﺩﺙ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻨﻴﺪ، ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭﺍﺩﺍﺭﻳﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ [ﭼﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺑﻠﺎ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻱ] ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ ﺗﺎ ﺭﺳﺘﮕﺎﺭ ﺷﻮﻳﺪ.(آل‌عمران ٢٠٠) ⏹وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَّمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ؛ ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩﺍم، ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻧﺪ، ﭘﺲ [ﺷﻤﺎ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭﺭﺯﻳﺪ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﻛﻨﺪ، ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﺍﻭﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ.(الأعراف ٨٧) ⏹وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ؛ ﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ، ﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺧﺪﺍ ﻧﻴﺴﺖ، ﻭ ﺑﺮ [ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ] ﺁﻧﺎﻥ [ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ] ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﺒﺎﺵ، ﻭ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮕﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰﮔﻴﺮﻧﺪ، ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﺸﻮ(النحل ١٢٧) ⏹يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ ﭘﺴﺮﻛﻢ! ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺯﺷﺖ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ [ﺍﺯ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﻲﻫﺎ] ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ، ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻠﺎﺯﻣﺖ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺍﺳﺖ.(لقمان١٧) ⏹فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ؛ ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ [ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ] ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ، ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢﮔﻮﻱ، ﻭ [ﻧﻴﺰ] ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺷﺐ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺭﻭﺯ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ ﺗﺎ [ﺑﻪ ﺳﻨﺖﻫﺎ ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻭ] ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺷﻮﻱ.(طه ١٣٠) ⏹فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَايَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ؛ ﭘﺲ [ﺑﺮ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﻳﺎﻭﻩﮔﻮﻳﻲ ﺍﻳﻦ ﺗﻴﺮﻩﺑﺨﺘﺎﻥ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ [ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻳﺎﺭﻱ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺗﻮ] ﺣﻖ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻦ [ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩﻫﺎﻱ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪﻥ ﻗﻴﺎﻣﺖ] ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭ ﺳﺒﻚ ﺳﺎﺭﻱ ﻭﺍﺩﺍﺭﻧﺪ.(الروم ٦٠) ⏹فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ؛ ﭘﺲ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﻫﻤﺎﻥﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻭﻟﻮﺍﻟﻌﺰم ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ [ﻧﺰﻭﻝ ﻋﺬﺍﺏ] ﺷﺘﺎﺏ ﻣﻜﻦ، ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ، ﮔﻮﻳﻲ ﻓﻘﻂ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ [ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ] ﺩﺭﻧﮓ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؛ [ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ] ﺍﺑﻠﺎﻏﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ؛ ﭘﺲ ﺁﻳﺎ ﺟﺰ ﻣﺮﺩم ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﻠﺎﻙ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ؟(الأحقاف ٣٥) ⏹فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا؛ ﭘﺲ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﺻﺒﺮﻱ ﻧﻴﻜﻮ [ﺻﺒﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺟﺰﻉ ﻭ ﻧﺎﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﻧﺒﺎﺷﺪ.](المعارج٥) ⏹فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَاتُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﺍﺯ ﻫﻴﭻﮔﻨﻬﻜﺎﺭ ﻳﺎ ﻛﺎﻓﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻜﻦ.