eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.2هزار دنبال‌کننده
472 عکس
133 ویدیو
26 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای https://eitaa.com/Taha_121 نگاشته‌های سید مهدی موسوی طلبه و مدرس فقه واصول-دکتری فلسفه علوم اجتماعی
مشاهده در ایتا
دانلود
📌مظلومیت علمی امام خمینی (ره) 🔹شاید سالیان درازی طول بکشد تا همه ابعاد وجودی حضرت امام خمینی روشن بشود و آن مقداری هم که تا به حال برای ما روشن شده، مقداری از ابعاد شخصیتی ایشان است و هنوز برخی از ابعاد امام مخصوصاً جنبۀ علمی ایشان مشخص نشده است. 🔸به نظر من امام از نظر فطانت و قوت استعداد و زکاوت، فرد ممتاز و بی نظیری بود، نمی خواهیم ادعا بکنیم در طول تاریخ نظیری برای ایشان وجود نداشته ولی ما نظیری برای ایشان درک نکرده ایم. 🔹خود من 26 سال است که کتاب «تحریرالوسیله» ایشان را شرح می کنم و هنوز هم شاید بیش از ثلث آن باقی مانده باشد. من برای شرح کتاب وقتی مطالب دیگران را با نظریات ایشان مقایسه می کنم می بینم که فاصلۀ زیادی وجود دارد و نظریات ایشان بسیار دقیق و با ارزش است، امّا با این حال مقام علمی ایشان بسیار مخفی مانده است. 🔸یادم هست در مهمانی شامی در قم به حاج احمد آقا گفتم پدر شما با این که شهرت جهانی پیدا کرده و فکر نمی کنم کسی روی زمین باشد که اسم ایشان را نشنیده باشد ولی از نظر علمی یک محرومیت و مظلومیت عجیبی دارد، چون برخی می پندارند که نظریات ایشان علمی نیست و از این نظر باید اظهار تأسف کرد. البته اگر این گرفتاری های امام نبود و فقط در جنبۀ علمی متمحض بود حوزه از وجود ایشان استفادۀ زیادی می توانست بکند لکن گرفتاری تشکیل و اداره حکومت ایشان را از این معنا بازداشت. 🔹مقام علمی ایشان به ویژه برای طلبه هایی که درس ایشان را ندیده اند و کتاب های ایشان را درست مطالعه نکرده اند خیلی روشن نیست و من مخصوصاً به برادران طلبۀ جوان نصیحت می کنم که از کتاب های ایشان غفلت نکنند. مخصوصاً کتاب «بیع» که تقریباً پنج جلد است به تمام معنا قابل استفاده است و مطالبی در آن هست که در هیچ کجا یافت نمی شود. 📚 آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت اسلامی / مصاحبه های علمی، ج 10، ص 9. https://eitaa.com/hekmat121
📌جایگاه خطا در تفکر انتقادی استاد شهید مطهری: 🔹 عالی‌ترين مظهر عقل و تربيت صحيح، است؛ يعنی انسان بتواند در دريای ژرف افکار و انديشه‌‌‌‌‌ها و تمايلات و افعال و اقوال خود فرو برود و خطاهای خود را بيابد و انگشت روی آن‌ها بگذارد و آن‌ها را از خود دور کند. 🔸 از بشر انتظار اينکه خطا نکند، خطاست، بشر جايزالخطاست؛ ممکن الخطاست. 🔹 از بشر بايد انتظار داشت که خطاهای خود را تکرار نکند، از خطاهای خود استفاده کند. يعنی چه از خطاهای خود استفاده کند؟ يعنی آن‌ها را بشناسد و مصمم گردد که تکرار نکند. 🔸 فرق مؤمن و غير مؤمن در اين نيست که اين خطا می‌کند و آن خطا نمی‌کند؛ فرق آن‌ها در اين است که مؤمن خطای خود را تکرار نمی‌کند، بيش از يک بار خطا نمی‌کند، اما غير مؤمن چندين بار صدمه کاری را می‌خورد و باز آنقدر بصيرت ندارد که بار ديگر تکرار نکند. 🔹 از خداوند مسئلت داريم که به ما توفيق دهد از خطاها و لغزش‌های خود پند بگيريم. 📚 حکمت‌ها و اندرزها (شهید مطهری) ؛ ج ۱ ص ۶۷ https://eitaa.com/hekmat121