(الإنسان ٢٤) ⏹ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ؛ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ [ﺍﻧﺠﺎم] ﺍﻳﻦ [ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ]، ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ.(البلد ١٧) ⏹إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ ﺑﻲﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻳﺎﻥ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ.(عصر ۲ و ٣) ✍ سید مهدی موسوی ۳ بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️
📌برتری عدالت بر بخشش و نقش آن در حفظ کرامت انسانی 🔹از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرسیدند که از عدل و جود کدام ارزشمندتر است؟ حضرت فرمود: عدل و داد همه‌چیز را در جایگاه خود می‌نهد و امور را در مجرای طبیعی خود جاری می‌کند، در حالی‌که جود و بخشش، کار را از مسیر طبیعی خود بیرون می‌برد. عدل سیاستی فراگیر است و جود عارضه‌ای استثنایی؛ در نتیجه عدل برتر و بهتر از جود است. 🔸یکی از اصولی که باید همواره در مسئله تحول مجموعه‌ها و سازمان‌های فرهنگی و مذهبی مورد توجه قرار گیرد، رعایت کرامت و شرافت انسان‌هاست. هدف و غایت همه فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی این است که انسان‌ها شرافت و کرامت خویش را به دست آورند و از عزت، شخصیت و بزرگی روح برخوردار شوند. 🔹کرامت در واقع آن احساس عزت و بزرگی در روح است که انسان در برخورد با دیگران به دست می‌آورد و زیر بار ذلت، حقارت و تحقیر نمی‌رود و حاضر نیست برای امور مادی سر در برابر هیچ انسانی خم کند یا به عبودیت و بردگی دیگران درآید. 🔸عظمت، کرامت و شرافت انسانی حکم می‌کند که در همه موضوعات، اگر انسانی برای فعلی به کار گرفته شد یا کاری به او واگذار گردید، در درجه نخست همه چیز بر پایه حق، مسئولیت، عدالت و توازن میان حق و نکلیف باشد؛ به این معنا که حق و حقوق مشخص و وظایف و تکالیف نیز روشن باشد و میان حقوق و تکالیف توازن صحیحی برقرار گردد. به هر میزانی که انسان وظیفه و تکلیفی را بر عهده می‌گیرد، باید به همان میزان از حقوق و امتیازات متناسب برخوردار شود. 🔸این توازن میان حق و تکلیف و بهره‌مندی از مزد زحمات و اعمال انسان، ملاک و معیار کامل عدالت است و همین باید ملاک ارزیابی افراد باشد؛ یعنی افراد بر پایه کار، تلاش، زحمت و مسئولیتی که دارند و همچنین حقوقی که متناسب با آن مسئولیت دریافت می‌کنند شناخته شوند. در چنین صورتی عظمت، شرافت و کرامت انسان‌ها حفظ می‌شود. 🔸 اما اگر به هر دلیلی حق و مسئولیت پایه قرار نگیرد و از عدالت فاصله گرفته شود و به جای آن جود، ترحم، گذشت و صدقه دادن حاکم گردد، در واقع شرافت، کرامت و بزرگی روح انسان‌ها تضعیف می‌شود و آنان به سطحی از ذلت، حقارت و مسکنت در برابر افرادی از مجموعه کشیده می‌شوند؛ حتی اگر ثروت یا مزایای مادی فراوانی به آنها داده شود باز هم روح کرامت و شرافت را به همراه ندارد. زیرا این حقوق و مزایا از جنس بخشش، صدقه و ترحم است و نوعی منت گذاشتن بر افراد محسوب می‌شود؛ بنابراین شخص هرگز احساس بزرگی، کرامت و شرافت نمی‌کند و نوعی وابستگی به جریان، سازمان یا مدیر در او ایجاد می‌شود که این نوعی خدمت‌گزاری و نوعی اطاعت بی ضابطه و عبودیت بی‌چون و چرا را رقم می‌زند که با اصل کرامت و شرافت انسانی ناسازگار است. 🔹 در نتیجه، در مجموعه‌های فرهنگی و تربیتی همواره باید عدالت اصل و معیار باشد. شاخص اصلی عدالت، مشخص بودن تکالیف، مسئولیت‌ها و وظایف از یک سو و بهره‌مندی از حقوق و مزایای متناسب با همان کار، تلاش و مسئولیت از سوی دیگر است؛ یعنی هر چیزی در جایگاه خود قرار گیرد و در همان جایگاه مورد استفاده و دفاع قرار گیرد. در چنین حالتی انسان اگر وظیفه‌اش را درست انجام دهد، با عظمت، عزت، کرامت و شرافت حقوق و مزایای خود را طلب می‌کند و اگر مالی یا حقی به او داده شود، از روی منت، ترحم و گذشت نیست، بلکه حق اوست که به او داده شده و این خود نشانه بزرگی و عزت اوست. بنابراین نیازی به ترحم یا گذشت نیست، زیرا این امور خلاف اصل و خلاف رویه عادی و طبیعی حیات اسلامی و اخلاقی است. 🔸 باید توجه جدی داشت که حق و حقوق‌ها باید مشخص باشند و تناسب میان حق، حقوق، تکالیف و مسئولیت‌ها رعایت شود. هر کاری باید بر پایه شرافت، بزرگی عمل و مسئولیت انجام گیرد و در برابر آن نیز حقوق و مزایای متناسب، در شأن انسان دریافت شود. این امر بسیار مهم است و باید در مجموعه‌های مذهبی مورد توجه ویژه قرار گیرد. 🔹 همچنین باید از هرگونه ترحم‌محور بودن پرداخت‌ها، امتیازات یا روابط در این مجموعه‌ها پرهیز کرد، زیرا چنین روابط نامتعادل و نامتوازنی، آسیب‌های بلندمدتی در ابعاد تربیتی، اجتماعی و مدیریتی به همراه خواهد داشت. 🔸خلاصه باید توجه داشت که: - حقوق و وظایف باید به‌روشنی تعریف شوند. - تناسب میان حق، مسئولیت و پاداش رعایت گردد. - هر اقدام بر پایه‌ی شرافت کاری و اخلاقی انجام شود. - پرداخت‌ها و مزایا از جنس حق و عدالت باشد، نه از سر جود و ترحم و بخشش. ✍ سید مهدی موسوی ۱:۳۰ بامداد سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3279
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌آسیب‌شناسی ورود غیرتخصصی به فعالیت‌های اقتصادی در نهادهای مذهبی و فرهنگی 🔹اقتصاد، لازمه‌ی هرگونه کار فرهنگی و تربیتی است و وجود پشتوانه‌های مالی و اعتبارات اقتصادی برای پیشبرد اهداف، تهیه ابزار و فناوری‌های متناسب، تأمین جوایز و تشویق‌های فعالان، و پرداخت دستمزد آنان جهت فعالیت با آرامش خاطر، ضروری است؛ اما همین مسئله می‌تواند به یک نقطه‌ضعف جدی برای تحول و پیشرفت اجتماعی، فرهنگی و مذهبی این نهادها بدل شود. 🔸ورود غیرتخصصی به حوزه مباحث اقتصادی، یکی از آفت‌های مهم در فعالیت‌های جمعی نهادهای مذهبی به شمار می‌رود. 🔹فعالیت در حوزه اقتصادی، نیازمند تخصص، روحیه متناسب و مشاوران کافی است و عموماً با چالش‌ها و کمبودهای فراوانی همراه است. نوسانات بازار، به‌واسطه‌ی اهمیت روزافزون امر اقتصاد در فعالیتهای تربیتی و فرهنگی و نفوذ گسترده معادلات امر اقتصادی در کار فرهنگی، به‌تدریج فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. 🔹نیروهایی که با هدف کار فرهنگی وارد امر اقتصادی می‌شوند، آرام‌آرام درگیر مسائل ریز و درشت اقتصادی و امور مالی شده و این امر می‌تواند به بروز اختلافات مالی و حسابرسی منجر گردد. این اختلافات، به‌نوبه خود، وحدت قلبی، افق بلند و معنای مشترک جمعی را تضعیف و تقلیل می‌دهد. 🔹از این رو، در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی، لازم است که: ۱. از ورود به کارهای بزرگ اقتصادی اجتناب شود و در صورت لزوم، فعالیت‌های اقتصادی محدود و کوچک باشند. ۲. حتی در کارهای کوچک اقتصادی، از کارشناسان امین مربوطه یاری گرفته شود و مراقبت‌های دقیق مالی، حقوقی و قانونی به‌عمل آید. 🔸در حوزه‌های مالی و اقتصادی، نباید اعتماد بی‌جا به افراد کرد، نباید پول کلان میان افراد مجموعه توزیع شود و اموال عمومی به نام افراد یا ذی‌نفعان ثبت گردد؛ چرا که تمامی این موارد می‌تواند به انحراف اصل کار فرهنگی و تربیتی منجر شود. 🔹نکته حائز اهمیت دیگر، پرهیز از نگاه‌های کمیت‌گرایانه در کار فرهنگی و تربیتی است؛ زیرا این نگاه، وابستگی به امور مالی را افزایش می‌دهد. در صورت تمرکز بر معیارهایی چون تعداد مشارکت‌کنندگان، میزان فضا، تعداد غذا و هدایا، یا حقوق افراد، فرد در کار فرهنگی ناگزیر به درگیر شدن با امور مالی گسترده خواهد بود. اما اگر کارها در مقیاس کوچک، محدود و متناسب با اعتبارات و درآمدها تعریف شوند، وابستگی‌های مالی و تأثیرپذیری از گروه‌ها و نهادهای ذی‌نفع کاهش یافته و اتکا به مردم و مشارکت مستقیم آنان، امکان انجام کارهای بزرگ و تأثیرگذار را فراهم می‌سازد. 🔸به‌عنوان نمونه، گروهی با هدف تمدن‌سازی، مدارس مسجد‌محور را تأسیس کرده و دانش‌آموزان را از سنین پایین درگیر کارهای اقتصادی کلان نمودند. دانش‌آموزان با جمع‌آوری اموال خانواده و فامیل، در سرمایه‌گذاری‌های جمعی مشارکت می‌کردند. این رویکرد، گرچه در کوتاه‌مدت جذاب بود، اما در بلندمدت آسیب‌های جدی به همراه داشت ✔️ انحراف از مسیر رشد طبیعی: دانش‌آموزان به‌جای تمرکز بر مباحث اخلاقی، تربیتی و اجتماعی، به‌سرعت وارد بازار پرچالش اقتصاد شده و از مسیر رشد طبیعی خود باز ماندند. ✔️ آسیب‌های روحی و روانی: ورشکستگی‌های تجاری منجر به سلب اعتماد، دل‌زدگی از مجموعه‌های مذهبی، شوک‌های روحی و اقتصادی، و از دست دادن اعتبار در میان خانواده و اجتماع شد که این امر مانع رشد ابعاد شخصیتی آنان گردید. 🔹بنابراین، ضروری است از ورود به کار اقتصادی گسترده پرهیز شود، کارهای اقتصادی کوچک با مشاوران امین انجام گیرد، از کمیت‌گرایی کاسته شود، بر مشارکت مردمی تکیه گردد و هزینه‌ها به‌دقت و به‌درستی صرف شوند. همچنین، تقویت سنت‌هایی چون وقف، مشارکت مردمی و تعاون، راهگشای مسیر صحیح خواهد بود. ✍ سید مهدی موسوی سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3281