📌جامعه، فرهنگ، هویت ۱. قوام جامعه به فرهنگ است وهر جامعه ای از فرهنگی تمایز بخش برخوردار است. هرفرهنگی نیز از استعدادها و ظرفیت های ممتازی بهره مند است که موجب تمایز آن از ساير فرهنگ می شود و براساس آن جامعه ای شکل بگیرد. به تعبیر دیگر، اگر ظرفیتهای ممتاز نبود فرهنگی متمایز شکل نمیگرفت و اگر فرهنگ متمايز ومستعد نبود جامعه ای مستقل قوام نمییافت. ۲. هیچ فرهنگی، باطل محض ورذیلت مطلق نیست چرا که اگر چنین میبود هیچگاه وجود نمییافت واجتماع انسانی جریان پیدا نمیکرد و مردمانی را به گرد خود جمع نمیکرد. اگر فرهنگی، نمود دارد وجریان یافته وجمعیتی راقوام داده است نشان ازاین داردکه سطحی از حق، منافع واقعی و ظرفیتهای تاثیرگذاری را دارا است و به اعتبار و میزان همان بهره مندی از حقیقت، وجود و جریان یافته است و در زمین پایدار شده است. بنابراین هیچ فرهنگی باطل محض نیست هرچند ممکن است در آن باطل، خرافه و رذیلت هم وجود داشته باشد و حتی این جنبه غالب هم باشد. لکن این موجب نمی شود از استعدادها و ظرفیت های فرهنگی نادیده گرفته شود. ۳. انسانی که دغدغه انسان و تمدن انسانی دارد، چشم بر روی هیچ فرهنگی و جامعه ای نمی بندد و خود را از شناخت و بهره گیری از استعدادها و ظرفیت های آن محروم نمی سازد. بلکه با حکمت و عقلانیت در فرهنگها عمیقا می نگرد، همدلانه آنها را فهم می کند، از افت و خیزها، صعود و سقوطها، تعالی و انحطاطهای آن جوامع درس می گیرد و از ظرفیت‌های آنها برای خروج از فروبست های جامعه خود الهام می پذیرد و طرحی نو در می اندازد و خود را و فرهنگ جامعه خود را بازخوانی و در صورت لزوم بازسازی می کند. ۴. بنا براین نگرش، تحوّل و تعالی سنت جاری در فرهنگ و قاعده قدرت آفرین در جامعه است. جامعه ای که به تحوّل و تعالی مداوم می اندیشد و برای پویایی و پیشرفت، طرح فکر شده و برنامه ی راهبردی و عملیاتی دارد، جامعه ای زنده و بانشاط است و سرنوشت محتوم آن تعالي و پیشرفت است. ۵. پیشرفت و تعالی نه محصول ساخت حقوقی و ابزار تولید و فن آوری های روزآمد است - که اینها همه نمادها و خروجی های پیشرفت و تعالی است-، بلکه محصول تحول و پویایی در ساخت حقیقی و زیرساخت‌های فرهنگی جامعه است. ۶. راه و طریق تحول و پویایی یک فرهنگ، است، بده بستان فرهنگی، رفت و آمد فرهنگی، بهره گیری و بهره دهی علمی و عملی است. تبادل حکیمانه و عاقلانه، پنجره نوآوری های خلاقانه، طرح های ایده پردازانه و پروازهای افق گسترانه است. ۷. تبادل فرهنگی، از یک سو فرع بر داشتن عقل صائب و چارجوب و مضامینی از عقلانیتِ عملی رهایی بخش و طرح اجتماعی سازنده است. چرا که اگر این نباشد رصد، گزینش، داوری و سنجش ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر محصولِ تفکر انتقادی، فهم همدلانه، سنجش منصفانه، خلاقیت جسورانه، نوآوری مؤدبانه و مستقلانه است. ۸. در مقابل تبادل فرهنگی دو طریق دیگر است: و . دو راهی که دو مانع اصلی بر سر راه تحول و پویایی فرهنگ و جامعه هستند. توان خلاقیت و نوآوری را ذبح، و ناامیدی و خمودگی را حاکم می کنند‌ جامعه در تکرارها درجا می زند، هیچ افقی را رصد نمی کند و هیچ ظرفیت را جذب و هیچ طرحی(ایده ای) را خلق نمی