📌 بنیاد نهادهای مذهبی بر ساختار ولایت اجتماعی بخش اول 🔹از میان آیات قرآن کریم، آیه ۷۱ سوره توبه را می‌توان تبیین گر ساختار روابط اجتماعی در جامعه اسلامی و نهادهای مذهبی دانست که می‌تواند الهام بخش جریان تحول در نهادهای مذهبی باشد. «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ; ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎﺯﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ; ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(توبه ٧١) 🔹بر اساس آیه هفتاد و یک سوره توبه، مردان و زنان با ایمان، ولیِّ یکدیگرند و یک رابطه ولایت‌مدار و ولایت‌پایه دارند. ولایت، آن اصل پایه و مبنایی در ارتباطات اجتماعی و محور شکل‌گیری یک جامعه اسلامی است. 🔸ولایت یعنی اینکه مؤمنین در یک پیوند عمیق فکری ـ که مبتنی بر درک مشترک از اهداف و ارزش‌هاست ـ زیر بار مجموعه‌ای از تعهدها و مسئولیت‌های متقابل اجتماعی می‌روند. این ولایت، که آن پیوند قلبی، پیوند عمیق و هم‌جبهگی و اتصال شدید قلبی و فکری است، موجب انسجام اجتماعی، تقویت همبستگی اجتماعی و مقابله با انزوای فردی است. 🔸این اصل، اساس شبکه اجتماعی و روابط و همکاری‌های جمعی و حمایت‌های متقابل اجتماعی را به همراه دارد. در واقع، ولایت، آن مبنا و اساس و چارچوب همه روابط اجتماعی اسلام و محور همه‌ی روابط مؤمنین در یک جامعه و سازمان است. 🔹در جامعه ولایی، همه انسان‌ها تحت یک آرمان، هدف و طرح کلی از اندیشه اسلامی واحد قرار دارند و برای تحقق آن آرمانبلند، هدف بزرگ و طرح مشترک، در کنار هم یک جبهه مشترکِ هم‌افزا، هم‌پیمان، هم‌تعهد و هم‌سرنوشت را تشکیل می‌دهند تا با همکاری و هم‌افزایی، یک جریان خلاق و پویای تأثیرگذار اجتماعی را به وجود آورند. ❇️سه لایه اساسی ولایت در جامعه ولایت، اگر بر جامعه حاکم شود، سه لایه‌ی طولی مهم دارد: ⏹ ۱. لایه همبستگی و هم‌جبهگی لایه اول، همان همبستگی، هم‌جبهگی و اتصال شدید قلبی و فکری و روحی افراد است که مجموعه‌ای از هنجارها و معروف‌ها، قوانین و مقررات را به وجود می‌آورد؛ تا این جامعه و افراد آن در کنار هم بتوانند هم‌افزا و همکار باشند، و با تعاون و همکاری در مسیر رسیدن به آن آرمان و هدف واحد حرکت کنند. ⏹ ۲. لایه مرزبندی هویتی لایه دیگر ولایت، عبارت است از آن مرزبندی دقیق با سایر مجموعه‌ها، کشورها و ملت‌هایی که از آرمان و ارزش‌های متفاوتی برخوردارند. در واقع ولایت میان مؤمنان موجب این مرزبندی هویتی می‌شود؛ یک هویت مستقل و مشترک میان افراد درون جامعه به وجود می‌آید و در عین حال یک هویت سلبی و مرزبندی‌شده‌ای را ایجاد می‌کند که دخیل در سایر جریان‌ها نشود و اختلاط با سایر جریان‌های انحرافی و التقاطی رخ ندهد و آن خلوص و آن هم‌افزایی فکری و قلبی برخوردار باشد. اگر این هویت مشترک نباشد و اگر آن مرزبندی دقیق ولایی نباشد، اختلاط با سایر فکرها و اندیشه‌ها زمینه‌ساز تضعیف روحی و روانی و ایجاد شبهات و القائات فکری و اختلافات مختلفی می‌شود که از سوی جوامع بیگانه وارد آن جامعه شده است که نتیجه آن از بین رفتن قدرت و عظمت جامعه است.(آل عمران ۱۰۳) بنابراین، اینجاست که باید فاصله‌گذاری و مرزبندی کرد و به صورت آگاهانه و عالمانه، بر پایه‌ی سه اصل حکمت، عزت و مصلحت، با سایر ملت‌ها و دولت‌ها و جریان‌های فکری، مراودات از سر مراقبت و احتیاط را برقرار و تنظیم کرد. ⏹ ۳. لایه امامت و رهبری لایه سوم و جهت سوم ولایت، لایه امامت و رهبری جامعه است که از دل خود ملت، عصاره فضائل و عصاره خوبی‌های ملت، جریانی به وجود می‌آید که نقش راهبری و امامت و هدایت جامعه را دارد؛ که همچون قلب، انرژی را به سایر اجزای این جامعه منتشر می‌کند و معدن و محور نشاط‌بخشی و فعال‌سازی همه ظرفیت‌ها در جهت آن آرمان مشترکی است که دارند. ❇️ پنج رسالت مهم در تقویت شبکه ولایت اگر این تعریف از ولایت را بپذیریم که برگرفته از فرهنگ قرآن کریم و بیان امام شهید حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه) است پنج رسالت مهم و پنج وظیفه مهم در راستای تقویت شبکه ولایت و همبستگی اجتماعی در جامعه اسلامی بزرگ و در سازمان‌ها و نهادهای کوچک برقرار است که آیه ۷۱ توبه این وظایف مهم را بیان می‌کند. 🛑 ادامه دارد... ✍ سید مهدی موسوی سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3283
📌 بنیاد نهادهای مذهبی بر ساختار ولایت اجتماعی بخش دوم ... 🔸۱. امر به معروف وظیفه اول عبارت است از امر به معروف. توضیح اینکه، بر اساس ولایت، مجموعه‌ای از هنجارها، ارزش‌ها و معروف‌ها در بیناذهنیت افراد جامعه به وجود می‌آید که سازنده یک جهان معنایی ویژه و هویت اختصاصی است. لذا برای استدامه و بقای جامعه، باید این هنحارها، معروف‌ها و خوبی‌ها را شناخت و گسترش داد و یکدیگر را به رعایت و اقامه آنها امر کرد. بنابراین اولین وظیفه متقابل میان مؤمنان، امر به خوبی‌ها و معرفی خوبی‌هاست. اگر معروف‌ها و خوبی‌ها، ارزش‌ها و هنجارها مشخص شود و به یک اشتراک ذهنی و قلبی تبدیل شود براساس آن همبستگی و‌ هم‌جبهه‌گی ایجاد می‌شود؛ اما در تشتت در معروف‌ها و اختلاف نظرها، آن امکان وحدت قلبی و همبستگی جمعی و هم‌جبهگی محقق نخواهد شد. پس اولین وظیفه، تبیین خوبی‌ها و امر به خوبی‌ها و گسترش خوبی‌ها در همه ساختار جان افراد و در همه ابعاد تبلیغی و رسانه‌ای آن نهاد فرهنگی و مذهبی است. 🔸۲. نهی از منکر دومین وظیفه، نهی از منکر است. یعنی بدی‌ها، فجور، زشتی‌ها و خباثت‌ها را به یکدیگر معرفی کرد و یک فهم مشترک از این بدی‌ها، فجور، رذائل و منکرات به دست آورد و یکدیگر را از آن بازداشت. منکر موجب تفرقه و شقاق اجتماعی است. اگر نابهنجاریپ‌ها و منکرها در جامعه گسترش پیدا کند، آن وحدت و همبستگی از بین می‌رود و به جای آن، تفرقه و شقاق اجتماعی جایگزین می‌شود. از این رو لازم است انواع منکرات، ناهنجاری‌ها، بدی‌ها و فجورها شناخته شود و در جامعه به عنوان امر قبیح و مذموم معرفی شود تا کسی دنبال آنها نرود و همگان در مسیر صحیح و درستی حرکت کنند. البته مهم‌ترین منکرات، منکرات کلانی است که موجب نفی هویت جامعه، نفی آن اصالت جامعه و موجب اختلاط با بیگانگان و دشمنان و و پیروی از شیاطین خواهند شد. 🔸 ۳. اقامه نماز سومین وظیفه عبارت است از اقامه نماز. باید همگی به صورت جمعی به اقامه نماز بپردازند؛ یعنی نماز را به عنوان یک رکن اصلی در جامعه به پا دارند. اگر نماز در جامعه اقامه شود، مردم از فحشا و منکر بازداشته می‌شوند و اگر جایی فحشا و منکر وجود داشت، نشانه این است که نماز آنجا اقامه نشده است. نماز، آن نشانه مهم عبودیت انسان در برابر خدا و آزادی انسان از هرگونه عبودیت غیر خداست؛ نشانه بندگی انسان در برابر خدا و آزادگی روح و روان و آزادگی جان انسان از همه عبودیت‌ها، همه رقیت‌ها و اسارت‌های فیزیکی و تاریخی و سنتی و سیاسی و اجتماعی است. 🔸۴. پرداخت زکات چهارمین وظیفه، پرداخت زکات است. زکات در واقع آن حق محرومان و مظلومان جامعه اسلامی است که همه مردم مکلفند از محرومان و مظلومان جامعه حمایت کنند تا یک توازن مالی میان حقوق و وظایف برقرار شود و محرومان و مستضعفان نیز از نعمت‌های الهی بهره‌مند شوند. 🔸۵. اطاعت از اوامر خدا و رسول پنجمین وظیفه، اطاعت از اوامر خدا و رسول اوست. چرا که در جامعه‌ی مؤمنان هم همواره امکان اختلاف و تفرقه، اختلاف فکری، سلیقه‌ای، مبنایی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد و همین، اختلافات و تفرقه‌ها، ضعف و تشتت را پدید می‌آورد. آنچه این اختلافات را کم می‌کند و همه را در یک مسیر درست و صحیح قرار می‌دهد، قانون و شریعت الهی است که برنامه زندگی و روشنگر حقوق و وظایف تک‌تک افراد است. اطاعت از اوامر خدا، یعنی شریعت الهی، و شریعت رسول الهی موجب هم‌افزایی، هم‌افقی، کنار گذاشتن اختلافات و تفرقه‌ها و تن دادن به حکم خداوند متعال است. ⏹نتیجه‌گیری نتیجه اینکه اگر این ولایت بر جامعه حاکم شود و اگر این وظایف پنج‌گانه که ناشی از ولایت متقابل مؤمنان است محقق شود، رحمت الهی نصیب جامعه مؤمنان می‌شود. رحمت الهی، در واقع آن ویژگی اختصاصی است که خداوند متعال برای مؤمنان قرار می‌دهد و موجب رشد و پیشرفت و عظمت و تعالی و رستگاری و سعادتمندی آنان می‌شود. در فضای نهادها و ساختارهای اجتماعی، همواره باید به این توجه کرد که جامعه‌ و سازمانی که این اصول را به کار بندد، مشمول رحمت خاص الهی می‌شود و می‌تواند آن وظیفه اصلی خود را محقق کند و به جامعه متعالی دست پیدا کند. ✍ سید مهدی موسوی سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3284
📌بزرگی روح؛ شرط اساسی کنشگر تحول و مدیر فرهنگی ⏹ بخش اول 🔹یکی از ویژگی‌های اساسی کنشگر تحول و مدیر فرهنگی، «بزرگی روح» است. مدیری که قصد دارد در یک سازمان مذهبی و فرهنگی تحول ایجاد کند، اگر از روحی بزرگ برخوردار نباشد و گرفتار ضیق و کوچکی روح باشد، نه می‌تواند افق‌های بلند را ببیند و نه تابِ سختی‌ها و موانع مسیر تحول را خواهد داشت. از این‌رو بزرگی روح، شرط بنیادی برای هر حرکت عمیق و پایدار فرهنگی است. شهید مطهری معتقد است: «فضایل اخلاقی همه نماینده بزرگی روح است و رذایل اخلاقی همه نماینده حقارت روحی و کوچکی روح.» (استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج11، ص35) بزرگواری روح در مقابل پستی و دنائت روح است که برای آسایش بدن تن به ذلت و حقارت هم می‌دهد. 🔸بزرگی روح ویژگی‌ها و آثار مهمی دارد که مهمترین آن غبارت است از: ۱. افق بلند و آرمان‌های بزرگ روح بزرگ پیش از هر چیز، با افق بلند و آرمان‌های بزرگ شناخته می‌شود. انسانی که روح بزرگی دارد، به فتح قله‌های بلند می‌اندیشد و زندگی و مدیریت خود را در چارچوب آرمان‌هایی عظیم، همچون تحقق حاکمیت الهی، استقرار اخلاق و پاسداشت اصول انسانیت معنا می‌کند. حتی کارهای کوچک روزمره را در مقیاس یک افق الهی و آرمانی می‌بیند و از گرفتار شدن در سطح کارهای خرد و کم‌اهمیت، بدون نسبت دادن آن‌ها به هدف‌های متعالی، پرهیز می‌کند. چنین انسانی از کوته‌نگری دور است و نگاه او فراتر از منافع کوتاه‌مدت و محدود شخصی و سازمانی است. خوبی‌ها و خدمات گذشتگان و حتی مخالفان را خوب می‌بیند و از پیشنهادات و تجارب آنها استفاده می‌کند. ۲. سعه دید نشانه دیگر بزرگی روح، «سعه‌دید» و گشودگی در نگاه است. انسانِ برخوردار از روح بزرگ، مسائل را