کند. ۹. تبادل فرهنگی میان حال، گذشته و آینده؛ میان سنت و تجدد؛ میان ذهن و عین؛ میان فطرت و هویت، میان علم و تجربه، میان غرب و شرق همگی از مصادیقِ صحیح، ثمربخش و ضروري تبادل فرهنگی در جامعه پویا و تحول خواه است. ۱۰. از میان همه سرمایه ها و ظرفیت‌های فرهنگی برای رشد و تعالی یک جامعه، هویت تاریخی و میراث علمی و عملی همان جامعه، جایگاه متفاوت و نقش فوق العاده مهمی دارد و هیچ چیز نمی تواند جای خالی آن را پُر کند. تاريخ و سرمایه های تاریخی و فرهنگی - اعم از علم و تجربه، ارزش و هنجار، آداب و رسوم، مناسک و شعائر، هنر و صنعت - زیرساخت هویتی (خودی) افراد و سازنده ی اکنونیت آن جامعه است. آن کس که درصدد شناخت عمیق هویت خود و تحليل چرايي اکتونیت جامعه‌ خود و خروج از بن بست ها و فروبست ها، تولیدات و تکرارها، سکون‌ها و انجمادهااست از این سرمایه غفلت نمی کند و همواره می اندیشد که: اول: چرا باید با تاریخ فرهنگی و میراث علمی و عملی گذشته خود، گفتگو کرد و با آن تبادل فکری وفرهنگی برقرار ساخت از یک سو آن را بازخوانی و بازسازی کرد و از سوی دیگر از آن درس گرفت. دوم: با چه بخشی و چگونه با آن مواجه شد؛ سوم: چه چیزی را از آن برگزید؛ چهارم: چگونه آن را درک، فهم و تفسیر نمود؛ پنجم: چگونه آن را در ساخت نظام معنایی و شبکه دانشی خود وارد کرد؛ ششم: چگونه آن را در سیاستگذاری ها و تصمیم گیرها و راهبردنویسی جاری کرد؛ هفتم: چگونه آن را در حوزه عمومی گفتمان سازی و جریان سازی کرد به نحوی که به تقابل اجتماعی و ستیز با خودي امروز خود نینجامد بلکه به اصلاح امور و خروج از بن بست ها و فروبست ها بیانجامد.
محققِ معیار دبا: «مهدی محقق»، عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، به نودودومین پلّۀ نردبانِ زندگی گام گذاشت. او بیش از هفتادسال از عمر خود را در راهِ اعتلای فرهنگ ایرانی- اسلامی سپری کرد، و اینک نگاهی داریم بر زندگی و آثارش.
انا لله و انا الیه راجعون مرجع عالیقدر حضرت آیت الله حاج شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی به رحمت بی کران الهی پیوستند. رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات
📌نکته: 🔸در تحلیل هر پديده انسانی سویه ها و جنبه های مختلف انسان را می بایست در نظر گرفت: جنبه معرفتی _ منطقی جنبه روانشناختی _ عصب شناختی جنبه تربیتی _ هویتی جنبه فرهنگی _اجتماعی جنبه فطری _ سرشتی 🔷مشکل علوم انسانی موجود، تخصص گرایی مفرط و تحویلی انگاری انسان و تقلیل انسان به یک ساحت از ساحت های حیاتی و وجودی او است. موضوع هر رشته از رشته های علوم انسانی موجود، "انسان تک ساحتی" است. یعنی شناخت انسان در یک ساحت و حتی شاید در یک لایه را رسالت خود می داند و از ساير ساحت ها و لایه ها غفلت دارند و با باور به کفایت همان دانش تک ساحتی، به تحلیل پدیده های پیچیده انسانی می پردازند و توصیه ها و تجویزهای حل مسئله ای صادر می کنند. 🔸در حالی که انسان، موجودی پیچیده، چند ساحتی و چند لایه است که همه آن ساحات و لایه های به صورت روابط شبکه ای پیچیده در محصولات انسانی اعم از بینش ها، گرایشها و کنش های آدمي حضورِ تأثيرگذار دارند. 🔹انسان در عین وحدت وجودی، حداقل ترکیبی است از: ۱. بدن، ۲. ذهن، ۳. نفس، ۴. فطرت و هر کدام از این اجزا، دارای لایه های طولی و سطوح عرضی متنوع و متکثر است. که در در عین تنوع و تکثر کاملا به هم مرتبط و دارای فعل و انفعال متقابلند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 وجود شریف فیلمی از دیدار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی با رهبر معظم انقلاب 🔹دعای شما برای ما یکی از ارزشمندترین چیزهایی است که در زندگی ما ... https://eitaa.com/hekmat121