تک‌بعدی نمی‌بیند؛ بلکه به هر پدیده از زوایای گوناگون فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و فقهی می‌نگرد. او می‌داند که هر نگاه، ممکن است با نقص و کاستی همراه باشد، بنابراین می‌کوشد با تکمیل اطلاعات، مشورت با دیگران و تعمیق فهم خود، محدودیت‌های نگاهش را جبران کند. این گستردگی دید باعث می‌شود تصمیم‌ها و موضع‌گیری‌های او پخته‌تر، عالمانه‌تر و نزدیک‌تر به واقعیات پیچیده جامعه باشد. ۳. سعه‌صدر و گشایش قلب در کنار سعه‌دید، «سعه‌صدر و گشایش قلب» از مهم‌ترین نشانه‌های روح بزرگ است. فردی که سعه‌صدر دارد، زودرنج و قهرکننده نیست. در برابر سختی‌ها، ناملایمات، فشارها، تهمت‌ها و بحران‌ها، زبان به شکوه و ناسزا نمی‌گشاید و سطح گفتگو را به فحاشی و بی‌احترامی فرو نمی‌کاهد. او توهین‌ها و اتهامات را با قلبی گشوده می‌شنود و با مخالفان، منتقدان، تهمت‌زنندگان و حتی دشمنان خود کریمانه رفتار می‌کند. حفظ کرامت در برخورد با دیگران - حتی آنان که در صدد تخریب او هستند - از ثمرات همین گشایش قلب و بزرگواری درون است. 🛑 ادامه دارد ... ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3285
📌بزرگی روح؛ شرط اساسی کنشگر تحول و مدیر فرهنگی ⏹ بخش دوم ۴. طبیب بودن و روحیه درمانگری ویژگی مهم دیگر انسانِ دارای بزرگی روح، احساس درد و رنج است که نتیجه آن «طبیب بودن» است. او خود را صرفاً مدیرِ یک ساختار اداری نمی‌بیند، بلکه طبیبِ دردها، مشکلات و مصیبت‌های مردم می‌داند. این انسان، «طبیب دوّار» است؛ یعنی با دانش، تجربه و دلسوزی خود به‌دنبال بیماران و دردهای اجتماعی می‌گردد، نه این‌که منتظر بماند تا آسیب‌دیدگان به او مراجعه کنند. یکی‌یکی سراغ رنج‌دیدگان و افراد مسئله‌دار پیرامون خود می‌رود، با آنان ارتباط برقرار می‌کند و می‌کوشد زخم‌هایشان را درمان کند. بزرگ‌ترین خدمتی که در این نقش طبیبانه انجام می‌دهد، تنها حل یک مشکل سطحی نیست، بلکه بزرگ کردن روح انسان‌ها، گسترش افق آرمان‌هایشان، عمیق کردن نگاهشان و ایجاد گشایش قلب در آن‌هاست. کنشگر تحولِ دارای روح بزرگ، در یک فرآیند تدریجی و تکاملی، با رحمت و رأفت با پدیده‌ها و افراد مواجه می‌شود و می‌کوشد آنان را به مسیر صحیح و الهی بازگرداند. ۵. مسئولیت‌پذبری و تلاش بی‌وقفه از دیگر ویژگی‌های انسان تحول‌خواه و صاحب روح بزرگ، «احساس مسئولیت» است. چنین انسانی، خود را در برابر تحقق آرمان‌های الهی و مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی پاسخ‌گو می‌داند. اهل کار و کوشش مداوم است، کار امروز را به فردا واگذار نمی‌کند و وظایفش را بر دوش دیگران نمی‌اندازد. از زیر بار مسئولیت فرار نمی‌کند و اگر خلأ، کم‌کاری یا کار زمین‌مانده‌ای را در محیط خود احساس کند، منتظر نمی‌ماند؛ خود برای پر کردن آن خلأ پیش‌قدم می‌شود. روح او بی‌قرار است؛ برای تحقق جامعه‌ای الهی و شکل‌گیری «حیات طیبه» آرام و قرار ندارد و همه توان خود را صرف عملی کردن آرمان‌های بزرگ در عرصه واقعی جامعه می‌کند. ۶. انتقادپذیری بزرگی روح همچنین در «انتقادپذیری و آمادگی برای عذرخواهی» تجلّی می‌یابد. انسانِ دارای روح بزرگ، از شنیدن نقد هراسی ندارد؛ به جای رنجیدن، نقد را فرصتی برای رشد و اصلاح می‌بیند. اگر اشتباهی کرده باشد، از اصلاح آن ابایی ندارد و در صورت لزوم، صادقانه عذرخواهی می‌کند. حتی گاهی در جایی که عمل او الزاماً نیازمند عذرخواهی نیست، برای دلجویی، ایجاد محبت، تحکیم روابط و گسترش رأفت در جمع، پیش‌قدم در عذرخواهی می‌شود؛ زیرا حفظ دل‌ها را بر اثبات حقانیت ظاهری خود ترجیح می‌دهد. ⏹ جمع بندی در یک جمع‌بندی می‌توان گفت: کنشگر تحول و مدیر فرهنگیِ موفق، کسی است که از تنگ‌نظری، افق‌های کوته‌بینانه، عجله و شتاب‌زدگی، جزع و فزع، زودرنجی، قهر کردن و شانه خالی کردن از مسئولیت فاصله بگیرد. او باید همچون طبیبی دوّار، به‌سوی بیماران، آسیب‌دیدگان، منتقدان و حتی مخالفان خود حرکت کند، آنان را جذب نماید و در مسیری سرشار از رأفت و کرامت، زمینه تحقق حاکمیت الهی و استقرار ارزش‌های اخلاقی و دینی را در جامعه فراهم سازد. ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3286
📌 مسجد؛ کانون عبودیت و تعالی معنوی انسان 🔸مسجد مسجد است، محور عبودیت الهی و میدان رشد و کمال انسان در مسیر تکامل و ارتقای شخصیت دینی و معنوی او در راستای تحقق مدینه فاضله و حیات طیبه است. 🔹هدف نخست از حضور در مسجد، برقراری ارتباط و اتصال وجودی انسان با خداوند متعال، کسب معنویت و بصیرت دینی، و تقویت پیوند قلبی با حضرت حق و ارزش‌های اخلاقی و گسترش فضایل در جامعه است. نماز، دعا، تذکر، موعظه و نصیحت، همه در پرتو همین ارتباط معنا می‌یابند. از این رو. همه فضای مسجد، از منبر و‌ محراب تا در و دیوار آن باید ذکر و موعظه و حکمت توحیدی باشد و هیچ عنصر غفلت آمیزی در آن نباشد. یعنی هیچ چیزی نباید انسان را از یاد خدا باز دارد. 🔸این نکته‌ای اساسی است که باید همواره در همه‌ی برنامه‌ها و اقدامات مدیران مسجد مورد توجه قرار گیرد. 🔹 البته روشن است که در مسیر جذب نسل نوجوان و جوان به عبودیت و توحیدمداری، لازم است مجموعه‌ای از برنامه‌ها و اقدامات در مسجد طراحی شود تا ارتباط و انس با خداوند متعال را تسهیل و جذاب‌تر کند و موجبات جذب نسل نوجوان و جوان به حضور در مسجد را فراهم کند؛ اما نباید فراموش کرد که در همه این برنامه‌ها و اقدامات، مسجد نباید از هویت و کارویژه‌ی اصلی خود، یعنی محل عبادت و ارتقای معنوی انسان، ذکر و موعظه خارج شود. هیچ برنامه‌ای در مسجد نباید در تقابل با این غایت اساسی قرار گیرد. هیچ برنامه‌ای نباید در غفلت از توحید و معنای حقیقی عبودیت خداوند متعال اجرا شود، حتی برنامه‌های تفریحی و ورزشی. 🔸به همین جهت، مسجد از جایگاه و شأن ویژه‌ای در شریعت اسلامی برخوردار است و آداب و احکام اختصاصی دارد. این احکام و آداب برای حفظ جایگاه قدسی و مرجعیت دینی مسجد در محله، شهر و کشور وضع شده‌اند. فقهای بزرگوار نیز همواره بر رعایت این احکام تأکید کرده‌اند؛ زیرا فلسفه‌ی وجودی مسجد، عبادتگاه خداوند و محل انس و تعالی وجودی انسان است. همه‌ی این مقررات برای صیانت از همین جایگاه معنوی و شأن قدسی مسجد و حفظ مرجعیت دینی آن در شهر و محله است. 🔹بر این اساس، تمامی برنامه‌هایی که در مسجد اجرا می‌شود - اعم از برنامه‌های فرهنگی و تربیتی، مطالعاتی، اجتماعی، هیئت و عزاداری، فعالیت‌های بسیج و مقاومت، و حتی برنامه‌های تفریحی و ورزشی - باید هماهنگ با شأن مسجد و در راستای ارتقای معنوی مردم باشد و به شکل‌گیری عبودیت، آزادگی روح و تعالی انسان کمک کند. 🔸در چارچوب ضوابط شرعی، عدالت و مصلحت جامعه‌ی پیرامونی مسجد، می‌توان از فضاهای غیرعبادی مسجد برای فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی بهره برد، به شرط آنکه این فعالیت‌ها تسهیل‌گر هدف اصلی مسجد باشند، نه جایگزین آن. 🔹با این حال، نگاهی به وضعیت برخی مساجد نشان می‌دهد که گاه برنامه‌های فرهنگی، تربیتی یا ورزشی، نسبت روشنی با جایگاه قدسی مسجد ندارند و کمتر به تقویت رابطه‌ی معنوی جوانان با خداوند می‌انجامند. گاهی نحوه‌ی مواجهه با مسجد همانند سایر مراکز فرهنگی است، بدون رعایت هرگونه آداب و احکام آن، در حالی که مسجد جایگاهی ممتاز و متفاوت دارد. 🔹مسجد باید در کانون فرهنگ توحیدی و تربیت دینی جامعه قرار گیرد؛ فرهنگی که محور آن عبودیت و اتصال معنوی با خداوند است. برنامه‌های عبادی باید اصل بنیادین همه‌ی فعالیت‌های جانبی باشند و سایر برنامه‌ها در ذیل آن و هماهنگ با هدف اصلی تعریف شوند. 🔸هیچ بخشی از مسجد نباید به صورت مستقل و منفک، به کانونی جدا از هویت مسجد تبدیل شود؛ بلکه همه‌ی فعالیت‌های فرهنگی، تربیتی، ورزشی باید تحت اشراف برنامه‌ی جامع مسجد و در راستای شأن و جایگاه آن سامان یابد. 🔹در این میان، امام جماعت مسجد وظیفه دارد روح معنویت، قداست و کرامت مسجد را در تمامی برنامه‌های درون مسجد و فعالیت‌های مرتبط با آن جاری و ساری سازد و پاسدار هویت اصیل مسجد باشد. ✍ سید مهدی موسوی پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3287
📌 تقابل اخلاق احساسی و عدالت نهادی در فرهنگ اجتماعی و مجموعه‌های فرهنگی 🔹 مسئله‌ی بنیادین جامعه‌ی ما، غلبه‌ی نوع خاصی از اخلاق است که روابط انسانی و معادلات اجتماعی را تحت‌الشعاع خود قرار داده است؛ اخلاقی مبتنی بر احساسات فردی و جود‌محور که جای اخلاقِ عدالت‌پایه و مسئولیت‌محور را گرفته است. 🔸در این نظام اخلاقی، کنش داوطلبانه و احساسی ارزش نمادین بیشتری نسبت به عمل به تکلیف قانونی دارد. جامعه، کنشگر بخشنده‌ی تبرعی را می‌ستاید، اما کنشگرِ مسئول را برجسته نمی‌کند؛ در نتیجه، نظام پاداش اخلاقی جامعه، وظیفه‌گریزی را به‌طور غیرمستقیم بازتولید می‌کند. 🔹نتیجه این نظام اخلاقی این است که در روابط فردی و اجتماعی، یک خطای عاطفی یا گفتاری تلخ می‌تواند تمامی سابقه‌ی طولانیِ تعهد و وفاداری را بی‌اعتبار سازد. جامعه ممکن است در یک زمان فردی را کاملاً طرد و در زمان دیگر کاملاً تقدیس کند، بدون یک معیار روشن و ثابت. فردی که کارش را خوب انجام می‌دهد دیده نمی‌شود، اما فردی که یک اقدام احساسی و نمایشی می‌کند، تحسین می‌شود. 🔸این امر نشان‌دهنده‌ی ضعف اخلاق مبتنی بر «تراکمِ حق» و «وزن‌کشیِ اعمال» است؛ یعنی ناتوانی در سنجش نسبت میان خدمات، تعهدات و خطاها. 🔹چنین وضعیتی، جامعه‌ای را شکل می‌دهد که واکنش‌هایش نه بر اساس اصول پایدار، بلکه بر پایه‌ی نوسانات هیجانی تعیین می‌شود. 