📌مکاشفه مرحوم آقا سيد جمال گلپايگاني‌‌‌‌‌ ✍ به نقل از آیت الله العظمی به روایت استاد : 🔸مرحوم آقاي رضوان اللَّه عليه يکي از مراجع تقليدِ تقريبا عصر حاضر بودند که حدود پانزده سال پيش به تهران هم آمدند و اکنون حدود ده سال است که فوت کرده‌‌‌‌‌اند. من در تهران خدمت ايشان رسيده بودم و قبلا هم البته ايشان را مي‌‌‌‌‌شناختم. 🔹مردي بود که از اوايل جواني که در اصفهان تحصيل مي‌‌‌‌‌کرده است [اهل تقوا بوده‌‌‌‌‌] و افرادي که در جواني با اين مرد محشور بوده‌‌‌‌‌اند او را به تقوا و معنويت و صفا و پاکي مي‌‌‌‌‌شناختند و اصلا وارد اين دنيا بود و شايد مسيرش هم اين نبود که بيايد درس بخواند و روزي مرجع و رئيس بشود. اين حرفها در کارش نبود و تا آخر عمر به اين پيمان خودش باقي بود. به طور قطع و يقين آثار فوق‌‌‌‌‌العاده‌‌‌‌‌اي در ايشان ديده مي‌‌‌‌‌شد. 🔸آقاي - که الآن از فضلاي قم است و مرد خوبي است- قصه‌‌‌‌‌اي را براي من نقل کرد، بعد من از پسر مرحوم آقا سيد جمال هم پرسيدم، گفت که «آقا خودش براي خود من هم نقل کرد». 🔹قضيه اين بود که مرحوم آقا ضياء عراقي که از مراجع نجف بود- ظاهرا- در سنه 22 فوت کرد. آن وقت ما در قم بوديم. يک سال قبل از فوت آقا سيد ابوالحسن بود و از نظر تدريس و علميت، حوزه نجف را مرحوم آقا ضياء و مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني معروف به کمپاني اداره مي‌‌‌‌‌کردند، رياست با مرحوم آقا سيد ابوالحسن بود. مرحوم آقا شيخ محمد حسين استاد آقاي طباطبائي بود. او غير از مقام علميت، در معنويت هم مرد فوق‌‌‌‌‌العاده‌‌‌‌‌اي بوده. از آن اشخاصي بود که نمونه سلف صالح بود، که مي‌‌‌‌‌گفتند گاهي در عبادتْ ليلةالرکوع و ليلةالسجود داشت يعني گاهي يک شب تا صبح در رکوع بود و گاهي يک شب تا صبح در سجود بود. با اينکه به کارهاي علمي‌‌‌‌‌اش مي‌‌‌‌‌رسيد وقتي هم به عبادت مي‌‌‌‌‌پرداخت يک چنين کسي بود، که آقاي طباطبائي خودمان قصه‌‌‌‌‌ها و حکايتها از ايشان دارند و حتي خوابهاي خيلي فوق‌‌‌‌‌العاده از اين استاد بزرگوارش دارد. 🔹مرحوم آقا ضياء فوت کرد يعني نجف که دو پايه تدريس داشت يک پايه‌‌‌‌‌اش خراب شد. محروم آقا شيخ محمد حسين تنها پايه‌‌‌‌‌اي بود که باقي ماند. بعد از يک هفته مرحوم آقا شيخ محمد حسين هم ظاهرا با سکته مغزي از دنيا رفت؛ گفته بودند از بس که زياد فکر مي‌‌‌‌‌کرد، و کتابهايي که از او باقي مانده اين امر را نشان مي‌‌‌‌‌دهد؛ مي‌‌‌‌‌گفتند که شايد همين فکر خيلي زياد منجر به سکته مغزي شده. به هر حال يک هفته بعد ايشان سکته و فوت کرد. 🔸مرحوم آقا سيد جمال در حالي که نماز شب مي‌‌‌‌‌خوانَد و در قنوت وَتْر مکاشفه مي‌‌‌‌‌کند، مرحوم آقا ضياء را مي‌‌‌‌‌بيند که دارد مي‌‌‌‌‌آيد و از او، يا خود ايشان مي‌‌‌‌‌پرسد يا مي‌‌‌‌‌پرسند کجا مي‌‌‌‌‌روي؟ مي‌‌‌‌‌گويد آقا شيخ محمدحسين فوت کرده، مي‌‌‌‌‌روم براي تشييع جنازه‌‌‌‌‌اش. بعد مرحوم آقا سيد جمال کسي را مي‌‌‌‌‌فرستد که برويد ببينيد خبري هست، آيا آقا شيخ محمد حسين فوت کرده؟ مي‌‌‌‌‌روند مي‌‌‌‌‌بينند ايشان سکته کرده. 🔸آقاي  گفت «من خودم از آقا سيد جمال قضيه را شنيدم». بعد من از پسرش آقا سيد احمد هم که الآن در تهران است قضيه را پرسيدم گفتم که من چنين قضيه‌‌‌‌‌اي شنيده‌‌‌‌‌ام، گفت اتفاقا من خودم آن شب آنجا بودم و کسي که آقا مأمور کرد من بودم و گفت که من در مکاشفه اين جور ديدم که آقا ضياء مي‌‌‌‌‌آمد و گفت «من مي‌‌‌‌‌روم براي تشييع جنازه آقا شيخ محمد حسين» آقا شيخ محمد حسين فوت کرده يا نه؟ رفتم ديدم ايشان فوت کرده. 🔸اين، پديده‌‌‌‌‌اي است غير قابل انکار و منحصر به يک نفر و دو نفر، آقا سيد جمال و ديگري نيست، الآن هم هستند افرادي که اين طور هستند. منبع: نبوت، ص۱۹۳ https://eitaa.com/hekmat121
📌تفکر انتقادی 🔹بخش زیادی از میزان و کیفیت روابط انسانی معلول عناصر شناختی و معرفتی و محصول بیانِ زبانی (گفتار و نوشتار) اندیشه های ذهنی و برداشتها و قضاوتهای خود از پدیده ها، افراد و حوادث است. انسان از این طریق (افعال گفتاری) مکنونات قلبی خود را آشکار و در دیگران تأثير می گذارد و به تبع دیگران نیز در برابر این کنش، واکنش نشان خواهند داد و با زبان و گفتار پیامی را منتقل می کند که یا نشان از رضایت است و پذیرش و یا دال بر ناراحتی و انکار و شاید هم دلیل بر بی تفاوتی و بی اهمیتی. 🔸براساس این مطلب، روشن می شود که شیوه بیان و کیفیت پیام در میزان و کیفیت روابط انسانی و مناسبات اجتماعی دخیل است. 🔹 در زمینه اصلاح شیوه ها و بهبود انتقال پیام، باید از اخلاق و آداب و رسوم، هنجارهای اجتماعی، هنر و فن خطابه کمک گرفت تا بهترین و مناسب ترین شیوه شناخته و در راستای سالم سازی محیط انسانی و اجتماعی به کار گرفته شود. 🔸 علاوه بر شیوه های بیانی، محتوای پیام و کیفیت صحت و اتقان آن نیز بسیار مهم است. انسان در ساحت جدّی حیات، فطرتا به دنبال پیامی صحیح، جامع، صادق و کارآمد است. بدین منظور نیز دانش منطق را گرامی داشت تا ۱. راهی برای کشف حقیقت، ۲. ابزاری برای پرهیز از خطا و ۳. سنجه ای براي سنجش ادعاها و استدلالها باشد. 🔹 منطق، همان طریقه و اسلوب تفکر انتقادی است که به انسان متفکر طریق سنجش اندیشه ها و ارزیابی صوري استدلالها را آموزش می دهد تا بتواند میزان قوت و ضعف استدلالها و کیفیت ربط آنها را با نتایج آشکار سازد. 🔸 در تفکر انتقادی، استدلال حداقل باید از ۴ ویژگی برخوردار باشد: ۱. صدق قضیه ای مقدمات، ۲. ربط مقدمات به ادعا و نتیجه، ۳. صحت نظم در چینش و روابط شبکه ای مقدمات، ۴. کفایت مقدمات در اخذ نتیجه و اثبات مدعا. هر یک از این ویژگی‌ها نقشی در توانمندی و کیفیت استدلال دارد و متفکر حقیقت یاب و اندیشه ورز نقاد از هیچ یک بی نیاز نیست. 