🔸 این نظام اخلاقی که بر بخش زیادی از جامعه‌ی ما غلبه دارد، جامعه را به جامعه‌ای احساسی تبدیل کرده است. به تعبیر دیگر، پیامد کلان این الگوی اخلاقی، شکل‌گیریِ جامعه‌ای احساسی و پیش‌بینی‌ناپذیر است. در چنین جامعه‌ای، انسجام اجتماعی نه بر پایه‌ی قانون و عدالت نهادی، بلکه بر محور هیجانات جمعی شکل می‌گیرد؛ از این‌رو، داوری‌های سیاسی و اجتماعی به‌سرعت تغییر می‌کنند: فرد یا نهاد اجتماعی ممکن است در یک مقطع به‌شدت طرد شود و در مقطعی دیگر به‌شدت مورد ستایش قرار گیرد، بی‌آن‌که سازوکار عقلانیِ ارزیابیِ عملکرد وجود داشته باشد. 🔸از این‌رو، یکی از مسائل بنیادین فرهنگ اجتماعی ایران، القای نوعی تعارض میان اخلاق و قانون، یا به تعبیر دقیق‌تر، میان اخلاقِ مبتنی بر ترحم و جود با اخلاقِ مبتنی بر عدالت و حق است. این تعارض نه‌تنها در سطح فردی، بلکه در سطح نهادی و سیاسی نیز خود را نشان می‌دهد و پیامد آن، شکل‌گیری جامعه‌ای احساسی، پیش‌بینی‌ناپذیر و کم‌التزام به مسئولیت‌های حقوقی و قانونی است. 🔹 اما اخلاق حق‌محور و عدالت پایه در نقطه مقابل رویکردهایی قرار می‌گیرد که بر احساسات، نتایج یا روابط تکیه دارند. در این نوع اخلاق، بنیان رفتار درست بر رعایت حق، انجام وظیفه و مسئولیت، سنجش منصفانه میان خطا و خدمت، و پایبندی به قواعد پایدار استوار است. معیار اصلی ارزیابی رفتار نیز این پرسش است که «تا چه اندازه حق رعایت شده و مسئولیت به‌درستی انجام شده است؟». چنین رویکردی معمولاً در جوامع قانون‌محور یا نهادگرا دیده می‌شود؛ جایی که اتکا به قواعد ثابت، نظم، پیش‌بینی‌پذیری و در نهایت ثبات اجتماعی را تقویت می‌کند. 🔸تا زمانی که حق، وظیفه و مسئولیت به ارزش‌های مرکزی در فرهنگ عمومی تبدیل نشوند، برخی از بی‌ثباتی‌های اجتماعی، نوسان‌های هیجانی و ضعف نهادهای قانونی تداوم خواهند داشت. حل این مسئله مستلزمِ بازتعریف اخلاق در سطح کلان توحیدی و تکیه بر حقوق و مسئولیت‌های متقابل اجتماعی است. 🔹 در فرهنگ قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام شواهد بسیار زیادی می‌توان یافت که از محوریت حق و عدل در روابط انسانی و معادلات اجتماعی پرده بر می‌دارد. هدف انبیا اقامه قسط توسط مردم است (حدید ۲۵) عدالت نزدیک‌ترین حالت به تقوا است(مائده ۸) در صدقه و انفاق منت نباشد (بقره ۲۶۲) اسراف نشود (اسرا ۲۶) و رعایت عدالت و توازن شود(اسرا ۲۹). همچنین از مجموع آیات و روایات اصل تقدم کار و تلاش بر کمک خواستن از دیگران و اصل تقدم قرض‌الحسنه بر صدقه استفاده می‌شود که امثال این موارد نشانگر این است که در فرهنگ اسلامی، اساس در اخلاق، رعایت حق و تحقق عدالت است. نمونه این نظام اخلاقی، رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) و روایات حقوق مؤمنان بر یکدیگر است. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3288
📌نقشه راه تحولی: سندی پویا، نه یک برنامه ایستا 🔹تحول، مسیری تدریجی و رودخانه‌مانند است که در آن، تلاش برای کنترل کامل و پیش‌بینی تمام جزئیات از ابتدا، می‌تواند به ناپایداری و شکست منجر شود. بهترین رویکرد، داشتن یک نقشه راه کلی و انعطاف‌پذیر است که به طور مداوم در طول مسیر بازنگری و اصلاح شود. 🔸نقشه راه، متشکل از چشم‌انداز، برنامه‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت، اصول و لوازم حرکت، به عنوان راهنمای اصلی عمل می‌کند. با این حال، انتظار تدوین کامل و بی‌نقص تمام جزئیات پیش از اقدام، واقع‌بینانه نیست؛ زیرا بسیاری از جزئیات در بستر عمل، تعامل و شرایط متغیر اجتماعی، سیاسی و زمانی شکل می‌گیرند. بنابراین، نقشه راه باید بر اهداف قابل دستیابی، ظرفیت‌ها و استعدادهای واقعی تمرکز کند. 🔸یک سند کلی و حداقلی باید طراحی شود که در مقام اجرا «زنده» و «پویا» باشد. این سند باید به صورت دوره‌ای (مثلاً هر شش ماه یا سالی یک‌بار) بازخوانی شود تا نقاط قوت تقویت، نقاط ضعف شناسایی، عناصر مغفول اضافه و با شرایط جدید هم‌راستا گردد. سازمان یا فرد باید در طول مسیر تحول، آمادگی یادگیری از تجربیات، بازخوردها و تغییرات محیطی را داشته باشد. این بازنگری‌های مستمر، پویایی و انعطاف فرآیند توسعه را حفظ کرده و آن را با شرایط درونی و بیرونی هم‌راستا می‌سازد. 🔹در مقابل، برخی با نگاه جزیره‌ای بر این باورند که پیش از هر اقدامی، تمام جزئیات باید کاملاً روشن و بدون امکان تخطی از برنامه باشد. این نگاه، ناشی از عدم درک عوامل زمینه‌ای و پیرامونی مؤثر بر تصمیم‌گیری‌ها و کنش‌های مدیران تحول است. در واقع، تحول فرآیندی تدریجی و واکنشی است که جزئیات آن در دلِ تعامل انسانها در متن واقعیت اجتماعی پیجیده شکل گرفته و کمتر قابل پیش‌بینی یا تنظیم دقیق ریاضی‌وار است. 🔸نکته پایانی اینکه، نقشه راه تحولی موفق، ترکیبی از چشم‌انداز روشن، انعطاف‌پذیری در اجرا، یادگیری مستمر و مشارکت فعال همه ذینفعان در بازنگری است که تضمین می‌کند فرآیند تحول، ضمن حفظ جهت‌گیری کلی، قادر به انطباق با پیچیدگی‌ها و تحولات جهان امروز باشد و این رویکرد، نقشه راه را از یک برنامه ایستا به ابزاری زنده و پویا و جمعی تبدیل می‌کند. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3289