🔹چند نکته: ۱. اثبات صدق در محتوای قضایا و مقدمات استدلال یا از سنخ بدیهیات است که بر عهده عقل آدمي است و یا از سنخ نظریات است که در قلمرو دانش ها و رشته های تخصصی است. متفکر نقاد لاجرم باید از تخصص و دانش مربوطه کمک بگیرد. ۲. بخش زیادی از خطاهای معرفتی و تیرگی روابط انسانی در زیاده گویی و بیان مقدمات کثیر و پراکنده است به نوعی که علیرغم پنهان بودن ربط مقدمات استدلال به نتیجه، گوینده بر بیان آنها و حتی تکرار آنها اصرار دارد و آن را در کسب نتیجه دخالت می دهد. همین امر موجب سوءتفاهم ها و سوء برداشتها و عمق جدال می شود. راه حل این است که هم گوینده باید به ربط مقدمات با استدلال آگاهانه بیاندیشد و این ربط را در استدلال آشکار و اثبات کند و هم متفکر حقیقت یاب قبل از رد استدلال به دنبال کشف رابطه ی مضمر و پنهان مقدمات و نتیجه باشد هرچند ممکن است‌ برای گوینده بدیهی باشد و حتی بدان التقاط نداشته باشد. متفکر نقاد چون به دنبال کشف حقیقت است و به دنبال مچ گیری نیست به آشکار شدن ربط ها و نسبت‌ها در استدلال اهتمام می ورزد. حتی اگر لازم باشد گوینده را استفهام کند و یا خود بر کمیت و کیفیت استدلال بیافزاید. در منطق بیان می شود که همه قضایا داری جهت (کیفیت ربط محمول به موضوع از حیث ضرورت، امکان و امتناع) و سور (میزان ربط میان افراد محمول و موضوع از حیث کلیت و جزییت) است هر چند ممکن است بیان نشود و به صورت قضاياي مطلقه ابراز شود اما انسان متفکر تلاش می کند تا جهت و سور قضایا را بشناسد. ۳. از عوامل دیگر موثر در قوت و صحت استدلال چینش مقدمات و نظم میان آنها است. توجه به عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مبین، کلی و جزیی، موجبه و سالبه، و از این قبیل روابط. چینش مقدمات نیز در امکان انتاج استدلال دخیل است. ۴. کفایت استدلال غیر از صحت استدلال است. ممکن از استدلالی از سه حیث پیش گفته صادق و مرتبط و منظم باشد لکن نتیجه آن اعم از مدعا و یا اخص از مدعا باشد و برای اثبات همه مدعا و یا جامعیت و عمومیت نسبت به همه افراد ممکن به مقدمات دیگر و استدلال‌های پشتیبان نیازمند باشد. به عبارت دیگر، ممکن است استدلال برای تحلیل یک ساحت و یک لایه از پدیده (موضوع شناخت) کافی باشد اما از ساحت ها و لایه های دیگر غفلت داشته باشد و نسبت به آن متوقف و ساکت باشد در حالی که در مدعا از جامعیت و عمومیت ساحتها، لایه ها و یا افراد حکایت می کند. https://eitaa.com/hekmat121/628
📌فلسفه معنوی ترنج در هنر اسلامي 🔸ترنج، تصویر جامع و مانعی از حرکت و سیر انسان به سوی خداوند است. ترنج و شمسه کلیتی از نظام شکل یافته و هماهنگ در اسلیمی و اشکال هندسی هستند این دو نما بیانگر دو کانون از روح انسانند. یکی با نظم شگرف جذبه و عشق و عرفان و دیگری نظمی آمیخته با درک و عقل و منطق، هنگامی که این دو نماد با هم تلفیق شوند، نقش واحدی را به وجود می آورد که عکسی از تمام زیباییها، جذابیتها و علوم و فنون و حکمت و تصویری ناب از انسان کامل است. این اشکال بیانگر اشارات و تلویحاتی است که بازتاب از روح مسلمان در آن متبلور گشته است. محققاً ریشه ها و الهام های نقاش مسلمان که نقوش تزئینی مخصوصاً ترنج را طرح می کند، از این عناصر انتزاعی و رمزی بهره می جوید. 🔹نمونه عینی و مصداق بارز حرکت درونی نقش ترنج را با کمی تأمل و تعمق می توان، در احکام اسلام عموماً «نماز و حج» دانست. حرکت ترنج به تعبیری حرکت معنایی جمله (انا الله و انا الیه راجعون) است که الگویی ذهنی و حسی است و حرکتی است که به داخل محیط چرخش کرده و حرکتی درونگرا است. https://eitaa.com/hekmat121